ch
Feedback
مَواعِظٌ بَليغَة

مَواعِظٌ بَليغَة

前往频道在 Telegram

﴿وَذَكِّر فَإِنَّ الذِّكرى تَنفَعُ المُؤمِنينَ﴾ وپیوسته پند وتذکر بده, زیرا که بی گمان پند و تذکر مؤمنان را سود می بخشد.

显示更多
557
订阅者
无数据24 小时
-27 天
+130 天
帖子存档
از جمله فواید سحری .. شيخ سليمان رحيلي وفقه الله می فرماید: في السَّحُور بركة، فهو طعام مبارك، وتصلي الملائكة على المتسحرين، فلا ينبغي للإنسان أن يتركه ولو أن يَجْرَع جرعة ماء أو يتسحر بشيء من التمر، فإن فيه زيادة أجر وفيه خيرات وبركات، وفيه موافقة السُّنة، وفيه البركة التي أخبر عنها النبي ﷺ. در خوردن سحری برکت است؛ غذایی مبارک است و ملائکه برای سحری خورنده دعا می کنند درست نیست انسان آن را ترک کند اگر چه با نوشیدن جرعه ای آب یا دانه ای خرما باشد چرا که پاداش بسیار و خیرات و برکات بسیار در آن است و همچنین موافق سنت است و دارای برکتی است که پیامبر صلی الله علیه وسلم از آن خبر داده است. إرشاد السائرين إلى منهج السالكين ٣٥٨/١ 💎@mawaaez

شيخ الإسلام ابن تيميه رحمه الله می فرماید: يَحْيَى بْنُ عَمَّار گفتند: علم ها پنج مورد می باشند: علمی که حیات دنیاست و آن علم توحید است. علمی که غذای دین است و آن علم یادآوری به معانی قرآن و حدیث است . علمی که دوای دین است و آن علم فتواست هنگامی که مصیبتی نازل شود نیازمند این است که کسی از آن او را سلامت بدارد همانگونه که این مسعود فرمودند. علمی که درد دین است و آن سخن جدید است . و علمی که نابودی دین است و آن علم سحر و مانند آن است . مجموع الفتاوى (١٠/ ١٤٥-١٤٦) 💎@mawaaez

دعای رؤیت هلال ماه 🌙 كان ﷺ إذا رأى الهلال، قال: «اللهم أَهِلَّهُ علينا باليُمن والإيمانِ والسلامةِ والإسلامِ، ربّي وربُّك اللهُ» رسول الله ﷺ هرگاه هلال ماه را می‌دید، چنین می‌فرمود: (ای الله! این هلال را با يُمن و برکت، ایمان، سلامتی و اسلام برای ما قرار ده. پروردگارم و پروردگار تو الله است). 📚 سلسلة الصحيحة، ١٨١٦              

امیر المومنین عمر ابن الخطاب رضی الله عنه می فرماید: مرد از منزل خود بیرون می آید در حالی که گناهانی مانند کوههای تهامه بر او است، پس وقتی علم را شنید( علم و دانش را فرا گرفت) و بر گشت و توبه کرد، پس  بسوی منزل خود برگشت در حالی که هیچ گناهی بر او نیست، پس مجالس علماء را رها نکنید. ﻣﻔﺘﺎﺡ ﺩﺍﺭ ﺍﻟﺴﻌﺎﺩﺓ (١٢٢/١) 💎@mawaaez

ابن الصلاح رحمه الله: از احمد بن حنبل درباره‌ی حرفی از غریب الحدیث (الفاظی که مشهور نیستند و معناشون مخفیه) پرسیدند، فرمود: از اصحاب غریب الحدیث این را بپرسید، من ناپسند می‌دارم که درباره‌ی سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم با گمانه‌زنی صحبت کنم و به خطا بروم! مقدمة ابن الصلاح، ص 272 💎@mawaaez

همچنین می فرماید: از سودمندترین و قوی‌ترین داروهایی که سبب ایستادگی در برابر سحر که متأثر از ارواح خبیث است داروهای الهی از ذکر، دعا، تلاوت قرآن می باشد. پس قلب هنگامی که پر از الله گردد با ذکر او آباد می شود و برای آن اذکار و دعاهایی وارد شده که از بزرگترین اسباب ممانعت از دچار شدن به سحر است و فرمود: قدرت تأثیر سحر بر قلب های ضعیف است بدین خاطر بیشترین تأثیر در زنان، کودکان، جاهلان و کسی که در دین، توکل و توحید بهره کمی دارد و کسی که مجهز به اوراد، دعاها و تعویذهای نبوی نباشد زیرا ارواح خبیث تنها تسلط شان بر ارواحی است که آمادگی پذیرش آن را داشته باشد. (الطب النبوي ص252 بتصرف). اهـ. ابن حجر رحمه الله می فرماید: پیامبر صلی الله علیه وسلم با وجود بزرگی جایگاه ، صداقت و همراهی ذکر و اورادش دچار سحر شد اما آنچه ابن قیم بیان نمود حمل بر اکثریت می شود. آنچه برای پیامبر صلی الله علیه وسلم روی داد برای بیان روا بودن آن است و الله به آن آگاه تر است. (فتح الباري 10/ 235 يشير إلى الأحاديث الصحيحة التي تثبت أنه سُحر عليه الصلاة والسلام) اما مداوای سحر با سحر به دلیل عموم فرموده هایی که در باره حرام بودن  سحر وارد شده حرام است زیرا آن از جمله کارهای شیطان می باشد و مداوای آن با درخواست از ساحر و پیشگو و شعبده باز و بکارگیری آنچه می گویند درست نیست زیرا آنها دروغگو و بدکار هستند؛ ادعای علم غیب می کنند و مردم را دچار تشویش و سردرگمی می نمایند. امام ابوداود از جابر رضی الله عنه روایت می‌کند که از پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم در باره نشره سؤال شد فرمود : «هِيَ مِن عَمَلِ الشَّيطَانِ» «از جمله عمل شیطان است.» (برقم 3868، وقال الحافظ في الفتح 10/ 233: إسناده حسن) نشره یعنی مداوای سحر از سحر شده است و منظور از نشره آمده در حدیث نشره ای است که مردم زمان جاهلیت انجام می دادند و آن درخواست از ساحر برای مداوای سحر با سحر مانند آن است. پس هنگامی که آنچه بیان آن گذشت را دانست برایش مشخص می شود آنچه بعضی از مردم از تماس با بعضی از شبکه های ماهواره ای برای سحر برقرار می کنند و از آنها از آنچه از مشکلات ، ناراحتی ها و اتفاقات اجتماعی روی می دهد سؤال می پرسند کار حرامیست بلکه آن بشدت خطرناک است و عقیده و ایمان را هدف قرار می دهد و چگونه یک مسلمان این کار را انجام می دهد در حالی که آیات و احادیث وارده در نکوهش و مذمت سحر و نهی از آمدن نزدشان و تأییدشان را می داند و هرکس آن را انجام دهد او بر ایمان و توحیدش بترسد. والحمد للَّه رب العالمين وصلى الله وسلم على نبينا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين 💎@mawaaez

