ch
Feedback
💔دل نوشته های من 💔

💔دل نوشته های من 💔

前往频道在 Telegram
183
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-830 天
吸引订阅者
三月 '26
三月 '260
在0个频道中
二月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+4
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+3
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+9
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+12
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+14
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+24
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+48
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+35
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+26
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+12
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+7
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+40
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+77
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+73
在2个频道中
Get PRO
七月 '24
+24
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+2
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+15
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+11
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+36
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+56
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+35
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+71
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+293
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
29 三月0
28 三月0
27 三月0
26 三月0
25 三月0
24 三月0
23 三月0
22 三月0
21 三月0
20 三月0
19 三月0
18 三月0
17 三月0
16 三月0
15 三月0
14 三月0
13 三月0
12 三月0
11 三月0
10 三月0
09 三月0
08 三月0
07 三月0
06 三月0
05 三月0
04 三月0
03 三月0
02 三月0
01 三月0
频道帖子
. تنها عشـــــق است که می تواند لحظه های تاریک قلب را از اندوه پاک کند و عشق است که می آید و بر دیوار خیال نقش بهشت می کشد عشق است که سخن می‌گوید وقتی تنها مانده مانده ای و تو را حرکت می دهد درست به سمت نور عشق اگر عشق باشد به سمت امید می‌برد به روشنایی و طراوت؛ می برد به سمت باغ های بی انتها به درک راز حیات .. می‌خواهم در انتهای این واژه ها بگویم : دوستت دارم بگذار دوباره بگویم : دوستت دارم .. و تکرار این جمله چقدر شیرین است؛ "دوســـــتت دارم" ... دلنوشته... ‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🌺💔🥀😔

2
کم نيستند شادی ها .. حتی اگر بزرگ نباشند آنقدر دست نيافتنی نيستند که تو عمريست کز کرده‌ای گوشه جهان و بر آسمان چوب خط می كشی به انتظار. حبس ابد هم حتی ، پايان دارد پايانی بزرگ و طولاني چه آسان تماشاگر سبقت ثانيه‌هاييم و به عبورشان می خنديم چه آسان لحظه‌ها را به کام هم تلخ مي‌کنيم و چه ارزان می فروشيم لذت با هم بودن را چه زود دير میشود. و نمی دانيم که فردا می آيد. شايد ما نباشيم... دلنوشته... 🌺🥀💔😔
0
3
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هر شب به مکث تو که می رسم عاشقانہ زمزمه می کنم دوست داشتنت را... #شبتون_بدورازتنهایی 🥀💔😔
0
4
دلتنگ که میشوی نمیدانی سر به کدام جاده بگذاری یا از دل کدام شب بگریزی یا باید آنقدر خودت را درگیر ندانم ڪار هایی کنی که نمی دانی چیست یا باید آنقدر در خاطره هایت گم شوی که کسی در بیداری حتی پیدایت نکند دلتنگی معلوم نیست جبهه اش چیست خوب است بد است چیست،نمی دانم ... هر چه که هست گاهی شادت میکند و بی هوا لبخندی را کنج لبت میکارد و گاهی آنقدر افسرده ات‌ می کند که تو را از تمام لحظه هایت می گیرد حتی از زیستن ... #شبتون_پرازعشق_وآرامش 🥀💔😔
0
5
صبح، وقتی یادت اولین واژه‌ی ذهنم می‌شود، آفتاب خجالت می‌کشد از این همه روشنی نیستی اما هوا بوی تو را می‌فهمد، فنجان چای گرمتر از همیشه است و پنجره، دلش برای نگاهت تنگ بگذار هر روز را با خیال تو آغاز ‌کنم... دلتوشته..... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌😔🥀💔
