ch
Feedback
[ادامه‌دهنده]

[ادامه‌دهنده]

前往频道在 Telegram

دانشجوی ترم هشت داروسازی تبریز، ۲۶ ساله از بوکان :)

显示更多

📈 Telegram 频道 [ادامه‌دهنده] 的分析概览

频道 [ادامه‌دهنده] (@theycallmenar) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 11 086 名订阅者,在 教育 类别中位列第 17 973,并在 伊朗 地区排名第 28 847

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 11 086 名订阅者。

根据 30 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 504,过去 24 小时变化为 23,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 30.21%。内容发布后 24 小时内通常能获得 38.85% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 3 343 次浏览,首日通常累积 4 299 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 113

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
دانشجوی ترم هشت داروسازی تبریز، ۲۶ ساله از بوکان :)

凭借高频更新(最新数据采集于 31 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 教育 类别中的关键影响点。

11 086
订阅者
+2324 小时
+1807
+50430
帖子存档
بچه‌ها بنظرتون پسری که تو رابطه‌س کار درستیه بره دختری که نمیشناسه رو فالو کنه؟ منظورم اینه که نه همکارشه نه همکلاسی یا چیزی. صرفا فالور مشترک زیاد دارن و بخواد فالو کنه. من که پرقدرت میگم غلطه😂

دوستان من فردا میخوام اولین دیتم رو برم واقعا استرس دارم و تا الان همه اش به خاطر این استرس این موضوع رو عقب می انداختم چه پیشنهادی دارین؟ 🥲

Shayda – حاڵی من خاسە.m4a2.08 MB

تقریبا هیچی نمیتونه بی‌حوصلگی امروزمو درست کنه😭

حرفای زیادی دارم همه رو گذاشتم واسه روز افتتاحیه. نمیدونم شایدم هیچوقت بهش نرسیدم ولی خیلی ساله که همه‌ی جزئیاتش رو تو ذهنم تصور کردم.

سال آخری که میخواستم بمونم مامانم خیلی مخالف بود، خیلی خسته بود و کاملا درکش میکردم ولی من واقعا نمیتونستم بیخیال بشم. مامانم قانع نمیشد. به روز هایلایتای کوثر کوکه‌ای رو خوندم و با تمام وجودم گریه کردم، کسی که تو ۲۶ سالگی پزشکی رشت قبول شده بود. مامانم رو صدا زدم و تک‌تک استوریا رو براش خوندم و هر دو به مقدار خیلی زیادی گریه کردیم. دقیقا از همونجا بود که مامانم اجازه داد من بازم بمونم. انگار بعد خوندم اون استوریا خیلی بیشتر درکم کرد. یک بار دیگه بهم اعتماد کرد و دیگه تو طول سال یک بار هم نگفت کاش نمیموندی. دیگه حرفش رو نزد. انگار اون روز غم وجودم رو با تمام اشکام دید. امشب که داشتم استوریای افتتاحیه‌ی دکتر کوکه‌ای رو میدیدم تموم خاطرات اون روژ برام زنده شد. اینجا داره از باباش تشکر میکنه که چقدر همیشه حامیش بوده و میگه امیدوارم بتونم زحماتتون رو جبران کنم. دوباره کلی گریه کردم. ای کاش یه روزم منم بتونم داروخونه‌ی خودم رو بزنم و همونجا از کسایی که وسط گریه‌هام بغلم کردن و گفتن تو میتونی تشکر کنم. کنار همه‌ی آدما ازشون با تمام وجودم تشکر کنم.

سال آخری که میخواستم بمونم مامانم خیلی مخالف بود، خیلی خسته بود و کاملا درکش میکردم ولی من واقعا نمیتونستم بیخیال بشم. مامانم قانع نمیشد. به روز هایلایتای کوثر کوکه‌ای رو خوندم و با تمام وجودم گریه کردم، کسی که تو ۲۶ سالگی پزشکی رشت قبول شده بود. مامانم رو صدا زدم و تک‌تک استوریا رو براش خوندم و هر دو به مقدار خیلی زیادی گریه کردیم. دقیقا از همونجا بود که مامانم اجازه داد من بازم بمونم. انگار بعد خوندم اون استوریا خیلی بیشتر درکم کرد. یک بار دیگه بهم اعتماد کرد و دیگه تو طول سال یک بار هم نگفت کاش نمیموندی. دیگه حرفش رو نزد. انگار اون روز غم وجودم رو با تمام اشکام دید. امشب که داشتم استوریای افتتاحیه‌ی دکتر کوکه‌ای رو میدیدم تموم خاطرات اون روژ برام زنده شد. اینجا داره از باباش تشکر میکنه که چقدر همیشه حامیش بوده و میگه امیدوارم بتونم زحماتتون رو جبران کنم. دوباره کلی گریه کردم. ای کاش یه روزم منم بتونم داروخونه‌ی خودم رو بزنم و همونجا از کسایی که وسط گریه‌هام بغلم کردن و گفتن تو میتونی تشکر کنم. کنار همه‌ی آدما ازشون با تمام وجودم تشکر کنم.

خدمتتون بگم که آشپزخونه خییلی کثیف بود و تو این جور مواقع حال منم به همون کثافت میشه که با تمام توانم همه جا رو سابیدم و میتو
خدمتتون بگم که آشپزخونه خییلی کثیف بود و تو این جور مواقع حال منم به همون کثافت میشه که با تمام توانم همه جا رو سابیدم و میتونم بگم اخیییشش✨✨✨

وای بوسس به تک‌تکتون که حرف همو خوب میفهمیم حتی اگه به زبون نیاریم :)💝

سلام اون شب که ویدیو مسیج گذاشتی گریه میکردی یهو دیدم اونا رو منم زدم زیر گریه بغضی که مدت ها بود تو گلوم بود شکست بخاطر امتحانای کوفتی😭🤦‍♀ بعدش که از جلسه برگشتم دیدم ارایش کرده و خوشگل ویدیو گذاشتی فهمیدم زندگی همینه تهش باید پاشی درس قشنگی ازت گرفتم بخاطرشم ممنونم ازت❤️

شب بخیرر💋💋💋

صبح پاک میکنم

مرسیی که بودین

بریم بچه‌هاا؟🫠

ایشالا که باشه

از آدم امیدواری نمیپرسی😂

نارین ینی هست هنوزم پسری که باشخصیت باشه تعهد رو بفهمه خوش قدوبالاهم باشه و واقعااا قصدش یه رابطه ی طولانی و جدی باشه؟

شما آرزوی قلبی مامان بابامو تو پیامت نوشتی:

نارین به این فک میکردم نیان هم امسال قبول شه با هم زندگی کنین تبریز

میووو‌ بککک🎀🎀