تفحص خویش
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 تفحص خویش 的分析概览
频道 تفحص خویش (@selfinquiry) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 507 名订阅者,在 宗教与灵性 类别中位列第 3 559,并在 伊朗 地区排名第 15 747 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 507 名订阅者。
根据 22 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 145,过去 24 小时变化为 6,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 23.76%。内容发布后 24 小时内通常能获得 8.24% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 5 110 次浏览,首日通常累积 1 772 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 thoughts, چیز, فکر, کس, تفحص 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ابتدای کانال:
| https://t.me/selfinquiry/5”
凭借高频更新(最新数据采集于 23 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 宗教与灵性 类别中的关键影响点。
21 507
订阅者
+624 小时
+167 天
+14530 天
帖子存档
21 507
(بخشی از ویدئوی قبل)
اگر در آرزوی یافتن حقیقتی، "تو" باید محو شوی.
#موجی
«هیچ کس را تا نگردد او فنا
نیست ره در بارگاه کبریا»
#مولانا
به نفس کشیدنتان آگاه باشید. آیا این شخص (علی، مریم، سارا، ...) نفس میکشد یا نفس کشیدن خود به خودی اتفاق میفتد؟
به دستوپایتان نگاه کنید، آیا اینها دست و پای این شخص هستند یا خود به خودی فقط وجود دارند؟
متوجهی دیدن یا نگاه کردن باشید. آیا این شخص با توانایی خودش مشغول دیدن است یا دیدن، شنیدن، بوییدن و ... خود به خودی توسط همان نیرویی که تمام آن فرایند را پیش برد اتفاق میفتد؟
همینطور راه رفتن، حرف زدن و ...
این صدایی که از حنجره بیرون میآید از کجاست؟ فرایند تولید صدا از کجاست؟ آیا این شخص از ماهیت و ذات و خلق این صدا آگاه است یا صدا هم بهطور خود به خودی مثل نفس کشیدن فقط اتفاق میفتد؟
این چیزی که در آینه میبینم آیا صورت من است؟
از این چیزی که گمان میکنی هستی "تماماً" خالی شو تا متوجهی آن چیزی که حقیقتاً هستی بشوی. حقیقت تو همان هشیاریای است که یک تکسلول را تبدیل به چیزی کرد که هماکنون مشغول خواندن این متن است.
#تفحص_خویش
21 507
محو شو (تسلیم کننده را رها کن) - #موجی
«محو میباید نه نحو اینجا بدان
گر تو محوی بیخطر در آب ران
آب دریا مرده را بر سر نهد
ور بود زنده ز دریا کی رهد
چون بمردی تو ز اوصاف بشر
بحر اسرارت نهد بر فرق سر»
#مولانا
21 507
جهت ادراک هرچه عمیقتر مطالبی که طی این چند روز ارائه شد، با ویدئوی بسیار مهمی که امشب در کانال منتشر خواهد شد، همراه باشید. با قلبی باز پذیرای ادراکش باشید.🌸🙏
21 507
«خود» حاصل فکر یا عقل جزیی است. و این «خود» چیزی است که انسان را از متصل بودن به حقیقت، معنویت، عشق و کیفیت های ناشناختهیِ ورای فكر و ذهن جدا می کند.
این «هستیِ» ذهنی و مجازی عين حجاب و پردهیِ «آن» یا حقیقت است.
حال انسان می کوشد تا از متن و از درون همين «هستیِ» محدود، حقیقت ناشناخته و ورای فکر را دریابد، یا بشناسد. ولی هر حرکت فکر برای دریافت آنچه ورای فکر است، حکم پرده و حجاب جدیدی را دارد بر روی آن حالت ناشناخته. فکر آفت و مانع ادراک آن حالت است.
کتاب «با پیر بلخ»
محمدجعفر #مصفا
این خودِ بتصور درآمده هرگز نمیتواند آن آرامشی که در آرزویش است را بیابد، زیرا همین حضور ظاهریاش حجاب آن آرامش است.
#روپرت_اسپایرا
The imaginary self can never find the peace for which it longs, because its apparent presence is the veiling of it.
#RupertSpira
The Light of Pure Knowing
21 507
You cannot be troubled by any thought which has no meaning for you. Such thoughts cannot live in you and will not leave any footprints in the consciousness. Only those thoughts which carry some psychological force or personal identity will molest you because of the energy invested in them.