0
6
‍ . با من همراه شو با منِ مسافرِ برگشته از سفر تنهایی با من بیا در یک اتاق پر از حضور خیالت که پشت پنجره ی دلتنگی خیره ام به آن دور دست فاصله ها بیا که می خواهم با تو حرف بزنم تو همیشه با من بودی در جانم و در اشتیاقم برای زندگی در بحبوبه ی تلخ روزگار.... 💔💔💘🥀🌹🌷🌺
0
7
صبح، وقتی یادت اولین واژه‌ی ذهنم می‌شود، آفتاب خجالت می‌کشد از این همه روشنی نیستی اما هوا بوی تو را می‌فهمد، فنجان چای گرمتر از همیشه است و پنجره، دلش برای نگاهت تنگ بگذار هر روز را با خیال تو آغاز ‌کنم... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌😔🌷🌹🥀🌺💔💘❤️
0
8
. در هیاهوی روزگار آرامش قلب در لحظه‌های ساده نهفته است مطالعه کتابی ارزشمند گرمای ملایم آفتاب بر چهره، هم‌صحبتی با یاری صمیمی سکوتی شفابخش در مکانی امن، عطر دل‌انگیز گل‌ها و لذت نوشیدن قهوه‌ای دلچسب در فضایی آشنا و دوست‌داشتنی امروز رها باش چون باران ِ بی هوا چون آوازِ پرنده‌ها چون خیال ِ آنکه دوستش داری.... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🌺💔💔
0
9
همچون شعر سپید زیباست ‌ و رویای شیرین ِ خواب های مرا ... به صبح غزل خوان پیوند می زند بانوی گیسو بلند شعرهای من چشم های تو به
همچون شعر سپید زیباست ‌ و رویای شیرین ِ خواب های مرا ... به صبح غزل خوان پیوند می زند  بانوی گیسو بلند شعرهای من چشم های تو بهار جاودان است در تن پوش زیبای گل ها یاد تو شمیم عشق است که می پیچد در هوای جان ِ آدینه هایم تو شعری ، شعری بر خواسته از اعماق قلبم جاری بر خطوط ارغوانی کتاب عشق ... 🌺💔🥀😔
0
10
از من نپرس، چگونه‌ام... ‏من همیشه دلتنگ توام ... ‏وقتی راہ می‌روم ‏وقتی می‌نشینم ‏حتی زمانی که در چشمانت نگاہ می‌کنم ‏از عمق
از من نپرس، چگونه‌ام... ‏من همیشه دلتنگ توام ... ‏وقتی راہ می‌روم ‏وقتی می‌نشینم ‏حتی زمانی که در چشمانت نگاہ می‌کنم ‏از عمق جان دلتنگت می‌شوم ‏تا به‌حال، نفست برای کسی تنگ شده؟ ‏من مبتلای توام .. دلنوشته... 🌺💔💔🥀
0
11
ای همراه همیشگی من با تو خواهم ماند هرچندکه نبودنت روزگارم را دارد به یغما میبرد باتو خواهم زیست آنگونه که در افسانه ها از ما
ای همراه همیشگی من با تو خواهم ماند هرچندکه نبودنت روزگارم را دارد به یغما میبرد باتو خواهم زیست آنگونه که در افسانه ها از ما یاد کنند ! درست، سخت است زندگی کردن با کسی که از او رویا و خیال باقی مانده است اما تو نمیدانی با دور بودن از تو چه اتفاقی درون من رخ میدهد نمیدانی چه عذابی را قلبم باید تحمل کند ... کشنده ترین دردیست که هیچ دارویی ندارد طوریکه بارها و بارها احساس مرگ میکنی اما هنوز زنده ایی ای عزیز رفته ام  آسوده خاطر باش و در باور خود بیندیش که من بی خیال تو و آسوده ام ... دلنوشته... 🌺💔💔🥀
0
12
. برای اولین‌بار بعد از سکوتی طولانی بینِ دو دلیِ منطق و عشق، گفت: :تو زیباترین ماه قلب منی" و من... چنان غرق شدم در صدای این جمله که شب برای اولین بار از تاریکی‌اش دست برداشت احساس کردم آسمان کمی پایین‌تر آمده و ستاره‌ها جای خود را به نگاه او داده‌اند دستم را گرفت نه از روی نیاز نه برای لحظه‌ای عبور و رفتن که انگار قرار بود تا آخر این مسیر فقط در کنار هم قدم بزنیم... ماه که باشی زمین بودن هم افتخار است و من با گردشِ بی‌وقفه‌ی دلم به دورِ مدارِ نگاهش فهمیدم عشق، قانون جاذبه را هم تغییر می‌دهد گفتم: اگر من ماه توأم پس تو آسمان منی پناهِ امنِ شبانه های تنهایی ام گفت: نه فقط آسمان من آرامشم برای تمامِ طلوع‌ها و تاریکی‌ها؛ ؛ و  چقدر دلم می خواست برای دلبری واژه ها و نگاهش جان بدهم در چشمانش شب شدم در نگاهش صبح آنجا میان لبخندش میان صدای آرامِ بودنش به عشق اعتماد کردم..... 🌺💔💔🥀
0
13
من خواهم رفت از این دیاری که هیچ صبحش ارغوانی نیست بنفشه ها دیگر گل نمی دهند، از این کوچه های متروک احساس سفر خواهم کرد مسافر
