idyllic
关闭频道
ترکیبی نامتوازن از افسانهسیزیف، سفر به دوزخ دانته، کاپیتالیسم و شکم حاجی بازاری شناس: @Maalekiovic
显示更多68
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-230 天
帖子存档
68
Repost from idyllic
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاقترم یا تو به من؟ زندهام بیتو همین قدر که دارم نفسی از جدایی نتوان گفت به جز آه، سخن بعد ازین در دل من، شوق رهایی هم نیست این هم از عاقبت از قفس آزاد شدن وای بر من که در این بازی بیسود و زیان پیش پیمانشکنی چون تو شدم عهدشکن باز با گریه به آغوش تو بر میگردم چون غریبی که خودش را برساند به وطن تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است ای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن- فاضل نظری
68
برای آرزوهای محال خویش میگریم
اگر اشکی نمانَد، در خیال خویش میگریم
شب دل کندنت می پرسم آیا باز میگردی؟
جوابت هرچه باشد، بر سوال خویش میگریم
نمی دانم چرا اما به قدری دوستت دارم
که از بیچارگی گاهی به حال خویش میگریم
اگر جنگیده بودم، دستِکم حسرت نمی خوردم
ولی من بر شکست بی جدال خویش میگریم
به گردم حلقه می بندند یاران و نمی دانند
که من چون شمع هرشب بر زوال خویش میگریم
نمیگریم برای عمر از کف رفتهام اما
به حال آرزوهای محال خویش میگریم
فاضل نظری
68
این عشاق چپ و کمونیسم هنوز برای ما روشن نشده چرا در کشور های امپریالیست ضد چپ زندگی میکنن و هیچ وقت نمیرن در ارمانشهر هاشون کوبا کره شمالی روسیه یا چین این چرندیات رو ببافن