مسلم در صحيحش از بعضی همسران پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم روایت می‌کند: «مَنْ أَتَى عَرَّافًا فَسَأَلَهُ عَنْ شَيْءٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً» «کسی که نزد جادوگری برود و در مورد چیزی از او سئوال کند، نماز چهل شب او پذیرفته نمی شود.» (ص 917 برقم 2230) و در صحيحين از عایشه رضي الله عنها روایت است: عده ای از رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره فالگیرها پرسیدند. رسول الله صلی الله علیه و سلم به آنان فرمود: «لَيْسُوا بِشَيْءٍ» «آنها چیزی نیستند.» گفتند: يا رسول الله گاهی از چیزی سخن می گویند که درست درمی آید؟ رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم: «تِلْكَ الْكَلِمَةُ مِنَ الْحَقِّ، يَخْطَفُهَا الْجِنِّيُّ، فَيَقُرُّهَا فِي أُذُنِ وَلِيِّهِ قَرَّ الدَّجَاجَةِ، فَيَخْلِطُونَ فِيهَا أَكْثَرَ مِنْ مِئَةِ كَذْبَةٍ» «آن سخنى از حقيقت است كه جن ها آن را مى دزدند، و در گوش دوستان خويش (جادوگران) چون صدای مرغ قرار مى دهند، و صدها دروغ را با آنها یکجا مى كنند.» (ص 1196 برقم 6213، وصحيح مسلم ص 916 – 917 برقم 2228) این احادیث از رفتن نزد فالگیرها و ساحر و امثال آنها ، سؤال پرسیدن ، تأیید و تهدیدشان بر آن نهی شده است که دلیلی بر کفر کاهن و ساحر دارد چرا که آن دو ادعای علم غیب را دارند و آن کفر است و آن دو جز با خدمت به جن و عبادتشان برای غیر الله به آن نمی رسند که کفر و شرک به الله سبحان می‌باشد. و ساحر جز با خروج از این دین یا با قربانی کردن برای جن یا فریادرسی از آن یا اهانت به کلام الله یا چیزهای دیگر از هلاک کنندگان نمی تواند سحر خود را انجام دهد. شيخ الإسلام ابن تيميه رحمه الله می فرماید: «يكتبون كلام اللَّه بالنجاسة وقد يقلبون حروف كلام اللَّه، إما حروف الفاتحة، وإما حروف {قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد (1)} [الإخلاص]، وإما غيرهما، إما بدم وإما غيره، وإما بغير نجاسة، أو يكتبون غير ذلك مما يرضاه الشيطان أو يتكلمون بذلك» «کلام الله را با نجاست می نویسند یا حروف سوره فاتحه یا حروف {قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد} یا غیر این دو را با خون و غیر آن و یا بدون نجاست یا غیر آن تغییر می دهند و یا چیزهای دیگر که شیطان را راضی می کند یا به آن سخن می گوید را می نویسند.».   (الفتاوى 19/ 35) «ولهذا كلما كان الساحر أكفر وأخبث وأشد معاداة للَّه ولرسوله ولعباده المؤمنين كان سحره أقوى وأنفذ، ولهذا كان سحر عُباد الأصنام أقوى من سحر أهل الكتاب، وسحر اليهود أقوى من سحر المنتسبين إلى الإسلام وهم الذين سحروا رسول اللَّه صلَّى اللهُ عليه وسلَّم» «بدین خاطر هر اندازه ساحر کافرتر و خبیث تر و دشمنی اش با الله و رسولش و بندگان مؤمنش شدیدتر باشد سحرش قوی تر و کاری تر است. بدین خاطر سحر بت پرستان از سحر اهل کتاب قوی تر است و سحر یهود از سحر منتسبین به اسلام قوی تر است و یهودیان کسانی هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم را سحر کردند.» (بدائع الفوائد 2/ 758) مطالب سابق از قرآن و سنت دلالت بر کفر ساحر دارد همانگونه که پیشتر گذشت؛ از او درخواست توبه می شود که توبه کند وگرنه کشته می شود و تعدادی از علما قائل به کشتن او بدون درخواست توبه هستند. ترمذي در سننش از جندب رضي الله عنه بصورت موقوف روایت می‌کند که فرمود: «حَدُّ السَّاحِرِ ضَرْبَةٌ بِالسَّيْفِ» «حد ساحر این است که با شمشیر گردنش زده شود.» (ص 257 برقم 1460) و از گروهی از صحابه رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم روایت شده که ساحر را کشته اند و به کشتن آن دستور داده اند و میانشان در این باره اختلافی نیست. و سحر دردی است که تأثیر می گذارد. جسم ها را مریض می کند؛ سبب کشتن می شود؛ میان زن و شوهر جدایی می اندازد شریعت برای شخصی که به آن دچار شده و می خواهد مداوا شود اسباب مباحی که منجر به شفا یافتن می شود قرار داده است زیرا الله متعال برای هر دردی، درمانی قرار داده است. بخاري در صحيحش از ابو هريره رضي الله عنه روایت می‌کند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «مَا أَنْزَلَ اللَّهُ دَاءً إِلَّا أَنْزَلَ لَهُ شِفَاءً» «الله هیچ بیماری‌ای را نیافریده مگر اینكه دوای آن را نیز آفریده است.» (ص 1116 برقم 5678) سحر با قرآن و دعاهای شرعی و داروهای مباح درمان می شود. ابن قيم رحمه الله می فرماید: «وقد رُوي عنه فيه عن النبي صلَّى اللهُ عليه وسلَّم أي في علاج السحر نوعان: أحدهما وهو أبلغها استخراجه وإبطاله كما صح عنه أنه سأل ربه سبحانه في ذلك فدُل عليه. والنوع الثاني: الاستفراغ في المحل الذي يصل إليه أذى السحر» «از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت است که درمان سحر دو نوع است: نوع اول که مؤثرتر است این است که سحر را بیرون آورد و باطل کند همانگونه که پیامبر از پروردگارش در آن باره خواست و الله او را به آن راهنمایی نمود. نوع دوم: استفراغ کردن در محلی که به سحر دچار شده است، می باشد.» (زاد المعاد 4/ 114)

