ch
Feedback
رمانهای صوتی آریا 📚

رمانهای صوتی آریا 📚

前往频道在 Telegram

📚 🎧 اینجا جاییست، برای آنهایی که با کلمات سفر میکنند و با صدا آرام میگیرند ... @AriadokhtS

显示更多

📈 Telegram 频道 رمانهای صوتی آریا 📚 的分析概览

频道 رمانهای صوتی آریا 📚 (@ariadookh) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 17 683 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 2 030,并在 伊朗 地区排名第 18 851

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 17 683 名订阅者。

根据 04 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 529,过去 24 小时变化为 22,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 9.42%。内容发布后 24 小时内通常能获得 3.77% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 664 次浏览,首日通常累积 666 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 3
  • 主题关注点: 内容集中在 #رمان_صوتی, #مادر, #الهه_مؤذنی, نویسنده, #نیمه_تاریک_وجود 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
📚 🎧 اینجا جاییست، برای آنهایی که با کلمات سفر میکنند و با صدا آرام میگیرند ... @AriadokhtS

凭借高频更新(最新数据采集于 05 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。

17 683
订阅者
+2224 小时
+1447 天
+52930 天
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+112
在4个频道中
八月 '26
+665
在3个频道中
Get PRO
七月 '26
+604
在5个频道中
Get PRO
六月 '26
+457
在3个频道中
Get PRO
五月 '26
+206
在4个频道中
Get PRO
四月 '26
+136
在1个频道中
Get PRO
三月 '26
+66
在2个频道中
Get PRO
二月 '26
+414
在9个频道中
Get PRO
一月 '26
+242
在6个频道中
Get PRO
十二月 '25
+571
在9个频道中
Get PRO
十一月 '25
+642
在13个频道中
Get PRO
十月 '25
+498
在12个频道中
Get PRO
九月 '25
+480
在9个频道中
Get PRO
八月 '25
+652
在16个频道中
Get PRO
七月 '25
+648
在12个频道中
Get PRO
六月 '25
+372
在11个频道中
Get PRO
五月 '25
+515
在11个频道中
Get PRO
四月 '25
+531
在10个频道中
Get PRO
三月 '25
+574
在10个频道中
Get PRO
二月 '25
+846
在11个频道中
Get PRO
一月 '25
+1 042
在11个频道中
Get PRO
十二月 '24
+1 050
在8个频道中
Get PRO
十一月 '24
+1 159
在6个频道中
Get PRO
十月 '24
+1 013
在7个频道中
Get PRO
九月 '24
+826
在6个频道中
Get PRO
八月 '24
+1 022
在5个频道中
Get PRO
七月 '24
+826
在4个频道中
Get PRO
六月 '24
+735
在3个频道中
Get PRO
五月 '24
+571
在5个频道中
Get PRO
四月 '24
+538
在4个频道中
Get PRO
三月 '24
+409
在2个频道中
Get PRO
二月 '24
+390
在1个频道中
Get PRO
一月 '24
+290
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+213
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+82
在1个频道中
Get PRO
十月 '23
+63
在2个频道中
Get PRO
九月 '23
+66
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+167
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+178
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+81
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+121
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+89
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+49
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+62
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+103
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+118
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+138
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+116
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+767
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
05 九月+22
04 九月+25
03 九月+19
02 九月+17
01 九月+29
频道帖子
#جاسوس_خانگی (5) پایان #کارن_کلیولند #حسین_یعقوبی #نمایش_رادیویی @ARIADOOKH

