تفحص خویش
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 تفحص خویش 的分析概览
频道 تفحص خویش (@selfinquiry) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 21 618 名订阅者,在 宗教与灵性 类别中位列第 3 587,并在 伊朗 地区排名第 16 175 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 21 618 名订阅者。
根据 06 十一月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 103,过去 24 小时变化为 -3,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 23.44%。内容发布后 24 小时内通常能获得 8.05% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 5 068 次浏览,首日通常累积 1 741 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 thoughts, چیز, فکر, کس, تفحص 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ابتدای کانال:
| https://t.me/selfinquiry/5”
凭借高频更新(最新数据采集于 07 十一月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 宗教与灵性 类别中的关键影响点。
21 618
订阅者
-324 小时
-57 天
+10330 天
帖子存档
21 618
"مجو درستی عهد از جهانِ سست نهاد
که این عجوز، عروسِ هزار دامادست"
حافظ
حقیقتِ اغلب دغدغهها و پرسشهایی که مطرح میشود، در نهایت به یکی از این موارد برمیگردد:
با چه ترفندی میتوانم رویای بهتری داشته باشم؟
چگونه میتوانم این رویا را تغییر دهم؟
به کدام گوشهی این رویا پناه ببرم تا آرام بگیرم؟
چطور از این بخشِ رویا رها شوم و به بخشهای بهتر آن برسم؟
دوستان عزیز، مسئله، دیدنِ یک رویای شیرین نیست؛ بلکه موضوع، بیدار شدن از تمامیتِ رویاست. همین.
هرگونه میل، آرزو و تقلا برای دستکاریِ رویا و شیرینتر کردنِ آن، صرفاً فریبِ خودِ «مایا» است.
پیشنهاد میکنم جهت ادراک عمیق این موضوع داستان زندگینامه هندی از هرمان هسه را حتما از اینجا بخوانید یا از اینجا بشنوید.
شاید بپرسید: «آیا این یعنی باید دنیا را رها کنیم و گوشهنشین شویم؟»
موضوع اصلاً این نیست.
موضوع این است که ماهیتِ آنچه با آن روبهرو هستید را بهدرستی بشناسید، امید و انتظارِ بیجا از آن نداشته باشید و خود را از بندِ وعدههای خیالیاش رها کنید. دنیا امری ثابت نیست و همچون آونگِ ساعت، پیوسته از این سو به آن سو در نوسان است. وقتی حتی همین جسمی که بیشترین دلبستگی را به آن داریم رو به زوال و نابودی است، دیگر از سایر پدیدههای این جهان چه انتظاری میتوان داشت؟
در این میان اما خردمند کسی است که در دلِ این ناپایداریها، با پرسشِ «من کیستم؟» به دنبالِ آن سرمنشأ پایدار و دگرگونناپذیر میگردد.
بیدار شو...
21 618
همانطور که یک عنکبوت، تارهایش را از دهانش بیرون داده، با آن بازی کرده و سپس دوباره آن را به خود باز میگرداند، آن خداوندِ لایزالِ لایتغیر، همان که بی فرم است و منزه از هر وصف و صفتی است، همان که آگاهی ناب و سعادت محض است، تمام عالم هستی را از خودش بیرون داده، مدتی با آن به بازی پرداخته و دوباره آنرا به خود باز میگرداند.
بهاگواتام - از متون مقدس کهن هندو
*«گنج مخفی بُد ز پُری چاک کرد»
#مولانا
As the spider weaves its thread out of its own mouth, plays with it and then withdraws it again into itself, so the eternal unchangeable Lord, who is without form, without attributes, who is absolute knowledge and absolute bliss, evolves the whole universe out of Himself, plays with it for a while, and again withdraws it into Himself.
Bhagavatam
21 618
معجزه حقیقی
این سؤال را پسربچهای سیزدهساله به نام الکساندر از روپرت اسپایرا میپرسد:
الکساندر: آیا جادو وجود داره؟
#روپرت_اسپایرا : منظورت از جادو مثلاً یک نفره که بتونه یک تیکه فلز رو خم کنه یا کارهایی مثل این؟
الکساندر: من خودم فکر نمیکنم چنین چیزی وجود داشته باشه، خیلی بعیده، اما آره منظورم همینه.
