﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
前往频道在 Telegram
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
显示更多2 245
订阅者
+124 小时
+37 天
-330 天
帖子存档
2 245
-
《 وهو الذي تَصفُو القُلوبُ بحُبه
صلّوا عليهِ وسلّموا تسليما ﷺ..! 》
و اوست که دلها را به محبت خود پاک می کند..!☝️🏻♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 245
صبح یعنی آغاز فرصت🍃
شادی و لبخند و امید
صبح یعنی امروز
سهمی از زندگی و عشق🫶🏻
از آن خود توست لحظه را قدر بدان
حیف از عمر است که صرف گله و شکوه شود!
تا بخواهی ... زندگی زیباست♥️🙃
#صبح_بخیـــر ✨🌤
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 245
#پارت اخر
♥️ رويايي عشق
سامان٫ کجا میرفتی او هم بدون مه بدون شو خو 🤨
تینا٫ هییییین تو اینجی چیکار میکنی بتوچی که کجا میرفتم تو رفتی گفتی بمه اختیار خو دارم هر جا میروم اینجیییی چی مایییییییی
از عصبانیت نفس نفس میزدم
سامان٫ باشه آروم باش چیزی نگفتم برو باشه برو کار ندارم به تو
چی ای چی میگه یعنی خاطری مه نماده که جلو مه بگیره اگه جلوتو بگیره نمیری اههه نه نمیروم ولی نگفت هه نه میروم
سامان٫ ولی اول گوش کن گپا مه بعد برو
با اخم گفتم
تینا٫ نمام چهره تو ببینم نه هم گپا تو پایین شو برووووو اوه راستی چری ماری جان خو نیاوردی خبر داره که تو پیش منی
سامان خنده ای کرد که مر بیشتر عصبی کرد
جیغ کشیدم گفتم
تینا٫ حالت مه به تو خنده دارههههه پایین شو
سامان٫ باشه آروم باش چری وحشی میشی آخه تو
با ای بیخیالیو عصبی تر شدم به نفس نفس افتادم نفس کشیدن بمه سخت شده
یکدم مر به بغل خو کشید تقلا کردم که بیرون شوم که نکدیشت
سامان٫ ایییش نفس بکش توضیع میدم چی خاطر رفتم آروم باش فقط تور چیزی بشه مه میمیوروم
خودی ازی گپایو خودبخود نفس مه منظم شد
مر پایین کرد از موتر برفتم جاییکه دقیقاً روز اول دیدم اور بایاد آوری اوروز لبخندی به رو لب مه نشست که از چشم سامان درو نماند
سامان٫ تو هم یاد تو آمد اولین دختری بودی که مر خودی لغت بزد و جواب مه داد
تینا٫ خاطری همی اینجی آمدی
سامان٫ نه ولی گوش تا آخر که چی میگم
تینا٫ زودی که حالی وخت پرواز مه میشه
سامان٫ باشه اوروز عصاب مه خیلی خراب شد بعد ازوروز که تصادف کردیم خودی ازو کار تو بیشتر حرصی شدم روز اول که لغت زدی و جواب مه دادی که دیدم طیلا نیی دوباره با دیدن تو دلم یکرقمی شد دفعه سوم که به خونه خودی او رختا خو او موها وا خو دل مر ببردی اونجی بود که واقعاً عاشق تو شدم یک عشق رویایی ولی خودم قبول ندیشتم تا اوشو بام هرات کمکم علاقه مه بیشتر شد تا او که نکاه کردیم مم از خدا خواسته قبول کردم چون با دیگع کس دیدن تو طاقت ندیشتم کم کم قبول کردم که عاشق تو هستم او هفته کابل قول دادم بهترین روزا باشه که هموته شد بفمیدم تو هم حسی داری بمه فقط مطمعن نبودم تا اوشاو مه شماها رفیتم اتاق هانا پشت در آمدم ولی فقط یک بخش گپا تور شنیدم و دل مه شکست خورد شدم نستادم که چی میگی فک کردم که مر دوست نداری و مر عاشق خو کردی ولی هانا بمه دروز پیش زنگ زد بگفت که اوته گفتی و مثل چی پشیمون شدم و آمدم که پس زندگی جدیدی شروع کنم ولی تو مایی بری
بعد طرف مه که خشک زده بود سیل کرد وایییی باور مه نمیشه لعنتییییی یعنی گپا مار بشنویده ادامه گپا مه نه یک حسی خ.شی بمه دست داد یعنی سامان هم مر ماسته واییی خداااا طرف مه دید گفت
سامان٫ ولی عمرأ اگه بگذارم
ولی هنوز همو سامان زور گیر بود مم یک لبخندی شیطنتی زدم و خودی پا خو محکم بزدم به پایو که جیغیو بالا شد خخخخخخ
سامان٫ چیکار میکنییی هر وخت خودی تو اینجی باشم حتماً مگری مثل خر لغت بزنی 😒
تینا٫ حق تو بود که تو باشی دیگع ایستاد نشی ادامه گپا مه بشنوی و عاااا مه نمیروم ولی یک شرط
سامان٫ چی شرط
تینا٫ امممممم باید کاری کنی ببخشم تور
سامان گفت اوکی بعد دست مر بگرفت اوطرف تر برد گفت بالا سی کن بالا سیل کردم
که یکدفعه ترق ترق شد و به رو آسمون نوشته شد دوست دارم عشق رویایی مه
خودی ازی کاریو قند به دل مه آو کردن تا سامان ماست نزدیک بشه پس پاخو بالا کردم بزدم به پایو عربده کشید و طرف همدیگه سیل کردیم و شروع کردم به خندیدن
اينم پايان رمان خدا كنه خش شما امده باشه 🙌🏼
2 245
#پارت: 171 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
تینا٫ سورج چیکار میکنی
سورج٫ میبینی اوطرف سیل کن یکدم آهنگ پس روشن شد البته آهنگ ایرانی
طرف استیج سیل کردم که شوکه شدم
باور مه نمیشد ای خودیونه کمی لاقر شده بود ای اینجی چی میکنه نه نه باور نمیکنم یکدم پیش آمد و گفت
سامان٫ بامه میرقصین خانم زیبا
ولی مه فقط خیره شده بودم باور نمیکردم اصلأ چری ایرقم گپ میزنه ایکو مر یله کرده بود برفته پوووف
یکدفعه ای گفتم
تینا٫ نه
متعجب نشد فک کنم میفهمید همچین جوابی میشنوه
سامان.......
