﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
前往频道在 Telegram
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
显示更多2 245
订阅者
+124 小时
+37 天
-330 天
帖子存档
2 244
بهترین رقص ها را در کانال زیر دنبال نماید.👇
https://t.me/+7VjK7g3o999lOGM0
چی نوع رقص خوش دارید.🙊👇
2 244
#پارت: 167 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
(دوماه بعد)
تینا......
تینا٫ امروز دوماه و دوروز میشه از رفتن سامان و امشو عروسی مهرسام و هانا هست بعد از او شاو صبح همگی خبر شدن و بعد از دروز سامان به بابا خو زنگ زد که رفته به آلمان و آمدنیو هم معلوم نیه و
بعد از ای گپ بود که دلم شکست خورد شد سامان مر نادیده گرفته بود ور فته بود بابا خودیو خیلی دعوا کردن که زن تو اینجی تو اونجی ای چی معنی او هم خیلی مغبول گفته بود که مه نمیتونم بعد از شیشی ما باز از راه دور طلاق بگیریم و بابا یو گفته بودن طیلاق ملاقی نیه و او هم با تمام بیرحمی گفته بود پس هموته به خونه خود شما باشه عروس خو نگاه دارین ولی مه دیگع نمیام
و امروز بود که ماری همچیه بفهمید و یک پوزخندی زد و رفت او صبایو برفت آلمان هه حالی شاید عروسی کرده باشن و مه روز بروز خورد شده میرفتم کاش او شاو به دخترا اعتراف نمیکردم همگی با دلسوزی طرف مه میدیدن و مه متنفر بودم ازی نگاها بری همو خودخو قوی نشون میدادم ولی اصلأ مثل قبلاً شوخی خنده نمیکردم ازو تینا شوخ خبری نبود شده بودم جدی و فقط درس و پو همتون خو فکر میکردم و هنوز هم داخل همی خونه داخل همی اتاقم اتاق سامان هه نمیفهم چری مر بیشتر وابسته خو کرد خودی مه خوب رفتار کاری کرد که حس کنم او هم عاشق کنه ولی گذاشت و رفت
با صدا کردن خاله از فکر بیرون شدم
خاله٫ تینا جوو خاله تینا
تینا٫ بلی
خاله٫ کجایی دختر یک ساعت صدا دارم تور
تینا٫ ببخشین نفهمیدم
خاله نگاه عمیقی انداختن و آه کشیدن و مثلی چیزی بیادیونا آمدن باشه گفتن
خاله٫ ساعت چهاره مه میروم آرایشگاه تو هم ساعتا پنج ونیم بیا حالی بری مگری بشینی تا ما خلاص شویم خسته میشی به تو وخت گرفتم بهمو ساعت بیا باشه خاله جوو
تینا٫ باشه تشکر خاله
خاله٫ خواهش میکنم دخترک مه بعد روخو دور دادن برفتن
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 244
#پارت: 166 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
تینا.........
تینا٫ مه عاشق سامان شدم هههههه نه مه عاشق میکنم ولی عاشق نمیشم کمی مکث کردم یک دقیقه بگذشت که همگی به دهن مه چشم دوختن و هنگ کرده بوده بعد گفتم مه عاشق میکنم ولی روانی میشم دیونه میشم عاشق چیه از عشق بدتره مه روانی سامانم دیونه سامان شدم مه بیدون سامان حالی نفس کشیده نمیتونه ایر شما میگین عشق پس باشه میگم مه عاشق سامان شدم هااااااااا
بعد شروع کردم به خندیدن به قیافه ها ازینا
خوب بخندیدم همگی وخسیتن شروع کردن به زدن مه
تینا٫ عنه چیکاره روانی ها چری میزنین مر🥺
هانا٫ دلما اول بترقندی دیونه بعد شروع کرد به بوس کردن رومه ایهم تعادل روانی نداره
تینا٫ هووییی پس کن گشمو برو مهریامه بوس کن گمشووو بسته تف مالی کردی مر
خلاصه همگی بعد از ایکه خوب مر تف مالی کردن بزدن بیرون شدیم برفتم پایین همگی بودن نمیفهمم یک دلشوره ایی دیشتم همگی بودن بغیر از سامان از خاله پرسان کردم گفتم کجایه گفتن بالا رفت به اتاق خو کمی آروم شدم اما بازم هم دلشوره دیشتم
همگی قسط رفتن کردن نمیفهمم چری سامان نیامد که خداحافظی کنه مثلی خاو شده طفلک خسته شده همگی برفتن خاله گفتن تو هم برو خسته شدی مم از خدا خواسته برفتم بالا
برفتم داخل اتاق که سامان نبود حتماً رفته به دستشویی صدا کردم
تینا٫ سامان سامانی وسایل کجایی اووو در زدن دم در تشناب که جواب نداد چشما خو پت کردم در وا کردم آهسته یک پلک خو وا کردم که خبری از سامان نبود حموم هم سیل کردن نبود
دلشوره مه بیشتر شد یعنی کجا رفته
گوشی وردیشتم زنگ زدم جواب نداد دوباره زنگ زدم قطع کرد عنه چری ایته دوباره زنگ زدم ولی خاموش بود خدایاا یعنی کجا رفته شاید بیایه بلند شدم که رختا خو عوض کنم دم الماری وا کردم که خشک شدم رختا سامان نبود بعضی بود که داخل الماری افتاده دنبال رفتم بفتادم رو تخت خیره شدم به جا خالی رختا سامان یعنی چی فقط رختا افغانی و بود ای چی معنی داره
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 244
#پارت: 165 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
هر دوتا خودی هم تینااااااا بنااال
بعد هانا به لحن خیلی مهربانی گفت
هانا٫ خوب ببین حالی تا اعتراف نکنی ازنجی بیرون نمیشی گفته باشم حالی بگو عاشق سامان بشدی یا نه
سامان........
