﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
前往频道在 Telegram
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
显示更多2 545
订阅者
+11724 小时
+1277 天
+11530 天
帖子存档
2 594
#پارت: 99✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
تینا٫ هییییین تو پس کو فردوس😳
سامان٫ فردوس از بس تو ایته داخل شمایو غرق شده بودی فرار کرد😏
تینا٫ ها ها ها بخندیم خت نشی نمکدون😒 درزن مه داخل چشما جناب غرق نشده بودم شما بودین که لغ لغ سیل میکردین 😏
خاله دخترا همگی بیاین که سفره بچینین که نون بخوریم بیاین
دیگه نستادم که چی میگه برفتم به آشپزخونه دیگرا هم بیامدن شاو هم نون خورد ه شد
امشو هانا اصلا مهرسام تحویل نگمیرفت و مهرسام هم هر کاری میکرد که به چشمیو بیایه ازو بر هم یکی به دو کردند سورج میترا به نظرم ای مهرداد هم از هوریو خوشیو آمده همیته شیشته بودم برو مبل که سامان پهلو مه شیشت مبل دونفره بود
عنه ایر چیکاره
سامان٫ بنظرم تنها ماندی همگی جفت شدن
تینا٫ عه کور خود بینایی مردم 😏
پیشنهاد هم ندی که قبول نمیکنم😌
سامان٫ اعتماد به نفس تو مرکوشته
میفهمی از خدا میخواستم تور دیگع سر راه مه قرار نده ولی معلومه از روزی که خودی تو روبرو شدم بدشانسی پشت بدچانسی
حالی هم خودخو خیلی به چشم مادر خوب جلوه ندی چون حوصله ندارم خودی مادر خو درباره تو هم بحث کنم اوکی دل خو تو خش نشه که آمدم پیش تو بشینم فقط آمدم به تو بگم که اونا دارن مار به چشم دیگه نگاه میکنم مثلاً زوج آینده😏
تینا٫ هی هی چی میگی به خو اصلأ تو خودخو چی فک کردی هان که مه کشته مرده تو هستم و دارم کاری میکنم به چشم خاله بیام و مر عروس خو کنم اوه ولی ببخشید اوته مالی نیی باید به خاو ببینی که مه تور کاسته باشم یا عاشق چشمو ابرو تو باشم
بگفتم وخیستم خاااک به سریو چی فک کردم که کشته مرده اوزونوم اههههه دیونه خرررر
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
2 594
#پارت: 98✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
بازی هوری ایته بودکه همگی گرد شدیم یکی چشما خو بسته میکرد خودی شال که او هم شال بیچاره مه بود بعد دست خو میکدیشتی باله یکی ما بعد هر کاری که دیگرا میگفتن باید او انجام میداد
شیشه به طرف سورج رفت که باید چشما خو بسته میکرد هوری
شمایو بسته کرد بعد اور بچرخوند گفت انالی یک انتخاب کن خودیو هم بشیشت که از چانس بدیو خودیو انتخاب شد😂
تینا٫ حالی که تو شبع شیشکایی پس کمی نقشیو بازی کن بما
همگی گفتن ها راست میگه
اوه روخو طرف مهرداد بدبخت کرد گفت
صدا خو هم وحشتناک کردو گفت مه تور نکشم یله نمیدم هر کس خودی مه بگیره از دنیا محو میکنم اوررررررر
اول مهرداد طرفیو سیل کرد بعد به صدای بلند به زد بخنده گفت
مهرداد٫ وایییی خیلی ترسیدم تولو خدا منو نخول 🥺😂
از لحن بچگانه مهرداد همگی بخنده شدین
هوری٫ ای فقط یک هشداربود 😎
بازی همیته ادامه دیشت تا بفتاد به طرف مه وخیستم شال وردیشتم به
شما خو بسته کردم برفتم دست باله کله پر مویی کدیشتم فک کردم فردوس هست
تینا٫ باااااا انی موننه کباشه سیل کنم اینا بوی نمیده اینه خلی هست
یکدم صدا خنده جمع بالا شد مم بیخیال سر خو پایین کردم مو ها فردوسع بو کشم یکدم بینی مه بخرد به جون یک چیز استخونی شبع بینی بود بمو حالت بموندم شال از رو چشما خو پس مردم که دوتا چشما سیاه مغبولی مر غرق کرد ❤️😂
همیته سیل میکردم او هم همیته سیل میکرد
سورج٫ امید وارم خوش بگذره
به ای گپیو یکدم بفهمیدم بکوجایم
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
2 594
#پارت: 97✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
عنه اصلأ بمچی مغبوله یا نیه
طیلا٫ نه دوتا تینا نیه مه طیلا ای تینا هست 😁
تینا.......
