ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

Arcytypess

Arcytypess

前往频道在 Telegram

به دنیای جذاب خودشناسی و روانشناسی خوش اومدین. وبسایت آرکیتایپ ها: آزمون خودشناسی رایگان، دوره های آموزشی، مقالات خودشناسی و... https://archetypess.com/ آدرس صفحه اینستاگرام و آپارات: @Arcytypess

显示更多
2 063
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-530 天

数据加载中...

标签云
无数据
有任何问题?请刷新页面或联系我们的客服。
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
3月 '26
三月 '26
+2
在0个频道中
二月 '26
+9
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+24
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+16
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+5
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+21
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+28
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+25
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+38
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+17
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+29
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+97
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+32
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+31
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+36
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+30
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+43
在0个频道中
Get PRO
九月 '24
+44
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+40
在2个频道中
Get PRO
七月 '24
+38
在0个频道中
Get PRO
六月 '24
+30
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+47
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+50
在2个频道中
Get PRO
三月 '24
+52
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+42
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+49
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+37
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+51
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+45
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+64
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+62
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+98
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+166
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+113
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+80
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+35
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+25
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+13
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+28
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+49
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+17
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+23
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+22
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+38
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+60
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+98
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+98
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+23
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+26
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+48
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+43
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+47
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+105
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+412
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+136
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+128
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+271
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
15 三月0
14 三月0
13 三月0
12 三月0
11 三月0
10 三月0
09 三月0
08 三月0
07 三月0
06 三月0
05 三月0
04 三月+2
03 三月0
02 三月0
01 三月0
频道帖子
تجربه‌های ما در رابطه با والدین، می‌تواند ردپای عمیقی در رابطه‌مان با خودمان و دنیای اطرافمان باقی بگذارند. رابطه با مادر، به
تجربه‌های ما در رابطه با والدین، می‌تواند ردپای عمیقی در رابطه‌مان با خودمان و دنیای اطرافمان باقی بگذارند. رابطه با مادر، به‌ویژه در سال‌های اولیه‌ی زندگی، می‌تواند بر تصویری که از خودمان می‌سازیم بيشترين اثر را بگذارد؛ اینکه چقدر خودمان را دوست‌داشتنی می‌دانیم، آیا احساسات و نیازهایمان را به رسمیت می‌شناسیم و وقتی اشتباه می‌کنیم، با خودمان مهربانیم یا بی‌رحم. رابطه با پدر نیز می‌تواند بر احساس امنیت ما در جهان بیرون، اعتماد به دیگران، تجربه‌ی قدرت و روابط اجتماعی بیشترین اثر را بگذارد. کسی که بارها احساس کرده دیده نمی‌شود، ممکن است در بزرگسالی هم ارزش خودش را به تأیید دیگران گره بزند. کسی که محبت را مشروط تجربه کرده، شاید برای دوست‌داشتنی ماندن مدام تلاش کند. و کسی که در رابطه با والدینش احساس ناامنی داشته، ممکن است در دنیای بیرون هم برای اعتماد کردن یا احساس امنیت به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. شاید نتوانیم گذشته و کودکی‌مان را تغییر دهیم، اما می‌توانیم یاد بگیریم با خودمان و جهان، به شیوه‌ای متفاوت رابطه برقرار کنیم. 🤍 @Arcytypess

2
پشت ایده‌آلسازی یا بی ارزش کردن، تحملِ سختی «دوسوگرایی عاطفی» قرار داره؛ اینکه نسبت به یک نفر، هم‌زمان احساس‌های متفاوتی داشت
پشت ایده‌آلسازی یا بی ارزش کردن، تحملِ سختی «دوسوگرایی عاطفی» قرار داره؛ اینکه نسبت به یک نفر، هم‌زمان احساس‌های متفاوتی داشته باشیم. وقتی پذیرفتن این پیچیدگی برامون دشواره، ذهن ممکنه با کاملاً خوب یا کاملاً بد دیدنِ دیگری، موقتاً از تنش خلاص بشه؛ اما فرصت فهمیدنِ مسئله و ترمیم رابطه رو هم محدود می‌کنه. راه حلش اینه که از خودمون بپرسیم: «دقیقاً کدوم رفتارش آزارم داد و الان چه نیازی دارم؟» هرچه ناراحتی‌مون رو دقیق‌تر بیان کنیم، کمتر لازم می‌شه برای توضیحش، کل شخصیتِ طرف مقابل رو محکوم کنیم. @Arcytypess
113
3
یکی از مهم‌ترین چالش‌های عشق اینه که بتونیم کم کم از تصویر آرمانی معشوق عبور کنیم، بدون اینکه خودِ معشوق رو از دست بدیم. در ن
