ch
Feedback
مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.

مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.

前往频道在 Telegram

فرانچسکا، من واقعا فکر می‌کنم تو وجود داری و تمام این داستان‌ها اتفاق افتاده. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1281765614

显示更多
712
订阅者
+124 小时
-27
-1030
帖子存档
نه خوشگله، مشکلی نداره

سلاممم مشکلی نداره متن‌هایی که میذاری رو سیو کنیم؟

+نه می‌بخشم نه فراموش می‌کنم. -می‌تونی گذر کنی. می‌تونی ازش عبور کنی و وانمود کنی همه‌چیز عین اوله. می‌تونی جوری از سر بگیری انگار تا الان کوچک‌ترین اتفاقی نیوفتاده. -ولی نمی‌بخشم. +به مرور زمان، وقتی اونقدر ازش گذر کردی و انقدر وانمود کردی که همه‌چیز صحیح و سالمه، دیگه کم کم خودت هم باورت می‌شه و چیزی برای بخشش پیدا نمی‌شه. +قرار نیست فراموشش کنم.

رها کردن

-می‌گن می‌خوان اعدامش کنن، احتمالش خیلی زیاده. +تو این مرحله چه واکنشی می‌تونم نشون بدم؟ ازم انتظار داری بشینم جلوت زار زار گریه کنم؟ -حداقل نشون بده که براش ارزش قائلی. +فایده‌ای نداره. مثلا من گریه کنم و به قول تو عواطفم رو بروز بدم آزادش می‌کنن؟ لابد با خودشون می‌گن آخی، طفلکی برای مرگ این بنده‌خدا خیلی غصه می‌خوره پس درنتیجه ما به مرگ محکومش نمی‌کنیم؟ چرت می‌گی‌ تو ام‌. -از الان انقدر ساده راجع بهش صحبت نکن. +مرگ اتفاقیه که برای هر بنی بشری می‌افته. کاری هم از دست من و تو برنمیاد، فقط قبولش کن و ازش بگذر. -از الان هم کردیش تو گور؟ +نه عزیز من، دارم از واقعیت می‌گم. دارم می‌گم دست من و تو نیست، دارم می‌گم هیچ‌کاری از من برنمیاد، دارم می‌گم نقش ما الان مثل آپاندیس تو بدنه، همون‌قدر به درد نخور و بی‌خاصیت. دارم می‌گم مویه زاری کردن هم دردی رو دوا نمی‌کنه. دارم می‌گم به‌جای توبیخ کردن من برای نشون ندادن عواطفم فقط سعی کن اتفاقی که قراره بیوفته رو بپذیری.

سلاپ در مورد میل به دوست داشته شدن، و در عین حال تنها و دوست نداشتنی بودن.

فراموشی

سلاپ. یک‌‌چیزی بگید که من درباره‌ش دیالوگ بنویسم. عکس هم می‌تونه باشه. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1281765614

خداروشکر در کودکی فکر می‌کردم تابستون بدترین فصل هست و فقط لازمه نسبت به همین یک فصل نفرت بورزم ولی الان بزرگ شدم و نسبت به همه‌چیز ساعت‌ها نفرت پراکنی می‌کنم. عالی هست.

جدی جدی پاییز داره تمام می‌شه و اصلا تا الان خوب نبوده، یک هفته فرصت میدم تا خودش رو اثبات بکنه وگرنه از لیست فصل های مورد علاقه‌ام خط می‌خوره.

نیاز دارم حداقل یک‌روز بابت هر‌ روزی که می‌گذرونم فقط وجود نداشته باشم و بعد دوباره روز بعدی رو شروع کنم

تا اینجا زندگیم کالکشن کاملی از نتونستم، نشد و نخواهد شد‌‌ها بود.

باطریم به عنوان یک آدمیزاد تموم شده و شارژرم رو گم کردم.

Repost from Lia's 🌧
به جای هپی هپی هپی داریم ایپی ایپی ایپی 🐈‍⬛

ری‌اکشن‌های بامزه گذاشتم

به قول راس گلر، احساس می‌کنم یکی ساندویچم رو که تنها چیز خوب در زندگیم بوده رو خورده.