ch
Feedback
آوای زندگی 🌱/ روانشناسی

آوای زندگی 🌱/ روانشناسی

前往频道在 Telegram

در این ناتمامی زندگی، تنها چیزی که منجی آدمیست، خودِ زندگیست ...🤍 🍃 اینستاگرام: https://www.instagram.com/haniyeh.chegeni لینک کانال: @haniyeh_chegeni

显示更多
478
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-2130 天

数据加载中...

吸引订阅者
七月 '25
七月 '250
在0个频道中
六月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
四月 '250
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+8
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+3
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+5
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+3
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+1
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+8
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+3
在0个频道中
Get PRO
七月 '24
+7
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+25
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+26
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+260
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+95
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+30
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+689
在1个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
12 七月0
11 七月0
10 七月0
09 七月0
08 七月0
07 七月0
06 七月0
05 七月0
04 七月0
03 七月0
02 七月0
01 七月0
频道帖子
اگه دنبال نسخه کپی شده خوشبختی دیگرانی، این پست برای توئه از جالب‌ترین پژوهش‌هایی که اخیراً خوندم مقاله‌ای از یک (Beck) از دانشگاه کالیفرنیا بود. ایشون دنبال این بود ببینه "آدما با چی بیشتر احساس خوشبختی رو تجربه می‌کنن!" و ته داستان بیشتر دنبال چی باید بگردیم؟ واسه رسیدن به جواب، دکتر بک و همکارانش یه مطالعه طولی مفصل رو شروع کردن. روش کارشون هم این مدلی بود که با استفاده از اطلاعات دقیق حدود ۴۰ هزار نفر از پنج کشور مختلف دنیا مسیر زندگی آدم‌ها رو زیر نظر گرفتن و... حدود ۱۰ سال، هر سال می‌رفتن سراغ این آدم‌ها و تو یه مجموعه مصاحبه‌های مفصل ازشون می‌پرسیدن از زندگی راضی هستی؟ از شغلت چطوره؟ رابطه‌ات؟ درآمدت؟ خونت؟ سلامتی‌ات؟ و خلاصه جزئیات زندگی فرد رو ثبت و تحلیل می‌کردن و اما نتیجه؛ یکی میاد میگه "یار خوب تمام ماجراست!" یکی دیگه میگه "پول باشه همه چی حله!" دیگری میگه "برو فلان حرکت رو بزن قطعاً احساس خوشبختی می‌کنی!" واسه همه کار نمی‌کنه و اصلاً چیزی به نام فرمول خوشبختی نداریم! چرا؟ چون ۴ دسته کلی از افراد شناسایی شدن... گروه اول: درونی‌سازها (Top-Down) حدود ۲۲٪ آدما، جز اون دسته‌ان که حال دلشون تعیین‌کننده همه‌چیزه. نه پول! نه موقعیت! نه رابطه! نه جایگاه. این‌ها بر این باورند که پول میاد و میره! حتما نباید تو رابطه بود که از زندگی لذت برد! زندگی کن، زندگی. ما مسافریم و امانت‌دار... گروه دوم: شرایط‌محورهای بیرونی (Bottom-Up) برای ۲۱٪ آدما همه چیز برعکسه. شرایط بیرونی باید خوب باشه تا حالشون خوب بشه. حال درونی صرف معنا نداره! بیرون تعیین می‌کنه چند چندیم! در نتیجه؛ وقتی حالم خوبه که جیبم پر باشه! رابطه‌م