من خواهم رفت از این دیاری که هیچ صبحش ارغوانی نیست بنفشه ها دیگر گل نمی دهند، از این کوچه های متروک احساس سفر خواهم کرد مسافر جاده های بی بازگشت خواهم شد ، دیگر ستاره ایی در شب رویاهایم نمی خواهم عطر حضور کسی دیگر به وجدم نمی آورد خواهم رفت و تو مرا یاد خواهی کرد روزی به عاشقانه هایم سر خواهی زد دلتنگم خواهی شد ؛ و انوقت ست که دستهای دلم را در کوچه پس کوچه های غمت گم کرده ایی.... 💔💔🥀
0
14
‍ همیشه دوست داشتم باران باشم از همان باران های نم نم بهاری من همه چیز را درباره ات میدانم حتی بیشتر از خودم وقتی باران شروع میشود هوای چشمانت ابری میشود و گریه میکنی میخواهم پناهی باشم برای روز های ابری ات از آسمانی ببارم که انتهایش تو باشی آنگاه.... سقوط میکنم بر روی گونه هایت سرخی گونه هایت همیشه مرا خجل میکند چشم هایت را میبوسم و در میان اشک هایت گم میشوم عطر تنت با بوی باران مرا مست میکند میخواهم نغمه ی باران شوم گوش هایت را نوازش کنم با بوی کاهگل های نم خورده در امیخته شوم و در نفس های وجودت غرق شوم می دانم که باران را دوست داری میخواهم باران شوم... دلنوشته های من
0
15
‍ در فصلی سرد به بهار می ماند آمدنت ای که دلت آبی ست بسان دریا حس بودنت گرم است و زیبا در این زمستانه های سرد ; آمدنت سپیدی ب
‍ در فصلی سرد به بهار می ماند آمدنت ای که دلت آبی ست بسان دریا حس بودنت گرم است و زیبا در این زمستانه های سرد ; آمدنت سپیدی برف است در دل سیاهی روزگار ... روزی که آمدی گرمای چشمانت تداعی تابستان بود و دلربایی پاییز ... به پاس بودنت تقدیر را جشن می گیرم ودر چنین شب رویایی سطر به سطر نانوشته های قلبم آهنگ عشق می شود به ملودی زیبای حضورت; بودنت دل انگیز است ای که لبخندت اشتیاق گرم فصل بی قراری هاست با آمدنت ایمان آورده ام به فصل سرد .... 🌺💔💔🥀
0
16
اگر شب برای آسمان نبود، اگر آسمان برای ستارہ ها نبود، اگر ماہ براے مهتاب نبود، تو را ماهترین ماہ شبهای آسمانم صدا میکردم. تو همان خدای آسمانِ اشعار منی ، که نوشته هایم ، عطر نفس هایت را میدهند. و شعرهایم رنگِ چشمانت را دارند . دوستت دارم با اینکه میدانم خیال هستی و محال . 💔💔🥀
0
17
. شب است و ماه.... بر حوض خیال من شعر می‌نویسد. لبخندی خاموش روی لبم نشسته،  و آهنگی آرام در گوشم طنین انداخته تو را به یاد می آورم نه با عکس...  نه با خاطره.... بلکه با نبضی.... که هنوز در رگ هایم شعر می نویسد باران...  بر گونه‌ ام می‌نشیند،  چشمانم را می‌بندم،  و آرام  می گویم بخواب ای آرامش مهتابی... 💔💔🥀
0
18
شبها خیالم را به آسمان گره می زنم آنجا که ستاره نگاه تو می درخشد ، خودم را به سرزمین شب چشمانت می رسانم و به رسم دلدادگی هایِ دل بی تابم با بوسه بر پلک های بخواب رفته ی تو شب بخیر هایم را روانه ی شبهای تو می کنم ... "شب بخیر عزیز لحظه هایم " 💔💔😔 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎
0
19
قسم به آیه عشق که از غزل دو چشمانت شعر عاشقی را آغاز کرد قسم به دفتر عاشقانه ی قلبم که یک به یک واژه ها برای ستایش از تو شعر
قسم به آیه عشق که از غزل دو چشمانت شعر عاشقی را آغاز کرد قسم به دفتر عاشقانه ی قلبم که یک به یک واژه ها برای ستایش از تو شعر را اعجاز کرد قسم به سرخی داغ لبانت که زبان شعر مجنون را به غزل ساز کرد قسم به انار و سیب سرخ بهشتی که تصویر عشق را در بوم تن شروع به پرواز کرد قسم به خدای آسمان که تقدیرم را بر روی پلکهای تو شروع به آواز کرد تو را به نهایت واژه های عشق دوست دارم... دلنوشته های من 💔💔🥀 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
0
20
وقتی جوانه های خواستنت چهار فصل در سینه ام می روید در قلبم از خیالت دارِ قالی ایی بر پا میکنم و نقش می زنم بودنت را در تقدیری رنگارنگ از خواستن و رویای زیبای با تو بودن.... زیر بارش باران های دلدادگی کرانه تا کرانه اش نقش گل و ریحان می گیرد در قاب خوشرنگ از حضور تو ... و من با هر طیف رنگش گره در گره شعر می خوانم و امید آمدنت را صبورانه در تار و پودش می بافم  با تارو پوی از جونم تا که با لبخندی مهربان طرحی از دوست داشتن بزنی و عشق را زنده کنی در وجودم بر پهنه ی پر نقش و نگار این کهنه قالی عشق.... دلنوشته های من 💔💔🥀
0