باور مه نمیشد ای تینا باشه لاغر شده بود موها خو کوتاه کرده ولی بازهم خیلی مغبول بود خیلی جدی شده بود ای لعنت بمه که اور به ای روز رساندم ولی دوباره تیار میکنم هر کار میکنم باید مر ببخشه به او توضیع میدم که فقط یک سوعتافاهم بوده و خلاص
طرفیو سیل کردم که اعصابیو خراب خودی مهرسام گپ میزنه
مهرسام دم اول که مر بدید خوب مشت محکمی به شکم مه زد بعد احمق مر بغل خو کرد و بمه گفت کار تو سخته
از همگی معذرت خواهی کردم ولی مادر تاحالک خودی مه سر سنگینن حتا مر بغل خو هم نکردم
تا دمیکه از تالار بیرون میشدم دنبال فرصت بودم که خودی تینا گپ بزنم ولی او فرار میکرد لعنتی از تالار زنونه بیرون شدیم مهرسام گفت خودی گپ دارم یک چیز مهمی به تو مگری بگم گفتم خوبه گفت اول بریم به تالار مردانه
تینا.......
اوووف از دست همگی عصبی بودم اهههه به ای شاو آخر مونده بود ایرقم بشه آه سامان چری ایته کردی با آمدن خو رفتن بمه سخت کردی همگی خوشحال بودن که سامان آمده
و مم از بس عصاب مه خراب بود گفتم که امشو دوازده حرکت میکنم همگی پکر شدن ولی زود خوشحال شدن گفتن سامان نمگیذاره بد کرده سامان تا او خبر بشه میروم تا دمیکه بیرون میرفت آشفته بود و میخاست خودی مه گپ زنه هه
بلاخره خلاص شد ساعت یازده شد عروس دوماد آمده بودن و دم رفتن مه به مهرداد گفتم مر ببره او هم قبول کرد خودی هانا و مهرسام خداحافظی کردم هانا خیلی سیع کرد که جلو مه بگیره و لی قبول نکردم گفت خودی سامان گپ بزن ببین چی خاطر رفته او دلیل داره به مه مهم نیه دلیل قانی کننده نداره خودی همگی خداحافظی کردم همگی اسرار دیشتن که نرو ولی شو خاله میگفتن باشه بره خودی چشما خو یک عالمه تشکری کردم رختا خو عوض کردم داخل همو اتاق یک مانتو کوتاهی خودی یک شلواری برخو کردم شال هم سرخو کردم بیرون شدم چمدون هم وردیشتم تیز تح موتر سوار شدم میترسیدم حالی سامان بیایه هه زهی خیال باطل اوکه ایقدر کوشیش دیشت خودی مه گپ بزنه حالی نماد حتماً خبر نشده
نخیر خبر شده خوبم خبر شده بعد چهلو پنج دقیقه برسیدیم پایین شدم دوازده پرواز مه بود مهرداد گفتم برو گفت نه نمیروم تور بالا کنیم به طیاره بعد میروم بشیشتم به تح موتر پس تا وخت بشه یکدم زنگ آمد به گوشی مهرداد پایین شد برفت به قصیو نشدم چشما خو بسته کردم که در موتر واشد پس بسته شد فک کنم مهرداد هست که صدایی بالا شد که خشک شدم هییین کشیدم
2 245
ممبرا عزيز امشب بشما ميذارم رمانه اخريو
ولي منتظر يك رمان شيرين دلنشين باشن به زودي نشر ميكنم
ولي امشب ممبرا كانال كمي بالا ببرين ببينم چكار مكنن
2 245
[وَانْیُردکَبخَیرِفَلَارَادَّلِفَضْلِه]
+اگرخدابرایتخیرۍبخواهد
هیچکسجلودارشنیس:)🍃♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 245
2 245
✨♥️••﷽••♥️✨
بهترین کانال های ناب تلگرام تقدیم شما
روی هر اسم که خوش تون آمد کلیک کنید♥️✨
بهترین ها را مشاهده کنید😻✨
❗️👨💻 جـهـت شـرڪـت در لـیـسـت 👨💻❗️
•| ⊱💎⊰ |•@ListRoz4K•| ⊱💎⊰ |•
2 245
𝒔𝒕𝒐𝒐𝒓𝒚
بعضي ها از اكونت 😴!
اصلي خود بلاك ما ميكنه!😏
باز از اكونت فيك خود ❌!
تعقيب ما ميكنه 🙄!
با اي غرور كه داري ! ضربان قلب ته صدقه 😗🫀!
« پفيوز مه 😂🩷 »
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 245
Repost from N/a
