ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

آیماه.

آیماه.

前往频道在 Telegram

اینجا هیچ مخاطبی جز خودم ندارد. ″با اسم آیما کپی کنید″

显示更多
伊朗141 419未指定类别
1 776
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
زخم های تنم را یکی پس از دیگری میشمارم هرکدام که نزدیک تر بود ضاربشان بیشتر نوازش میشدند و می‌سوختند همانند آتش گرفتن خورشیدی در آسمان،من همانم که در حسرت آغوشت خودم را زخمی کرده ام و از بی پناهی به آغوش سرد آینه‌ها پناه میبرم،میدانی چیست؟ هر زخمی بوسه ای زهراگین از طرف توست.

به دریای افکارم خواهم برد تورا ، درست مثل همان روزی که مرا دریای آبی خوانی ، جایی دور از همگان خالی هر از انسانیت و بشریتی که هیولا هایی ترسناک تر از آنها به عمر ندیده ام به رویا میبرمت ، جایی که نامش را صدا میزدیم میدانی از چه میگویم؟ به سفری آبی از جنس مظلومیت چشم های فرشته ام میبرمت به آن کلبه ی شناور بر قلب اقیانوس ، به همان جا که خدا هم فراموش کرده بود وجود دارد لبخند ها را جمع میکنم شکوفه های بهار را پیدا میکنم امید هارا در جعبه ای میکنم و تقدیم تو میکنم کینه و بغض را به آغوش آتش میسپاردم روزی فرا میرسد که تورا عاشق مظلومیت قلب خودت میکنم چه دیر چه زود ، رویاها را تقدیمت میکنم

ماحاصل مرگ خود خواسته ایم نیازی به نامه خودکشی نیست

باعث افتخارمه دوستشون داری و متاسفم که درکشون میکنی.

تو که میدونی من از مثبت ترین کلمات و عاشقانه ترین کلمه ها هم بخوام متن غمگین و دارکی مینویسم

کلمه های منفی بگید آفرین

تورو خدا اینقدر زحمت نکشید

داداش ممبرام عین خودمن

خندم گرفت با کلمه ها

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ دریای عصبانی ک نیاز شدیدی ب اغوش داره

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ افسردگی

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ خودکشی

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ دوست دارم غرق بشم توی تکستات🙃🙂

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ زخم

وا

در دریایی که پر از نفرت بود غوطه‌ور شده بودم و منی درحال دست و پا زدن بود، غرق در احساسی بوده ام که جزوی از من بود و من اورا میخواستم و در من حل شد،خواب بودم و مرا از درد به آغوش مرگ میکشاند، رویا میدیدم و یکباره همه آنها را تبدیل به ماتم میکرد، من غرق در نفرتی شده ام که خود را باعثش میدانم به راستی نفرت به خود میدانی یعنی چه؟

غلط کردی

چیزای منفی و دارک بهش نگید بزارید با چیزای خوب متن بنویسه

من نیاز دارم فرار کنم به سوی پوچی و رهایی از هرچی افکاره، برم جایی که آدمی نباشه، اونجایی که از سکوت صدای پرنده ها به گوش میخوره صدای آب میاد،دلم میخواد یه روز که حالم خوب نیست از در خونه برم بیرون و دیگه برنگردم و نگران آدمهای توی خونه نباشم، یکی میگفت تو داری خودت رو وقف میکنی برای خانوادت تو باید برای خودت اول زندگی کنی، میخوام برم جایی که من مسئولیت پذیر، مسئولیت دیگرانُ پذیر مرده باشه و من خودخواه برنده بازی باشه، میخوام وقتی میرم یادم نیاد که چجوری اومدم چه افکاری دورم رو گرفته بود، درون من یک من دیگر تمنا برای آزادی و رهایی دارد.