پرسونالیته🥂
关闭频道
لفظ('personnalite)در فرانسه بمعنای شخصیت شناسی و لیته بمعنای ترشی مخلوط است که یعنی در اینجا انواع تیپهای شخصیتی(ارکیتایپ؛mbti؛اینیاگرام)را با چاشنی شوخی و طنز بررسی میکنیم😊 ⬇️بازدیداز ابتدا⬇️ t.me/personaliteh/3
显示更多248
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-830 天
数据加载中...
相似频道
标签云
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
八月 '26
八月 '260
在0个频道中
七月 '260
在0个频道中
Get PRO
六月 '260
在0个频道中
Get PRO
五月 '260
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '260
在0个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+1
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+7
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+7
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+3
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+3
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+7
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+9
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+2
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+4
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+6
在0个频道中
Get PRO
十二月 '24
+9
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+9
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+2
在0个频道中
Get PRO
九月 '240
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+1
在1个频道中
Get PRO
七月 '240
在0个频道中
Get PRO
六月 '240
在0个频道中
Get PRO
五月 '240
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+8
在0个频道中
Get PRO
三月 '24
+8
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+58
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+109
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+61
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+6
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+8
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+6
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+9
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+17
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+14
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+14
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+8
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+8
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+3
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+2
在0个频道中
Get PRO
十二月 '220
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+1
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+5
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+3
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+296
在0个频道中
频道帖子
♦️به اطلاع میرساند :این کانال پس از چند سال همراهی با شما عزیزان،طی چند روز آینده بعلت مهاجرت برای همیشه بسته خواهد شد...خدا نگهدار 👋
| 2 | 🔶مکانیزم دفاعی اصلی: عقلانیسازی (Intellectualization)
او احساساتش را با منطق و تحلیل میپوشاند؛ گویی اگر بتواند عشق را بفهمد، از خطرش در امان میماند.
اما در واقع عقلانیسازی فقط نقابیست برای اضطراب شدید از طرد و فقدان.
به همین دلیل حرفهی او (matchmaking) نماد درونیترین مکانیزم دفاعیاش است:
کنترل بر عشقِ دیگران برای نداشتن تماس با عشقِ خودش. | 34 |
| 3 | 🔶فرافکنی و انتخاب مردان اشتباه
در رابطه با مرد ثروتمند، لوسی در واقع ایگوی پدرسالارانهی درونی خودش را انتخاب میکند — بخشی از او که نظم و کنترل میخواهد.
در رابطه با عاشق سابق، بخش احساسی و ممنوعهاش را لمس میکند — همان کودکِ رهاشدهای که سالها سرکوب شده.
اما او نمیتواند در هیچکدام بماند، چون هنوز «خود اصیل» در او شکل نگرفته است.
او میان دلبستگی و خودمختاری در نوسان است، چون در کودکی یاد گرفته بود که عشق، به معنای از دست دادن استقلال است. | 29 |
| 4 | 🔶کودک درونِ کنترلگر
اگر از نگاه روانتحلیلی (بهویژه وینیکات و کوهات) نگاه کنیم، لوسی احتمالاً در کودکی تجربهی آینهنشده بودن داشته — یعنی والدینش او را به خاطر کارکردهایش دیدهاند، نه احساساتش.
او یاد گرفته که برای دیدهشدن باید مفید، موفق، و بینیاز باشد.
این منجر به شکلگیری خودِ کاذب (False Self) شده: شخصیتی که بهجای ابراز نیاز، نقش کامل بودن را بازی میکند.
در روابط عاشقانه، چنین فردی معمولاً شریک زندگیاش را در سطح یک پروژه یا سیستم میبیند، نه بهعنوان انسانی با عمق و نقص. | 26 |
| 5 | 🔶لوسی: چهرهی زن خودمختار، اما از درون تهی
لوسی از نظر بیرونی همهچیز دارد: استقلال مالی، اقتدار، ظرافت اجتماعی و کنترلی دقیق بر روابط انسانی.
اما در سطح روانناخودآگاه، او در واقع زنیست که از تماس عاطفی میترسد.
ترس از صمیمیت در او نه به شکل انزوا بلکه به صورت کارکردگرایی عاطفی بروز میکند: او عشق را به «داده» و «گزینه» تقلیل میدهد، چون احساسات کنترلناپذیرند و کنترلناپذیری برای ذهن ایگومحورِ او معادل خطر است. | 25 |
| 6 | ☮ جامعهی مادی — اضطراب عشق در عصر بازار
فیلم با زبان ملایم خود، اضطراب عمیقی را نشان میدهد:
در جهانی که ارزش انسان با قیمتش سنجیده میشود، عشق بهنوعی کالا بدل شده است.
در جلسات معرفی، احساس به «پروفایل» و «داده» تقلیل مییابد.
از منظر روانشناسی اگزیستانسیال، این وضعیت موجب نوعی alienation (بیگانگی از خود) میشود.
آدمها دیگر عاشق نمیشوند؛ انتخاب میشوند. | 17 |
| 7 | ♒️۲. دو مرد — دو قطب که درونیسازی مادر و پدرند
مرد ثروتمند و بینقص، نماد پدر مقتدر و قانونگذار است: او ساختار، نظم و امنیت میآورد، اما روح ندارد.
عاشق سابق (Pedro Pascal) همان عنصر مادری، پذیرنده و پرشور است که احساس و بیقراری را بیدار میکند.
لوسی میان این دو قطب گرفتار است، درست مانند روانناخودآگاه بسیاری از انسانهای امروز که بین پدرِ اجتماعی (امنیت بیرونی) و مادرِ احساسی (پناه درونی) تاب میخورند.
