ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

,دنیای‌سوفی؛

,دنیای‌سوفی؛

前往频道在 Telegram

فعلا باشیم تا ببینیم چی میشه؛ ناشناس: https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-552085-Uue8dBN @Melinadaily_bot

显示更多
189
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
هر انسان دور خودش جهانی دارد؛ جهانی که رنگ، بو و حتی کلمات خاص خودش را دارد و هر فرد آن را با خودش این‌طرف و آن‌طرف می‌برد. هنگامی که آدم‌ها از کنار یکدیگر عبور می‌کنند یا به‌هم فکر می‌کنند و یا با یکدیگر حرف می‌زنند، این جهان‌ها درهم فرو می‌روند و مشترکاتی پیدا می‌شوند. _عطیه عطارزاده کتابِ راهنمای مُردن با گیاهان دارویی

من همینجوری از گذشته فوروارد میکنم تا ببینم چخبر بوده خواستین بخونین، اون موقع بیشتر حوصله‌ام می‌گرفت بنویسم

اون نمیتونست چیزی رو تغییر بده، نمیتونست درک کنه چی میگم یا چی میبینم، اما دوستم داشت، عاشقم بود. تنها چیزی که میتونستم حسش کنم، عشق بود! همیشه غمگین بودم، همیشه اشک تو چشمام جمع بود، انگار کلا با غم متولد شده بودم.. ادم کم حرفی بودم، یعنی تا وقتی مجبور نمیشدم حرف نمیزدم، خیلی وقتا شده بود شک کنم که چیزایی که من میبینم رو بقیه هم میبینن؟ میتونن حسش کنن؟ هیچوقت خودمو معمولی حس نکردم، همیشه تو اینه یه آدم عجیب میدیدم، آدمی که هر روز با خودش بحث میکنه؛ تا اینکه اون اومد.. نمیدونم چرا اما با اون حس میکردم میتونم راحت خودم باشم، بدون هیچ ترسی، اونقدری عاشقش شدم که جدا شدنمون با مرگ یکی بود، عشق تنها حسی بود که تموم روحم رو در بر گرفته بودم، البته روحِ نداشتم.. اما خیلی طول نکشید که من دوباره هر روز غمگین‌تر میشدم، اسیب‌پذیر‌تر، شکننده‌تر و اون هر روز عشق و دوست‌داشتنش نسبت به من رو از دست میداد. از خودش دورم کرد، منم دور شدم، سخت‌ترین تصمیم تو زندگیم بود. نمیتونستم بمونم ببینم دوست داشتن و احساس عشق من به اون باعث آزارشه.. دلم میخواست با اون تمام لحظه‌های زندگیم رو بگذرونم، اما احساس از دست رفته‌ی اون نسبت به من همه‌چیز رو خراب میکرد، دلم نمیخواست زندگیش به خاطر من داغون شه. من نمیتونستم خوشبختی رو ازش بگیرم، حقش بود که مثل بقیه‌ی آدما زندگی کنه، من نمیتونستم اذیت شدنش کنارم رو ببینم. از دید بقیه من یه ادم احمقم که با دور شدن از کسی که تمام وجودم اون رو میخواد به اون آرامش بده، اما من بعد از اون موقع هرلحظه کنارش بودم، خنده‌هاش رو دیدم، اشکای رو گونه‌اشو پاک کردم.. و هرلحظه آرزو میکردم که کاش میخواست دوباره کنارش باشم. اون نمیخواست کنارش باشم، منم آرامشش برام مهم بود؛ اما "عشق، آخرین چیزی بود که حس کردم..!"

شب که میشه همیشه ناراحتم، روزا همیشه غم دارم. دیگه حوصله ادمای اطرافمو ندارم، تقصیر خودمم نیست، نه که بخوام بگم تقصیر بقیه‌اس! نه، مشکل چیز دیگه‌اس مشکل؟! نمیدونم، شاید خیلی چیزا.. تو زندگیم هیچ‌وقت چیزی که می‌خواستم نشد، هیچی اونجور که می‌خواستم نشد، من فقط زندگیی می‌خواستم که توش آرامش باشه، می‌خواستم بدون دغدغه‌ بخوابم، بدون فکر به آدمایی که حتی اصلا از نزدیک ندیدمشون، بدون نگرانی برای جنگیدن واسه رسیدن به چیزی که حقمونه، من دلم میخواست بتونم بدون دغدغه زندگی کنم، من حتی سهمم از زندگی یه نفس راحت کشیدن نبود، سهم؟! من اصلا سهمی ندارم ازش، یعنی حق ندارم داشته باشم.. من فقط می‌خواستم معنی راحت زندگی کردن و بفهمم اما انگار برام ساخته نشده، کل سهمم از زندگیم حتی یه دوست داشته شدن، در اغوش کشیده شدن، وجود داشتن، درک شدن، دیده شدن و یا باور شدن، نبود.. تنها چیزی که دلم میخواست همین بود، باور کنم یکی دوستم داره، به بودن یکی باور داشته باشم، بدونم از اینکه کنارشم حالش خوبه، بدونم ازم نمیترسه.. چیز زیادی دلم نمیخواست، چیز زیادی نیاز نداشتم اما انگار برای بودن تو این دنیا مجبوری دور چیزایی که حق طبیعیتن خط بکشی. باید بشینی از دور چیزایی که برای تو بودن رو نگاه کنی و حسرت بخوری فقط واسه اینکه این زندگی، زندگی تو نیست و کسی قرار نیست تورو دوست داشته باشه، چیز زیادی دلم نمیخواست اما فقط اینکه بخوام توسط یکی دوست داشته بشم، توقع سنگینی از زندگیم بود.‌.

میشه امشب شما برام بنویسین؟ یا اصلا کلمه. هرچی اومد تو ذهنتون.. https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-552085-Uue8dBN

😂😂اینستا میخواممم تولوقودا😭

امدمممم

پیوی

اینستا بیاره نود نمیدم صد میدم:)

تروخدا ب منم بدید

بیاید یه وی‌پی‌ان بهم بدین اکانت اصلیم برگرده به تلگرام اصل😭 https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-552085-Uue8dBN

sticker.webp0.12 KB

بای بای

اکانت اصلیم دیگه رنگ تلگرام اصلی رو نمیبینه

چه فنی بزنم بیاد این الان

sticker.webp0.12 KB

وای خدا اخه کی به من بگه از تلگرام اصلی اکانت اصلیم لوگ اوت کنم و الان نیاد

ای جان=)😂