قِشاعْ🌱
前往频道在 Telegram
1 033
订阅者
-124 小时
+17 天
+2630 天
帖子存档
1 033
زری خانم امروز اصرار داشت که گلی که برا مامان میخرم قرمز باشه بابا دوست داشتن که رنگ نمیشناسه زری خانم
امشب میرم خواب میبینم که دوستم داری ولی دیگه هیچوقت بیدار نمیشم که بهم بگی خواب دیدم دوستم داری.
شاید اگه بارون بیاد شب کمتر بدیه. اگه بارون نیاد میشه امیدوار بود بعدا قراره بارون بیاد. ولی اصل ماجرا همونه که زریخانوم گفت؛ واسه کسی که دوستش داری گل قرمز بخر، زندگی کوتاه و چرته.
همین.
1 033
حافظهم یاری نمیکنه،خاطراتم مبهمه،اگرم چیزی یادم بیاد بدتر میکنه حالمو..
دستام احتیاج به لمس خنکای سنگ حرم و دارن
1 033
امروز که بچه ی مراجعه رو به خاطر بیقراری و مریضیش بغل گرفتم و آروم شد برای چند لحظه، طعمِ مادر بودن رو چشیدم؛ و درست همونقدر که دلم گرم شد، از سنی که داره دیر میشه و احتمالِ هرگز مادر نشدنم ترسیدم.
1 033
اکسیژن رو مطمئن نیستم
ولی یکی از عناصرِ مهم واسه ادامه دادن به زندگی، دوست صمیمیه.
#اسمع✨
1 033
Repost from N/a
«آنجایی که هیچ امیدی باقی نمانده، باید ابداعش کرد. عادت به نومیدی از خود نومیدی بدتر است.»
