ch
Feedback
This Moment ᡣ𐭩

This Moment ᡣ𐭩

前往频道在 Telegram

بهم گفته بود :« مامان گل و گلدون‌ها» 🌱 https://t.me/HarfinoBot?start=132351fb6ddf5b

显示更多
95
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-430 天
吸引订阅者
七月 '26
七月 '260
在1个频道中
六月 '260
在0个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+6
在1个频道中
Get PRO
八月 '25
+11
在1个频道中
Get PRO
七月 '25
+30
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+9
在1个频道中
Get PRO
五月 '25
+12
在3个频道中
Get PRO
四月 '25
+16
在5个频道中
Get PRO
三月 '25
+19
在4个频道中
Get PRO
二月 '25
+5
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+42
在12个频道中
Get PRO
十二月 '24
+18
在4个频道中
Get PRO
十一月 '24
+20
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+5
在3个频道中
Get PRO
九月 '24
+7
在4个频道中
Get PRO
八月 '24
+32
在4个频道中
Get PRO
七月 '24
+67
在9个频道中
Get PRO
六月 '24
+20
在1个频道中
Get PRO
五月 '24
+58
在5个频道中
Get PRO
四月 '240
在10个频道中
Get PRO
三月 '24
+99
在17个频道中
频道帖子
سلام :) رفقا من اینجام https://t.me/f_kooch +اینجا تا چند روز آینده خالی از سکنه خواهد شد.