خطبه هفتاد و سه: خطر سحر و حرام بودن رفتن پیش ساحر الحمد للَّه والصلاة والسلام على رسول الله وأشهد أن لا إله إلا اللَّه وحده لا شريك له وأشهد أن محمداً عبده ورسوله، وبعد: الله متعال می‌فرماید: {وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُوا الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون (102)} [البقرة] «و [یهود] از آنچه شیاطین در [عهدِ] فرمانروایی سلیمان [از علم سحر بر مردم] می‌خواندند پیروی کردند [و مدعی شدند که سلیمان پادشاهی خویش را با سحر استوار کرده است]؛ و [حال آنکه] سلیمان [هرگز دست به سحر نیالود و] کافر نشد؛ ولی شیاطین [که] کفر ورزیدند، به مردم سحر می‌آموختند؛ و [نیز] از آنچه بر دو ملک «هاروت» و «ماروت» در بابِل نازل شده بود [پیروی کردند]؛ وبه هیچ کس چیزی نمی‌آموختند مگر اینکه [قبلاً از روی خیرخواهی به او] می‌گفتند: ما وسیلۀ آزمایش هستیم؛ پس [با به کار بستن سحر] کافر نشو. [یهودیان] از آن دو چیزهایی می‌آموختند که [بتوانند] توسط آن میان مرد و همسرش جدایی افکنند؛ هر چند بدون اجازۀ الله نمی‌توانستند به وسیلۀ آن به کسی زیان برسانند؛ و چیزی می‌آموختند که [فقط] به آنان زیان می‌رساند و [هیچ] سودی به آنان نمی‌بخشید؛ و قطعاً [یهودیان] می‌دانستند که هر کس [مشتاق و] خریدارِ آن [جادوها] باشد، در آخرت بهره‌ای نخواهد داشت. اگر [حقیقت را] می‌دانستند، [متوجه می‌شدند که] چه بد و زشت بود آنچه خود را به آن فروختند!» الله سبحان از دروغ شیاطین که بر ملک سلیمان می خواندند آگاه گردانیده و از آنچه از سحر به او نسبت می دادند با نفی کفر از او آن را نفی می کند که دلالت بر کفر بودن سحر و تأکید بر کفر شیاطین دارد و شکل آن که آموزش سحر به مردم است را بیان نمود و از آنچه کفر یادگیرنده سحر را تأکید دارد فرموده الله متعال از دو ملائکه است که به مردم سحر یاد می دادند آزمایشی برای کسی که برای یادگرفتن می آمد: {إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ} یعنی با یادگرفتن سحر کافر نشو. سپس الله سبحان آگاه می گرداند که یادگیری سحر ضرر است و سودی ندارد. می فرماید: {وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ} و آنچه سودی ندارد و ضررش قطعی است یادگیری آن جایز نیست. سپس می فرماید: {وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ} یعنی: یهود در آنچه بر آن بودند می دانستند ساحر در آخرت بهره و نصیبی ندارد. ابن عباس می فرماید: بهره و نصیبی ندارد. حسن می گوید: دین ندارد. پس آیه بر حرام بودن سحر، کفر ساحر و ضرر سحر بر مردم دلالت دارد. الله سبحان می فرماید: {وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى (69)} [طه] «و جادوگر هر جا که باشد [و هر چه کند]، رستگار نمی‌گردد.» این آیه رستگار بودن ساحر را در هر مکانی باشد نفی می کند که دلالت بر کفر ساحر دارد. بخاري ومسلم از ابو هریره رضي الله عنه روایت می کنند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «اجتَنِبُوا السَّبعَ المُوبِقَاتِ» «از هفت گناه هلاک کننده بپرهیزید.» گفتند: يا رسول الله کدام ها هستند؟ فرمود: «الشِّركُ بِاللَّهِ، وَالسِّحرُ» «شرک به الله و سحر » و بقیه موارد را نام بردند. (ص 533 رقم 2766، وصحيح مسلم ص 63 برقم 89). و این بر بزرگی مجازات سحر دلالت دارد زیرا با شرک ، قرین نموده و از جمله هفت گناه مهلک نام می برد که به دلیل نابودی انجام دهنده آن در دنیا از آن نهی شده است که آسیب های حسی و معنوی بر آن مترتب می گردد و در آخرت به آنچه به سبب آن از عذاب دردناک دچار می گردد او را هلاک می کند. امام احمد در مسندش از ابوهريره رضي الله عنه روایت می‌کند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «مَنْ أَتَى عَرَّافًا أَوْ كَاهِنًا فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ» «کسی که نزد جادوگر و یا کاهنی برود و آنچه که می گوید را تصدیق کند، به آنچه که بر محمدصلی الله علیه و سلم نازل شده کافر شده است.» (15/ 331 برقم 9536 وقال محققوه: حديث حسن)