خوب باشه! و موقعیت خوبی باشم. اگر نباشم، به چی دل خوش کنم...! گروه سوم: دوطرفه‌ها (Bidirectional) حدود ۲۵ درصد آدما این مدلی‌ان که هم شرایط بیرونی اون‌ها رو خیلی تکون میده، هم شرایط درونی و دائم در نوسان. بچه‌ش سر حال باشه، حال دلش خوبه! چون حال دلش خوبه، محل کارش بهترین ورژن خودش رو نشون میده... گروه چهارم: بی‌ربطان! (non-directional) حدود ۲۱ درصد آدما اصلاً ملاک واضحی برای خوشبختی ندارن! یه وقتی با یه کافه رفتن حال دلشون کوکه! یه وقتی با یه دستاورد بزرگ! یه وقتی با یه کتاب می‌چسبه به سقف، یه وقتی هم دکتری رو دفاع کرده، انکار نه انگار! در نتیجه؛ خوشبختی یه نقشه شخصیه، نه عمومی! یکی با کار خوب و پول زیاد دلش کوکه! اون یکی با یه زندگی ساده. یکی با درس و کتاب عشق‌بازی می‌کنه! دیگری با بودن کنار آدما! یکی با بودن تو یه رابطه عاطفی و دیگری با بودن تو دنیای تنهاییش! یکی با درون‌نگری و دیگری با جهان‌نگری... و این یعنی: دنبال نسخه خوشبختی خودت باش! نه نسخه کپی‌شده دیگری! ببین حال دل تو با چی کوکه! چی بیشتر از همه خوشحالت می‌کنه! کجا سر کیف‌تری! تو چه موقعیتی احساس زنده بودن می‌کنی؟ و کجاها از زندگی راضی‌تری؟ چون یکی با رابطه پرهیجان خوشبخته و دیگری با خونه آروم. دکتر امانی @haniye_chegeni

2
یکی از قشنگ ترین دیالوگایی که شنیدم نصیحت یه پیرمرد بود که می‌گفت: «یه زندگی خصوصی همیشه برنده‌ست! مخفی نگهش دار تا زمانی که برنده بشی..!» چقدر این جمله عمیقه... @haniye_chegeni
0
3
نقل قولی از محمد علی به جا مونده که میگه: «از تک تک دقایق تمرین متنفر بودم، اما می‌گفتم جا نزن، الان رنج بکش و بقیه عمرت رو به عنوان یک قهرمان زندگی کن». آدمایی که اونا رو موفق می‌دونیم همه در یک چیز مشترکن: اونا دیسیپلین دارن. این دیسیپلین رو میشه مابین نظامی‌ها، ورزشکاران تاپ و آدمای موفق در هر حوزه‌ای پیدا کرد. تو وقتی میخوای در کار خودت تاپ باشی، اینطوریه که یا دیسیپلین داری یا حذف میشی. دیسیپلین همون چیزیه که در دراز مدت تو رو پیش می‌بره و انگیزه و اشتیاق چیزیه که باهاش استارت کار رو میزنی. اغلب ما اینطور تصور می‌کنیم که آدمای موفق، آدمای خسته‌ناپذیری هستن که همیشه انرژی انجام هرکاری رو دارن و خستگی براشون معنی نداره. اما اینطور نیست: همه‌ی این آدما هم خسته میشن، هم دچار ملال میشن و هم خیلی وقتا بیزارن از کاری که انجام میدن. این آدما زمانی یک هدفی در ذهن داشتن و اون هدف رو به دیسیپلین و روتینی تبدیل کردن که تونسته اونها رو اینطوری بالا بکشه. انرژی و اشتیاق بعد از مدتی ته می‌کشه اما اگه نقشه‌ی راه داشته باشی و برنامه‌ی مشخصی برای مسیر، چیزی نمی‌تونه مانع کارت بشه. خیلی وقتا انرژی و اشتیاق زیادی برای شروع کاری داریم اما بعد از مدتی می‌بینیم که هیچی از اون انرژيه نمونده. مثلا میخوایم زبانی رو یاد بگیریم، یک ماه اول سخت کار می‌کنیم اما از ماه دوم به بعد خسته می‌شیم و کلا میذاریمش کنار. اما برنامه‌ای اگه داشته باشیم و خودمون رو متعهد به انجام دادنش کنیم، به اون چیزی که میخوایم میرسیم. تو مدرسه این برنامه رو معلما به ما میدادن. تو زندگی تا سن مشخصی، پدر و مادر مسیر رو به ما نشون می‌دادن. اما تو بزرگسالی کسی رو نداریم که ما