487
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-830 天
帖子存档
هر اندازه که بزرگتر شدم بیشتر به این باور رسیدم که نیازی نیست با کسی بحث کنم و سعی داشته باشم عقایدش رو تغییر بدم. چون کمتر کسی حاضر میشه بپذیره که اشتباه کرده. از طرفی فرض رو بر این میگیریم که تونستم موفق بشم و عقاید احمقانهی کسی رو تغییر بدم. بعدش هیچ اتفاق خاصی نمیفته. نه کسی ازم تشکر میکنه و نه سرمایهای بهم میرسه. پس بهتره سرم به کار خودم باشه و برای پیشرفت زندگیم تلاش کنم تا اینکه سعی داشته باشم تو کار بقیه دخالت کنم.
یه نصیحت بهت کنم که تا تهِ تهِ مسیر پیشرفت رو بری؟!
بزرگترین حسرت کسی شو
که یه روز
به بدترین شکل ممکن رهات کرد..
چقدر این مطلبی که خوندم خوب بود؛
پنج دلیل روحی برای احساس خستگی، تنبلی و بیانگیزگی:
۱. شغلی داری که دوستش نداری
۲. با کسایی وقت میگذرونی که به دلت نمیشینن.
۳. میذاری ترسهات، تورو داغون کنن یا جلوی خلاقیتت رو بگیرن.
۴. به خاطر واقعبین بودن از همهی چیزهایی که دوستشون داری صرفنظر کردی.
۵. اوقات تنهایی درست و درمون نداری.
همیشه یه کم حقیقت پشت «شوخی کردم» ، یه کم آگاهی پشت «نمیدونم» ، یه کم احساس پشت «مهم نیست» و یه کم درد پشت «خوبم» وجود داره.