ابن قيم رحمه الله می فرماید : از یکی از علما در باره عشق سؤال شد ..؟؟ فرمود : قلب هایی که از ذکر الله غافل هستند الله متعال به عبودیت و بندگی غیر خود او را مبتلا می گرداند ..!! [إغاثة اللهفان] 💎@mawaaez

از فریب و نیرنگ بپرهیز { وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً يَبْكُونَ } [یوسف۱۶] وبرادران یوسف شب‌هنگام گریان نزد پدرشان آمدند. امام قرطبی رحمه الله می فرماید: علمای ما می گویند: این آیه دلیل است بر اینکه گریه شخص دلیل بر راست بودن گفته اش نیست چون احتمال دارد تصنعی باشد از بندگان کسانی هستند که می توانند خود را به گریه بیاندازند و کسانی هم نمی توانند . و گفته شده: گریه مصنوعی پنهان نمی ماند.  الجامع لأحكام القرآن (٩/١٤٥) 💎@mawaaez

نمونه ای از شوخی های نادرست عبدالله فرزند سائب فرزند یزید از پدرش از پدربزرگش نقل نموده است که ایشان از پیامبر خدا محمد که درود و سلام بی کران الهی نثارش باد شنیده است که فرمود: هیچ یک از شما کالا و وسیله ی برادر نسبی یا دینی اش را بدون اطلاع وی بصورت شوخی یا جدی برندارد. (۱) ۱) سنن أبو داود حدیث (٥٠٠٣) و سنن ترمذی حدیث (٢١٦٠) و آلبانی که الطاف بی کران الهی نثارشان باد- در صحیح الجامع حدیث (٧٥٧٨) قائل به حسن بودن سند آن مى باشد. برداشتن وسیله های شخصی برادر/خواهر نسبی یا دینی بدون اطلاع وی دو حالت دارد که هر دوی آنها ناروا تلقی می شوند: حالت نخست: برداشتن جدی که دزدی قلمداد می گردد و از گناهان بزرگ می باشد. و حالت دوم: برداشتن شوخی وار که بدلیل اندوهگین ساختن مالک کالا حرکتی ناپسند و ناروا بشمار می آید. 💎@mawaaez

امام احمد حنبل رحمه الله گوید: کسی که راه حق را بداند، پیمودن این راه بر او آسان می‌گردد. و تنها دلیل ره‌یابی به‌سوی الله، در پیروی از: احوال و اقوال و افعال رسول‌الله علیه الصلاة والسلام می‌باشد. دارالسعادة ١ /١٦٥ 💎@mawaaez

فرمود: «اللَّهُمَّ اخْلُفْ جَعْفَراً فِي أَهْلِهِ وَبَارِكْ لِعَبْدِ اللَّهِ فِي صَفْقَةِ يَمِينِهِ» «یا الله برای جعفر در خانواده اش جانشینی قرار بده و برای عبدالله در کسب و کارش برکت بده». آن را سه بار فرمود. گفت: مادرمان آمد. و به پیامبر گفت که ما یتیم هستیم و پیامبر او را خوشحال کرد. فرمود: «الْعَيْلَةُ تَخَافِينَ عَلَيْهِمْ وَأَنَا وَلِيُّهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ!» «بر فقر و نیاز آنها نترس من سرپرست آنها در دنیا و آخرت هستم.» (3/ 280 برقم 1750 وقال محققوه: إسناده صحيح على شرط مسلم من قوله: لا تبكوا على أخي). امام احمد در مسندش از عبد الله بن جعفر روایت می‌کند: هنگامی که خبر کشته شدن جعفر آمد پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «اصنَعُوا لِآلِ جَعفَرَ طَعَاماً، فَقَد أَتَاهُم أَمرٌ يَشغَلُهُم أَو أَتَاهُم مَا يَشغَلُهُم» «برای خانواده جعفر غذا درست کنید زیرا مصیبت وارده بر آنها برایشان مشغولیت پیش آورده است.» (3/ 280 برقم 1751 وقال محققوه: إسناده حسن). از جمله اخلاق های والای او: جوانمردی ، بخشش و سخاوت است‌. صحيح بخاري از ابو هریره رضی الله عنه روایت می‌کند که فرمود: من از شدت گرسنگی سنگریزه به شکم می بستم از مردی خواندن آیتی از قرآن را می پرسیدم در حالی که من خود آن را بیاد داشتم تا آنکه مرا به خانه خود ببرد و غذایی بدهد و بهترین مردم در غذا دادن به فقرا جعفر بن ابی طالب بود. او ما را به خانه خود می برد هرچه در خانه بود را به ما می داد حتی مشک خالی (که در آن گوشت و عسل قرار می دادند) که در آن چیزی نبود برای ما خارج می کرد ما آن را می شکافتیم و آنچه به آن چسبیده بود را می لیسیدیم. (ص 710 برقم 3708). کشتنش در سال هشت هجری در ابتدای جوانی اش رخ داد. بعضی از مؤرخان می گویند: در حالی که عمرش سی و اندی سال بود کشته شد الله از جعفر راضی باشد و بخاطر خدماتی که به اسلام و مسلمانان نمود به او بهترین پاداش ها را بدهد و همه ما را در خانه کرامت و بخشندگی اش با پیامبران، صدیقین ، شهدا و صالحان که بهترین رفیقان هستند جمع گرداند. والحمد للَّه رب العالمين وصلى الله وسلم على نبينا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين 💎@mawaaez