رو هدایت کنه یا حتی ما رو مجبور به انجام کاری بکنه. بخاطر همینه که اون نقش هدایت‌گر رو باید خودمون انجام بدیم. این حس تنبلی و کرختی که داریم یکی از فیچرهای مغزه. یکی از کارهای عمده‌ی مغز، تخصیص انرژیه. یعنی حواسش هست که انرژي رو به چه ارگان‌هایی بده و اینکه تا جای ممکن اجازه نده تو انرژی زیادی مصرف کنی. آدما قدیما برای پیدا کردن یک ریشه‌ی خوراکی کیلومترها راه می‌رفتن و بخاطر کمبود و نایاب‌ بودن غذا، مغز طوری تکامل پیدا کرده که انرژی بدن رو درست هزینه کنه و اجازه نده انرژی هدر بره. خیلی وقتا که کاری رو به تعویق میندازیم، به این خاطره که مغز اون کار رو تهدیدی برای مصرف انرژی می‌بینه و سعی می‌کنه تو رو عقب نگه‌داره که انجامش ندی. مثلا یک پایان‌نامه داری که باید نوشته بشه، و می‌بینی که کلی تحقیق باید انجام بدی، ده تا استاد رو ببینی، ده جلد کتاب بخونی و ... قد یه کوه بزرگ میشه. مغز اینجا میگه خب چه کاریه این همه انرژی مصرف کنیم. بگیر بخواب! و گوشی رو دست میگیریم خودمون رو برای مدتها مشغولش می‌کنیم. در حالی که میدونیم باید کاری رو انجام بدیم اما هی به تعویقش میندازیم. مغز ما یک ارگان قدیمیه که نمی‌دونه اینترنت اختراع شده که میشه راحت غذا سفارش داد، فکر می‌کنه باید کیلومترها راه بریم برای یه میوه‌ی شیرین. پس در کل، تلاش کردن در هر فرمتی، یک کار انرژی‌بره و برای هر آدمی صادقه. چون داری روندی رو میری که خلاف جهت سیستم بدنته. اینکه همه‌ی آدمها بطور دیفالت در سطح مشخصی باقی می‌مونن و همه مثل هم هستن، همینه. اینکه آدمی در کاری تاپ میشه، بخاطر اینه که میاد بر این عملکرد مغزش غلبه می‌کنه. دقیقا همونطور که ورزش کردن یک کار عبث و بیهوده و خلاف تکامل بدنه، کار فکری بیش از حد هم همینه. همه‌ی این کارا آدم رو خسته می‌کنن و بدن خیلی دوست داره بیخیالش بشه و کاری که راحته رو انجام بده. دیسیپلین اما همچون یک ریل میاد مسیری جلو پات میذاره که باید اون رو طی کنی. شما باید خودت رو متعهد بدونی که هر اتفاقی هم که پیش بیاد، از مسیرت منحرف نشی. اینجا دیگه هیچ بهونه‌ای قبول نیست: من باهوش نیستم و دوستام رو ندیدم و سفر نرفتم و انگیزه ندارم و ... باید کنار گذاشته بشه. کسی هم نیست که مجبورت کنه و دشواری کار هم همینه که خودت باید این اجبار رو روی خودت بذاری اگه هدف و مسیرت درست باشه، قطعا به اون نتیجه‌ای که میخوای میرسی. من مستندی دیدم درباره علیزاده و مشکاتیان و لطفی و مابقی. این آدما بطور جنون‌آمیزی روزها و هفته‌ها و ماهها تمرین می‌کردن. علیزاده جایی گفت صبحونه میخوریم ساز دستمون بود، نهار همین بود و شام همین بود. و این قضیه برای هر آدمی که در کارش شهره شده صادقه. انگیزه و اشتیاق تو رو تا جایی پیش میبره بعد ولت می‌کنه، اما دیسیپلین میتونه تو رو تا دوردست‌ها ببره. @haniye_chegeni
0
4
