ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

کوانتوم مکانیک‌🕊

کوانتوم مکانیک‌🕊

前往频道在 Telegram

" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"

显示更多

📈 Telegram 频道 کوانتوم مکانیک‌🕊 的分析概览

频道 کوانتوم مکانیک‌🕊 (@phys_q) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 12 005 名订阅者,在 教育 类别中位列第 16 929,并在 伊朗 地区排名第 27 805 位。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 12 005 名订阅者。

根据 28 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -220,过去 24 小时变化为 -9,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 10.36%。内容发布后 24 小时内通常能获得 3.05% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 244 次浏览,首日通常累积 366 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 9。
  • 主题关注点: 内容集中在 ذره, پنج‌شنبه, موج, درهم‌تنیدگی, پهلوی 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"”

凭借高频更新(最新数据采集于 29 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 教育 类别中的关键影响点。

12 005
订阅者
-924 小时
-447 天
-22030 天
帖子存档
باغ من، آن‌سوی مرگ، سرزمینی‌ست سبز و خاموش؛ باغی پنهان در پس دیوارهایی بلند و کهن، که پیچک‌ها بر پیکر سنگی‌شان خزیده‌اند و جهان را از یاد برده‌اند. آسمانش تیره است، نه ابری که ببارد و نه ستاره‌ای که راه بنماید؛ گویی هستی در فراسوی این دیوارها به پایان رسیده و تاریکی، بی‌آنکه شتابی داشته باشد، بر همه‌چیز چیره گشته است. در میان درختان انبوه و گل‌های سپید و بنفش، راهی باریک از سنگ‌های نم‌خورده به برکه‌ای می‌رسد که سکوت آسمان را در آغوش گرفته؛ آبش چنان آرام است که گویی زمان نیز از جنبش بازایستاده. نسیمی پنهان از میان برگ‌ها می‌گذرد و شاخه‌ها آهسته به زمزمه درمی‌آیند؛ آوایی دور، اندوهگین و آشنا، همچون نوای پیانویی که از خاطره‌ای فراموش‌شده برخیزد. اینجا نه روشنایی در ستیز با تاریکی‌ست و نه زندگی در گریز از مرگ؛ سبزی در دل سیاهی ریشه دوانده و گل‌ها بی‌نیاز از خورشید شکفته‌اند. باغ من نه بهشت است و نه دوزخ؛ خلوتی‌ست بیرون از داوری‌های جهان، جایی که می‌توان تا ابد نشست، به صدای سکوت گوش سپرد و در واپسین پناهگاه هستی، آرام‌آرام از یاد برد که روزی جهانی بیرون از این دیوارها نیز وجود داشته است. 🆔@phys_Q