واقعاً باور مه نمیشه ای جذاب بد اخلاق باشه بچه خاله مه😫
به همگی بابا بگفتم که طیلا خواهر منه و مهرداد هم بیامد او هم شوکه شد که ای همه سال خودی مهرسام دوست بوده ولی نشناخته اور ازو بدتر طرف مه میدی طرف طیلا میدید خیلی جالب بود
حالی هم او جذاب بد اخلاق خودی ازی رختا سیاه و واسکت سیاه خیلی جذابی شده بود
خودی مهرسام فردوس سورج مهرداد خودی هم قصه میکردن
میترا اینا هم بیامدن مم پیش ازینا شیشته هستم
صدا میترا مراز فکر بیرون کرد
میترا٫ خانم چینا خانم تینا خانم تبر خانم توله😂کجایییییییی
کجاییی بلند گفت که همگی طرف مه سیل کردن
تینا٫ به قبرستون هی به تو قبر میکندم نیمه کردی هی تو ر بگور میگدشتم😒😂
همگی به ای گپ مه بخنده شدن طرف آقای بد اخلاق سیل کردم که او هم میخنده وت ای هم میخنده😳ایشتع مغبولم میخنده ولی خیلی زود جم کرد خودخو پس خودی دیگرا شروع به اختلاط کرد
هانا٫ پوووووف تا نون بیارن دیر میشه بیاین بازی کینم ایشتع
فردوس٫ موافقم اینا از بس درباره کار گپ زدن دل مه بد کردن دیگع دل مه نمایه خودیونا گپ بزنم🥺😒
تینا٫ اووووخی ماماگگ مه خوب تو هنوز خوردی به ای گپا طفلک نشین پیش پیر مردا😂
مهرداد٫ ههههههه دختر کاکا تو فعلأ هم به فردوس توهین کردی هم بما😂
تینا٫ واااا خدا نکنه وی مه به شما چیکار دارم از کی تابحال گپ حق توهین محسوب میکنین شما ببینین عین پیرمردا بعضی از آدما ابرو هایونا پیش کشیده هست😂
به نظرم بفهمید که بدبد طرف مه سیل سامان
مهرسام٫ باشه مم بازی میکنم تا حوصله شما دخترا سر نره
سامان٫ باشه فقط طفلانه نباشه بازی ها شما
تینا٫ اوه اوه چشم چشم اعمو جون😂
همگی بخنده شدن
او هم یک چشم غوره ها معروف خو رفت
هوری٫ خوب خوب مه یک بازی خوبی بلدم
همگی شما زود گرد بشیم
مهرداد٫ همیته امر میدین فقط قومندان ما باشین ما هم سربازا شما خانم
هوری یک قری به گردن خو داد و گفت قومندان نیم ولی هوری هستم حالی خیلی گپ نزنیم بفرمایین محترم😌
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
2 594
پوشیده شد رخت سیاه به عالم
اومده باز فصل عزا وماتم
به تن کنید پیرهن مشکیارو
رسیده باز ماه حسین محرم
🖤🏴
لبیک یاحسین ع
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 594
2 594
#جست_شوخي
یکی از ویـژهگی ها دختـرا اینـه که یک رقمی مُخ بچگه میـزنن که بچـگه فک میکنه
خودیـو مُخ دختره زده
-😐🤌🏻😂
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 594
.➰
یک سیب زِ لب های تو چیدن که گُنه نیست،
گیرم که گُنهکار بمیرم، به جهنم...!♥️😌
•
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 594
-
《 إنَّ الله لاينسي،
قلباً لَجأ إليهِ فى وقتِ الشدَّة》
قطعاً خدا فراموش نميكند، قلبى را كه به وقت
سختى به او پناه بُرد..!••🙂🌱
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 594
-
«به چیزي ك هستي افتخار كن»
🍃🤍🌱
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 594
#پارت: 96✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
که یکدم صدا زنگ دم سرا شد
سورج٫ فک کنم بلاخره برسیدم شاید تینا اینا باشن یا هم میترا خاله دیگه مه
هانا٫ حالی برو واکن اگه نه میترا جان شما نخا ایستادن نکه خیلی خوشیو میایه از تو😂
سورج٫ از خدا یو هم باشه😎 تینا هست مطمعنم مه بروم در وا کنم
عنه میترا کینه شاید عااا همو دختر که سورج میفگت اذیت میکنم به نظرم سورج هم از دست برفت هه😏
وخیست برفت در واکرد که صدا آهنگ بلند ی آبشاری هم میایه هم صدا خنده یک مردی
ای چی گپه همگی وخیستیم ایستادشدیم تا اینا آمدن کاکا میرویس دم دهلیز رفتن گفتن
کاکا٫ تییینا دختر چیکار میکنی ای چی حاله
بابا٫ کار نگیر باشه خ.ش باشن
صدا ازو طرف میآمد ایشتع صدا آشنایی
تینا٫ خوب بابا جان مثلاً کاکول زری خاله مه از آلمان آمده دیگع مگری کمی خوش بگذرونیم
همگی بعد از گپ ازی به خنده شدن هوری هانا که ریسه میرفتن خودی
ولی خون خون مر میخورد ای مر مسخره میکرد اهههه متنفرم ازی دختر