یکی از مهم‌ترین چالش‌های عشق اینه که بتونیم کم کم از تصویر آرمانی معشوق عبور کنیم، بدون اینکه خودِ معشوق رو از دست بدیم. در نظریه روابط موضوعی اتو کرنبرگ، در طول یک رابطه یکی از ظرفیت‌های مهم روانی، توانایی یکپارچه‌سازی جنبه‌های خوب و بد یک فرده. یعنی وقتی پارتنرمون ما رو ناامید می‌کنه، تصویر ذهنی‌مون از اون ناگهان از «بهترین آدم دنیا» به «بدترین آدم دنیا» تبدیل نشه. بلکه بتونیم بپذیریم که یک نفر ممکنه هم ویژگی‌های دوست‌داشتنی داشته باشه، هم محدودیت‌ها و نقص‌هایی که گاهی ما رو ناکام می‌کنن. این پذیرش به معنای تحمل آسیب یا نادیده گرفتن رفتارهای مخرب نیست؛ بلکه به معنای توانایی واقعیت‌سنجی و دیدن دیگری به‌عنوان انسانی مستقل و واقعی است. یکی از مهم‌ترین نشانه‌های رشد ظرفیت عشق‌ورزی همینه: اینکه برای ادامه دوست داشتن یک نفر، دیگه لازم نباشه اون آدم رو بی‌نقص تصور کنیم. @Arcytypess
182
4
گاهی دو نفر دقیقاً در یک نقطه از زمان و مکان ایستاده‌اند، اما دو تجربهٔ کاملاً متضاد از یک موضوع واحد دارند. یکی طراوت و زیبا
گاهی دو نفر دقیقاً در یک نقطه از زمان و مکان ایستاده‌اند، اما دو تجربهٔ کاملاً متضاد از یک موضوع واحد دارند. یکی طراوت و زیباییِ آن را لمس می‌کند و دیگری فرسودگی و تاریکی‌اش را. نکتهٔ تأمل‌برانگیز اینجاست که هر دو درست می‌بینند. هیچ‌کدام قصد فریب دیگری را ندارند؛ آن‌ها فقط از دو نقطهٔ ادراکی متفاوت به یک شی یا مسئلهٔ یکسان می‌نگرند. ​بخش عمده‌ای از تعارض‌های عاطفی، ناشی از جنگ بر سر «اثبات حقانیت» است. ما ناخودآگاه از دیگری می‌خواهیم دنیا را از دریچهٔ چشم ما ببیند، بدون آنکه لحظه‌ای حاضر باشیم صندلی خود را جابه‌جا کنیم و از زاویهٔ دید او به جهان بنگریم. ​بلوغ روانی زمانی آغاز می‌شود که از پافشاری بر «تنها حقیقتِ موجود بودنِ نگاه خود» دست بکشیم. درک متقابل نیازمند تغییر دادنِ طرف مقابل نیست، بلکه نیازمند جرأتِ جابه‌جا کردنِ زاویهٔ دیدِ خودمان است. @Arcytypess
203
5
وقتی از آسیب حرف می‌زنیم، منظورمون اختلاف‌نظرها، سوءتفاهم‌ها، دلخوری‌ها و تعارض‌های معمولی نیست که تقریباً در تمام روابط عاطفی وجود دارن. منظور، آسیب‌های جدی مثل خیانت، تحقیر، طردشدگی، بی‌ارزش‌سازی و رفتارهای آسیب‌زای تکرارشونده‌ایه که امنیت روانی، عزت‌نفس و اعتماد فرد رو عمیقاً خدشه‌دار می‌کنن. یکی از ناخوشایندترین پیامدهای چنین تجربه‌هایی، خودِ رنج نیست؛ بلکه بی‌معنا شدن رنجیه که تحمل کردیم. انسان معمولاً تلاش می‌کنه برای رنج‌هاش معنایی پیدا کنه؛ تا بتواند از دردی که متحمل شده، پادزهری برای ادامه زندگی خود بساز‌د. در نتیجه دنبال این سوال‌ها می‌رود که چرا این اتفاق افتاد، چه چیزی ازش فهمید و چطور می‌تونه از تکرارش جلوگیری کنه؟ اما وقتی بدون تغییر واقعی، مسئولیت‌پذیری یا ترمیم آسیب، دوباره وارد همون رابطه می‌شیم، ممکنه احساس کنیم تمام رنج‌هایی که تحمل کردیم، مرزهایی که ساختیم و چیزهایی که یاد گرفتیم، بی‌اهمیت بوده‌اند. اینجاست که احساس عاملیت و امید به تغییر تضعیف میشه و فرد به‌تدریج به سمت درماندگی، احساس پوچی و خلأ معنا حرکت میکنه؛ تجربه‌هایی که در صورت تداوم، می‌تونن زمینه‌ساز یا تشدیدکننده نشانه‌های افسردگی باشن. دقت کنید قرار نیست برای هر دلخوری یا رنجی در روابط، از آدم‌ها فاصله بگیریم و خودمون رو منزوی کنیم. اما قرار هم نیست برای حفظ یک رابطه، دوباره همون رنج‌ها رو بی‌اهمیت کنیم. @Arcytypess
243
6
@Arcytypess
@Arcytypess
217
7
برای بعضی‌هامون توی رابطه فاصله داشتن و فضای شخصی یه مقوله اضطراب‌آور و ناخوشایند محسوب میشه. ولی یک نکته مهم اینه که اضطراب