⚛️ از کیمیاگری تا فیزیک هسته‌ای؛ آیا می‌توان طلا ساخت؟ شرکت Marathon Fusion و طرحی برای تبدیل جیوه به طلای واقعی 🟣 برای هزاران سال، کیمیاگران در جست‌وجوی راهی برای تبدیل فلزات ارزان‌قیمت به طلا بودند. امروز، فیزیک هسته‌ای راهی را پیش روی دانشمندان گذاشته است که از دید بنیادی، چنین دگرگونی‌ای را شدنی می‌کند؛ اما این بار نه با جادو، بلکه با تغییر در ساختار هستهٔ اتم! شرکت آمریکایی Marathon Fusion طرحی پیشنهاد کرده است که در آن، از نوترون‌های پرانرژیِ نیروگاه همجوشی هسته‌ای برای تبدیل ایزوتوپی از جیوه به طلای پایدار استفاده می‌شود. این شرکت در پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ منتشر کرد، برآورد کرد که نیروگاهی با توان یک گیگاوات الکتریکی، در صورت اجرای طرح پیشنهادی، می‌تواند سالانه نزدیک به ۵۰۰۰ کیلوگرم طلا تولید کند. این رقم برآورد نظری و وابسته به طراحی نیروگاه است، نه میزان تولید صنعتیِ اثبات‌شده. طلا چگونه از جیوه ساخته می‌شود؟ در این روش، نوترون‌های پرانرژی حاصل از همجوشی دوتریوم و تریتیوم به هستهٔ جیوه-۱۹۸ برخورد می‌کنند. این برخورد، واکنشی به نام «واکنش هسته‌ایِ گسیل دو نوترون» پدید می‌آورد و جیوه-۱۹۷ را می‌سازد. جیوه-۱۹۷ ناپایدار است و با فرایند «گیراندازی الکترون» به طلای-۱۹۷ تبدیل می‌شود؛ ایزوتوپی پایدار که همان طلای طبیعی از دید شیمیایی است. نکتهٔ بنیادی: جیوه و طلا دو عنصر متفاوت‌اند، زیرا شمار پروتون‌های هسته‌شان یکسان نیست. دگرگونی جیوه به طلا با تغییر هستهٔ اتم رخ می‌دهد، نه با واکنش شیمیایی. چرا این روش به نیروگاه همجوشی نیاز دارد؟ نیروگاه همجوشی تنها برای تولید انرژی به نوترون نیاز ندارد؛ این نوترون‌ها در طرح‌های رایج، برای تولید دوبارهٔ سوخت تریتیوم نیز به کار می‌روند. پیشنهاد Marathon Fusion این است که از جیوه-۱۹۸ به‌عنوان ماده‌ای برای افزایش شمار نوترون‌ها استفاده شود؛ روشی که می‌تواند هم به چرخهٔ سوخت نیروگاه کمک کند و هم طلای پایدار به‌عنوان محصول جانبی بسازد. چند مانع بزرگ وجود دارد: 🔹 جداسازی ایزوتوپی: جیوه-۱۹۸ تنها نزدیک به یک‌دهم جیوهٔ طبیعی را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین برای اجرای طرح باید آن را از دیگر ایزوتوپ‌ها جدا و غنی‌سازی کرد. 🔹 ناخالصی‌های پرتوزا: گرچه طلای-۱۹۷ پایدار است، برخی ایزوتوپ‌های دیگر طلا نیز ممکن است در فرایند پدید آیند. برای کاهش پرتوزایی، ممکن است نگهداری طولانی‌مدت محصول لازم باشد؛ در برآوردهای منتشرشده، این زمان در برخی شرایط تا حدود ۱۸ سال می‌رسد. 🔹 هزینهٔ ساخت و بهره‌برداری: طراحی، ساخت و راه‌اندازی نیروگاه همجوشی تجاری خود چالشی بزرگ است. افزون بر آن، هنوز هزینهٔ نهایی تولید هر گرم طلا با این روش به‌طور مستقل و روشن مشخص نشده است. مقیاس تولید: حتی تولید چند تن طلا در سال نیز به معنای پایان کمیابی طلا یا فروپاشی بهای آن نیست؛ به‌ویژه آنکه اجرای طرح به نیروگاه‌های همجوشی و منابع کافی از ایزوتوپ مناسب نیاز دارد. نتیجه‌گیری: ساخت طلا از جیوه دیگر صرفاً رؤیای کیمیاگران نیست؛ این مهم از دید فیزیک شدنی است. آنچه هنوز باید اثبات شود، توانایی اجرای این روش در مقیاس صنعتی هست. شاید روزی نیروگاه‌های همجوشی نه‌تنها انرژی، بلکه فلزات ارزشمند نیز تولید کنند. اما تا آن زمان، خبر ساخت طلا را باید با کنجکاوی علمی و در عین حال، با نگاه نقادانه دنبال کرد. 📚 منابع : ۱. Rutkowski, A. A., Harter, J., & Parisi, J. — Scalable Chrysopoeia via (n, 2n) Reactions Driven by Deuterium-Tritium Fusion Neutrons، پژوهش ارائه‌شده در نشست بخش فیزیک پلاسما انجمن فیزیک آمریکا، ۲۰۲۵. https://meetings-archive.aps.org/dpp/2025/pp13/50/ ۲. Marathon Fusion — Alchemy: Growing fusion's fuel supply while co-producing gold https://www.marathonfusion.com/alchemy ۳. IFLScience — Marathon Fusion Claims They Have a Method for Transmuting Mercury Into Gold https://www.iflscience.com/marathon-fusion-claims-they-have-a-method-for-transmuting-mercury-into-gold-80132 ۴. Max Planck Research — Five Questions on Producing Gold via Nuclear Fusion، گفت‌وگو با کارل لاکنر، ۲۰۲۵. https://www.mpg.de/25735050/MPR_2025_3.pdf ۵. The Oregon Group — Fusion start-up turns mercury into gold, but can't say what it costs، https://theoregongroup.com/latest-news/marathon-fusion-mercury-gold-cern-record-cost/ @phys_Q

