لئو شاهوفسکی | Leo Shaahovsky
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 لئو شاهوفسکی | Leo Shaahovsky 的分析概览
频道 لئو شاهوفسکی | Leo Shaahovsky (@leo_shaahovsky) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 15 023 名订阅者,在 政治 类别中位列第 3 695,并在 伊朗 地区排名第 21 604 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 15 023 名订阅者。
根据 16 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 9 072,过去 24 小时变化为 -139,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 122.32%。内容发布后 24 小时内通常能获得 9.68% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 18 509 次浏览,首日通常累积 1 465 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 871。
- 主题关注点: 内容集中在 کس, زن, دین, وقت, ابن 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“📓 سبکِ نوشتاری: «رئالیسمِ کثیف (Dirty Realism)»
☂️ پیوی: @Shaahovsky”
凭借高频更新(最新数据采集于 17 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 政治 类别中的关键影响点。
15 023
订阅者
-13924 小时
-1 5617 天
+9 07230 天
帖子存档
➖➖➖ #️⃣خونِ پشه و خونِ حسین ➖➖➖
❤️ لئو شاهوفسکی
متأسّفم اگر کسی را ناراحت کردم. مادرم تحتِ نظارتِ پزشک است و فعلاً چشمها جای امیدواریست امّا مغزش را از دست داده است. مطمئن باشید رنجِ من آخرین چیزیست که میخواهم برای کسی مهم باشد، اگر همهی بدنم تکّهتکّه شود باز هم نمیخواهم کسی را درگیرِ زجرِ خودم کنم.
عکسِ پایین را هم به خاطرِ این نیاوردم که این اشخاص را سرزنش کنم، چون قبلازهرچیز هرگونه واکنشِ بدی را نتیجهی اعمالِ بدم میدانم، و خیلی وقتها هم نتیجهی فشارهای انباشه یا حرفهایی که هیچوقت درست گفته و شنیده نشدهاند.
جامعهی ایران هم درگیرِ پارگی و چندقطبیِ شدیدی شده است. سایهی جنگها و فقر و بیاعتمادی به حکّام، ایران را دچارِ تشنّج کرده است. مردم بهخاطرِ نهادها، احزاب و افراد به دشمنی با یکدیگر میپردازند. هنوز کمی زود است پایانِ عصرِ گفتوگوها را اعلام کنیم، امّا تجربهی همهی ما احتمالاً همین وضع را نشان میدهد که کمتر از طریقِ حرفزدن به نتیجه میرسیم و دیگر گفتارِ فرهیخته کمتر بهچشم میخورَد.
من از اشتباه مصون نیستم و اگر به کسی ظلم کردم، بهجای ساختنِ دیوارِ کینه، میخواهم دادم را در همین دنیا بگیرند تا اینکه بعدها بر قبرم تف کنند، و اگر نارضایتیها صرفاً ازاینرو باشد که احساساتِ کسی ضربه خورده، تا وقتی میمیرم در مقابلِ هیچ باطلی و برای هیچ بُتی تنازل نمیکنم، و اگر اختلاف بر سرِ حقیقت با گفتوگو حل نشود، کینه و دلخوری و تفحّشِ هیچ انسانی برایم اهمّیّت ندارد و آمادهی شنیدنِ هرگونه فحشی هم هستم، امّا چنین افرادی برایم قابلِ ترحّمند و دلم نمیخواهد به خاطرِ یکسری سوءِتفاهمها تخمِ این دشمنانگیها کاشته شود.
دوستانِ زیادی را بهخاطرِ اینها از دست دادهام و همهی اینها بر سرِ این بوده اشخاصی که دوست داشتهاند نقد کردهام، و ما بر سرِ اشخاصی از جنسِ خودمان که مثلِ ما میآشامند و بعد از غذاخوردن هم آروغ میکِشند و مثلِ یک موجودِ ضعیف هر روز قضای حاجت میکنند، یقهی همدیگر را فشار میدهیم، و این وسط در میانِ هیاهوها و شخصپرستیها چه حقهایی که گُم شده است.
