1 776
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
1 776
زخم های تنم را یکی پس از دیگری میشمارم هرکدام که نزدیک تر بود ضاربشان بیشتر نوازش میشدند و میسوختند همانند آتش گرفتن خورشیدی در آسمان،من همانم که در حسرت آغوشت خودم را زخمی کرده ام و از بی پناهی به آغوش سرد آینهها پناه میبرم،میدانی چیست؟ هر زخمی بوسه ای زهراگین از طرف توست.
1 776
به دریای افکارم خواهم برد تورا ، درست مثل همان روزی که مرا دریای آبی خوانی ، جایی دور از همگان خالی هر از انسانیت و بشریتی که هیولا هایی ترسناک تر از آنها به عمر ندیده ام
به رویا میبرمت ، جایی که نامش را صدا میزدیم
میدانی از چه میگویم؟
به سفری آبی از جنس مظلومیت چشم های فرشته ام میبرمت
به آن کلبه ی شناور بر قلب اقیانوس ، به همان جا که خدا هم فراموش کرده بود وجود دارد
لبخند ها را جمع میکنم
شکوفه های بهار را پیدا میکنم
امید هارا در جعبه ای میکنم و تقدیم تو میکنم
کینه و بغض را به آغوش آتش میسپاردم
روزی فرا میرسد که تورا عاشق مظلومیت قلب خودت میکنم
چه دیر چه زود ، رویاها را تقدیمت میکنم
1 776
تو که میدونی من از مثبت ترین کلمات و عاشقانه ترین کلمه ها هم بخوام متن غمگین و دارکی مینویسم
1 776
در دریایی که پر از نفرت بود غوطهور شده بودم و منی درحال دست و پا زدن بود، غرق در احساسی بوده ام که جزوی از من بود و من اورا میخواستم و در من حل شد،خواب بودم و مرا از درد به آغوش مرگ میکشاند، رویا میدیدم و یکباره همه آنها را تبدیل به ماتم میکرد، من غرق در نفرتی شده ام که خود را باعثش میدانم به راستی نفرت به خود میدانی یعنی چه؟
1 776
من نیاز دارم فرار کنم به سوی پوچی و رهایی از هرچی افکاره، برم جایی که آدمی نباشه، اونجایی که از سکوت صدای پرنده ها به گوش میخوره صدای آب میاد،دلم میخواد یه روز که حالم خوب نیست از در خونه برم بیرون و دیگه برنگردم و نگران آدمهای توی خونه نباشم، یکی میگفت تو داری خودت رو وقف میکنی برای خانوادت تو باید برای خودت اول زندگی کنی، میخوام برم جایی که من مسئولیت پذیر، مسئولیت دیگرانُ پذیر مرده باشه و من خودخواه برنده بازی باشه، میخوام وقتی میرم یادم نیاد که چجوری اومدم چه افکاری دورم رو گرفته بود، درون من یک من دیگر تمنا برای آزادی و رهایی دارد.