نقل قولی از محمد علی به جا مونده که میگه: «از تک تک دقایق تمرین متنفر بودم، اما می‌گفتم جا نزن، الان رنج بکش و بقیه عمرت رو به عنوان یک قهرمان زندگی کن». آدمایی که اونا رو موفق می‌دونیم همه در یک چیز مشترکن: اونا دیسیپلین دارن. این دیسیپلین رو میشه مابین نظامی‌ها، ورزشکاران تاپ و آدمای موفق در هر حوزه‌ای پیدا کرد. تو وقتی میخوای در کار خودت تاپ باشی، اینطوریه که یا دیسیپلین داری یا حذف میشی. دیسیپلین همون چیزیه که در دراز مدت تو رو پیش می‌بره و انگیزه و اشتیاق چیزیه که باهاش استارت کار رو میزنی. اغلب ما اینطور تصور می‌کنیم که آدمای موفق، آدمای خسته‌ناپذیری هستن که همیشه انرژی انجام هرکاری رو دارن و خستگی براشون معنی نداره. اما اینطور نیست: همه‌ی این آدما هم خسته میشن، هم دچار ملال میشن و هم خیلی وقتا بیزارن از کاری که انجام میدن. این آدما زمانی یک هدفی در ذهن داشتن و اون هدف رو به دیسیپلین و روتینی تبدیل کردن که تونسته اونها رو اینطوری بالا بکشه. انرژی و اشتیاق بعد از مدتی ته می‌کشه اما اگه نقشه‌ی راه داشته باشی و برنامه‌ی مشخصی برای مسیر، چیزی نمی‌تونه مانع کارت بشه. خیلی وقتا انرژی و اشتیاق زیادی برای شروع کاری داریم اما بعد از مدتی می‌بینیم که هیچی از اون انرژيه نمونده. مثلا میخوایم زبانی رو یاد بگیریم، یک ماه اول سخت کار می‌کنیم اما از ماه دوم به بعد خسته می‌شیم و کلا میذاریمش کنار. اما برنامه‌ای اگه داشته باشیم و خودمون رو متعهد به انجام دادنش کنیم، به اون چیزی که میخوایم میرسیم. تو مدرسه این برنامه رو معلما به ما میدادن. تو زندگی تا سن مشخصی، پدر و مادر مسیر رو به ما نشون می‌دادن. اما تو بزرگسالی کسی رو نداریم که ما رو هدایت کنه یا حتی ما رو مجبور به انجام کاری بکنه. بخاطر همینه که اون نقش هدایت‌گر رو باید خودمون انجام بدیم. این حس تنبلی و کرختی که داریم یکی از فیچرهای مغزه. یکی از کارهای عمده‌ی مغز، تخصیص انرژیه. یعنی حواسش هست که انرژي رو به چه ارگان‌هایی بده و اینکه تا جای ممکن اجازه نده تو انرژی زیادی مصرف کنی. آدما قدیما برای پیدا کردن یک ریشه‌ی خوراکی کیلومترها راه می‌رفتن و بخاطر کمبود و نایاب‌ بودن غذا، مغز طوری تکامل پیدا کرده که انرژی بدن رو درست هزینه کنه و اجازه نده انرژی هدر بره. خیلی وقتا که کاری رو به تعویق میندازیم، به این خاطره که مغز اون کار رو تهدیدی برای مصرف انرژی می‌بینه و سعی می‌کنه تو رو عقب نگه‌داره که انجامش ندی. مثلا یک پایان‌نامه داری که باید نوشته بشه، و می‌بینی که کلی تحقیق باید انجام بدی، ده تا استاد رو ببینی، ده جلد کتاب بخونی و ... قد یه کوه بزرگ میشه. مغز اینجا میگه خب چه کاریه این همه انرژی مصرف کنیم. بگیر بخواب! و گوشی رو دست میگیریم خودمون رو برای مدتها مشغولش می‌کنیم. در حالی که میدونیم باید کاری رو انجام بدیم اما هی به تعویقش میندازیم. مغز ما یک ارگان قدیمیه که نمی‌دونه اینترنت اختراع شده که میشه راحت غذا سفارش داد، فکر می‌کنه باید کیلومترها راه بریم برای یه میوه‌ی شیرین. پس در کل، تلاش کردن در هر فرمتی، یک کار انرژی‌بره و برای هر آدمی صادقه. چون داری روندی رو میری که خلاف جهت سیستم بدنته. اینکه همه‌ی آدمها بطور دیفالت در سطح مشخصی باقی می‌مونن و همه مثل هم هستن، همینه. اینکه آدمی در کاری تاپ میشه، بخاطر اینه که میاد بر این عملکرد مغزش غلبه می‌کنه. دقیقا همونطور که ورزش کردن یک کار عبث و بیهوده و خلاف تکامل بدنه، کار فکری بیش از حد هم همینه. همه‌ی این کارا آدم رو خسته می‌کنن و بدن خیلی دوست داره بیخیالش بشه و کاری که راحته رو انجام بده. دیسیپلین اما همچون یک ریل میاد مسیری جلو پات