309
订阅者
-124 小时
+17 天
-130 天
帖子存档
309
Repost from N/a
#حافظ
غزل ۲۴۴
معاشران! گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصهاش دراز کنید
حضور خلوتِ انس است و دوستان جمعاند
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
رَباب و چنگ به بانگِ بلند میگویند
«که گوشِ هوش به پیغام اهل راز کنید»
به جان دوست که غم پرده بر شما ندرَد
گر اعتماد بر الطافِ کارساز کنید
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
چو یار ناز نماید، شما نیاز کنید
نخست موعظهٔ پیرِ صحبت این حرف است
که «از مُصاحبِ ناجنس احتراز کنید»
هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
وگر طلب کند انعامی از شما حافظ
حوالتش به لبِ یارِ دلنواز کنید
309
Repost from Tetrachord music
نتهایی که بارها و بارها تکرار میشوند.
تکرار به مرز نشنیدن نتها میرسد.
به مرزی که آنقدر شنیده میشوند که حسن حضور را از دست میدهند.
و چه چیزی میتوانست ملال را بهتر نشان دهد؟
چه تکنیک صوتیای میتوانست از تکرار زجرآور صداهای بم در پیانو حس یکنواختی و رخوت را بهتر به گوش برساند؟
آهنگساز با انتخاب دقیق و همپوشانی اسم آهنگ و صداهای انتخاب شده به درستی یادآور میشود که گاهی از تکرار جملهی «خوب نیستم» به ملال کشیده میشویم.
دیگر خوب یا بد معنایشان را از دست میدهد و «خوب نبودن» به رنج مدام تبدیل میشود.
رنجی که رهایی از آن گاهی سخت و گاهی نا ممکن است...
رنج مدامی که پس از مدتی به درد کهنه تبدیل میشود و به بقای خود ادامه میدهد...
@tetrachord_music
