1 776
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
1 776
با آدمهایی که مشخصه بازی کردن مداوم با دستهاشون، کندن پوست لبشون و تکون دادن پاهاشون و هربار که میبینیدشون مشخصه که داره از استرس میمیره درست برخورد کنید، اگر کسی موقع استرس داشتند لکنت زبان میگیره یا لرزش دست میگیره راجبش اصلا شوخی نکنیم چون خودش بدتر میشه و استرس میگیره و اگر میاد اینو براتون توضیح بده بهش بگید که قابل درکه و نیاز نیست که هی به این استرس دامن بزنید.
1 776
روزی که فک کردی یه چیزی رو از ته دل دوست داری هیچوقت ولش نکن، ممکنه دوباره تکرار نشه، باید ده پونزده سال بگذره تا بفهمی که همون یه بار بوده، که حالت دیگه مثل اون زمونا خوب نمیشه، عشق یعنی حالت خوب باشه!
-توییتر.
1 776
اینایی هست که ناشناس پیام میدن به صاحب پیج بعد طرف تگشون میکنه
شمام دلتون میخواد تگ بشید؟
1 776
Repost from N/a
سلام،
شبها که به شما می اندیشم غم به سراغم میآید، میترسم کمی دیر بشود برای گفتنی که هرگز اتفاق نمی افتد، میدانید گویا کلمات دیگر نیستند، کم آمدن و من به یکباره لال شده ام، احساساتم در چشمانم خانه کرده اند اما جرئت نمایان شدن ندارند، چطور آنقدر زیبایید که چشمانم برای دیدن شما باید سجده شکر بجای بی آورد؟ نمیدانم چطور خودم را لایق عشق و دوست داشتن شما میدانم اما اگر تمام بشوم و شمارا نبوسم چه؟ این فکر میتواند دیوانه ام بکند، گاهی کلمات برای توصیف شما ناتوان اند، میبوسمتان در خیالاتی که شما در آنجا برای من هستید.
1 776
سلام عزیزتر از جانم،
چشمانم که به عکس های تو میوفتد تنها یک جمله میتواند حال مرا توصیف کند به راستی جان من است او، عزیزک گمشده از تن من، به راستی چطور آسمان آنقدر بی رحم بود که مرا در عشق تو غلطاند و مرا در این عشق رهاکرد؟ چشمانم را که میبندم صورت تو را میبینم، آهنگی که را پلی میکنم صدای تورا میشنوم و هربارش را که چشم هایم را باز میکنم به خاطر میآورم که تو برای من نیستی و به راستی که شاید هیچوقت نخواهی بود، جان من، کدام گناه را سخت مرتکب شدم که نرسیدن به تورا قسمت من کرده اند؟ میگویند سختی گناه را در این دنیا میچشی، کدام کار را میتوانم توبه کنم که آخر این راه تورا به من هدیه بدهند؟ چشمانم در آمد از ندیدنت، از لمس نکردن و نیامدن به سراغت، مریض که میشوی جانم فریاد میزند که باید تورا به سینه بچسباند و از تو همانند یک مادر مراقبت کنم ولی به این خیال به خواب میروم اما تورا کنار خود ندارم، شبها که میل به آغوش گرفتنت مرا بیچاره میکند در خیالاتم تورا در آغوش میگیرم و به خواب میروم خدا میداند که اینکار دیگر کار هر روز من است، چرا؟ چون من سرتاسر محتاج به آغوش گرفتن و بوییدن عطر گردن شما هستم.
محبوب جان، از کدام راه بروم که صدایت را بشنوم؟ در کدام خیابان اتراق کنم تا عطر وجودت را استشمام کنم؟ عزیزکم رسیدن من به تو محال است اما اگر به پشت سرت را بنگری من دستانم را برای به آغوش گرفتنت همیشه باز میگذارم، میبوسمت در خیال، حتی اگر برای من یک خیال حرام باشد.
1 776
سلام عزیزتر از جانم،
چشمانم به عکس های تو میوفتد تنها یک جمله میتواند حال مرا توصیف کند به راستی جان من است او، عزیزک گمشده از تن من به راستی چطور آسمان آنقدر بی رحم بود که مرا در عشق تو غلطاند و مرا در این عشق رهاکرد؟ چشمانم را که میبندم صورت را میبینم، آهنگی که را پلی میکنم صدای تورا میشنوم و هربارش را که چشم هایم را باز میکنم به خاطر میآورم که تو برای من نیستی و به راستی که شاید هیچوقت نخواهی بود، جان من، کدام گناه را سخت مرتکب شدم که نرسیدن به تورا قسمت من کرده اند؟ میگویند سختی گناه را در این دنیا میچشی کدام کار را میتوانم توبه کنم که آخر این راه تورا به من هدیه بدهند؟ چشمانم در امد از ندیدنت، از لمس نکردن و نیامدن به سراغت، مریض که میشوی جانم فریاد میزند که باید تورا به سینه بچسباند و از تو همانند یک مادر مراقبت باشد ولی به این خیال به خواب میروم اما تورا کنار خود ندارم، شبها که میل به آغوش گرفتنت مرا بیچاره میکند در خیالاتم تورا در آغوش میگیرم و به خواب میروم خدا میداند که اینکار دیگر کار هر روز من است چرا؟ چون من سرتاسر محتاج به آغوش گرفتن و بوییدن عطر گردن شما هستم.