2
#جاسوس_خانگی (4) #کارن_کلیولند #حسین_یعقوبی #نمایش_رادیویی @ARIADOOKH
349
3
#جاسوس_خانگی (3) #کارن_کلیولند #حسین_یعقوبی #نمایش_رادیویی @ARIADOOKH
349
4
#جاسوس_خانگی (2) #کارن_کلیولند #حسین_یعقوبی #نمایش_رادیویی @ARIADOOKH
303
5
جاسوس خانگی کارن کلیوند / حسین یعقوبی #جاسوس_خانگی (1) #کارن_کلیولند #حسین_یعقوبی #نمایش_رادیویی @ARIADOOKH
255
6
🎙💎 #جاسوس_خانگی #باید_بدانم نمایشی بر اساس کتاب «باید بدانم» (Need to Know) نوشته‌ی کارن کلیولند، تریلری نفس‌گیر در دل جهان رازآلود جاسوسی است که در همان ابتدا مخاطب را به دل یک بحران عاطفی و ملی می‌کشاند. شخصیت اصلی این داستان، میلر، تحلیل‌گر سازمان سیا و زنی وفادار به خانواده‌اش است. او که روی پروژه‌ای برای شناسایی عوامل خفته‌ی روسی در آمریکا کار می‌کند، ناگهان با تصویری روبه‌رو می‌شود که زندگی‌اش را زیر و رو می‌کند: عکس همسرش در میان جاسوسان دشمن. با این کشف هولناک، همه‌چیز فرو می‌ریزد-اعتماد، عشق، امنیت، و حتی هویت. #حسین_یعقوبی #کارن_کلیولند کارن کلیولند یک تحلیلگر سابق سازمان CIA می باشد. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد از کالج ترینیتی دوبلین است، که به عنوان یک محقق فولبرایت و از دانشگاه هاروارد تحصیل کرده است. او به همراه همسر و دو فرزند خردسالش در شمال ویرجینیا زندگی می کند. #نمایش_رادیویی 🎙💎 @ARIADOOKH
499
7
没有文字...
475
8
sticker.webp
1 288
9
#روزگار_سپری_شده_مردمان_سالخورده #محمود_دولت_آبادی جلد سوم پایان جغد @ARIADOOKH
1 287
10
#روزگار_سپری_شده_مردمان_سالخورده #محمود_دولت_آبادی جلد دوم برزخ خس @ARIADOOKH
1 268
11
#روزگار_سپری_شده_مردمان_سالخورده #محمود_دولت_آبادی جلد اول اقلیم آباد @ARIADOOKH
1 201
12
sticker.webp
96
13
#معرفی_و_تحلیل_کتاب #روزگار_سپری_شده_مردمان_سالخورده #محمود_دولت_آبادی نویسنده (هنرمند) نماینده خرد گروهی یک ملت است. او زودتر، ژرف تر یا دقیق تر از دیگران گرفتاری سرزمین خود را می فهمد و آن را می نویسد تا هشدار داده باشد.‌ و اگر یکی از رسالت های نویسنده همین ادراک گرفتاری ها باشد، دولت آبادی در روزگار سپری شده مردمان سالخورده سخت موفق بوده است. این کتاب بر خلاف کلیدر، حماسی نیست و بر خلاف جای خالی سلوچ، سرتاسر سیاه نیست. اینجا زندگی ایرانیان در یک برش تاریخی نشان داده شده است: شیرین، خواندنی و البته پردرد! هزار داستان کوتاه، پشت سر هم، می آیند تا سه گانه لذت، دریغ و یادگیری، دست در دست هم، خواننده را تا پایان یک داستان بلند بکشاند: داستان روستای تلخ آباد، پیرامون سبزوار، در گذر از دوره قاجار به پهلوی. داستانی که می تواند زندگی نیاکان تک تک ما ایرانیان باشد که کم و بیش سرنوشتمان یکی است چونکه ظرف مکان و زمان زندگی مان ماننده هم است. پس، خواندن این کتاب، نشستن پای سخن مادر بزرگ یا پدربزرگی است که با چشمان کم سو، انگشتان ترنجیده و تن چروکیده از جوانی اش می گوید: از دل دادن، کینه ورزیدن، کامیابی و نامرادی ها. در یکی از این داستانک ها، صنوبر، زنی از کویر، به همراه فرزندانش، اسکندر و قلیچ، سامان و ملائک، به نزدیکی تلخ آباد می رسند. چاه روستایشان خشکیده و قبیله سرگردان شده است. از میان شن و ماسه و باد، تا خود را به تلخ آباد برسانند، یکی از فرزندان، کوچکترینشان، از گرسنگی، تشنگی و خستگی جان می دهد. مادر کنار جنازه فرزند می ماند و دیگران می روند به آوردن یک تابوت، تا مرده را ببرند. تلختر اینکه در راه تلخ آباد، آن اندازه مرگ و میر دیده اند که چشمه اشکشان خشکیده است. اگر مهر مادری صنوبر نبود، دیگران حاضر بودند برادر خود را همانجا کنار راه، در یک گودال، بخوابانند و رویش کمی خاک بریزند و تمام! اما به اصرار مادر رفتند دنبال یک تابوت. خودشان اما، بهتر از برادر مرده شان نبودند: گرسنگی، تشنگی، ناامیدی و طوفان سرخ کویر نابودشان کرده بود. این داستانک را دوست دارم جدی بگیرم چرا که داستان ایران است در گذر زمان. داریوش بزرگ در دو هزار و اندی سال پیش، از خدا خواست ایران را از دشمن، دروغ و خشکسالی نگهدارد! همو می دانست که خشکسالی بزرگترین دشمن ما است. دشمن و دورغ را می شود کاری کرد اما خشکسالی که آمد، روزنه امیدمان خشک می شود. زنده زنده زیر خورشید تابان زغال می شویم. این را همین پارسال همه به چشم دیدیم، وقتی آب سد کرج کاسته شد و به بستر رودخانه چسپید. یا همه دیدیم که چطور زاینده رود جلوی چشمان ما کوچک شد، کاهید و نابود شد. همه می دانیم چه بلایی سر دریاچه ارومیه آمد. اصلا ارومیه به زبان میان رودان می شود: سرزمین آب! چه شد که سرزمین آب، بی آب شد؟ بی آبان شد، بیابان. همه مان دریاچه کاسپین را هر ساله می بینیم که دارد پس پسک می رود تا بیابان شود. تصور کنید: جنگل هیرکانی بخشکد همانگونه که درختان مرکز فلات ایران خشکیدند. جایی نوشته بود بهرام بیضایی به دیدار مهرداد بهار، اسطوره شناس نامدار ایران، رفت و او را با خود به سرچشمه رودخانه کوهرنگ برد. در آن هنگام، بیضایی جوان بود و بهار سالخورده. در واقع، آن سفر یکی از واپسین سفرهای بهار در ایران بود، که آنرا می پرستید. بهار بر این باور بود که کر (به ضم کاف) یکی از خدایان میان رودان بوده بود: خدای آب. و این خدا را ایرانیان پیشاآریایی وام گرفتند: رودخانه های خود را با آن نامیدند: کر رنگ، کر، کارون و کرخه همه در نام خود از آن خدا نشان دارند. بیضایی و بهار رفتند و رفتند تا به یک سنگ نوشته بر بالای یک کوه رسیدند که نشانی آنرا شادروان بهار در افسانه ها دیده بود: نوشته ای در ستایش آب بر سرچشمه رود کرخه! آنجا بود که بهار گفت: خدای آب بر این سرزمین خشم گرفته است! ده هزار سال است که خشم گرفته! هر سال خشک‌تر از پارسال.‌ تیمور لنگ هم در دیدار از سیستان، آبادترین جای ایران را ساحل دریاچه هامون می دانست، آبادتر ار دیلمان و طبرستان. او سیستان را مهمترین صادرکننده پر قو می دید بس که قوهای سفید و زیبا در نیزارهای آن زاد و ولد می کردند. یا اینجا که قم خوانده می شود، در اصل بوده است کم: نیزار! چرا که کنارش یک دریاچه بزرگ بوده است. یا آن دختر باکره ای که باید از آب دریا آبستن شود و سوشیانت، منجی ایران، را بزاید، باید در دریاچه ساوه شنا کند! کو دریاچه ساوه؟ کو نیزارهای قم؟ چه شد دریاچه هامون؟ چه شد هیرمند؟ چه قرار است بر سر دریاچه کاسپین بیاید؟! آن خشکسالی که داریوش شاه ازش می ترسید بیخ گلویمان را چسپیده است. نویسنده، اما، زودتر، بهتر یا ژرف‌تر از همه آنرا می بیند و باز می تاباند! باری، دولت آبادی، در کتاب بزرگش، بیش از هر چیز، با اندوهناک ترین داستان، بیابان شدن ایران را داد زده است. #امیر_عظیمیان @Papyruuss
1 079
14
sticker.webp
884
15
#انجمن_واژگان_نیم_مرده (۶) #امیر_عظیمیان ژکان: خشمگین و زیر لب سخن گویان هشیوار و از تخمه گیوکان که بر درد و سختی نگردد ژکان (شاهنامه) کنارنگ: مرزبان: پهلوان کنارنگ با پهلوان هر که هست همه داد جویید با زیردست (فردوسی) نهالی: تشک: بستر نهالی بیفکند و مسند نهاد ز دیدار او میزبان گشت شاد (فردوسی) کجا:که (ضمیر پیوندی) همه هر که هستند در این مرز من کجا گوش دارند اندرز من (فردوسی) تپانچه: سیلی: ضربه زنم چندان تپانچه بر سر و روی که یارب یاربی خیزد ز هر موی (نظامی) شگرف: کمیاب: نادر چو دیدند آن شگرفان روی شیرین گزیدند از حسد لب های زیرین (نظامی) پیغاره: سرزنش بدو گفت شاه، ای بد بدکنش! سزاوار پیغاره و سرزنش (‌فردوسی) دخش: تیره و تاریک بپوش و بنوش و بناز و ببخش مکن روز با تاج و با تخت دخش (فردوسی) پسر بود او را یکی شادکام که بهرام بهرامیان داشت نام ( فردوسی) بهرام بهرامیان: بهرام پسر بهرام (پسوند _یان در ته نام خانوادگی از این جا آب می خورد.) پایاب: توان که پایابم از دست دشمن نماند جز این قلعه در شهر با من نماند (سعدی) پایکاری: شاگردی بنده غریب است میان این قوم و رسم خدمت نمی شناسد. وی را همین شاگردی و پایکاری ثوابتر. (تاریخ بیهقی) #امیر_عظیمیان #انجمن_واژگان_نیم_مرده (۶) @Papyruuss
921
16
sticker.webp
901
17
#آخرین_نفر_در_عروسی (12) پایان #جیسون_ریکولاک #رمان_صوتی @ARIADOOKH
989
18
#آخرین_نفر_در_عروسی (11) #جیسون_ریکولاک #رمان_صوتی @ARIADOOKH
979
19
#آخرین_نفر_در_عروسی (10) #جیسون_ریکولاک #رمان_صوتی @ARIADOOKH
954
20
#آخرین_نفر_در_عروسی (9) #جیسون_ریکولاک #رمان_صوتی @ARIADOOKH
941