اینا که رفتن مم به بهونه ایکه اتاق خو کار دارم بردیونا رفتم برفتم دم اتاق هانا میفهمیدم کار مه بعدها ولی باید بشنوم تینا هم مر مایه یانه وقتی گفتن بریم اتاق هانا اعتراف بگیرم بفهمیدم چی میگن تقریباً ده دقیقه میشه ساکتن اووووف چری گپ نمیزنم یک دفعه صدا هایونا بیامد که به تینا میگفتن بگو در آخر هم هانا با لحن مهربانی که فقط مه میشناختم که بری اعتراف گرفتن هست استفاده کرد گفت بگو که عاشق سامان بشدی یانه
اوووووف چند نفس عمیق بکشیدم چی میگه
با ای گپیو خشک شدم نفس خو به سینه حبس شد نه امکان نداره
چی گفت گفت مه عاشق سامان شدم هههههه نخیییر مه عاشق میکنم ولی عاشق نمیشم
دیگع نمیتونستم بستکم امکان ندیشت یعنی تینا مر دانسته عاشق خو کرده یعنی میفهمیدم عاشقو هستم و غرور مر به بازی گرفته هه باور مه نمیشه لعنتییییی دیگه اجازه نمیدم غرور مه ازی بیشتر خورد بشه نه تیز برفتم اتاق خو دم الماری وا کردم چمدون خو هم از جاییکه تازه کذیشتم وردیشتم هه عجب کارای خودی هم کردیم خودی کارایو احساس میکردم او هم بی حس نیه بمه ولی نه او فقط میخواستم مر عاشق کنه ایقدر اعصاب مه خراب که اگه دودقیقه دیگم میستادم یکاری میکردم
زودی رختا خو همونه داخل چمدون کذیشتم پاسپورت تذکره خو هم وردیشتم از اتاق زدم بیرون طرف اتاق هانا سیل کردم دلم مه بدرقم شکسته بود و صدا خنده ها تینا میآمد هه مثلی به کارهای که خودی مه کرده میخنده اهههه سامان احمق اهههه عاشق شدی عاشق چه کسی زودی برفتم کسی مواجه مه نشدم موتر وردیشتم کلی خونه مهرداد دیشتم برفتم اونجی باز صبح مگری برو م اول ایران میروم اوزنجی پس میروم آلمان دیگه اینجی ایستاده نمیتونوم
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 244
شیک ترین مدل های محفلی 👗👌
قشنگ ترین لباس های دخترانه🥰
مدل های قشنگ موی ومیکاپ👑
بروز ترین مدل های کیف وکفش👠👛
شیک پوشان جوین شین😍👌
https://t.me/khas_styles
2 244
ز عـشقت بـند بـند این دل دیـوانہ مے لرزد
خـرابم میکنے اما خرابے با تو می ارزد
_❤️🩹✋🏻_
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 244
-
[وَ تُفَرِّجُ عَمَّن لاذَبِكَ..]
و هرکس به تو پناه آوَرَد
غم و اندوهش را میبری..!(:♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 244
2 244
-
من به میلِ خود به پایت سر نهادم، جان بخواه
به قربانت ، چرا این پا و آن پا می کنی؟
🙂🚶🏻
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 244
(أَعُوذُ بِـ للهِ مِنْ عُـمْرٍ بِـ لَا هَـدَفٍ
وَمِنْ مَسِيْرٍ عَلَىٰ دَرْبِ الْضَلَالَاتِ)
پناه می برم به خدا از زندگی بی هدف و از رفتن در راه گمراهی 🍃🤍
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