برای بعضی‌هامون توی رابطه فاصله داشتن و فضای شخصی یه مقوله اضطراب‌آور و ناخوشایند محسوب میشه. ولی یک نکته مهم اینه که اضطراب ما همیشه شاهد خوبی برای وضعیت واقعی رابطه نیست. اینکه با چند ساعت بی‌خبری احساس طردشدگی می‌کنیم، لزوماً به این معنی نیست که واقعاً در حال طرد شدنیم. وقتی فاصله برای ما اضطراب‌برانگیزه، ممکنه برای کم‌کردن اضطراب سراغ رفتارهایی مثل پیام‌های مکرر، چک‌کردن آنلاین‌بودن، اطمینان‌خواهی یا امتحان‌کردن پارتنر بریم. این رفتارها در کوتاه‌مدت آراممون می‌کنن، اما اگر تبدیل به الگوی همیشگی بشن، می‌تونن وابستگی ما به اطمینان گرفتن از طرف مقابل رو بیشتر کنن. گاهی قبل از اینکه بپرسیم «هنوز دوستم داری؟»، سؤال مفیدتری که خودمون باید جواب بدیم اینه: «الان چه شواهد واقعی‌ای دارم که رابطه در خطره، و چه مقدارش داستانیه که اضطرابم ساخته؟» @Arcytypess
258
8
ده تا چیزی که عادی به نظر میرسه اما واقعا عادی نیست!!! اما لطفا دقت بکنید ، این رفتارها در صورتی نشونه ترومای مزمن و طولانی م
ده تا چیزی که عادی به نظر میرسه اما واقعا عادی نیست!!! اما لطفا دقت بکنید ، این رفتارها در صورتی نشونه ترومای مزمن و طولانی مدت محسوب میشن که ویژگی‌های زیر رو داشته باشن: - شدید باشند در حدی که بخشی از زندگی رو مختل کرده باشند. - کاملا عادت شده و ناخودآگاه باشند. - واکنش عمومی باشند که بدون دلیل منطقی در اغلب مواقع از فرد سر می‌زند. جوری که با موقعیت تناسبی نداشته ندارد. در صورتی که این ویژگی‌ها وجود نداشته باشد ، نمی‌توان برچسب اختلال و تروما مزمن روی اون رفتار زد. چون هر آدمی ممکنه براساس بعضی موقعیت‌ها همچین رفتارهایی ازش سر بزنه. اما وقتی این ۳ شرط حاکم باشد، می‌توان نتیجه گرفت که فرد برای مدت طولانی (به خصوص در دوران رشد) در معرض موقعیت‌ها و رفتارهای آسیب‌زا قرار گرفته و برای رفع مشکل نیاز به پیگیری حرفه‌ای روان درمانی دارد. @Arcytypess
288
9
مسئله این نیست که «آدم‌های بد جذاب‌ترند»؛ مسئله اینه که سیستم عاطفی ما لزوماً هم‌زمان با منطق‌مون به‌روز نمی‌شه. ممکنه آگاهان
مسئله این نیست که «آدم‌های بد جذاب‌ترند»؛ مسئله اینه که سیستم عاطفی ما لزوماً هم‌زمان با منطق‌مون به‌روز نمی‌شه. ممکنه آگاهانه دنبال رابطه‌ای امن و باثبات باشیم، اما الگوهای قدیمی هنوز روی چیزی متفاوت واکنش نشون بدن. به همین دلیل، شدت کشش اولیه به‌تنهایی معیار خوبی برای مناسب‌بودن یک رابطه نیست. اینجور وقت‌ها قبل از تصمیم‌گیری بهتره از خودمون بپرسیم: «این آدم واقعاً چه کیفیتی به زندگی من اضافه می‌کنه؛ و کدوم بخش از جذابیتش فقط یک الگوی آشنای قدیمیه؟» بلوغ عاطفی یعنی یاد بگیریم بین «کشش» و «مناسب‌بودن» تفاوت بذاریم. @Arcytypess
305
10
مقایسه کردن فرزند با بچه‌های دیگه، باعث ایجاد انگیزه نمی‌‌شه؛ بیشتر بهش این پیام رو می‌ده که «همین‌طوری که هستی، کافی نیستی.»
مقایسه کردن فرزند با بچه‌های دیگه، باعث ایجاد انگیزه نمی‌‌شه؛ بیشتر بهش این پیام رو می‌ده که «همین‌طوری که هستی، کافی نیستی.» اگر می‌خوای فرزندت پیشرفت کنه، به جای اینکه بگی «ببین فلانی چقدر موفقه»، روی رفتار و تلاش خودش تمرکز کن: «دیدم برای این کار چقدر تلاش کردی.» «فکر می‌کنی دفعه بعد چی رو می‌تونی بهتر انجام بدی؟» این مدل بازخورد، به‌جای مقایسه با دیگران، توجه کودک رو روی یادگیری و پیشرفت خودش می‌بره. 🌱 قرار نیست بچه‌مون از بچه‌های دیگه بهتر باشه؛ قرارِ کمکش کنیم از دیروز خودش بهتر بشه. @Arcytypess
307
11