روپرت: ببین سؤالت بهنوعی داره به این موضوع اشاره میکنه که پس بیشتر چیزهایی که دارن اتفاق میفتند چیزی مثل جادو یا معجزه نیستند؛ اما حالا این موضوع رو درنظر بگیر: قبل از اینکه تمام این چیزهایی که وجود دارند پدیدار بشوند هیچکدامشان اصلاً وجود نداشتند. هیچچیزی وجود نداشته است، بنابراین هر چیزی که ظاهر شده باید از درون چیزی که خودش یک «چیز» نیست ظاهر شده باشد. پیش از بیگ بنگ یا مهبانگ هیچچیزی وجود نداشت. این عالم هستی خودش از همان وضعیتِ نیستی بیرون آمده است.* حالا چطور ممکن است که چیزی از هیچ به وجود بیاید؟ معجزه حقیقی این است. معجزه حقیقی این نیست که عدهای با قدرتی خاص بتوانند قاشقی را خم کنند بلکه معجزه حقیقی این است که اصلاً چیزی در تجربه وجود دارد. معجزه حقیقی این است.
*"کارگاه صنع حق در نیستی است"
#مولانا
درعینحال هشیار به اشاره آموزگاران معنوی به فنا، نیستی و خالی شدن نیز باشید که بهنوعی فراخوانی به منشأ است.
از چیزی بودن خالی شو تا به اصل خودت بازگردی.
"بازگرد از هست سوی نیستی"
#مولانا
"من نیست شوم تا نَبُوَد جز وی هست"
#مولانا
"نيست حاصل شود آن را که برون شد از هست"
#سنایی
The Real Miracle
Questioner (13 year old boy named Alexander):
"Does magic exist?"
#RupertSpira : "Do you mean, when you say 'magic', someone that has the ability to bend a piece of metal at a distance?"
Alexander: "I doubt that exists, that's highly unlikely. But yes, something like that."
Rupert: An implicity in your question is that most of what happens is not a miracle. But consider this: Before anything at all appeared, there must have been an absence of those things. There must have been no things. So whatever appears, must appear out of something which is not itself a thing. Before the Big Bang, there was no-thing. The universe apparently came out of that state of nothingness. How is it possible for something to come out of nothing? That is the real miracle. The real miracle is not the fact that some people with special powers can bend a spoon at a distance. The real miracle is that there is anything at all in experience. That is the real miracle."
21 618
"پری رو تاب مستوری ندارد"
آن چیزی که خود به خودی مشغول نفس کشیدن است و اکنون مشغول خواندن این متن است را درون این ویدئو پیدا کن. همان از عدم و نیستی، هست شدن را در اینجا ببین.
21 618
پرسشگر: اگر فرد آگاه (جنانی) و فرد ناآگاه (اجنانی) جهان را به یک شیوه ادراک میکنند، پس چه تفاوتی میان آنهاست؟
باگوان رامانا ماهارشی: فرد آگاه به هنگام دیدن جهان، «خویش» را میبیند که اصل و اساسِ تمام دیدنیهاست؛ اما فرد ناآگاه، چه جهان را ببیند و چه نبیند، از وجودِ حقیقی خود یعنی «خویش» غافل است.
مثال تصاویر متحرک بر پرده سینما را در نظر بگیرید. پیش از آغاز نمایش، چه چیزی پیش روی شماست؟ فقط پرده سینما. شما تمام نمایش را روی همان پرده میبینید و به ظاهر، تصاویر کاملاً واقعی به نظر میرسند. اما جلو بروید و سعی کنید آن تصاویر را در دست بگیرید، آنگاه چه چیزی به دستتان میآید؟ فقط همان پردهای که تصاویر روی آن تا این حد واقعی به نظر میرسیدند. پس از پایان نمایش، هنگامی که تصاویر محو میشوند، چه باقی میماند؟ باز هم فقط پرده!
در خصوص «خویش» نیز چنین است. تصاویر میآیند و میروند اما فقط خویش است که بهتنهایی وجود دارد. اگر بر «خویش» متمرکز بمانید، فریبِ ظاهرِ تصاویر را نخواهید خورد و دیگر برایتان هیچ اهمیتی نخواهد داشت که تصاویر پدیدار شوند یا محو گردند.
