شعر؛دکلمه؛سناریو؛نمایشنامه؛شعردونفره؛
前往频道在 Telegram
❣به کانال شعر دکلمه کلبه خوش آمدید❣ 💛تبلیغات پذیرفته میشود💛 💗تبادل گروه با کانال انجام میشود💗 💜ارائه متن شعر دکلمه و نمایشنامه💜 لینک کانال موزیک و کلیپ❣ https://t.me/aflatoonnnnn ❣سازنده افلاطون❣ @afaltooon
显示更多2 701
订阅者
+424 小时
+187 天
+2630 天
帖子存档
🌟کانال شعر کلبه✍👇#شعر_دکلمه
❀═༅࿇🍃📚 🍃 ࿇༅═❀
https://t.me/afaltoooon
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
⭕️[رے اڪــشــن و فــوروارد فــرامــوش نــشــه⭕️
@afltooon
یک روز میآیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم
یک روز میآیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین ، مست و خمارت نیستم
شبزنده داری می کنی تا صبح زاری می کنی
تو بیقراری می کنی ، من بیقرارت نیستم
پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد
گل میدهی ، نو می شوی ، من در بهارت نیستم
زنگارها را شستهام دور از کدورتهای دور
آیینهای رو به توام ، اما کنارت نیستم
دور دلم دیوار نیست ، انکار من دشوار نیست
اصلا منی در کار نیست ، امن ام حصارت نیستم.
#افشین_یداللهی
بفرمایید ویسکال
کانال کلبه❣💚❣
کمی شعر دکلمه آواز ☺️☺️
ممنون از حماییتون
میگن "دعا"
دسته جمعی زودتراجابت میشه
الهی
هیچ کسی "مریض یا مریضدار نباشه🤲🤲🤲
دعابرای شفای بیماران 🤲🤲
بخصوص
سمیه خانم ادمین گپ و چنل
و
پری شیرازی عزیز
و
همچنین همسر نیلو اکبری
اللّهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَ اَهْلِکْ اعْدائَهُم اجمع🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲
أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء(🤲)
أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء(🤲)
أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء(🤲🤲)
🦋
شعر
با نگاهت در دلم شوری عجیب افتاده است
آدمم!! روی لبت تصویر سیب افتاده است
سجده کردم در دل شب، گریه کردم در قنوت
تا که مقبول خدا امن یجیب افتاده است
با غزلنازی لبهایت قصیده جان گرفت
ز آن که نامت اولین بیت نسیب افتاده است
موج گیسوی سیاهت زیر باران تاب خورد
بعداز آن کار دلم دست طبیب افتاده است
دل به اقیانوس چشمانت سپردم سالهاست
ساحل آرامشم موجی مهیب افتاده است
با مسیحای نگاهت زنده کردی عالمی
بعد از آن پس لرزه در دار صلیب افتاده است
چون که فروردین زیبای لبت گل غنچه داد
فصل گلبرگ شقایق در نشیب افتاده است
خواستنداز عاشقی در شعر معنایت کند
دهخدا منجد معین دست ادیب افتاده است
گیسویت در باد رقصیده رخت گشته عیان
روز را شب فاصله میکرو جریب افتاده است
«چادر و شال و کلاهت بوی باران داده اند »
لعنتی عطار هم با تو رقیب افتاده است!!!
با نسیمی دکمه پیراهنت گردیده باز
شور و غوغا در خیابانها عجیب افتاده است
خنده بر لب داشتی شهریورانه گرم بود
اختلافی بین کبک و عندلیب افتاده است
با خیالت دلخوشم ای ماه شبهای سکوت
گرچه قلبم از فراقت نا شکیب افتاده است
نیمه پنهان سیب و ماه و عشق و .....وای نه!!!!!!