Know that you are formless and impersonal consciousness.
No thought can exist apart from you.
No thought is self-employed. Thoughts require the investment of your attention and energy. Your interest and belief sustains them. You think and believe thoughts into existence.
In fact, few are aware that the one who is suffering thoughts is itself a thought! But who is ready for such understanding?
The suffering and the sufferer are two sides of the one coin.
Both are thoughts appearing on the screen of consciousness.
That which witnesses this play is the real Self!
Your True place is the untouched, formless witness.
#Mooji
21 507
"آنی که از افکار رنج میکشد خودش یک فکر است"
افکاری که برایت بیمعنی و خنثی باشند نمیتوانند تو را به دردسر بیندازند و مزاحمت ایجاد کنند. چنین افکاری در تو دوام نمیآورند و هیچ اثری در آگاهیات بهجا نمیگذارند.
پس چه افکاری ما را به دردسر میندازند؟
فقط افکاری که نیروی روانی و هویت شخصی را با خودشان حمل میکنند میتوانند شما را به خاطر انرژیای که روی آنها صرف کردهاید، آزار دهند.
بدان که تو آگاهی بی فرم و غیرشخصی هستی.
هیچ فکری نمیتواند جدا از تو وجود داشته باشد.
هیچ فکری بهتنهایی استقلالی از خودش ندارد.
فکرها نیازمند توجه و انرژی تو هستند.
اشتیاق و باور تو است که آنها را حفظ میکند.
تو با فکر کردن به افکار و باور کردنشان به آنها جان میبخشی.
در حقیقت فقط عده کمی آگاهند که آنی که از افکار رنج میکشد خودش نیز یک فکر است.
اما چه کسی واقعاً آمادهی چنین درکی است؟
رنج و رنج کشنده دو روی یک سکهاند.
هر دو افکاری هستند که بر صفحه آگاهی پدیدار میشوند.
آنی که شاهد این نمایش است همان «خویش حقیقی» است.
جایگاه حقیقیات همان شاهد نامتغیر و بی فرم است.
#موجی
21 507
همسو با مطالب قبل و بسیار مهم.
تمام مطالب را آرام و با دقت و تعمق، چندین بار بخوانید.
تمام آنچه در این کانال مطرح میشود را درون تجربه خودتان موردبررسی قرار داده و با آن بمانید.
امید که متوجه تأکیدهای پیاپی باشید.❤️🌸🙏
21 507
چگونه باید "من" را از بين برد؟
ما "هويت فکری" را چيزی جدا از فکر تصور میکنيم و تمام توجهمان به يک پديدۀ جدا از فکر است و نه به خودِ فکر. به "من" نظر داريم، نه به خالق آن که "فکر" است. و همين اشتباه علت پابرجاماندن و استمرار اين پديده و مسائل ناشی از آن است.
ما میگوييم چگونه بايد "من" را از بين برد؟ غافل از اينکه "من" اصلا وجود ندارد تا از بين بردن آن مطرح باشد. مسألۀ ما عبارت است از يک اشتباه ذهنی. و رفع اين اشتباه ذهنی مطرح است، نه "از بين بردن" چيزی.
کتاب تفکر زائد
محمدجعفر #مصفا
21 507
«آنی که به افکار فکر میکند، خودش فکر است» - #موجی
مطالب مرتبط:
مطلب شماره یک
مطلب شماره دو
مطلب شماره سه
21 507
بالاترین ادراک این است:
"کسی که افکار را دنبال میکند خودش فکر است."
#پاپاجی
«خود» حاصل فکر یا عقل جزیی است. و این «خود» چیزی است که انسان را از متصل بودن به حقیقت، معنویت، عشق و کیفیت های ناشناختهیِ ورای فكر و ذهن جدا می کند. این «هستیِ» ذهنی و مجازی عين حجاب و پردهیِ «آن» یا حقیقت است. حال انسان می کوشد تا از متن و از درون همين «هستیِ» محدود، حقیقت ناشناخته و ورای فکر را دریابد، یا بشناسد. ولی هر حرکت فکر برای دریافت آنچه ورای فکر است، حکم پرده و حجاب جدیدی را دارد بر روی آن حالت ناشناخته. فکر آفت و مانع ادراک آن حالت است.