محبوب جان، از کدام راه بروم که صدایت را بشنوم؟ در کدام خیابان اتراق کنم تا عطر وجودت را استشمام کنم؟ عزیزکم رسیدن من به تو محال است اما اگر به پشت سرت را بنگری من دستانم را برای به آغوش گرفتنت همیشه باز میگذارم، میبوسمت در خیال، حتی اگر برای من یک خیال حرام باشد.
1 776
https://telegram.me/TeleCommentsBot?start=sc-388796-eIXMGop
خیلی وقته نامه ننوشتیم نه؟ موضوع بگید.
1 776
من کسیو میخوام که بخاطرم حاضر باشه پیشرفت کنه وگرنه چهارتا گفتن دوستت دارم و رو دراگ و بیرون رفتن رو همه بلدن.
1 776
نه خود را میشناسم و نه تو را،ولیکن می دانم که متاسفانه یا خوشبختانه دوستت دارم و این تنها چیزی است که به آن یقین دارم؛هرچند کلمات بسیار اندک و بی بضاعت اند برای آنکه پریشان حالی و درماندگیِ پروانه های درون سینه م را وصف کنند.من در این غمِ زیبا چه ناخوش و چه بی اندازه خود را تنها و تو را از خود دور می یابم و آگاهم پیش از آنکه واپسین نفس را بر آرم و پیش ازآنکه آخرین شعله ی شمع در چشمانم بسوزد و برای آخرین بار برایت نامه بنویسم،غمِ زیبایت در سنگِ قبرِ ارزوهایم مدفون می ماند.
1 776
قدیما آدمها برام جالب بودند ولی الان جالب نیستند ترسناکند از جالب بودن زیادی تبدیل شدند به ترسناک بودند، وحشت آور بودند، تغییر پذیری اونها، اونارو تبدیل کرده به نفرت انگیز ترین موجودات ببین باور کن کل دنیارو بگردی و برگردی بری سراغ انسان چیزیت ازت باقی نمی مونه که چقد از همه چیزهایی که دیدی عجیب تره، عجیب و غریب، یجوری عوض میشن، یجوری تغییر میکنند که انگار نه انگار دیروز بود یکی دیگه بود، دوست عزیزم کمی ثابت بمون بزار ببینم میتونم دوستت داشته باشم یا نه.
1 776
هیچوقت مثل من نشو. همرنگ من نشو. رنگ من از اول تا الان و از الان تا همیشه سیاه بوده و هست و میمونه. انگار که از اول نافمو با یه سطل رنگ سیاه بریده باشن. برعکس تو، من همیشه یه جوری زندگی کردم که اگه یه وقتی بمیرم و دیگه نباشم زیاد واسه کسی مهم نباشه. از همون اولش تا همین الان، همیشه و همیشه به همه ثابت کردم که آدمه موندن نیستم. آدمه خوب موندن، درست موندن، وفادار موندن، مهربون موندن و هر موندنی که مثبت باشه نبودم و نیستم و فکرم نکنم که بشم. ذاتو که نمیشه عوض کرد. منو که نمیشه عوض کرد. مغزو که نمیشه کَند انداخت دور و یه مغزه دیگه جایگزینش کرد. پس امیدی به من نیست. ولی به تو هست. تو فقط شبیه منی. من نیستی. تو فقط نگاهت به منه. از نگاهِ من نمیبینی. تو منه توو ویترینو میبینی. قفسه ها و کشو ها و کمدای موش خورده و داغونمو نمیبینی. منه توو آینه خیلی وقته که به توئه توو واقیعت حسودیش میشه. منو نا امید کن ولی منه توو آینه رو نه. منه توو آینه میخواد تو بزرگ بشی. بزرگ از منه توو واقعیت بشی. حتی بزرگ تر از خودش بشی. بزرگ تر از چیزی که قراره بشی بشی. منه توو آینه به کمکت نیاز داره واسه خوب شدنه منه توو واقعیت! منه توو آینه رو مثل همه فراموش نکن. اگه فراموش کردی هم اشکالی نداره. ولی هیچوقت خودتو مثل منه توو آینه فراموش نکن.
-آریانفر.