شِئنَا؟!» «ارواح شهیدان در چینه دان پرندگان سبزی هستند که وارد نهرهای بهشت می شوند و از میوه های بهشت می خورند و به سوی چراغهایی که به عرش آویزان شده اند، پر می کشند. الله متعال می فرماید: آیا چیزی دیگر نیز میل دارید ؟ می گویند: مگر طلب دیگری باقی می ماند در حالی که در این بهشت هر گونه که بخواهیم گشت و گذار می کنیم.» (ص 785 برقم 1887). بخاري در صحيحش از انس بن مالك رضی الله عنه روایت می‌کند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم خبر زید، جعفر و ابن رواحه را پیش از آنکه خبرشان برسد به مردم اعلام کرد و فرمود: «أَخَذَ الرَّايَةَ زَيْدٌ فَأُصِيبَ، ثُمَّ أَخَذَ جَعْفَرٌ فَأُصِيبَ، ثُمَّ أَخَذَ ابْنُ رَوَاحَةَ فَأُصِيبَ، وَعَيْنَاهُ تَذْرِفَانِ حَتَّى أَخَذَ سَيْفٌ مِنْ سُيُوفِ اللَّهِ، حَتَّى فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ» «زيد پرچم اسلام را بدست گرفت و شهيد شد. سپس، جعفر آن را گرفت و شهيد شد. بعد، عبد الله بن رواحه آن را بدست گرفت، ايشان نيز به شهادت رسيد و در حالی که از چشمانشان اشک می ریخت سرانجام، پرچم را شمشیری از شمشیر‌های الله (خالد) بدست گرفت و الله بوسیله او فتح و پیروزی، نصیبشان ساخت.» (ص 716 برقم 3757). بخاري در صحيحش از عبد الله بن عمر رضي الله عنهما روایت می‌کند: (كنت فيهم في تلك الغزوة، فالتمسنا جعفر بن أبي طالب، فوجدناه في القتلى بضعاً وتسعين، من طعنة ورمية) « در آن غزوه، من همراه آنها بودم. در آن اثناء، به جستجوی جعفر بن ابی طالب پرداختیم، سرانجام او را در میان كشته شدگان یافتیم كه نود و اندی اثر نیزه و تیر بر پیكرش، وجود داشت.» (ص 806 برقم 4261). و در روايتی: (ليس منها شيء في دبره) «از پشت ضربه ای نخورده بود.» (ص 806 برقم 4260). الله راست گفت آنگاه که فرمود: {مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً (23)} [الأحزاب] «در میان مؤمنان، مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با الله بسته بودند [صادقانه] وفا کردند؛ برخی از آنان تا آخر بر عهد و پیمان خود ایستادند [و در این راه درگذشتند یا شهید شدند] و برخی دیگر هنوز چشم‌انتظار [شهادت] هستند و هرگز [پیمان خود را] دگرگون نساخته‌اند.» حاكم در المستدرك و ترمذي در سننش از ابوهريره رضي الله عنه روایت می کنند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «مَرَّ بِي جَعفَرُ بنُ أَبِي طَالِبٍ فِي مَلَأٍ مِنَ المَلَائِكَةِ وَهُوَ مُخَضَّبُ الجَنَاحَينِ بِالدَّمِ، أَبيَضُ الفُؤَادِ» « جعفر بن ابی طالب به همراه گروهی از ملائکه از کنار من گذشت، در حالی که بالهایش آغشته به خون بودند و دل و سینه‌اش سفید بود.» (مستدرك الحاكم 4/ 222، وقال: هذا حديث صحيح على شرح مسلم ولم يخرجاه وحسنه الحافظ في الفتح 7/ 76). و در روایتی پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «جَعفَرُ بنُ أَبِي طَالِبٍ يَطِيرُ مَعَ جِبرِيلَ وَمِيكَائِيلَ لَهُ جَنَاحَانِ» «جعفر بن ابی طالب در حالی که دو بال داشت با جبریل و میکائیل پرواز می کرد.» (مستدرك الحاكم 4/ 218) برقم 4988، وسنن الترمذي ص 586 برقم 3763 وصححه الألباني رحمه الله في سلسلة الأحاديث الصحيحة 3/ 226 برقم 1226). الله متعال در مقابل دو دستش که در جنگ قطع گردید برایش پرواز با ملائکه در بهشت قرار داد و این افتخاری بزرگ برای اوست الله از او راضی باشد و او را راضی کند. و در صحيح بخاري روایت شده که ابن عمر هرگاه بر عبد الله بن جعفر سلام می کرد می فرمود: (السلام عليك يا ابن الجناحين) «سلام بر تو ای فرزند صاحب دو بال» (ص 710 برقم 3709). ابو عبد الله می فرماید: دو بال در هر طرف. از جمله فضایل بزرگ او آنچه است که بخاري در صحيحش از براء روایت می‌کند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «أَشْبَهْتَ خَلْقِي وَخُلُقِي» «تو در خلقت و خلق و خوی شبیه من هستی.» (ص 515 برقم 2699). بعد از شهادت جعفر و بازگشت لشکر به مدینه پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم نزد اسماء دختر عميس همسر جعفر آمد و برای فرزندان جعفر دعا نمود؛ آنها را بویید و بوسید و چشمانش از ناراحتی بر برادرش جعفر پر از اشک شد. اسماء گفت: يا رسول الله آیا از جعفر خبری دارید؟ فرمود: «نَعَم، قُتِلَ» «بله کشته شد.» پس همسرش برخواست و گریه نمود. فرمود: «لَا تَبْكُوا عَلَى أَخِي بَعْدَ الْيَوْمِ» «بعد از امروز بر برادرم گریه نکنید.» سپس فرمود: «ادْعُوا لِي ابْنَيْ أَخِي» «برادرزاده هایم را نزدم بیاورید». عبدالله بن جعفر گفت: ما را که مانند بچه‌های پرندگان با موهای ژولیده آوردند. فرمود: «ادْعُوا لِي الْحَلَّاقَ» «آرایشگر را برایم صدا بزنید». آرایشگر آمد و سرهای ما را تراشید سپس فرمود: محمد شبیه عمویمان ابوطالب و عبدالله در خلقت و خلق و خوی شبیه من است سپس دستم را گرفت و بلند نمود.

