261
订阅者
无数据24 小时
-17 天
无数据30 天
帖子存档
تو این اوضاع با اعصاب و نت ضعیف من باید هم درس بخونم، هم پروژه هام رو انجام بدم، هم کار اداریم رو پیش ببرم و هم اینکه گزارشای کارشناسیم رو انجام بدم، همه هم به اعصاب و نت قوی نیاز داره😢
+1
سر یکی از کلاسامون که من تنها خانوم کلاس بودم استاد رو به من کرد و گفت شما خانوما که همیشه از همه چی شاکی هستین و میگین هیچ کس درکمون نمی کنه، گفتم استاد اون واسه دوران قبل چت جی بی تی بود، الان دیگه اون کاملا درکمون می کنه😂😂
هیچ چیزی جز خبر تعطیلی فردا نمی تونست خستگی جلسه طولانی مدت امروز رو بشوره ببره🥰قشنگ چسبید به جونم این خبر🥹
باید فردا می رفتم شهرمون دادگاه که اونم کنسل شد و خوشحالیم دوچندان.
بعد از جلسه طولانی و مردافکن اومدم خونه، یه کاپوچینو زدم بر بدن و الان میخوام درس بخونم😊
«دوماً يخلق نوراً جديداً بعد کلَّ ظَلام»
نااميد نشو
وقتى ميدونى خدا هميشه بعد از تاريكى نور جديدی ميسازه!💫
خوابم برد، یه خواب سنگین و مشتی، از اونایی که بعد از بیدار شدن دو ساعت باید بشینی فک کنی که تو کی هستی و کجایی؟ الان امروزه یا فرداس؟ بعدم دو ساعت دیگه بشینی تا انرژیت بگرده و بتونی به زندگی عادی برگردی😁
اینقد چیرکیک نخوردم که دیشب وقتی نیمچه پیام داد هوا چه خوبه چی می چسبه تو هوا سریع گفتم چیزکیک😂 اونم گیر داد که یه چیزکیک بهت بدهکارم بپوش میام دنبالت بریم بدهیمو بدم، و منم رفتم😬😁 خلاصه چیزکیک خوردم ولی هنوز اون کافه ی مدنظرم رو نرفتم و باید اونو برم که بتونم بگم حاجت چیزکیکم مستجاب شد.
من همچنان در حسرت خوردن چیزکیک😬
این روزا مامانم اینا اینجا بودن و اونا علاقه ای به چیزکیک ندارن، عصرم بی حوصله و بغضی بودم و حس چیزکیک نبود، فردا میرم شهر یونی🙃
یلدای من با حضور بابا و مامانم مبارک شد❤️
امروز مامانم اینا رفتن و من الان خسته ترین و غمگین ترینم.
فردام باید برم شهر یونی.
ببین من این پولا واسم عادی شده😈😈
البته داشتن شون نه اااا، ولی سروکله زدن با این رقم ها عادی شده😬😬 مثلا تو حرفامون میگم آره طرف قراردادش ۲۰۰۰ تومنه، بعد این دو هزار تومنی که ما عادی به کار می بریم منظورمون همون دو هزار میلیارد تومن هس😐
ولی خوب اگه بخوام به زبون جیب خودم صحبت کنم ۲۰۰۰ تومن دقیقا دو هزار تومن هست😁
من هیچ وقت از خودم و کارا و پروژه هام تو واتس اپ استوری نذاشتم... تا اینکه یه کلیپ از بازدید ادایی دیشب استوری کردم😬 همکارا اجازه خواستن کلیپ رو استوری کنن، خاله هام گفتن کلیپ رو بفرست تا استوری کنیم ولی نفرستادم😊
قسمت هیجان انگیزش اینجاس
خواهرم زنگ زد گفت دخترم ۱۰۰ بار استوریتو نگاه کرده و میگه وقتی بزرگ شدم می خوام مثه خاله شم😍با همکارام برم اینجاها که خاله رفته☺️🥰
البته ناگفته نمونه که یه مدت پیشم الگوی خواهرزاده ام شده بودم، گفته بود وقتی بزرگ شدم می خوام مثه خاله خط چشم بکشم😂😂😂
تنها شادی مردم تو این کشور شده برف و بارون🌧💧🌨❄️
خدایا هیچ وقت برف و بارونت رو ازمون دریغش نکن🤲
این سری آژیر نزدیم ولی به جاش بوق زدیم، واسه آدمایی که کنار جاده وایساده بودن و از برف لذت می بردن 🥂دست تکون دادیم و جیغ زدیم😂فک کن با ماشین اداری!!!
به خدا اگه بزارن ما کارمندای باحالی هستیم😁