میذاره که باید اون رو طی کنی. شما باید خودت رو متعهد بدونی که هر اتفاقی هم که پیش بیاد، از مسیرت منحرف نشی. اینجا دیگه هیچ بهونه‌ای قبول نیست: من باهوش نیستم و دوستام رو ندیدم و سفر نرفتم و انگیزه ندارم و ... باید کنار گذاشته بشه. کسی هم نیست که مجبورت کنه و دشواری کار هم همینه که خودت باید این اجبار رو روی خودت بذاری اگه هدف و مسیرت درست باشه، قطعا به اون نتیجه‌ای که میخوای میرسی. من مستندی دیدم درباره علیزاده و مشکاتیان و لطفی و مابقی. این آدما بطور جنون‌آمیزی روزها و هفته‌ها و ماهها تمرین می‌کردن. علیزاده جایی گفت صبحونه میخوریم ساز دستمون بود، نهار همین بود و شام همین بود. و این قضیه برای هر آدمی که در کارش شهره شده صادقه. انگیزه و اشتیاق تو رو تا جایی پیش میبره بعد ولت می‌کنه، اما دیسیپلین میتونه تو رو تا دوردست‌ها ببره. @haniye_chegeni
0
5
گلاسر در کتاب "ازدواج بدون شکست" می‌گوید: هفت عادت مخرب وجود دارد که در دراز مدت زندگی های مشترک را از بين می‌برد؛ ١) عيب جویی ٢) سرزنش ٣) نق زدن ۴) شکوه و گلايه ۵) تهديد ۶) تنبيه ٧) دادن حق حساب يا باج برای تحت کنترل در آوردن ديگری . در مقابل هفت عادت مهرورزی را بايد جايگزين رفتارهايمان سازيم: ١) گوش سپردن ٢) حمايت ٣) تشويق ۴) احترام  ۵) اعتماد ۶) پذيرش ٧) گفتگوی هميشگی بر سر اختلافات. @haniye_chegeni
0
6
• عادت های یک دقیقه ای که میتونی به روتنیت اضافه کنی : 1- شکرگزاری 2- نفس عمیق 3- حرکات کششی 4- مرتب کردن تخت 5- استفاده از قانون 5 ثانیه 6- تعیین کردن هدف روزانه • انجام روتین های روزانه یا شبانه چه فایده ای برامون دارن؟ : شمع و عود : کمک می‌کنه آرامشمو حفظ کنم. ورزش کردن : احساس سلامتی و شادابی میکنم. شکرگزاری : نسبت به زندگی خوشبین تر میشم. نفس عمیق : ذهنمو از افکار منفی خالی میکنم. نوشتن : میتونم همه چیزو با برنامه ریزی کنترل کنم. هدیه دادن : وقتی خوشحالی بقیه رو میبینم خوشحال میشم. • روتین روزانه برای وقتایی که انرژیت کمه : 1- کمی بنویسم. 2- کمی قهوه بخورم. 3- لباسامو عوض کنم. 4- تو تخت به ایمیل های کاری جواب بدم. 5- برای وقتی که انرژیم بیشتر شد برنامه بریزم. 6- کمی پیاده روی کوتاه کنم یا تو هوای باز بشینم. 7- چند کار ساده مثل آب دادن به گل و گیاه انجام بدم. @haniye_chegeni
0
7
یادت باشه که به عنوان یک انسان قراره خیلی وقت‌ها اشتباه کنی، عصبانی بشی، واکنش بدی نشون بدی و به آدم‌هایی که برات ارزشمندن حرف‌های نادرستی بزنی. ولی این رو هم یادت باشه که میتونی انتخاب کنی تا مسئولیت اشتباهت رو به عهده بگیری و بخوای رابطه رو ترمیم کنی و با اشتباهاتی که کردی روبه‌رو بشی. پس اولین قدم برای ترمیم، پذیرفتن مسئولیتی هست که داری.☁️ @haniye_chegeni
0
8
من یه آدم میانگرام: من از تنهایی لذت میبرم، ولی آدم اجتماعی هستم. بعضی وقتا ساکت، بعضی وقتا پرحرفم. بعضی وقتا مهربونم، بعضی وقتا جدی. یه وقتایی پررو، یه وقتایی خیلی خجالتی. یه چیزی که شاید درکش واسه خیلیا سخت باشه! |black swan| @haniye_chegeni
0
9
بازی روانی یعنی تورو بخاطر طرز واکنشت نسبت به رفتار سمی خودشون مقصر می‌دونن اما هرگز درمورد بی‌احترامی خودشون که باعث این واکنش در تو شد چیزی نمیگن. @haniye_chegeni