#بررسی علم بر پایهٔ حدس مطلق و خیال‌پردازی ذهنی بنا نشده است، بلکه روش آن بر مشاهده، آزمایش، اندازه‌گیری و سنجش‌پذیری استوار است. در علم، حتی جسورانه‌ترین ایده‌ها ابتدا در قالب فرضیه مطرح می‌شوند، اما اعتبار آن‌ها به شواهد تجربی و امکان آزمودن پیش‌بینی‌هایشان بستگی دارد. فرضیهٔ علمی نمی‌تواند صرفاً به این دلیل که از نظر ذهنی جذاب یا از نظر فلسفی ممکن است، به‌عنوان واقعیت پذیرفته شود. ایدهٔ اینکه جهان ما درون سلول موجودی بسیار بزرگ‌تر قرار گرفته، تاکنون شواهد تجربی مستقیمی ندارد و پیش‌بینی آزمون‌پذیر مشخصی نیز از آن ارائه نشده است. از سوی دیگر، نظریهٔ بیگ‌بنگ با تکیه بر شواهدی مانند انبساط کیهان، تابش زمینهٔ کیهانی و فراوانی عناصر سبک، مدلی علمی برای توصیف تحول جهان از حالت آغازین بسیار داغ و چگال ارائه می‌دهد. بر پایهٔ مدل استاندارد کیهان‌شناسی، جهان قابل مشاهده در گذشته بسیار داغ‌تر و چگال‌تر بوده است؛ بااین‌حال، بیگ‌بنگ لزوماً به معنای انفجار ماده در فضای ازپیش‌موجود نیست، بلکه به تحول خود فضا مربوط می‌شود. اگرچه تعمیم مدل‌های کنونی تا لحظهٔ آغازین به محدودیت‌های نظری می‌رسد، نسبیت عام در توصیف کلاسیک خود به وضعیتی می‌رسد که در آن مفهوم تکینگی مطرح می‌شود؛ اما این به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که زمان، فضا و ماده مطلقاً از هیچ آغاز شده‌اند. بنابراین، ایدهٔ قرارگرفتن جهان درون سلول موجودی بزرگ‌تر نه با شواهد کنونی تأیید می‌شود و نه صرفاً با اشاره به بیگ‌بنگ می‌توان آن را به‌طور قطعی رد کرد. آنچه علم مجاز است بگوید این است که چنین ادعایی، تا زمانی که شواهد و پیش‌بینی‌های آزمون‌پذیر نداشته باشد، یک گمانه‌زنی اثبات‌نشده است، نه یک نظریهٔ علمی. مرز میان علم و خیال‌پردازی دقیقاً همین‌جاست: علم از ما نمی‌خواهد هر چیزی را که تصورش ممکن است باور کنیم، بلکه می‌خواهد برای باورکردن آن دلیل عینی و آزمون‌پذیر داشته باشیم. کوانتوم مکانیک 🆔@phys_Q

🟣 آیا جهان هستی یک سلول در بدن موجودی بزرگ تر است ؟ «با وجود اینکه چندان به بررسی جفنگیات دیگر کانال/افراد/پیج ها علاقمند نیستیم اما خب بر ماست که از علم و روش علمی و critical thinking بگوییم . پس نقد و نگر خویش را پیرامون این کلیپ و محتوا بیان سازید . کوانتوم مکانیک 🆔@phys_Q

