متلهف
前往频道在 Telegram
4 174
订阅者
无数据24 小时
-77 天
-2230 天
帖子存档
4 174
تصور اینکه فردایی دیگر در کار است و باز بیدار میشویم، انگیزه و زیبایی خواب را از بین میبرد.
4 174
کرگدنم اما دلی نازک دارم؛ درختم اما تنگی نفس دارم، اسیرم اما در بند نیستم؛ رنج میکشم اما نقاش نیستم، مچاله میشوم اما کاغذ نیستم؛ شکسته میشوم اما بغض نیستم، لگدمال میشوم اما پیادهرو نیستم؛ افسوس میخورم اما گرسنه نیستم، به ساز دنیا میرقصم اما رقاص نیستم.
4 174
- به کدام دیوار میتوان تکیه کرد وقتی همهچیز با تکانی فرو خواهد ریخت؟ و به کدام انسان میتوان امید بست؟ ما انسانهای دیوار شده
4 174
نیمهره ایستاد ، حمقِ خفته در امیدِ جماعت را تماشا کرد ، بر اندوختههای نیستیاش قدری افزود و با کولهباری از هیچ به سویِ بیانتها روانه شد.
4 174
خندههای تو، گامهای تو
لب پر میزنند،
چین میان چشمهای تو
چون ابرهای انبوه،
آن تن تُرد
چون خالی بر خورشید
4 174
چهرههایی وجود دارند که میارزد که پس از دیدارِ آنها چشم فرو بندیم و بمیریم.
تا ناگزیر نباشیم پیش خود بگوییم:
"هرگز من او را در بازوان خود نخواهم دید"
- هانری دومنترلان
4 174
«چه رنجی است
خوابیدن زیر آسمانی
که نه ابر دارد، نه باران.
از هراس، از کلمات،
هرشب خوابهای
آشفته میبینیم.
به این جهان آمدهایم
که تماشا کنیم؛
صندلیهای فرسوده و رنگباخته
سهم ما شد.
انتخاب ما مرواریدهای رخشان
بود.»
- احمدرضا احمدی