0
10
هنگامی که برای انسان ها آرزوی سعادت می کنی، نیروی درونت به تمامی انسان های پاک طینت متصل می شود و راهی می شوی برای عبور تمامی دعاهای خیری که از تمامی مردم فرستاده شده و آن گاه انرژی دعاها و برکت انسان های روی زمین ، وارد زندگیت می شود! برای هم دعای خیر کنیم، آرزو می کنم كه : مــهر بركت عشق محبت وسلامتى هميشه همنشین شما باشند 👤 دکتر الهی قمشه‌‌ای @haniye_chegeni
0
11
https://www.instagram.com/reel/DKo1Ci0tdT2/?igsh=MTAwM3hxd3JqcGNkMw==
0
12
👌پنج نکته مثبت : 🔹هرچه روح تو عظیم تر باشد اشتباهات دیگران را کوچک تر میبینی 🔹هرچه بزرگوارتر باشی کمتر به دیگران نیازمندی 🔹هرچه کمتر نیازمند باشی کمتر از آنان دلگیر میشوی 🔹هرچه کمتر دلگیر شوی کمتر آسیب میبینی 🔹هرچه کمتر آسیب بینی راحت تر میبخشی. ظرفیت روحتان افزون باد.... @haniye_chegeni
0
13
✍💎 ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺜﻞ ﺯﺭﺷﮏ ﻭ ﭘﻠﻮ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺧﯿﺎﺭ ﻣﺜﻞ ﭘﻨﯿﺮ ﻭ ﮔﺮدو ﺍﻣﺎ ... ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻧﺸﻮﻥ ﺣﺎﻝ ﺁﺩﻡ ﺭﻭ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﻧﻮﻥ ﺧﺎﻣﻪ ﺍﯾﯽ ﻭ ﺗﺮﺷﯽ ﻣﺜﻞ ﻟﻮﺍﺷﮏ ﻭ ﮐﺎﭘﻮﭼﯿﻨﻮ ﻣﺜﻞ ﺷﯿﺮ ﻭ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺁﺩﻣﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﻩ ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﯿﻢ ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺍﺻﻼ ﺟﻮﺭ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﯾﻢ ﭘﺲ ﺗﻮﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻓﻤﻮﻥ ﺩﻗﺖ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﻬﻢ ﻧﺰﻧﯿﻢ اگه یه نفر حس تورو نمی فهمه بذارش کنار. مهم نیس. شاید اون وصله ی تو نبوده. آرامش تو مهمترین اصل توی زندگیت باید باشه...! @haniye_chegeni
0
14
این عادت ها مردم را از شما فراری میدهد چند عادت بد که طبق آمار، مردم دنیا از آن متنفرند: _آدامس جویدن _تکان دادن پا‌ها _با صد
این عادت ها مردم را از شما فراری میدهد چند عادت بد که طبق آمار، مردم دنیا از آن متنفرند: _آدامس جویدن _تکان دادن پا‌ها _با صدا غذا خوردن _تکیه کلام _تف کردن _ناخن جویدن _شکستن قلنج _بازی با اتود _قطع کردن صحبت دیگران _قرض کردن _بلند صحبت کردن با تلفن @haniye_chegeni
0
15
هفت فایده‌ کم‌تر صحبت کردن: 1. شما اسرارتان را فاش نمی‌کنید. 2. حرف‌های احمقانه و بی‌معنی‌ نخواهید گفت. 3. وقتی صحبت می‌کنید مردم بهتر به حرف‌هایتان گوش می‌کنند. 4. برای مردم سخت است که از زندگی خصوصی و دنیای درون‌تان سر در بیاورند. 5. مردم شما را بالغ‌تر، جذاب‌تر و عاقل‌تر به می‌دانند. 6. مردم برای شما و مرزهایتان بیشتر احترام می‌گذارند. 7. حرفی نمی‌گویید که در آن توهین و بی‌احترامی به دیگران باشد. @haniye_chegeni
0
16
از نگاه تئوری انتخاب تمام رفتارهای ما برای برآورده کردن پنج نیاز اساسی شکل می‌گیرد: ۱_ نیاز به بقا: این نیاز شامل مواردی مثل