🟣 ما در یونیورسی زندگی می‌کنیم که نه‌تنها در حال انبساط است، بلکه انبساط آن در دوران اخیر کیهانی شتاب گرفته است. و شگفت‌تر اینکه، هنوز نمی‌دانیم عامل اصلی این شتاب چیست. حدود ۱۳٫۸ میلیارد سال پیش، جهانِ قابل مشاهده در وضعیت بسیار داغ و چگالی فوق‌العاده بالا قرار داشت. از آن زمان، فضا منبسط شده، دما کاهش یافته، اتم‌ها شکل گرفته‌اند و سرانجام ستارگان و کهکشان‌ها پدید آمده‌اند. اما این تصویر فقط آغاز ماجراست. ۱. یونیورس مرکز ندارد! نگرش رایج این است که کهکشان‌ها مانند ترکش‌های یک انفجار از نقطه‌ای مرکزی به بیرون پرتاب شده‌اند. اما انبساط کیهانی دقیقاً چنین چیزی نیست. در مقیاس‌های بزرگ، خودِ فاصله‌های فضایی تغییر می‌کنند. اگر در یک ناحیهٔ همگن و همسانگرد، کهکشان‌ها با جریان میانگین کیهانی همراه باشند، ناظران در کهکشان‌های مختلف نیز به‌طور کلی شاهد دورشدن کهکشان‌های دوردست خواهند بود. این وضعیت به معنای وجود یک مرکز ویژه برای انبساط نیست؛ هر ناظر هم‌رو می‌تواند خود را در مرکز جهان قابل مشاهده‌اش ببیند، بدون آنکه مرکز فیزیکی جهان باشد. ۲. کشف شگفت‌انگیزی که جایزهٔ نوبل گرفت در سال ۱۹۹۸، دو گروه پژوهشی با مطالعهٔ ابرنواخترهای دوردست به نتیجه‌ای غیرمنتظره رسیدند: انبساط جهان در دوران اخیر شتاب‌دار بوده است. این کشف در سال ۲۰۱۱ جایزهٔ نوبل فیزیک را برای سول پرلموتر، برایان اشمیت و آدام ریس به ارمغان آورد. بر اساس مدل استاندارد کیهان‌شناسی، توضیح اصلی این شتاب به مؤلفه‌ای موسوم به «انرژی تاریک» مربوط می‌شود. انرژی تاریک نامی برای توصیف مؤلفه‌ای است که انبساط شتاب‌دار را توضیح می‌دهد؛ این نام به‌خودی‌خود به معنای شناخت ماهیت آن نیست. ۳. آیا خلأ vacuum واقعاً خالی است؟ در نظریهٔ میدان‌های کوانتومی، خلأ به معنای نبود مطلق هرگونه ساختار فیزیکی نیست؛ بلکه به حالت پایهٔ میدان‌های کوانتومی اشاره دارد. در نسبیت عام، ثابت کیهان‌شناختی می‌تواند رفتاری مشابه یک چگالی انرژی یکنواخت با فشار منفی داشته باشد. چنین مؤلفه‌ای، در صورت غالب‌شدن بر ماده و تابش، می‌تواند انبساط شتاب‌دار ایجاد کند. اما اینجا یکی از عمیق‌ترین بحران‌های فیزیک نظری ظاهر می‌شود. برآوردهای سادهٔ انرژی خلأ در نظریهٔ میدان کوانتومی، بسته به فرض‌ها و مقیاس برش، می‌توانند به‌طرز فجیعی با مقدار بسیار کوچکِ متناظر با ثابت کیهان‌شناختی مشاهده‌شده اختلاف داشته باشند. این مسئله، که به «مسئلهٔ ثابت کیهان‌شناختی» معروف است، هنوز یکی از دشوارترین مسائل حل‌نشدهٔ فیزیک بنیادی است. •آیا انرژی تاریک واقعاً انرژی خلأ است؟ • آیا یک میدان دینامیکی ناشناخته است؟ •یا شاید درک ما از گرانش در مقیاس‌های کیهانی به اصلاح نیاز دارد؟ هنوز پاسخ قطعی نداریم. ۴. آیا کهکشان‌ها روزی از دیدرس ما ناپدید می‌شوند؟ اگر مدل استاندارد کیهان‌شناسی و ثابت‌بودن انرژی تاریک در آینده نیز معتبر بمانند، انبساط شتاب‌دار ادامه خواهد یافت. در چنین سناریویی، بسیاری از کهکشان‌های دوردست به‌تدریج از دید‌رس رصدی ما خارج می‌شوند؛ نه لزوماً به این معنا که ناگهان ناپدید می‌شوند، بلکه چون نور آن‌ها دیگر نمی‌تواند در آینده به ما برسد یا در طول مسیر به‌شدت انتقال‌به‌سرخ پیدا می‌کند. جهان قابل مشاهدهٔ آینده برای ناظران دوردست می‌تواند بسیار متفاوت از آسمان امروز ما باشد. ستارگان در کهکشان خودمان همچنان می‌توانند شکل بگیرند و بتابند، اما در مقیاس کیهانی، جهان به‌تدریج سردتر و رقیق‌تر خواهد شد. این سناریو به فرض‌های مشخصی دربارهٔ آیندهٔ انرژی تاریک وابسته است؛ اگر ماهیت آن متفاوت باشد، سرنوشت نهایی جهان نیز می‌تواند تغییر کند. ⚫️ ۵. بزرگ‌ترین پرسش هنوز بی‌پاسخ است. انبساط جهان را با دقت بسیار زیادی اندازه‌گیری کرده‌ایم؛ اما حتی در اندازه‌گیری نرخ کنونی آن نیز اختلافی جدی وجود دارد. برخی روش‌ها، مانند اندازه‌گیری‌های مبتنی بر تابش زمینهٔ کیهانی و مدل استاندارد، مقدار پایین‌تری برای ثابت هابل به دست می‌دهند؛ درحالی‌که برخی اندازه‌گیری‌های مستقل مبتنی بر فاصله‌های کیهانی، مقادیر بالاتری گزارش می‌کنند. این اختلاف با نام «تنش هابل» شناخته می‌شود. هنوز روشن نیست که منشأ آن خطاهای نظام‌مند اندازه‌گیری، محدودیت‌های مدل کیهان‌شناسی یا فیزیک جدیدی فراتر از مدل استاندارد است. و اینجاست که مسئله از یک اندازه‌گیری نجومی فراتر می‌رود. اگر مدل استاندارد برای توضیح تمام داده‌ها کافی نباشد، ممکن است مجبور شویم دربارهٔ تاریخچهٔ انبساط، ماهیت انرژی تاریک یا حتی برخی فرض‌های بنیادی کیهان‌شناسی بازنگری کنیم. ما جهان را با دقتی بی‌سابقه اندازه‌گیری می‌کنیم؛ اما هنوز نمی‌دانیم چرا انبساط آن شتاب گرفته است، انرژی تاریک چیست و آیا نظریهٔ کنونی ما آخرین کلمه دربارهٔ کیهان خواهد بود یا نه. 🆔@phys_Q