مادر٫ یله کنین دم دره میرویس جان بیاین داخل خوب شد آهنگ آورد هی خود مه میاوردم قربان ازی شوم
اههههه مادر از چی ازی خوشیونا آمده ست
ایستاده بودم تا ملکه وارد بشه😒
کله مه پایین بود درمانده گوشی خو بودم که یکدفعه باند خوردی سرخی مثل کیف واری دستیو بود بفتاد😳طرف باند سیل میکردم که یک فعه صدایو بالا شد
تینا٫ نههههههه تو اینجی چی میکنی مار از پونه بدیو میایه پونه دم قالیو سوز میکنه😒
کله خو بالا کردم هنگ کردم
سامان٫ توتو اینجی چی میکنی
سورج٫ شما هم دیگر میشناسین😳
طیلا٫ سلام اینجی چی گپه
یکدفعه ای همگی طرف ازو سیل کردن هنگ کردن😂
یک دقیقه صبر یعنی تینا دختر کاکا مهرداد هست 😳
هانا٫ نههههه دوتا تینا شدن اینجی چی خبره😂
طرف هردویونا سیل کردم واقعاً تینا مغبولی بود از حق نگذریم خودی ازو موها عسلی رنگیو
برو آزی پنجابی ها خیلی مغبولی شده یک دفعه مثل فیلما دل مه یکرقمی شد😐😂
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
2 594
#پارت: 95✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
چون خاله تو دم اول خنده کرد طرف مه فک کردم دیگه خلاصه تحویل نگرفتم دستیو نگرفتم که دود از کله خاله تو بیرون میشد خیلی خیلی بد طرف مه سیل میکرد میفهمی خودی ازو آرایش وحشتناک معلوم میشد مر خنده میگرفت .بعد از توکه گفت جناب مر بیشتر خنده گرفت خاله تو از خود تو بدتره😂
مر خنده گرفت گفتم
سامان٫ ازو خاطر طرف تو آینه بد بد میدید یک چیز بگم دخترا افغانستان تا تصویه حساب نکنن یله نمیدن با خبر مم امروز خودی کی روانی روبرو شدم حالی بگذریم بیاد مه میایه اعصاب مه خراب میشه مه رفتم تو نمیایی
مهرداد٫ نه تو برو مه کمی آروم تر شدم میایم اگه نه کله مر خاله تو خا کند
سامان٫ اوکی میروم مقصد خیلی آذار ندی به نفع خودتونه
مهراد٫ اوکی سامو
برفتم بیرون که دم سرا زنگ خورد در واکردی گفتن خاله تو اینا هستن گفتم انالی ای تینا میبینم ای تیناییکه بمه گفت سامان بازی از او دختره امروزی هم بدتر راستی ایشتع اسمایونا همرنگ بود
خاله مه خودی یک کرد خوش پوشی آمدن داخل خاله بغل خو گرفتن زن مهربونی بودن شو خاله آدم خیلی خوبی بود
پس چری دیگرا نیامدن
ای فکر مه هوری گفت
هوری٫ کجا شدن او شیشکا
خاله٫ حالی میاین خودی مهرسام
ای چری جمع بست
خیلی فک نکردم برفتم پیشیونا از مسایل کارا گپ میزدن
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
2 594
#پارت: 94✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
مهرداد٫ سلام
فردوس٫ عه عه ای همی پیرداد خود ما نیه وخیست برفت خودی بغل کشا کرد چون یکی دو فعه که فردوس آمده بود خوب خودیو دوست شده بود
مهرداد٫ بله بله حق با شماست جناب فری😁
بعد فردوس به همگی معرفی کرد اور او هم خودی همگی احوال پرسی کرد
هوری٫ پخخخخ فردوس ببین خیلی بدشانسی اونجی او تینا به تو میگه فری اینجی هم ای جناب ؟؟
بعد سر تا پایو برانداز کرد به لحن عجیبی گفت حالی هر چی مهم نیه اسم مبارکیونا یاد مه رفته
میگن آخی خیلی دلم به تو میسوزه 🥺 😂
فردوس٫ نیاز به دل سوزی تو شیشیک نما ندارم دل مه به تو میسوزه که تور تینا تبدیل به شیشک کرد
بعد هوری گپایو همگی. دهن کجی تکرار کرد طرف مهرداد سیل کردم که بزور جلو خنده خو گرفته😂
ای تینا کینه که ایرقم اینا ازی شکایت دارن فکر خو به زبون آوردم
سامان٫ ای تینا کینه
هوری٫ یک شیشکی به تمام عیار 🥺
به لحن بچگونه و مظلومی که فقط گریه میکرد که اینبار همگی بخنده شدن مهرداد که این دفعه جلو خو گرفته نتونست قهقهه بلندی کرد از خنده سرخ شده مم دست کمی ازو ندیشتم
ولی هوری خیلی بد طرف مهرداد سیل میکرد عنه چیکار شد
مهرداد٫ ببخشین با اجازه
به لحنی که پر از خنده بود مم بردیو برفتم
سامان٫ عنه چیکار شد
مهرداد٫ نگوووو بچیم یک کار اشتباهی کردم
سامان٫ چی کار کردی
مهرداد٫ جلو زبون خو گرفته نتونستم به به خاله تو دمیکه احوال پرسی میکردم خودی همگی دست دادم او دست خو دراز کرد ولی مه نگرفتم بزو گفتم عنه اینجی بال ماکسر بوده مثلی مه خبر نبودم
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