فرد ناآگاه با نادیده گرفتنِ «خویش» گمان میکند که جهان واقعی است؛ درست مانند کسی که پرده را نادیده میگیرد و فقط تصاویر را میبیند، گویی که آنها مستقل و جدا از پرده وجود دارند. اگر فرد بداند که بدون «بیننده» چیزی برای دیدن وجود ندارد — همانطور که بدون پرده هیچ تصویری وجود ندارد — دیگر دچار توهم و گمراهی نخواهد شد.
فرد آگاه میداند که پرده، تصاویر و دیدنِ آنها، چیزی جز «خویش» نیستند.
با وجود تصاویر، خویش در صورتِ تجلییافته خود است و بدون تصاویر هم خویش در حالتِ نامتجلی خودش باقی میماند. برای فرد آگاه هیچ تفاوتی نمیکند که «خویش» در کدام صورت باشد؛ او همواره همان «خویش» است.
#رامانا_ماهارشی
D: If the jnani and the ajnani perceive the world in like manner, where is the difference between them?
#Ramana Maharsh : Seeing the world, the jnani sees the Self which is the substratum of all that is seen; the ajnani, whether he sees the world or not, is ignorant of his true Being, the Self.
Take the instance of moving pictures on the screen in the cinema-show. What is there in front of you before the play begins? Merely the screen. On that screen you see the entire show, and for all appearances the pictures are real. But go and try to take hold of them. What do you take hold of? Merely the screen on which the pictures appeared so real. After the play, when the pictures disappear, what remains?
The screen again!
So with the Self. That alone exists; the pictures come and go. If you hold on to the Self, you will not be deceived by the appearance of the pictures. Nor does it matter at all if the pictures appear or disappear.
Ignoring the Self the ajnani thinks the world is real, just as ignoring the screen he sees merely the pictures, as if they existed apart from it. If one knows that without the seer there is nothing to be seen, just as there are no pictures without the screen, one is not deluded. The nana knows that the screen, the pictures and the sight thereof are but the Self. With the pictures the Self is in its manifest form; without the pictures It remains in the unmanifest form. To the jnana it is quite immaterial if the Self is in the one form or the other. He is always the Self.
21 618
بعد از مرگ چه چیزی نیست که حالا هست؟
به خودتان یا اطرافیانتان نگاه کنید، این چه چیزی است که در حال حاضر هست و بعد از مرگ دیگر نیست.
شما یا فردی که مشغول نگاه کردن به او هستید مجموعهای از حالات و عواطف و احساسات و افکار ویژه هستید که شما را نسبت به دیگری متمایز میکند.
اما چیزی مقدم بر تمام اینها وجود دارد که اگر آن نباشد هیچکدام از اینها نیز نخواهند بود؛ و گویا تمام این عواطف و حالات و احساسات و افکار متصل به آن هستند.
آن چیست؟
این چه چیزی است که وقتی موجودی میمیرد آن موجود را ترک میکند؟
این موضوع را عمیقاً به تحقیق بگذارید.
درست بعد از مرگ رفتهرفته تمام فعالیتهایی که بهطور «خود به خودی» در جریان بودند متوقف میشوند. جریاناتی ازجمله تنفس، تقسیمات سلولی، عملکرد مغز، عملکرد کبد، عملکرد ماهیچهها، عملکرد حواس پنجگانه و بیشمار امور خود به خودی دیگر.
تا پیشازاین چه نیرویی این امور خود به خودی را پیش میبرد؟
این چه چیزی است که با نبودنش تمام این امور ناگهان متوقف میشوند؟
مکثی کنید و با تعمق آن را بررسی کنید.
چه چیزی در هنگام مرگ ما را ترک میکند؟
جواب چیزی نیست که حقیقتش با کلمات ادا شود بلکه شما باید درون خودتان و دیگران پیدایش کنید و شاهدش باشید.
صرفاً برای اشاره در قالب کلمات به آن،
«زندگی»
میگوییم.
زندگی یا نیروی حیات.
زیربنای تمام حالات گوناگون من، پدرم. همسرم، فرزند، همکارم و ... همین «نیروی حیات یا زندگی» است.
این زندگی را در آنها و در خودت ببین، پیدایش کن، نگاهش کن.
اطرافیان شما حرف میزنند، راه میروند، کار میکنند، میخندند، گریه میکنند، غصه میخورند، شادی میکنند، نگاهشان کن.
زندگی را درونشان ببین.
ببین که مقدم بر هر چیزی در آنها، این زندگی است که حضور دارد. زندگی را درون آنها تشخیص بده. این زندگیِ در جریان و رقصان را. این زندگیِ به فرم آمده را.