خطبه هفتاد و دو: زندگینامه جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه الحمد للَّه والصلاة والسلام على رسول الله وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له وأشهد أن محمداً عبده ورسوله، وبعد: این خطبه، گلچینی از زندگی بزرگمردی از بزرگمردان این امت، دلیری از دلاوران آن، صحابی ای بزرگوار از اصحاب پیامبر صلى الله علیه وسلم است که از زندگی عطرآگینش درس ها و پندها گرفته ایم. این صحابی از جمله سبقت گیرندگان به اسلام و از جمله کسانی است که دو بار یک بار به حبشه و یک بار به مدینه هجرت نمود و یکی از فرماندهان مسلمانان در جنگ مشهور مؤته می باشد و با پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم خویشاوند بود او پسرعموی پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم است. پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم در حدیثی که بخاري در صحيحش روایت نموده می فرماید: «أَشبَهتَ خَلقِي وَخُلُقِي» «تو در خلقت و خلق و خوی شبیه من هستی.» (ص 515 برقم 2699) ذهبي می فرماید: پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم با آمدنش از حبشه بسیار مسرور گشت و قسم به الله هنگام شهادتش بسیار اندوهگین شد. (سير أعلام النبلاء 1/ 206). او شهید قهرمان و بزرگ مجاهدان جعفر بن ابي طالب بن عبد مناف بن عبد المطلب قرشي هاشمي ابو عبدالله ملقب به ابوالمساکین برادر علي بن ابي طالب که ده سال از او بزرگتر است، می باشد. ترمذي در سننش از ابوهريره رضی الله عنه بصورت موقوف روایت می‌کند که فرمود: (ما احتذى النعال، ولا انتعل، ولا ركب المطايا، ولا ركب الكُور بعد رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم أفضل من جعفر بن أبي طالب) «بعد از رسول الله صلى الله عليه وسلم در سخاوت و بخشندگی از پیاده و سواره كسي بهتر از جعفر ابن ابي طالب نبود.» (ص 586 برقم 3764 وقال الترمذي: حديث حسن صحيح) و این صحابی آمادگی های قهرمانانه ای که دلالت بر شجاعت بزرگ او و یاری رساندنش برای این دین دارد از خود نشان داده که از جمله این آمادگی های بزرگ که بعد از بازگشتش از حبشه که ده سال از خانواده و وطنش دور بود این است که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم تازه برگشته و فتح خیبر تمام شده بود از آمدنش بسیار خوشحال شد اما این خوشحالی زیاد طول نکشید چرا که کار بسیار بود و وقت کم. پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم او را با لشکر مسلمانان که بسوی شام حرکت می کرد و تعدادشان سه هزار نفر بود به فرماندهی زید بن حارثه روانه نمود که در صورت کشته شدن او، جعفر بن ابی طالب و در صورت کشته شدن او، عبد الله بن رواحه فرمانده باشد. جنگ شروع شد و با وجود نابرابری میان لشکر مسلمانان و دشمنشان، مسلمانان قهرمانی ها و فداکاری‌های بسیاری از خود نشان دادند. در ابتدای جنگ و در بحبوحه جنگ زید بن حارثه کشته شد پس جعفر بن ابی طالب پرچم را به دست گرفت و اسبش را پی کرد او قهرمانی از قهرمانان عرب بود ابن اسحاق می فرماید: هو أول من عقر في الإسلام «او اولین کس در اسلام است که اسب خود را پی کرد.» (السيرة النبوية 3/ 332) این ابیات را در اثنای جنگ سرود. يا حبّذا الجنّةُ واقترابُها طَيِّبةٌ وباردٌ شرابُها «چه قدر نيكو و نزديك است بهشت و چه قدر پاكيزه و سرد است نوشيدنى آن » والرومُ رومٌ قَد دَنا عذابُها عَلَيَّ إذ لاقيتُها ضِرَابُها «روم، روم است و نابودي روم نزديك است؛ من مصمم هستم تا هر موقع با آنان روبرو شدم، ضربات خود را بر آنها وارد سازم.» پرچم را دست راستش محکم گرفته بود دست راستش را قطع کردند پس پرچم را با دست چپ گرفت دست چپ او را هم قطع کردند پرچم را با سینه اش گرفت بر او هجوم آوردند و او را کشتند. (السيرة النبوية لابن هشام 3/ 333) الله متعال می‌فرماید: {وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون (169) فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون (170)} [آل عمران] «هرگز کسانی را که در راه الله کشته شده‌اند مُرده مپندار؛ بلکه زنده‌اند [و] نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند. آنان به آنچه الله از فضل خود برایشان داده ‌است شادمانند و براى [سرانجامِ نیک] كسانى كه [راه] آنان را پى گرفته‌اند و [هنوز] به آنان نپیوسته‌اند شادى مى‌كنند؛ چرا كه [هیچ یک از] اینان ترس و ‌اندوهى نخواهند داشت.» مسلم در صحيحش از عبد الله بن مسعود رضی الله عنه درباره این آیه {وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللهِ أَمْوَاتًا} فرمود: ما درباره این آیه پرسیدیم فرمود: «أَروَاحُهُم فِي جَوفِ طَيرٍ خُضرٍ لَهَا قَنَادِيلُ مُعَلَّقَةٌ بِالعَرشِ، تَسرَحُ مِنَ الجَنَّةِ حَيثُ شَاءَت، ثُمَّ تَأوِي إِلَى تِلكَ القَنَادِيلِ، فَاطَّلَعَ عَلَيهِم رَبُّهُمُ اطِّلَاعَةً فَقَالَ: هَل تَشتَهُونَ شَيئاً؟ قَالُوا: أَيَّ شَيءٍ نَشتَهِي، وَنَحنُ نَسرَحُ مِنَ الجَنَّةِ حَيثُ

حسن بصري رحمه الله می فرماید: گمان نمی کنم الله شخصی را که استغفار می کند عذاب دهد..گفته شد چرا !؟ فرمود : چه کسی استغفار را به او الهام کرد؟ گفته شد : الله .. حسن فرمود :چطور استغفار را به او الهام می کند و در همان حال می خواهد او را عذاب دهد؟! وما كان الله معذبهم وهم يستغفرون و تا زمانی که آمرزش می‌طلبند، الله عذاب‌كنندۀ آنان نیست. بُستانُ الوَاعِظَيْن 💎@mawaaez

