ch
Feedback
Origiedit

Origiedit

前往频道在 Telegram
1 062
订阅者
无数据24 小时
-37
-730
帖子存档
یک نگاه به قیمت‌های پارسال تا امسال بندازیم تا متوجه انتهای مسیری که دولت برای مردم تدارک دیده بشیم. از پارسال تا امسال، اجاره مسکن ۲ برابر، خرید میکن ۱.۵ برابر، لبنیات ۳ برابر، برنج ۵ برابر، گوشت ۳ برابر، مرغ ۴ برابر، روغن ۴ برابر، نون ۲.۵ برابر و تخم مرغ ۴ برابر شدن. این اثر واقعی روی سفره مردمه. پس نباید گول درصد تورم رو بخورید. اسمش اینه که تورم ۵۰ درصدی داریم، بعد حقوق ۲۰ درصد افزایش پیدا می‌کنه یک عده‌ای میان می‌گن: آی افزایش حقوق باید اندازه تورم باشه. تورمی که با عددسازی پایین نگه داشته بشه چه اهمیتی داره؟ تورم واقعی و ملموس، تورمیه که روی سفره و مسکن مردم داره اعمال می‌شه. از پارسال تا الان مخارجت ۴ الی ۵ برابر شده. این واقعیت روی زمینه پس باید بفهمی این بازی‌های حقوق و اینا صرفا برای سرگرم کردنته. این مسیر، مسیر نابودی طبقه متوسط، طبقه آسیب‌پذیر و طبقه سرمایه‌دار و ثروتمنده. کی از این مسیر سود می‌بره؟ اون رانت‌خواری که توی دولت در پست‌های متعدد آدم داره و هر قانونی که تصویب بشه به نفعش می‌شه.

در یک نظام استبدادی، حافظه، دشمن شماره یک است. حاکم می‌خواهد گذشته را چنان بازنویسی کند که گویی همیشه حق با او بوده است. پس به یاد آوردن، خود یک عمل انقلابی است.

نشد دیگه باید میرفتم، موندن من چیزی رو درست نمیکرد، بعضی وقت‌ها همین میشه همه وجودت میخواد بمونه، دلت گیر کرده، حتی اگه بمونی حالت بهتره، ولی باید جمع کنی بری طوری بری که انگار هیچوقت نبودی و هیچ راه برگشتی نداشته باشی، من هم باید میرفتم انگار هیچوقت نبودم.

جراحی اقتصادی و غیره دیگه معنادار نیست. من یک راه بیشتر سراغ ندارم. راه مردم. چه در سیاست و چه در اقتصاد. ما شاید در مهم‌ترین دوران تاریخ خودمون هستیم و باید تصمیمات بزرگ و مهم بگیریم. تصمیمات بزرگ نیاز به شفافیت با مردم و همراهی مردم داره. اول از همه، مسیر اقتصاد ما به جاییه که شاید بعدش هیچوقت شرایط مثل قبل نشه. اصلاحات تدریجی و گزینشی و موقتی به جز خرابی بیشتر و کلافگی بیشتر هیچ چیز نداره. وقتی شرایط بدتر بشه دیگه پولی نیست که بخواد رانتی توزیع بشه و قیمت‌ها سرکوب بشه. از طرفی شوک‌درمانی‌های‌ موقتی هم که فقط بلای جون مردمه. اول از همه اعلام کنید تمامی منابع و املاک کشور، واقعا ملیه. ۳۰ درصد برای مصارف نظامی برداشت میشه و بقیه مستقیما به کارت ملی مردم واریز میشه. هرکسی دوست داره سهمش رو از نفت و بنزین و گاز بفروشه، هرکسی هم نخواست نفروشه. ما دیگه توانایی مدیریت نداریم. بله من هم میدونم این کار درست نیست، این کار هم یک مُسکّنه، اما با این تفاوت که فایده‌ش برای مردم بیشتر از باقی طرح‌هاست و تصمیم‌گیری رو به خود مردم میده. یعنی چی که هر ایرانی فقط یک میلیون اون هم فقط روی کالایی که من میگم و فقط در فروشگاهی که من میگم؟ این کشور هرچی داره مال مردمه، بدید به خودشون بلدن چطوری خرجش کنن و بعدش همه قیمت‌هارو جهانی کنید. شما میخواید قیمت‌هارو جهانی کنید ولی پول مردم رو به خودشون ندید! نمیشه که. ظرف ۶ ماه می‌بینید که توی همین وضعیت تحریم و قیمت پایین نفت و هزاران موضوع دیگه، هر ایرانی حداقل ماهی ۵۰۰ دلار به قدرت خریدش اضافه می‌شه و الگو مصرف رو برای همیشه تغییر می‌ده درحالی که نهایتا ۲۰۰ دلار به هزینه‌هاش اضافه می‌شه. اون موقع خواهید دید که همین مُسکّن در دراز مدت باعث می‌شه که درآمد هر ایرانی از مجموع کار خودش و این طرح به ماهی ۳۰۰۰ دلار برسه که تمامی هزینه‌های خونه، خوراک، پوشاک، حمل و‌ نقل و زندگی شرافتمندانه رو پوشش میده و باعث توسعه و شکوفایی فردی می‌شه. اون موقع خواهید دید که طبقه فقیر و مستضعف هم‌سطح طبقه متوسط مردم ترکیه خواهند شد. شماها اینکارو نمی‌کنید چون اینطوری دیگه کی به اسم حق مردم و طبقه فقیر، سر مردم کلاه بذاره و ثروتشون رو بالا بکشه؟ این راه اقتصادی بود. طبق معمول به ۵۰ هزار انرژی نیازه که بریم سراغ راهکار سیاسی.