حالا به خودت نگاه کن.
آیا نیروی حیاتی که درون آنها جریان دارد با آنی که اینجا درون خودت در جریان است متفاوت است؟
مکث کن.
پرندهی در آسمان چطور؟
گربهی در خیابان چطور؟
به گلهای درون خانه نگاه کن، به درخت، آنها چطور؟
با این جریان زندگی بمان.
محوش شو، غرقش باش.
نگاهش کن.
این چه چیزی است که وقتی میمیریم "ما" را ترک میکند.
و سؤال دیگر اینکه:
این "ما" اصلاً کجاست؟
آیا اصلاً بدون آن «زندگی»، مایی وجود داشتیم؟
آیا اصلاً فرقی بین "ما" و جریان زندگی وجود دارد؟
آیا اصلاً فرقی بین موج و اقیانوس وجود دارد؟
#تفحص_خویش
21 618
When you look at anything, it is the ultimate you see, but you imagine that you see a cloud or a tree. Learn to look without imagination, to listen without distortion: that is all.
Stop attributing names and shapes to the essentially nameless and formless.
Guru #Nisargadatta Maharaj
Excerpt from: I AM THAT
"See! The radio sings and gives speeches. It even announces the names of the performers. But there is nobody inside the radio. Our existence is also like that. The body might appear to walk and talk and perform a number of functions, but in fact there is no individual inside the body. Everything is God. He alone exists."
Bhagavan Sri #Ramana Maharshi
21 618
دقت کن، رادیو آواز میخواند و سخنرانی پخش میکند. حتی اسامی هنرمندان را نیز اعلام میکند؛ اما کسی درون رادیو نیست. وجود ما نیز چیزی شبیه همین است. اینطور به نظر میرسد که بدن راه میرود و صحبت میکند و کارهای زیادی انجام میدهد، اما در حقیقت هیچ فردی درون این بدن وجود ندارد. همهچیز خداست. فقط اوست که وجود دارد.
باگوان #رامانا ماهارشی
هنگامیکه به چیزها نگاه میکنی آن "حقیقت مطلق" است که میبینی اما تصور میکنی که مشغول دیدن یک ابر یا یک درخت هستی.
یاد بگیر تا بدون تصویرسازی ببینی، و بی تحریف بشنوی.
همش همین است.
این نسبت دادن اسمها و فرمها به آن چیزی که اساساً بینام و بی فرم است را متوقف کن.
#نیسارگاداتا ماهاراج
21 618
ای درویش جمله خلقِ عالم همه روز در خیال و پندارند که مگر وجودی دارند و بکاری مشغولند و طلب مقصودی میکنند و نمیدانند که:
"بهجز خدایتعالى هیچچیز و هیچکس را وجود نیست و نبوده و نخواهد بود، خدایست که موجود است و همیشه بوده است و خواهد بود."
اگر فهم نکردی روشنتر بگویم:
بدانکه اگر کسی از موم صد چیز بسازد بضرورت صد شکل و صد اسم پدید آید و در هر شکلی چندین اسامی دیگر باشد. اما عاقل داند که بغیر از موم چیز دیگری موجود نیست و اینجمله اسامی که پیدا آمده، اسامی موم است. که این فقط موم بود که بجهات مختلف و باضافات و اعتبارات آمده است.
"با خودی کفر و بیخودی دین است
هرچه گفتیم مغز آن این است"
از کتاب کشف الحقایق - عزیزالدین نسفی
21 618
«اولین و بزرگترین خطای ادراکی» - #تفحص_خویش
جهت ادراک این موضوع بهتر است پستهای زیر را دیده باشید:
خودت را به یاد بیاور
من کیستم؟
مطلبی از آدیاشانتی
لقاح
سلول
فقط همان است که "هست"
تو همانی
تو کیستی؟
21 618
جهت ادراک هرچه عمیقتر موضوع بعد نیاز هست تا "ویدئوی بالا به همراه مطالب مرتبط "را عمیقا مورد بررسی قرار داده و روی آن تعمق کنید و مدتی را با آن بمانید.✨
21 618
من کیستم؟
این چه چیز یا چه نیرویی است که این فرایند را پیش میبرد؟
مطالب مرتبط:
خودت را به یاد بیاور
تو همانی
تو کیستی؟
