1 776
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
1 776
نیاز دارم یکی به آغوش بکشتم بگه تو قوی تر و موفق تر از این حرفهایی، تو خیلی کارها کردی که بقیه بنظرشون زیادی تلاش کردنه، تو خیلی جاها جنگیدی وقتی بقیه داشتن درجا میزدن شاید به اندازه اونا موفق نباشی ولی تو تمام تلاشتو کردی، برای خودت، برای رابطه ات، برای کارت، برای درست، بغلم کنه و بزاره تا صبح اینجوری بمونم تهش هم موهامو ناز کنه تا فرداش بیدار نشم، چون بالاخره یکی فهمید که من تلاشمو همیشه میکنم و این آخرین خواستم بود، فهمیدن من.
1 776
"ول کن و برو."
من خیلی فکر میکنم. میدونم تو هم ذهنت درگیره، همیشه درگیره. اما هیچوقت ایدهای بهتر از این به ذهنت رسیده؟ چی بهتر از اینکه همه رو رها کنی و بری؟
"رفتن" حالا میتونم بگم که زندگیم فقط روی بیثباتی ثبات داشته! میتونم بگم من همیشه در حال رفتنم، من همیشه توی خونهای بودم، که اسمش «گذشتن و رفتن و نبودن» بود. من همیشه بین ناآرومیها آروم بودم. همه رو ول کن، همه رو ول کن و برو.
1 776
دیگه تا کی اسم هر منزوی شدنی رو بذارم قوی شدن؟
گاهی بعضی دردها فقط ادوات شکنجهای هستن که بر پیکرهی روح بوسه میزنن و قویتر نمیکنن بلکه از پا در میارن.
1 776
دلم میخواد با یسری از بچه های رشت اوکی کنم تو ناشناس که فلان ساعت، فلان جا.
بعد بدون اینکه بدونم جنسیتشون چیه برم اونجا پیداشون کنم و فارغ از هر چیزی یه چندساعت رو کنار هم باشیم.