در اساطير يونان، زئوس براى تنبيه انسانها «پاندورا» را آفريد وجعبه اى به او سپرد كه هركَز نبايد گشوده مى شد. پاندورا از سر كنجكاوى درٍ جعبه را باز كرد وتمام بلاها و رنجها-بيمارى، اندوه، فقر و مرگ به جهان هجوم آوردند. تنها چیزی كه در جعبه باقى ماند «الپيس» بود؛ اميد. از همانجا بحثى قديمى شكل گرفت: آيا اميد هديه اى براى ادامه‌ی زندگی بود؟ يا آخرين ابزار خدايان براى اينكه انسان با رنج كنار بيايد؟!

حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۹۲

Reza Bahram Hame Raftand.mp38.14 MB

بهمن از نیمه گذشت و ما همچنان در دیماه ماندیم..

آيا مفهوم زندگی اين بودكه آدم شاهدِ رجاله بازي يک دسته مادرقحبه بشود؟ صادق هدایت

‏چه روزهای کثیفی! ‏خورشید هر روز در چرک و خون طلوع می‌کند و در لجن مرداب غروب می‌کند. صبح‌ها دلم نمی‌خواهد بیدار شوم و شب‌ها نمی‌توانم درست بخوابم. ‏روزم در دل‌مشغولی و شبم در خواب و بیدار می‌گذرد‌. شاهرخ مسکوب

The_labyrinth_song_Asaf_Avidan_2015__7lOtHqsUrNY_140.mp37.09 MB

قابل‌اندازه‌گیری بود. برخی مشخصه‌ها، رفتار ذره‌ای نور و رفتار موجی ماده

در خانه و کتابخانه بوی مرگ می‌آید، در گلخانه و غسالخانه بوی مرگ می‌آید، از تمامِ خانه‌ها بیرون می‌روم اما بوی کافور از مشامم خالی نمی‌شود، در زندگی‌ام ردِ پای مُرده‌ای جوان، بی‌قراری می‌کند... ‌ بکتاش آبتین

در خانه و کتابخانه بوی مرگ می‌آید، در گلخانه و غسالخانه بوی مرگ می‌آید، از تمامِ خانه‌ها بیرون می‌روم اما بوی کافور از مشامم خالی نمی‌شود، در زندگی‌ام ردِ پای مُرده‌ای جوان، بی‌قراری می‌کند... ‌ بکتاش آبتین

+1
Mahmud Bin Asraf - Papaoutai - Afro Soul Music Video.mp34.17 MB

و شاید تا ابد نیم کت میدان تجریش برای من یادآور شبی ساده باشد شبی که هر دو ساده بودیم لباس تنمان، حرف‌هایمان، خنده هایمان، چایمان. همه چیز ساده بود، به جز احساس دو قلب رنج کشیده که در هیاهو شب های شلوغ زندگی کمی به دنبال آرامش میگشتند و درست در شلوغ ترین میدان، میان پر آشوب ترین روزهای زندگیشان روی نیمکتی ساده به آرامشی دست پیدا کردند که میدانستند فقط با یکدیگر می‌توانند به آن برسند.

آدم بايد كسى رابراى زندگی انتخاب كند كه وقتى ديوارها ترک برداشت، به فكر تعمير باشد، نه فرار از زيرآوار...

دیگر نه می‌خواهم و نه می‌توانم انسان باشم. چه باید بکنم؟ خدمت به نظامی اجتماعی و سیاسی؟ بدبخت کردن زنی؟ دنبال نقصان نظام‌های فلسفی گشتن؟ جنگیدن برای آرمان‌های زیبایی‌شناسی و اخلاقی؟ این‌همه بسیار ناچیز است. من انکار می‌کنم انسان بودنم را، حتی به قیمت تنها ماندن.

هنگامی که قدرت جبار بر زندگی آرام مردم مسلط می‌شود، صورتی گلگون از اعتمادبه‌نفس دارد. با اطمینان پرچمی برمی‌افرازد و فریاد می‌کشد: «منم، قدرت جبار! متفرق شوید و تا لگدمالتان نکرده‌ام راه را باز کنید!» لیکن جباریت زود پیر می‌شود؛ چند سالی که گذشت اعتماد به خود را از دست می‌دهد و برای اینکه پابرجا بماند و دست‌کم در ظاهر سرزنده بنماید با «دروغ» متحد می‌شود، چرا که زور جز دروغ پوششی ندارد و دروغ هم فقط زیر سایهٔ زور قابل دوام است. لزومی ندارد پنجه‌های سنگین زور روی همهٔ شانه‌ها بی‌وقفه فشار وارد بیاورد، کافی است که به اطاعت از او در برابر دروغ سر فرود آوریم و همه‌روزه در تزویر سهیم شویم، که همین است آن سرسپردگی بی‌چون‌وچرا. و کلید نادیده‌انگاشتهٔ رهایی ما در همین نکتهٔ ساده و سهل‌الوصول نهفته است: عدم شرکت فردی در تزویر! چه باک که پردهٔ دروغ همه‌چیز را پوشانده و بر همهٔ شئون حاکم است، ما در مورد کم‌اهمیت‌ترین چیزها ایستادگی می‌کنیم. بگذار دروغ حکومت کند، اما بدون شرکت من! 📚 زندگی بدون تزویر ✍ الکساندر سولژنیتسین

Mehrad Hidden Kaviano Mano Bespar.mp310.59 MB