کتاب «با پیر بلخ»
محمدجعفر #مصفا
چگونه باید "من" را از بين برد؟
ما "هويت فکری" را چيزی جدا از فکر تصور میکنيم و تمام توجهمان به يک پديدۀ جدا از فکر است و نه به خودِ فکر. به "من" نظر داريم، نه به خالق آن که "فکر" است. و همين اشتباه علت پابرجاماندن و استمرار اين پديده و مسائل ناشی از آن است.
ما میگوييم چگونه بايد "من" را از بين برد؟ غافل از اينکه "من" اصلا وجود ندارد تا از بين بردن آن مطرح باشد. مسألۀ ما عبارت است از يک اشتباه ذهنی. و رفع اين اشتباه ذهنی مطرح است، نه "از بين بردن" چيزی.
کتاب تفکر زائد
محمدجعفر #مصفا
"از تمام افکاری که در ذهن برمیخیزند فکر «من» اولین فکر است. تنها بعد از برخاستن فکر «من» است که سایر افکار ظاهر میشوند. بعد از برخاستن ضمیر اولشخص است که ضمایر دوم و سوم شخص ظاهر میشوند، بدون ضمیر اولشخص، ضمایر دیگر نیز نخواهند بود."
#رامانا ماهارشی
21 507
ابتدا مطلب قبل را یکبار بخوانید
فکرکننده و فکر
آیا رابطهای بین فکرکننده و افکارش وجود دارد یا صرفاً فقط افکار هستند که وجود دارند و نه فکرکننده؟
اگر هیچ فکری وجود نداشته باشد در این صورت فکر کنندهای هم وجود نخواهد داشت.
زمانی که افکاری در شما وجود دارد آیا فکر کنندهای هم آنجا هست؟
با ادراک ناپایداری افکار، خودِ فکر، فکرکنندهای را میآفریند که به آن پایداری میبخشد؛ پس این فکر است که فکرکننده را میآفریند. بعدازاین مرحله، فکرکننده خود را همچون موجودی پایدار و جدا از افکاری که همواره در حال دگرگونیاند، تثبیت میکند. بنابراین، این فکر است که فکرکننده را پدید میآورد، نه برعکس. فکرکننده افکار را نمیآفریند، زیرا:
اگر فکری وجود نداشته باشد، فکرکنندهای هم وجود نخواهد داشت.
فکرکننده خودش را از منبعش یعنی افکار جدا میسازد و سعی در به وجود آوردن یک رابطه دارد، رابطه بین چیزی که بهاصطلاح آن را دائمی میداند یعنی فکرکننده- که افکار آن را به وجود آوردهاند- و چیزی که ناپایدار و گذراست یعنی افکار؛ و ما میدانیم که جفتشان ناپایدار و غیرحقیقیاند.
یک فکر را تا انتهایش دنبال کن. بهطور کامل و همهجانبه به آن بیندیش، احساسش کن و با خودت کشف کن که چه اتفاقی در حال روی دادن است. متوجه این نکته خواهی شد که هرگز هیچ فکرکنندهای وجود نداشته زیرا:
هنگامیکه فرایند فکر کردن متوقف شود، هیچ فکر کنندهای نیز وجود نخواهد داشت.
ما اینگونه برداشت میکنیم که دو حالت وجود دارد: فکرکننده و فکر. این دو حالت، خیالی، جعلی و غیرواقعیاند. تنها افکار هستند که وجود دارند و مجموعه این افکار، «من» یعنی این فکرکننده را به وجود میاورند.
جیدو #کریشنامورتی
The Thinker and Thought
Is there any relationship between the thinker and his thought, or is there only thought and not a thinker? If there are no thoughts there is no thinker. When you have thoughts, is there a thinker? Perceiving the impermanency of thoughts, thought itself creates the thinker who gives himself permanency; so thought creates the thinker; then the thinker establishes himself as a permanent entity apart from thoughts which are always in a state of flux. So, thought creates the thinker and not the other way about. The thinker does not create thought, for if there are no thoughts, there is no thinker. The thinker separates himself from his parent and tries to establish a relationship, a relationship between the so-called permanent, which is the thinker created by thought, and the impermanent or transient, which is thought. So, both are really transient.