در سطح ژرفتر، او در جستوجوی والد درونی سالم است — کسی که هم ساختار بدهد، هم محبت | 18 |
| 8 | 🕉فیلم Materialists در ظاهر دربارهی انتخاب بین «عشق و پول» است، اما در عمقش دربارهی نقابها، فرافکنیها و اضطراب فقدانِ عشق در جهان مدرن حرف میزند.
اگر بخواهیم نقد روانشناختیاش را باز کنیم، میشود آن را در سه محور بررسی کرد:
۱. لوسی — زن خودبسنده اما تهی از دلبستگی
لوسی (Dakota Johnson) نمایندهی زن مدرن است که استقلال مالی، زیبایی و کنترل اجتماعی دارد، اما در ناخودآگاهش از وابستگی و آسیبپذیری وحشت دارد.
او به جای درگیر شدن با عشق واقعی، در حرفهای فعالیت میکند که «عشق را برای دیگران تنظیم میکند» — یعنی میل را کنترل میکند بدون آنکه خودش درگیرش شود.
به زبان روانپویایی، این مکانیزم نوعی Displacement است: انتقال میل از خود به دیگری.
در واقع او با سامان دادن عشق دیگران، خلأ دلبستگی خودش را انکار میکند. | 21 |
| 9 | 🎬فیلم سینمایی Materialists
به کارگردانی Celine Song که در سال ۲۰۲۵ با بازی Dakota Johnson، Chris Evans و Pedro Pascal منتشر شد.
خلاصه داستان
داستان حول شخصیت لوسی میچرخد، یک زن موفق در شهر نیویورک که بهعنوان “مَچ مِیکر” (یعنی کسی که برای دیگران شریک زندگی پیدا میکند)فعالیت می کند، اما در زندگی خودش با تناقضی جدی روبروست: از یکسو مردی ثروتمند و مطلوب با همه معیارها، و از سوی دیگر معشوق سابقش که هیچ نشانی از ثروت ندارد ولی احساس مشترکی بین آنها وجود دارد.
در این میان، فیلم سوالاتی دربارهٔ ارزش «پول»، «وضعیت اجتماعی» و «عشق واقعی» مطرح میکند: آیا شریک زندگی صرفاً بر اساس معیارهای مادی انتخاب میشود؟ یا عشق، صرفنظر از شرایط بیرونی، معنا دارد؟ | 23 |
| 10 | 没有文字... | 29 |
| 11 | 没有文字... | 29 |
| 12 | 没有文字... | 25 |
| 13 | 没有文字... | 24 |
| 14 | 没有文字... | 24 |
| 15 | 没有文字... | 25 |
| 16 | 没有文字... | 24 |
| 17 | 没有文字... | 25 |
| 18 | این جمله «پدر کشتی و تخم کین کاشتی» از نظر روانی یادآور چیزی است که در تحلیل خشونت خانوادگی و قبیلهای به آن میگویند transgenerational transmission of trauma؛ یعنی زخمی که یک نسل میزند، در نسل بعدی به شکل خشم، اضطراب، یا هویت جنگجو باززاده میشود. کودک بهصورت مستقیم یا نامرئی، دستورکار انتقام را درونی میکند؛ نه از سر عقل، بلکه از سر بقا. بیت، همین لعنت ارثی را تصویر میکند: کاری که پدر کرده، در روان فرزند به شکل “بذر” در میآید.
مصراع دوم «پدر کشته را کی بود آشتی» مکانیسمی را نشان میدهد که در علوم رفتاری به آن injured identity میگویند؛ هویتِ آسیبدیدهای که خودش را فقط از طریق حفظ رنج تعریف میکند. در روانشناسی بالینی چنین فردی معمولاً به دام سهگانهٔ زیر میافتد:
یک: هویت بر اساس رنج. انگار اگر ببخشد، خودش هم از بین میرود.
دو: چرخهٔ بازتولید خشونت. خشمی که منبعش از بین رفته، اما همچنان میچرخد چون تبدیل به بخشی از شخصیت شده.
سه: «انصافخواهی جادویی». ذهن زخمی خیال میکند انتقام میتواند نظم را برگرداند، درحالیکه اغلب فقط بینظمی تازهای خلق میکند.
این بیت نوعی نگاه باستانی به رابطهٔ آسیب و زمان است: میگوید اگر ریشه کینه را نزنی، زمان خودش هیچچیز را نمیشوید. در زبان امروز یعنی سازوکار ذهن انسان برای ذخیرهسازی زخم، سرسختتر از آن است که فقط با گذر زمان خاموش شود. باید فهمید، نامگذاری شد، و در روایت تازهای ادغام شود.
کمی اگر از سطح اخلاقی فاصله بگیریم و نگاهمان را به لایهٔ ناخودآگاه ببریم، بیت به یک حقیقت آزاردهنده اشاره دارد: ذهن انسان زخمهای بزرگ را همچون قراردادهای نانوشته حفظ میکند؛ مثل دادههایی که همیشه مشغول پردازش پسزمینهاند. کینه در اینجا فقط یک «احساس» نیست، نوعی سازماندهیِ جهان است.
هرجا زخم نقش هستهٔ هویت را بازی کند، آشتی تقریباً ناممکن میشود و فرد در تجربهٔ خویش زندانی میماند. | 31 |
| 19 | 没有文字... | 23 |
| 20 | بزودی با یه موضوع پرحاشیه برمیگردم | 23 |