🫆 در شکل هندسی بالا اندازه زاویه X چند درجه است ؟ 🆔@phys_Q
🫆 در شکل هندسی بالا اندازه زاویه X چند درجه است ؟ 🆔@phys_Q

ای رفته به چوگانِ قضا همچون گوی چپ می‌خور و راست می‌رو و هیچ مگوی کان‌کس که تو را فکنده اندر تک‌وپوی او داند و او داند و او داند و اوی رباعی منسوب به خیام 🌹

‍ 🟣 نوبل فیزیک ۲۰۲۶؛ وقتی یخ قطب جنوب به تلسکوپ کیهانی تبدیل شد جایزه نوبل فیزیک ۲۰۲۶ به فرانسیس هالزن (Francis Halzen)، فیزیک‌دان بلژیکی-آمریکایی دانشگاه ویسکانسین–مدیسن، اعطا شد ـ برای: «مشارکت‌های تعیین‌کننده در رصدخانهٔ نوترینویی IceCube و کشف نوترینوهای پرانرژی با منشأ اخترفیزیکی» 🔬 اما کشف دقیقاً چه بود؟ نوترینوها ذرات بنیادی بسیار کم‌برهم‌کنشی هستند که تقریباً بدون برخورد از ماده عبور می‌کنند. حتی در هر لحظه تعداد عظیمی از نوترینوها از بدن ما و از کل زمین عبور می‌کنند، بدون آنکه اثری قابل مشاهده بر جای بگذارند. مشکل اینجاست که همین ویژگی، آشکارسازی آنها را بسیار دشوار می‌کند. هالزن ایده‌ای شگفت‌انگیز داشت: ❄️ چرا از یک کیلومتر مکعب یخ شفاف قطب جنوب به‌عنوان آشکارساز استفاده نکنیم؟ در رصدخانهٔ IceCube هزاران حسگر نوری در عمق بیش از دو کیلومتری یخ مدفون شده‌اند. هنگامی که یک نوترینوی پرانرژی به هستهٔ اتمی درون یخ برخورد می‌کند، ذرات بارداری ایجاد می‌شوند که در یخ نور آبی بسیار ضعیفی به نام تابش چرنکوف (Cherenkov radiation) تولید می‌کنند. حسگرها این نور را ثبت می‌کنند و از روی زمان و الگوی رسیدن فوتون‌ها می‌توان مسیر و انرژی نوترینو را بازسازی کرد. چرا این کشف اهمیت دارد؟ نوترینوها برخلاف فوتون‌ها به‌راحتی از ماده عبور می‌کنند و مسیرشان نیز در فضا به‌سادگی منحرف نمی‌شود. بنابراین می‌توانند اطلاعاتی مستقیم‌تر از محیط‌های بسیار خشن کیهان به ما برسانند؛ از جمله: انفجارهای ستاره‌ای پیرامون سیاهچاله‌ها جت‌های نسبیتی هسته‌های فعال کهکشانی به این ترتیب، IceCube عملاً یک رصدخانهٔ کیهانی برای «نجوم نوترینویی» است؛ روشی کاملاً متفاوت برای نگاه کردن به جهان. یکی از مهم‌ترین نتایج این پروژه، شناسایی نوترینوهای کیهانی با انرژی‌های بسیار بالا بود؛ انرژی‌هایی در مقیاس پتاالکترون‌ولت (PeV) که منشأ آنها خارج از زمین است. از این منظر، نوبل ۲۰۲۶ فقط جایزه‌ای برای کشف یک ذره نیست؛ بلکه به رسمیت شناختن یک پنجرهٔ جدید به جهان است: ما دیگر فقط با نور، کیهان را مشاهده نمی‌کنیم؛ اکنون می‌توانیم به پیام‌هایی که نوترینوها از دل خشن‌ترین محیط‌های کیهان می‌آورند نیز گوش دهیم. و شاید مهم‌ترین نکته این باشد: برای ساختن یک تلسکوپ کیهانی، همیشه به آینه و شیشه نیاز نداریم؛ گاهی کافی است به اعماق یخ‌های قطب جنوب نگاه کنیم. 🆔@phys_Q

🟣 فاکتور لورنتز ، نسبیت خاص 🔺اینشتین دریافت که اگر زمان بسته به سرعت شما تغییر می کند آنگاه کمیت های دیگری مثل طول،جرم و ان
🟣 فاکتور لورنتز ، نسبیت خاص 🔺اینشتین دریافت که اگر زمان بسته به سرعت شما تغییر می کند آنگاه کمیت های دیگری مثل طول،جرم و انرژی نیز باید تغییر کنند .او دریافت که با افزایش سرعت، طول ها و اندازه اجسام نیز منقبض می‌شوند. 🔺 انقباض طول لورنتز ناشی از تاثیر انرژی بر نیروهای الکترومغناطیسی اتم است . 🔺lorentz factor توصیف نگارشی این معادله ساده بدین شرح است با توجه به ثابت بودن c بعنوان سرعت نور برابر با 300 هزار کیلومتر در ثانیه ، با جایگذاری اعداد در سرعت جسم v یک نمودار ترسیم میشود : γ=1/√(1-v²/c²) برای مثال جرم لورنتز که با E = m c² توصیف شده است با: E = γ m c² بیان می شود. اتساع زمان نیز با فاکتور لورنتز بیان میشود . Δt' = γ Δt 🔺فاکتور لورنتز در سرعت هایی تا نصف سرعت نور c½ قابل چشم پوشی است اما به عبور از این مقدار و با نزدیکی به حد نهایی سرعت نور عامل لورنتز مقدار بسیار بزرگی به خود می گیرد . تا کنون بارها شنیده اید برای رسیدن شی جرم مند به سرعت نور انرژی بسیار زیادی نیاز است ، عامل لورنتز را روابط انرژی جایگذاری کنید تا متوجه آن شوید . 🆔@phys_Q