Pursue a thought completely to its very end. Think it out fully, feel it out and discover for yourself what happens. You will find that there is no thinker at all. For, when thought ceases, the thinker is not. We think there are two states, as the thinker and the thought. These two states are fictitious, unreal. There is only thought, and the bundle of thought creates the 'me', the thinker.
- J. #Krishnamurti
21 507
افکار فراوانی درون ذهنم درجریانند،
این افکار من را کلافه کردهاند،
من میل به سکوت ذهن دارم،
من میخواهم تا از دست این افکاری که مرا پریشان و سرگردان کردهاند، رها شوم.
.......
هم آن افکار و هم آن منی که دنبال آرامش ذهن است هر دو فکرند.
......
تمام ماجرا صرفاً کشمکشی درونی بین دو جریان فکر است.
دیدنِ دقیقِ این نبرد، خودش پایانِ نبرد است؛
و در فروریختن این کشمکش،
سکوت پدیدار میشود،
بیآنکه عاملی در میان باشد.
#تفحص_خویش
21 507
If we want to learn to live without suffering, we first have to learn to live with it. When suffering is welcomed so completely that there is not the slightest resistance to it, what we were seeking, by trying to get rid of it, is revealed at its heart.
#Rupert Spira
"The ego says, I shouldn't have to suffer, and that thought makes you suffer so much more. It is a distortion of the truth, which is always paradoxical. The truth is that you need to say yes to suffering before you can transcend it."
#Eckhart Tolle
21 507
اگر میخواهیم یاد بگیریم بدون رنج زندگی کنیم، ابتدا باید یاد بگیریم که با آن زندگی کنیم. وقتی رنج را چنان کامل بپذیریم که هیچ مقاومتی در برابر آن باقی نماند، آنگاه میبینیم که آنچه با تلاش برای رهایی از رنج در پیِ آن بودیم، در دلِ خودِ رنج آشکار میشود.
#روپرت اسپایرا
ایگو میگوید: من نباید رنج بکشم، و همین فکر باعث میشود بسیار بیشتر رنج بکشید. این فکر با واقعیت ناسازگار است؛ چرا که حقیقت، برخلاف تصور ما، گاهی متناقض به نظر میرسد. حقیقت این است که پیش از آنکه بتوانید از رنج فراتر بروید، باید به آن «آری» بگویید.
#اکهارت تُله
21 507
جستجو کننده، صدای درون ذهن است،
در سکوتِ عمیق،
جستجو کننده و جستجو به پایان میرسند.
دوستان عزیزم برای چند روزی در خدمت شما نخواهم بود.
21 507
Sri Bhagwan #Ramana Maharshi
Divine magnetism
The Self is like a powerful magnet within us. It draws us gradually to Itself, though we imagine we are going to It of our own accord: when we are near enough, It puts an end to our activities, makes us still, and then swallows up our personal current, thus killing our wrong personality.
It overwhelms the intellect and overfloods the whole being. We think we are meditating upon It and developing towards It, whereas the truth is that we are iron filings and It is the Atman-magnet that is pulling us towards Itself. Thus the process of finding the Self is a form of Divine magnetism.
21 507
در ارتباط با پست قبل
«مغناطیس الهی»
"خویش، همچون آهنربایی نیرومند، در درون ماست. آن بهتدریج ما را بهسوی خودش میکشد؛ هرچند ما خیال میکنیم که با خواست خودمان به سمتش میرویم. هنگامیکه بهاندازهٔ کافی به آن نزدیک شدیم، خویش به فعالیتهای ما پایان داده و ما را در سکون و آرامش فرو مینشاند و آنگاه جریان شخصیِ ما را در خود فرو میبلعد؛ و بدینسان، شخصیتِ پنداری و نادرست ما را از بین میبرد (میکُشد).
خویش، عقل را در خود غرق کرده و سراسر وجود را از خودش لبریز میسازد. ما گمان میکنیم که بر روی آن مراقبه میکنیم و در مسیر رسیدن به آن پیش میرویم؛ درحالیکه حقیقت این است که ما فقط برادههای آهنیم و آن خویش- آهنربا ما را به سمت خودش میکشد. بهاینترتیب فرایندِ یافتنِ خویش، شکلی از مغناطیس الهی است."
#رامانا ماهارشی