اول از همه، مخاطب این ویدیو بیشتر از اینکه تولیدکننده‌های محتوا باشن، شمایی هستید که این سبک محتواها رو می‌بینید و می‌شنوید. چون معتقدم شنونده باید خودش عاقل باشه و قرار نیست کسی رو مجبور کنیم که چی بگه یا نگه! یه نکته مهم رو فراموش نکنیم: چیزی که توی اینستاگرام می‌بینیم، Short Content یا «محتوای بسیار کوتاه»ه. و واقعیت اینه که یک ریلز یک‌ یا چند دقیقه‌ای قرار نیست مسئله‌ای رو که شاید سال‌هاست باهاش درگیری، برات حل کنه! محتوای کوتاه نه ظرفیت آموزش کامل داره، نه می‌تونه تمام پیچیدگی‌های یک مسئله روان‌شناختی رو توضیح بده، و نه می‌تونه مبنای تصمیم‌های مهم زندگی قرار بگیره. من خودم بعد از سال‌ها کار در حوزه تدریس روان‌شناسی، هنوز وقتی می‌خوام محتوایی بسازم، چهار ستون بدنم می‌لرزه که نکنه کسی با دیدنش، درباره خودش، رابطه‌اش یا زندگیش به یک نتیجه عجولانه برسه و تصمیمی بگیره که بعداً بهش آسیب بزنه. پس بهتره یک قانون ساده داشته باشیم: هر چیزی که توی گوشیت می‌بینی، «مبنای تصمیم‌گیری» نیست؛ اما می‌تونه «مبنای کنجکاوی» باشه. ببین، بشنو، سؤال کن، پیگیری کن، مطالعه کن، فکر کن... و بعد تصمیم بگیر. خطرناک‌ترین محتوای روان‌شناسی، محتوای غلط نیست؛ محتوای ناقصیه که ما فکر می‌کنیم کامله. همونطوری که از قدیم گفتن دشمن دانایی، نادانی نیست، بلکه توهم دانایی است. @Arcytypess
304
12
@Arcytypess
@Arcytypess
241
13
بعضی آدم‌ها سال‌ها توی رابطه‌ای می‌مونن که نیازهای عاطفیشون رو برآورده نمی‌کنه؛ چون «منتظرن». منتظر روزی که طرف مقابل مهربون‌
بعضی آدم‌ها سال‌ها توی رابطه‌ای می‌مونن که نیازهای عاطفیشون رو برآورده نمی‌کنه؛ چون «منتظرن». منتظر روزی که طرف مقابل مهربون‌تر بشه، مسئولیت بیشتری قبول کنه، بیشتر دوستشون داشته باشه یا بالاخره اون‌ها رو ببینه. این انتظار همیشه از رابطه‌ی امروز شروع نشده؛ گاهی ریشه‌هاش خیلی قدیمی‌تره. کودکی که بارها با خودش گفته: «شاید این بار بابا عوض بشه» یا «شاید مامان از فردا بیشتر دوستم داشته باشه»، کم‌کم یاد می‌گیره که عشق یعنی صبر کردن برای تغییری که معلوم نیست اتفاق بیفتاده. پس ذهنش به جای اینکه رابطه رو بر اساس واقعیت ببینه، به امیدِ آینده گره می‌زنه. برای همین، سال‌ها بعد هم ممکنه همون الگو رو توی روابط عاطفیش تکرار کنه؛ چون منتظر موندن برای بهتر شدنِ دیگری، براش آشناست. رابطه‌ی سالم بر اساس شخصیت و رفتار امروز آدم‌ها شکل می‌گیره، نه بر اساس نسخه‌ای که امیدواریم یه روز ازشون ببینیم. یکی‌از نشونه‌ی رشد اینه که دیگه مسئول تغییر دادن یا منتظر موندن برای تغییر دیگران نباشیم و یاد بگیریم انتخاب‌هامون رو بر اساس واقعیت انجام بدیم، نه آرزو… @Arcytypess
296
14
@whatsmusicbot | info
277
15
⁨ دیلمان شهری که تسلیم عربها نشد، در روزهایی که جنگ به کوه‌های دیلمان رسیده بود، او هر صبح از بالای دشت به جاده نگاه می‌کرد؛ همان راهی که معشوقش با اسب سیاهش از آن رفته بود. شبِ پیش از رفتن، مرد تکه‌ای از پارچه‌ی سرخ را دور دست‌های حنابسته‌ی او گره زد. چیزی نگفتند. فقط برای چند لحظه پیشانی‌هایشان را به هم تکیه دادند؛ انگار هر دو می‌دانستند شاید این آخرین دیدار باشد. مرد سوار اسب شد و در مه ناپدید شد. روزها گذشت. یک عصر، صدای سم اسب از میان مه آمد. زن از دور سیاهیِ آشنایی را دید و برای لحظه‌ای خیال کرد انتظار تمام شده. اما هرچه اسب نزدیک‌تر شد، قلبش آرام‌تر نزد. زین خالی بود. اسب تنها برگشته بود. زن به سمتش رفت. دست حنابسته‌اش را روی زین گذاشت و همان پارچه‌ی سرخی را دید که روز وداع میان دستانشان بود. چیزی نپرسید. کسی هم نبود که جواب بدهد. سرش را به صورت اسب تکیه داد. اسب آرام ایستاد؛ گویی تمام راه را فقط برای رساندن آخرین نشانه‌ی صاحبش برگشته بود. و از آن روز، هر بار که مه روی کوه‌های دیلمان می‌نشست، او به همان جاده نگاه می‌کرد؛ به امید مردی که دیگر هیچ‌وقت از دل مه بیرون نیامد. او بازنگشت؛ اما اسبش راه خانه را به خاطر داشت. ⁩@Arcytypess