Repost from N/a
«‌ کانال‌هایی که کمتر کسی می‌شناسه » ⬅️ در موضوعات: 🎬 سینما 🥢 🧔‍♂️ فلسفه 🎵 موسیقی🥢 📖 ادبیات 🎨 نقاشی 🥢 👩‍🎓 علمی 🌰 ی
«‌ کانال‌هایی که کمتر کسی می‌شناسه »
⬅️ در موضوعات: 🎬 سینما    🥢  🧔‍♂️ فلسفه 🎵 موسیقی🥢 📖 ادبیات 🎨 نقاشی  🥢 👩‍🎓 علمی 🌰 یکبارهم که شده نگاهی بیاندازید و بپیوندید؛ این پست تبلیغاتی نیست... 🪩پیوستن به مجموعه

🟣ماده، زمان و ساختار فضازمان؛ چرا تفکیک این مفاهیم ساده نیست؟ تفکیک «ماده» matter از «زمان» time به‌عنوان دو موجودیت کاملاً مستقل، در چارچوب فیزیک مدرن چندان دقیق نیست. در نسبیت خاص و عام، زمان به‌تنهایی یک پارامتر مستقل از فضا نیست؛ بلکه همراه با سه بعد مکانی، ساختار چهاربعدی فضازمان را تشکیل می‌دهد. اما مسئله در نسبیت عام عمیق‌تر می‌شود. در نظریه اینشتین، فضازمان یک صحنهٔ ثابت و منفعل نیست که ماده صرفاً درون آن قرار گرفته باشد. توزیع ماده و انرژی، هندسهٔ فضازمان را تعیین می‌کند و هندسهٔ فضازمان نیز حرکت ماده و انرژی را تعیین می‌کند. به بیان مشهور جان ویلر: «ماده به فضازمان می‌گوید چگونه خم شود؛ فضازمان به ماده می‌گوید چگونه حرکت کند.» حتی گرانش در نسبیت عام صرفاً یک «نیرو» force در معنای نیوتنی نیست؛ بلکه نتیجهٔ ساختار هندسی فضازمان است. از سوی دیگر، در نظریه میدان کوانتومی نیز ماده به‌عنوان مجموعه‌ای از ذرات کلاسیکِ مستقل از زمینه توصیف نمی‌شود؛ ذرات، برانگیختگی‌های کوانتومی میدان‌های بنیادی‌اند که بر روی ساختار فضازمان تعریف می‌شوند. دینامیک این میدان‌ها نیز به ساختار «فضازمانی» spacetime بستگی دارد. البته در تئوری نسبیت relativity باید میان دو مفهوم تمایز گذاشت: ماده ≠ فضازمان نسبیت عام نمی‌گوید ماده یکی از «حالت‌های فضازمان» است. بلکه می‌گوید ماده و انرژی با هندسهٔ فضازمان به‌صورت دینامیکی و دوسویه مرتبط‌اند. اما در تئوری میدان کوانتومی QFT ، ذرات particles حالت های برانگیخته میادین کوانتومی هستند . از این منظر، پرسش «ماده بنیادی‌تر است یا زمان؟» بدون مشخص‌کردن چارچوب نظری، پرسشی کاملاً فیزیکی نیست؛ بلکه به قلمرو فلسفهٔ فیزیک و متافیزیک نزدیک می‌شود. پرسش عمیق‌تر این است: آیا فضا، زمان، ماده و میدان‌ها واقعاً اجزای بنیادی واقعیت‌اند reality، یا همگی پدیده‌هایی برآمده یا ظهوریافته emergence از ساختاری بنیادی‌تر هستند؟ این پرسش هنوز یکی از مسائل باز در مرز میان نسبیت عام، نظریه میدان کوانتومی و گرانش کوانتومی است. 🆔@phys_Q

🟣سامانه خورشیدی از پرسپکتیو تئوری نسبیت عام 🆔@phys_Q

Repost from Classical music
🟡به درخواست دوستان لیستی از بهترین کانال های تلگرامی رو در اختیار شما قرار دادم تا بدون هزینه راحت به بهترین ها دست یابید . 💯💎 ⬅️ لینک ورود به لیست

Repost from N/a
انتخاب کنید▪️⭕️◾️⭕️◼️ ☄️ 🟡 «فهرست فوق‌العاده کانال‌های تلگرامی: مسیری به سوی دانش، هنر، فلسفه و دنیای ایده‌ها» 🏅درخواست عضویت در تبادلات ✅ @tabadolat_derakhshan