201
订阅者
无数据24 小时
+17 天
-230 天
帖子存档
201
دارم یاد میگیرم خط بکشم رو کلمهی انتظار؛ همهی دردهام از همینجا شروع شد، از انتظار. منتظر بودم اوضاع درست بشه و نشد؛ منتظر بودم یادم بره و نرفت؛ منتظر بودم اشکام تموم بشه و نشد؛ منتظر بودم شوقم برگرده و برنگشت؛ بعد هِی، حالم بدتر شد؛ از این تکرار. از تکرارِ این تکرر؛ حالا یاد گرفتم؛ مثل تک تک املاهایی که بیست شد؛ دیگه منتظر حال خوب و روز خوب و دنیای خوب نیستم؛ انتظار همهچیز رو بدتر میکنه؛ وقتی منتظرشی و اتفاق نمیافته؛ وقتی منتظرشی و چیزی عوض نمیشه.
201
If this was meant for me, why does it hurt so much?
And if you're not made for me, why did we fall in love?