از نگاه تئوری انتخاب تمام رفتارهای ما برای برآورده کردن پنج نیاز اساسی شکل می‌گیرد: ۱_ نیاز به بقا: این نیاز شامل مواردی مثل غذا، امنیت و سلامت جسمانی است. پایه‌ای‌ترین نیاز ما که برای زنده ماندن ضروری است. ۲_ نیاز به عشق و تعلق: ما انسان‌ها نیاز داریم به دیگران وصل شویم، روابط عاطفی و دوستانه داشته باشیم و احساس کنیم عضوی از یک گروه یا خانواده هستیم. ۳_ نیاز به قدرت: دستیابی به موفقیت، احترام به خود و دیگران و ایجاد احساس ارزشمندی در زندگی، بخشی از این نیاز است. ۴_ نیاز به آزادی: همه ما دوست داریم انتخاب کنیم، حق تصمیم‌گیری داشته باشیم و زندگی‌مان را به شیوه دلخواه پیش ببریم. ۵_نیاز به تفریح: بازی، خنده و لذت بردن از زندگی، به ما کمک می‌کند شاداب‌تر و پرانرژی‌تر باشیم. زندگی با شناخت این نیازها، ما را به تعادل و خوشبختی نزدیک‌تر می‌کند. @haniye_chegeni
0
17
بالغ بودن در رابطه ی عاطفی یعنی متوجه بشیم وقتی پارتنر ما درباره ی موضوعی که داره اذیتش میکنه، صحبت میکنه؛ قصدش زیر سوال بردن یا حمله به ما نیست اون فقط دنبال راهی برای ترمیم و تقویت رابطه میگرده بلوغ عاطفی یعنی بجای مغرور بودن، مسئولیت پذیر باشیم و بهش بگیم که من نمیدونستم چیزی داره اذیتت میکنه الان اماده ام تا کاملا بهت گوش بدم و با هم به یک راه حل برسیم تا مشکل حل بشه "گوش دادن، عمیق ترین نوع عشقه!" @haniye_chegeni
0
18
https://www.instagram.com/reel/DFr303Lifu9/?igsh=Mm5lNXM3dWJsYTR0
0
19
قانون 15 دقیقه موفقیت ژاپنی ها : اگر روزی ۱۵ دقیقه مطالعه کنید و سلول های خاکستری مغزتون رو درگیر کنید، به پیشرفت بزرگی در یا
قانون 15 دقیقه موفقیت ژاپنی ها : اگر روزی ۱۵ دقیقه مطالعه کنید و سلول های خاکستری مغزتون رو درگیر کنید، به پیشرفت بزرگی در یادگیری دست پیدا می کنید. اگر روزی ۱۵ دقیقه از کارهای بی اهمیتتون کم کنید، ظرف مدت چند سال موفقیت چشمگیری نصیبتون میشه اگر روزی ۱۵ دقیقه رو صرف خودسازی کنید در پایان سال تغییر ایجاد شده رو به خوبی حس میکنید زیبایی قانون ۱۵ دقیقه به اینه که انقدر به زمان کمی نیاز داره که هیچ وقت به بهونه وقت نداشتن اون رو به تاخیر نمی اندازید @haniye_chegeni
0
20
5 راه برای بازیابی سریع انرژی شرایطی وجود دارد که فرد در معرض خطر و تحت تأثیر افراد منفی قرار می‌گیرد: 1. پس از یک تعامل ناخو
5 راه برای بازیابی سریع انرژی شرایطی وجود دارد که فرد در معرض خطر و تحت تأثیر افراد منفی قرار می‌گیرد: 1. پس از یک تعامل ناخوشایند و احساس خستگی، سعی کنید حداقل یک دقیقه دست‌های خود را زیر آب روان بشویید. آب به شستشوی انرژی‌های منفی انباشته شده کمک می‌کند. 2. کلمات نه تنها بار معنی را منتقل می‌کنند، بلکه حامل انرژی نیز هستند. وقتی جملات حسادت آمیز یا فریبکارانه را می‌شنوید، به آرامی بگویید: . 3. اگر به شما توهین می‌کنند یا به شما آزار می‌رسانند، با زمزمه و آرام با خود بگویید: آن را پس بگیر. 4. وقتی بعد از یک مکالمه سخت احساس ضعف می‌کنید، از تکنیک انتقال انرژی استفاده کنید. یک دقیقه بایستید و با دست چپ خود یک درخت یا بوته را بگیرید. تصور کنید که از طریق دست راست خود منفی را بیرون آورده و درخت آن را از شما می‌گیرد. رو به درخت بگویید: 5. از کبریت روشن استفاده کنید. رو به آن نفس بکشید و تصور کنید که چگونه انرژی‌های منفی تبدیل به آتش می‌شود و سپس آن را روی زمین گذشته و خاموش کنید. @haniye_chegeni
0