323
16
⁨ @Arcytypess ⁩
⁨ @Arcytypess ⁩
262
17
گاهی مشکل این نیست که پیدا کردن آدم ایده‌آل‌مون سخته؛ ممکنه ناخودآگاه از هر رابطه جدید انتظار داشته باشیم چیزی از گذشته‌مان ر
گاهی مشکل این نیست که پیدا کردن آدم ایده‌آل‌مون سخته؛ ممکنه ناخودآگاه از هر رابطه جدید انتظار داشته باشیم چیزی از گذشته‌مان را جبران کند: دیده‌نشدن، دوست‌داشته‌نشدن، امنیتی که نداشتیم یا محبتی که همیشه منتظرش بودیم. در نگاه روانکاوانه، بخشی از روابط بزرگسالی می‌تواند با بازآفرینی تجربه‌های عاطفی اولیه و انتظار ترمیم پیوند داشته باشد. یک نکته مهم اینجاست: هرچه انتظار ما از پارتنر به یک تصویر ایده‌آل و دست‌نیافتنی نزدیک‌تر شود، آدم واقعی بیشتر در مقایسه با آن «ناکافی» به نظر می‌رسد. اگر الگوی «آدم خوب → احساس کمبود → آدم بعدی» مدام تکرار می‌شود، سؤال اصلی دیگه این نیست که: «آدم مناسب من کجاست؟» سؤال عمیق‌تر اینه: «انتظار دارم یک رابطه، چه چیزی از گذشته‌ام را برایم جبران کند؟» @Arcytypess
286
18
مرز داشتن یعنی دیگری بداند رفتارش در رابطه با ما «پیامد» دارد. از نگاه روانکاوی، وقتی بارها آزار می‌بینیم اما برای حفظ رابطه، ترس از طرد شدن، احساس گناه یا از دست ندادن محبت، خشم و اعتراض خود را سرکوب می‌کنیم، ممکن است ناخواسته به دیگری این پیام را بدهیم که این رفتار برای رابطه هزینه‌ای ندارد. گاهی «صبوری» نام محترمانه‌ای است که روی ترس از نه گفتن می‌گذاریم. گاهی «بخشش» راهی می‌شود برای اینکه مجبور نباشیم با خشم، تعارض یا احتمال از دست دادن یک رابطه روبه‌رو شویم. اما از آن طرف، سلامت روان به این معنا هم نیست که در برابر هر رنجشی فوراً رابطه را قطع کنیم یا دیگری را مجازات کنیم. آدم‌ها اشتباه می‌کنند. روابط سالم به تحمل ناکامی، گفت‌وگو، فرصت جبران و توانایی بخشیدن نیاز دارند. مسئله، پیدا کردن تعادل میان این دو است: آن‌قدر سخت نباشیم که هیچ خطایی قابل بخشش نباشد؛ و آن‌قدر بی‌مرز نباشیم که هر رفتاری قابل تکرار باشد. مرز سالم، انتقام نیست. قرار نیست دیگری را وادار به رنج کشیدن کنیم؛ بلکه اجازه نمی‌دهیم خودمان دائماً هزینه رفتار او را بپردازیم. گاهی بخشیدن یعنی ماندن و دوباره فرصت دادن. گاهی هم می‌توان کسی را بخشید، اما دیگر همان دسترسی سابق را به او نداد. بلوغ شاید همین‌جاست: توانایی دوست داشتن دیگری، بدون رها کردن خودمان. @Arcytypess
338
19
@Arcytypess
@Arcytypess
309
20
چرا گاهی با اینکه عقلمون می‌گه «این آدم مناسب من نیست»، باز هم کشش شدیدی بهش احساس می‌کنیم؟ در نگاه روانکاوانه، انتخاب شریک ع
چرا گاهی با اینکه عقلمون می‌گه «این آدم مناسب من نیست»، باز هم کشش شدیدی بهش احساس می‌کنیم؟ در نگاه روانکاوانه، انتخاب شریک عاطفی همیشه کاملاً آگاهانه و ارادی نیست. بعضی ویژگی‌های آدم جدید ممکنه ما رو به تجربه‌ها و روابط مهم گذشته پیوند بدن؛ ولی چیزی که برای روان ما آشناست، لزوماً سالم یا مناسب نیست. نکته مهم اینه که بعضی الگوهای حل‌نشده گذشته ممکنه بدون اینکه متوجه باشیم، در روابط جدید دوباره بازآفرینی بشن. برای همین شاید هنگام یک کشش عاطفی شدید، نباید بپرسیم: «این آدم چه چیزی داره که این‌قدر جذبم می‌کنه؟» سؤال مهم‌تر اینه: «این احساس، منو یاد کجای گذشته‌ام می‌اندازه؟» @Arcytypess
345