علامه شيخ ابن عثيمين رحمه الله ميفرمايد : اگر تو در شهر خود تنها کسی هستی که بسوی سنت و پیروی از منهج سلفیت دعوت میدهی و آنجا دشمنان فراوانی هستند که بسوی مذهب باطلشان دعوت میدهند , پس بر تو واجب است که شکست ناپذیر باشی , زیرا اگر تو شکست را پذیرفتي   قطعا باعث شکست دعوت حق شده ای  , بلکه ثابت قدم باش که استقامت تو دشمنان را سخت در ترس و وحشت قرار می دهد .                                                                                                            [ شرح الكافية الشافية.1/201]                                                                  💎@mawaaez                                                                    

قال الإمام أحمد رحمه اللّه تعالى: إذا اشترى الرّجل من رجل شيئا وهو يعلم أنّه سرقه فقد شاركه . امام احمد بن حنبل رحمه االله فرمودند : هرگاه كسي چيزي را از مردي بخرد و بدانـد كـه او آنرا دزديده است ، پس وي نيز در سرقت آن با او شريك است. مسائل الإمام أحمد، رواية البغوي٦٨١ 💎@mawaaez

آنِ تو باشد حاضر هستى آن را بدهى و در برابر آن از این عذاب خلاص شوى؟ در جواب مى‌گوید: بلى حاضرم، الله می فرماید: من در دنیا چیزى خیلى سهل و ساده‌تر از این از تو خواستم، وقتى در پشت آدم قرار داشتى از تو خواستم که براى من شریک قرار ندهی ولى به خواسته من توجّه نکردى جز اینکه شریک برایم قرار دادى گمان کنم فرمود: تا تو را وارد جهنم نکنم؛ ولی تو نپذیرفتی و شرک ورزیدی.»(ص 1255 برقم 6557، وصحيح مسلم ص 1128 برقم 2805). و از آن جمله بی وفایی به والدین است که این دو بعد از الله سبب شکل گرفتن انسان هستند. الله متعال می‌فرماید: {وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا (23)} [الإسراء] «و پروردگارت چنین فرمان داده است که: جز او را عبادت نکنید و به پدر و مادر [تان] نیکی کنید. هر گاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها در کنارِ تو به سن پیری رسیدند، حتی کمترین اهانتی به ایشان نکن و بر سرشان فریاد نزن و به نیکی [و مهربانی] با آنان سخن بگو.» داستان های عجیبی از نامهربانی با والدین می شنویم که پیشانی را غمگین و دل را می شکند. از آن جمله بی وفایی میان زن و شوهر می باشد؛ زن شایسته است که به شوهرش وفادار و همچنین شوهر به همسرش وفادار باشد. پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم أم المؤمنين خديجه را می ستود و به او وفادار بود. امام احمد در مسندش از عایشه صدیقه رضي الله عنها روایت می‌کند: پیامبر صلی الله علیه وسلم هر وقت از خديجه ياد مي کرد از او به بهترین شکل تعريف و تمجيد می نمود. عایشه صدیقه رضی الله عنها می فرماید: روزی غیرتی شدم و گفتم: آيا خديجه جز پير زن چيز ديگري هم بود؟ الله به جاي او يک زن خوبي به تو داده است.  پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَا أَبْدَلَنِي اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ خَيْراً مِنْهَا قَدْ آمَنَتْ بِي إِذْ كَفَرَ بِي النَّاسُ، وَصَدَّقَتْنِي إِذْ كَذَّبَنِي النَّاسُ، وَوَاسَتْنِي بِمَالِهَا إِذْ حَرَمَنِي النَّاسُ، وَرَزَقَنِي اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ وَلَدَهَا إِذْ حَرَمَنِي أَوْلَادَ النِّسَاءِ» «بهتر از خديجه، الله همسري به من نداده است، او زمانی به من ايمان آورد که تمام مردم به من کفر مي ورزيدند و مراتصديق کرد که مردم مرا تکذيب مي کردند و تمام ثروتش را در اختيار من گذاشت که مردم از هرگونهمعامله و مساعدت با من خودداری مي کردند و الله صاحب عزت و جلال در میان همسرانم تنها از او به من فرزند عنایت نمود» (41/ 356 برقم 24864 وقال محققوه: حديث صحيح). از جمله وفای رسول الله صلی الله علیه وسلم برای خدیجه این بود که هرگاه گوسفندی قربانی می نمود گوشتش را برای دوستان خدیجه می فرستاد و هرگاه هاله خواهر خدیجه می آمد او را خوش آمد می گفت و احترام می گذاشت. (صحيح البخاري ص 725 رقم 3816، وصحيح مسلم ص 988 برقم 2435)، وقال: «حُسنُ العَهدِ مِنَ الإِيمَانِ» (مستدرك الحاكم 1/ 165 رقم 41 وقال الحاكم: هذا حديث صحيح على شرط الشيخين، وقال محقق المستدرك: وهو حديث حسن بشواهده إن شاء اللَّه.). از جمله مواردی که سبب فروپاشی خانواده در جوامع مسلمانان شده و مشکلات عدیده ای میان زن و شوهر به‌وجود آورده، نبود این ویژگی می باشد. از آن جمله می توان به عدم وفاداری میان دوستان اشاره کرد، زیرا برخی از افراد دوستی شان بخاطر تجارت، تحصیل، کار یا در موارد دیگر است. هنگامی که در دنیا به پست و مقام یا پول و ثروتی یا ... می رسد به دوستانش از بالا نگاه می کند و دوستی قبلی را با آنها داشته دیگر ندارد و گویی که قبلاً آنها را نمی شناخت و این وفاداری نیست بلکه ناسپاسی است؛ این از خصلت و اخلاق مردان بدور است. والحمد للَّه رب العالمين وصلى الله وسلم على نبينا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين. 💎@mawaaez

