[شبح محافظ کتابها]
前往频道在 Telegram
https://t.me/HarfChatBot?start=35e0148bc5a4 سکوت و تاریکی و پنهان شدن. راه من همین است و طور دیگری نمیتوانم عمل کنم...
显示更多211
订阅者
-124 小时
-27 天
-730 天
帖子存档
انگار خانه کردن یکی از تجربههایی است که با ایجاد پیوند بین ما و جهانِ بیرون، این نیرو را پدید میآورد و تعامل دوستانه با دیگران را ممکن میکند. نبودش، هر لحظه خطر وجود دیگری را جدیتر میکند و ما را به جدالی مدام با محیط بیرونی وامیدارد. خانه کردن در یک مکان اولین قدم برای مواجهه با جهانِ پیچیده و ناشناخته دیگران است.
شرم از مکنا گودمن به تصویری که جامعه از یه زن تو ذهن ما تثبیت کرده حملهور میشه و بهش زوایایی رو میده که گاهی اوقات ناراحت کنندست اما این مسئله چیزی از واقعی بودنش کم نمیکنه...
من به خود آن کتابها احتیاج داشتم، تا توی خانهام جایی را اشغال کنند و مدرکی باشند دال بر اینکه من خواندهامشان، که حالا آن کتابها جزئی از وجود من شدهاند.
جلد اول تموم شد...
دلم میخواد باور کنم و به نوعی امیدوار باشم که لیلا در آینده میتونه خودش رو از زندگیه روزمرهای که باعث اضمحلال تدریجیش میشه نجات بده.
کشیش تایید کرد: و چطور ممکن است جز این باشد؟ باید وضع زندگی بشر را هم در نظر بگیریم. دین یگانه عامل جبران کننده همه چیزهای پستی است که انسان در غرایز خود حس میکند. دین یگانه مایه حیثیت بشر است. و نیز یگانه مایه تسلی رنجها و یگانه منبع خرسندی اوست.
آنتوان با لحن طعنهآمیزی گفت: این نکته کاملا درست است. کسانی که برای حقیقت ارزشی بیشتر از آسایش خودشان قائل باشند بسیار نادرند! و دین حد اعلای آسایش فکری است! ولی آقای آبه، چه خوشتان بیاید و چه نیاید، به هر حال کسانی هم هستند که شوق فهمیدن بیشتر از شوق ایمان آوردن به ذهنشان حاکم است.