2
رفقا چراغا خاموشه و فعلا دیگه نمینویسم. ماچ بهتون🫂❤
68
3
استوری و بساطش از اونجایی که استوری تبریک(تولد، ازدواج، فلان، بهمان و...) اجباری شد دیگه به درد نخورد :/
68
4
امروز یه شکت پاییزه دوختم که الان به این نتیجه رسیدم هوا گرمه براش و باید منتقلش کنم به کمد، قسمت لباس های در انتظار فصل! و از همه بدتر شال ستش رو ندارم :|
67
5
اوضاع کسادیه اسماعیل انگار همه از خوف ماشه فریز شدن. ولی مگه سیاهی از این بیشتر میشه؟!
66
6
به نظرم وجدان کاری داشتن مهم تر از وجدان شخصی داشته!
64
7
سلام از این‌جا🦜
سلام از این‌جا🦜
68
8
این رو باید حک کنم توی ذهنم.
این رو باید حک کنم توی ذهنم.
63
9
خرسک مذکور :)))))
خرسک مذکور :)))))
56
10
•| پنج‌شنبه و جمعه سوم و چهارم مهر از دیروز که نگفتم، ظهرش نهار ماکارونی دلبری داشتیم و عصر و شب بازار گردی. انگار که تولد این‌جانب است نه مردی! غذای محبوب بازار برای خرید لباس برای اینجانب و نهایتا خرید پارچه برای این‌جانب! طفلکم از تولد فقط اسمش را داشت... امروز اما جبرانی گذاشتیم، نهار برایش قیمه بار گذاشته هشتاد و سه انگشتش را بلعید، آب‌ سیب وهویج‌ برایش گرفتیم شُش هایش صفا گرفت. شب هم کیک خیس شکلاتی محبوبش را پخته کرده مردی رِ حسابی کیفور نمودیم. خودمان هم این وسط ها بی‌نصیب نماندیم، یک الگوی شکت کشیده بریدیم گذاشتیم کنار جهت خراب شدن بر سر چرخ سر دوز مادر، یک دست هم لباس راحتی نرمولک برای خودمان دوخته کردیم جایتان خالی چنان دلبر، چنان زیبا، چنان ماه چنااااان! خلاصه که فی الحال، ظرف های نشسته توی سینک روی هم ریخته، یک گوشه وا رفتیم و بچه‌مهندس تماشا می‌کنیم باشد که بعد تر همت کنیم سینک را خالی به فردا واگذاریم!‌ امید است فردا روز خوبی در انتظارمان باشد.. +لطفا به خرسک لباسم توجه کافی شود، خودمان دوخته کردیم ها!
41
11
از ام‌روز✨🦋
از ام‌روز✨🦋
41
12
از امشب، تک گردوی درخت گردوی باغچه‌ی بچه‌غول🥹🏡+2
از امشب، تک گردوی درخت گردوی باغچه‌ی بچه‌غول🥹🏡
232
13
•| چهارشنبه دوم مهر امروز صبح تا ظهر کسالت بار و بدون پولی طی کردم و ظهر منزل پدری کاباب میهمان شده کسالت هامان شسته شد. کمااینکه پدر و برادر مثل همه‌ی پدر و پسر های عالم درگیر جدال بودن و دست آخر بغض برادر ترکید راستش بی نهایت احساس بی فایده بودن کردم! احساس پوچی! احساس اینکه من را بگذارید که پامال شوم! چرا که همه‌ی بغض این بچه‌ی پانزده/ شانزده ساله را با تک تک مویرگ های تنم درک می‌کنم و چشیده‌ام و تنهایی اش را بی نهایت می‌فهمم و دست آخر برای نجاتش هیچ از دست خالی ام بر نمی آید.. [ آه عمیق ] بگذریم شب اما علی‌رغم غم و خشم فوران شده و حضور pms ناعزیز آروم گذشت. شام ساندویچ مرغ زدیم بر بدن، بعد تر هودی به تن زده بساط بلال کبابی بردیم وسط حیاط و‌ یکی دو ساعتی نشستیم کنار آتیش و از هر دری حرف زدیم. یک کاپوچینوی‌ جاذاب هم خودمان را میهمان کرده دست آخر بعد از مدت ها باغچه‌ی بچه غول را به دقت نگریسته قربان قد و‌بالاش رفتیم لذا خوش‌گذشت.. فردا تولد مردیست و این اصلا انصاف نیست که اعصاب ما زیر درخت آلبالو گم شود! 🥳✨
42
14
از فرزند اول بودن میگم در واقع...
58
15
اینکه ببینی یه نفر دقیقا جای پای تو پا گذاشته و داره زخمایی که تو خوردی رو میخوره و دردایی که کشیدی رو میکشه و تو رسما نمیتونی هیچکاری براش انجام بدی از عذاب الیم هم الیم تره!
61
16
شما رندوم هر کافی نتی بری و یه رمز برات تعریف کنه برای یه سامانه‌ ای (هرررچی) از این سه حالت خارج نیست: Aa123456@ A123456a@ Aa@123456
62
17
صبح از اینجا بخیر✨😌+2
صبح از اینجا بخیر✨😌
56
18
گویا پاییز به اکسپلورم حمله کرده😶‍🌫
گویا پاییز به اکسپلورم حمله کرده😶‍🌫
41
19
•| سه شنبه یکم مهر رسیده‌ام به اون نقطه که از دنیا و متعلاقت و زخما و دردا و هرچه نامطلوبیه پناه می‌برم به خواب و حقی که درمان خوبیه :) ظهر مامان اومد، کلم گل آورده بود برام با بِه و یک ساعت گوشِ شنوا.. یک عالمه غر زدم و حرص خوردم و فحش دادم و گریه کردم و نهایتا؟! به میزان زیادی آروم شدم. فی الحال کیفور از طرحایی که دخترکای قشنگم روی سفال می‌انداختن به انضمام یک شام چربِ مریض خوش‌مزه و البته حس خوبِ آشپزخونه‌ای که بعد از دو روز بی توجهی امشب مرتب و تمیز و برق برقی شد، زیر پتوی گرمم کز کرده‌م و دارم دنبال الگوی پانچو می‌گردم که یه بلایی سر پارچه‌ای که یکم پیش از توی کمد بیرون کشیدمش بیارم. باشد که رستگار شویم. +از خیاطی و‌ لباس جدید سیر نمیشم؟! نچ. 😌✨
42
20
یه شروع ترش خوشمزه داشته باشیم برای پاییز ^ـــ^+1
یه شروع ترش خوشمزه داشته باشیم برای پاییز ^ـــ^
42