ابن كثير می فرماید: صادق بودن در عهد و پیمان از صفات پسندیده است همانگونه که خُلف وعده از صفات نکوهیده می باشد. الله متعال می‌فرماید: {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُون (2) كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لاَ تَفْعَلُون (3)} [الصف] «ای کسانی که ایمان آورده اید چرا چیزی را می گویید که به آن عمل نمی کنید نزد الله سخت ناپسند [و موجب خشم] است که چیزی را بگویید که [به آن] عمل نمی‌کنید.» بخاري ومسلم از ابوهريره رضی الله عنه روایت می کنند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «آيَةُ الْمُنَافِقِ ثَلَاثٌ: إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَإِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ» «نشانه منافق سه َ چيز است: چون سخن گوید دروغ می گوید چون وعده دهد به وعده خود وفا نمی کند و چون امين قرار داده شود خيانت کند.» (ص 30 برقم 33، وصحيح مسلم ص 56 برقم 59). و هنگامی که این از صفات منافقان باشد داشتن ویژگی ضد آن از جمله صفات مؤمنان است بدین خاطر الله بر بنده و رسولش، اسماعيل به خطر صادق الوعد بودنش او را ستایش نموده است همچنین هیچ کس به چیزی وعده ندهد مگر اینکه باید به آن وفا کند. و پیامبر، ابوالعاص بن ربیع همسر دخترش زینب را ستود و فرمود: «حَدَّثَنِي فَصَدَقَنِي، وَوَعَدَنِي فَوَفَى لِي» «او در سخنانش با من صادق بود و به وعده‌هایی كه به من داد، وفا كرد.» (ص 595 برقم 3110، وصحيح مسلم ص 994 برقم 2449) (تفسير ابن كثير 9/ 258 – 259). اهـ. بخاري ومسلم از جابر رضي الله عنه روایت می کنند: زمانی که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم وفات یافت از جانب علاء بن حضرمي(عامل بحرین) مالی نزد ابوبکر آمد. ابوبکر گفت: هرکس طلبی از پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم دارد یا از جانب پیامبر به او وعده ای داده شده نزد ما بیاید. جابر گفت: رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم به من وعده داده بود که این چنین و این چنین و این چنین ببخشد. جابر گفت: در دستان من پانصد سپس پانصد سپس پانصد قرار داد. (ص510 برقم 2683، وصحيح مسلم ص947 برقم 2314) پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم روشن نموده که وفای به عهد پاداشش بهشت است. امام احمد در مسندش از عباده بن صامت رضی الله عنه روایت می‌کند که رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «اضْمَنُوا لِي سِتًّا مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَضْمَنْ لَكُمُ الْجَنَّةَ: اصْدُقُوا إِذَا حَدَّثْتُمْ، وَأَوْفُوا إِذَا وَعَدْتُمْ، وَأَدُّوا إِذَا اؤْتُمِنْتُمْ، وَاحْفَظُوا فُرُوجَكُمْ، وَغُضُّوا أَبْصَارَكُمْ، وَكُفُّوا أَيْدِيَكُمْ» «شش چيز از خودتان را براى من ضمانت كنيد تا بهشت را براى شما ضمانت كنم: راستى در گفتار، وفاى به عهد، برگرداندن امانت، پاك دامنى، چشم بستن از گناه و دست نگه داشتن (از حرام).» (37/ 417 برقم 22757، وقال محققوه: حسن لغيره). شاعر می گوید: فَإِن تُجمَعِ الآفاتُ فالبُخْلُ شَرُّهَا وَشَرٌّ مِنَ البخلِ المواعيدُ والمَطلُ «آن هنگام که آفت ها جمع گردند بخیلی و تنگ چشمی بدترین آنها می باشد و بدتر از آن وعده ها و به تأخیر انداختن آن است.» ولا خَيْرَ فِي وعدٍ إذا كانَ كاذباً ولا خيرَ في قولٍ إذا لَمْ يَكُنْ فِعْلُ «در وعده ای که دروغ باشد و گفتاری که منجر به عمل نگردد خیری نیست.» از آنچه گذشت فضیلت وفا به عهد و اینکه آن از واجب ترین واجبات است برایمان روشن شد. و از جمله مظاهر بی وفایی که در میان بنی آدم انتشار یافته و بسیار هستند عبارتند از: وفا نکردن به عهد و پیمان الله که از بنی آدم و فرزندانش گرفته که تنها او را بپرستند و چیزی را با او شریک نگردانند. الله متعال می‌فرماید: {وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِين (172)} [الأعراف] «و هنگامی ‌که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، نسلشان را برگرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت [و فرمود:] آیا من پروردگار شما نیستم؟ آنان گفتند: آری؛ [بر این حقیقت] گواهی می‌دهیم. [الله فرمود: از شما اقرار گرفتم] تا مبادا روز قیامت بگویید که ما قطعاً از این [امر] بی‌خبر بودیم.» بخاري ومسلم از انس بن مالك رضی الله عنه روایت می کنند که پیامبر صلَّى الله عليه وسلَّم فرمود: «يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى لِأَهْوَنِ أَهْلِ النَّارِ عَذَابًا: لَوْ كَانَتْ لَكَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا أَكُنْتَ مُفْتَدِيًا بِهَا فَيَقُولُ: نَعَمْ، فَيَقُولُ: قَدْ أَرَدْتُ مِنْكَ أَهْوَنَ مِنْ هَذَا وَأَنْتَ فِى صُلْبِ آدَمَ أَنْ لَا تُشْرِكَ - أَحْسَبُهُ قَالَ -: وَلَا أُدْخِلَكَ النَّارَ فَأَبَيْتَ إِلَّا الشِّرْكَ» «الله در روز قیامت به کسى که عذابش از بقیه اهل دوزخ سبک‌تر است مى‌فرماید: اگر تمام آنچه بر روى زمین است از