از چه روی صورتت گیسو اریب افتاده است
#حسین_خدایی
🦋
شعر
با نگاهت در دلم شوری عجیب افتاده است
آدمم!! روی لبت تصویر سیب افتاده است
سجده کردم در دل شب، گریه کردم در قنوت
تا که مقبول خدا امن یجیب افتاده است
با غزلنازی لبهایت قصیده جان گرفت
ز آن که نامت اولین بیت نسیب افتاده است
موج گیسوی سیاهت زیر باران تاب خورد
بعداز آن کار دلم دست طبیب افتاده است
دل به اقیانوس چشمانت سپردم سالهاست
ساحل آرامشم موجی مهیب افتاده است
با مسیحای نگاهت زنده کردی عالمی
بعد از آن پس لرزه در دار صلیب افتاده است
چون که فروردین زیبای لبت گل غنچه داد
فصل گلبرگ شقایق در نشیب افتاده است
خواستنداز عاشقی در شعر معنایت کند
دهخدا منجد معین دست ادیب افتاده است
گیسویت در باد رقصیده رخت گشته عیان
روز را شب فاصله میکرو جریب افتاده است
«چادر و شال و کلاهت بوی باران داده اند »
لعنتی عطار هم با تو رقیب افتاده است!!!
با نسیمی دکمه پیراهنت گردیده باز
شور و غوغا در خیابانها عجیب افتاده است
خنده بر لب داشتی شهریورانه گرم بود
اختلافی بین کبک و عندلیب افتاده است
با خیالت دلخوشم ای ماه شبهای سکوت
گرچه قلبم از فراقت نا شکیب افتاده است
نیمه پنهان سیب و ماه و عشق و .....وای نه!!!!!!
از چه روی صورتت گیسو اریب افتاده است
#حسین_خدایی
شب که تار و سرد بود، ای ماه تابانم شدی
ناگهان چون نور آمدی، در دل ایمانم شدی
شب پُر از دلتنگی و بیرحمیِ بیانتهاست
آمدی، فانوسِ امیدی که طوفانم شدی
با نگاهت زندگی را رنگ دیگر داد و رفت
آنچنان با من یکی بودی، که پایانم شدی
پیش از آنکه عشق را باور کنم، غم داشتم
عشق را فهمیدم از آن دم که عرفانم شدی
در دل دنیای پر آشوب و آدمهای دور
تو همان همصحبت شبهای گریانم شدی
خاک قلبم با حضورت سبز شد چون باغ نور
آمدی، آرام بعد از سالها، جانم شدی
شاعر از لبخند تو دیوانه شد، بیت به بیت
آمدی، معنی شعر و بیت دیوانم شدی
موج بودم، بیقرار از هر طرف، بیسرپناه
آمدی ساحل شدی، مأمن شدی، جانم شدی
ناامید از هرچه رؤیا بود، با لبخند تو
هرچه دیرین بود در دل، عاقبت آنم شدی
جان من شهری پُر از دیوار و بیلبخند بود
آمدی، آواز خواندی، مثل بارانم شدی
با نگاهت، آتشی در بیتِ خاموشم نشست
آمدی، دیوانهی لبخندِ پنهانم شدی
عشق یعنی درد باشی تا شوم درمان تو
عشق یعنی درد بودم، تا که درمانم شدی
با نگاهت بغضهای ماندهام باران شدند
سخت بودم مثل دیوار، تو ویرانم شدی
شبترین شبهای من با چشم تو روشن شدند
آمدی فانوسِ خاموشِ خیابانم شدی
عشق را باور نداشتم، نه از تردید و زخم
تا رسیدی و شبیهِ حسِ ایمانم شدی
گرچه دیر آمدی اما، باز هم لبخند شدی
من تمام عمر را بخشیدم، که جانم شدی
پیش از آنکه زندگی معنای خوبیها شود
مرگ بودم، آمدی و یک دم، امکانم شدی
عشق یعنی با تو بودن، در غمی بیانتها
عشق یعنی گریه بودم، تا که بارانم شدی
#امیر_قیامت
🕊
سلام! وارد گفتگوی ویدیویی ما شو: https://t.me/+fv1Cwy0t1tQ1Mjk0
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