کاملاً طبیعیست اگر همه هم دوستِ ما باشند، یعنی ما راه را در جایی اشتباه رفتهایم، چون اکثریّتِ مردم حتّی در مسائلِ بدیهی به بیراهه رفتهاند. از مکاتبی پیروی میکنند که به آنان دلگرمی میدهد. اشخاصی را میپرستند که هرکه خصائصِ انسانهای رذیل را بشناسد برای آنان تره هم خُرد نخواهد کرد. پرچمهایی را برمیافراشند که زیرِ آن، خونها و اشکهای ستمدیدگان هنوز هم خشک نشده و همچنان جاریست.
تفرقهها غالباً برای آسایشِ روانیِ عابدانِ آن مکاتب، برای تعصّباتِ قبیلهای، برای تُرکبودن و کُردبودن، و اینوری و آنوری بودن است. تفکّراتِ گلّهای باعث شده رهبران بیخطاتر از پیغامبران دانسته شوند. من انسانِ خوبی نیستم، امّا نمیتوانم ذهنم را با چیزهایی که هر روز میپرستند گرم کنم. خودم را در آتشِ هیزمِ هیچ بُتی نمیسوزانم و مقهورِ هیچ خلسهی جمعیای نمیشوم و خودم را در تبوتابِ آنچه آسایشِ روانیِ مردم را تأمین میکند به دیوانگی نمیزنم و خودم را در سستترین خانههای عنکبوتیشان گروگان نمیگیرم، وإنّ أوهن البیوت لبیت العنکبوت.
چیزهای زیادی وجود دارد که واقعاً بد فهمیده شدهاند و چیزهایی که واقعاً بدند، و خطرِ دوّمی کمتر از اوّلی نیست. اصطلاحات و القابی که به قوارهاشان بزرگ است، و من نمیخواهم بُتهای وطن، شاعران، علمپرستی، ملّیّت، قبور، سوسیالیسم، فِمینیسم، سربازی، انتخابات، فرگشت، نچرالیسم، تصوّف، درویشیگری و دیگر چیزها را فقط چون برای گروهی عزیز است گرامی بدارم و ابا میورزم که در مقابلِ افسانههای جمعی تعظیم کنم.
و حالا مردمی که بُتگرانِ ماهریاند و نسبت به مهمترین مسائلِ زندگی بیتفاوت شدهاند. در تاریخ بهگزارشِ 'صحیح البخاری' مکتوب است شخصی نزدِ ابنِ عُمَر آمد و از "دم البعوض" [خونِ پشه] درخواستِ فتوا کرد. ابن عُمَر به آن شخص گفت اهلِ کجایی؟ پرسشگر گفت از اهالیِ عراق هستم. ابن عُمَر گفت فقط به این مرد نگاه کنید، از من دربارهی خونِ پشه میپُرسد درحالیکه خونِ حسین فرزندِ پیغامبر را ریختهاند.
الان هم هرکسی برای خود عمّال و رعیّت یک شاه و ملّا و شخصی شده، و همه از آن جهت بوده که از اشخاص پیروی کردند، همه لگدکوبِ ظَلَمهی داخله و خونخوارانِ دولِ خارجه شدهاند، ذهنها تا جایی فلج شده که بهخاطرِ مسی و رونالدو و استقلال و پرسپولیس از یکدیگر متنفّر میشوند، به چنان فلاکتی افتادهاند که در منبرها اصلونَسَبِ سکینهخاتون در 1400 سال پیش و آموزشِ استنجا مهمتر از ایستادگی علیهِ ظلمِ ملوکِ مستبد و دادگری و اخلاق و خداپرستیای شده که دین و دنیا با آن اقامه میشود. حاضرند تا مغزِاستخوانِ حافظ و خیّام نفوذ کنند تا شاعران را از میخوارگی تبرئه و به شرابِ الهی تفسیر کنند و با لسان الغیب فال بگیرند، و از هر زنگاری زر بسازند و از مُردارهای باستانیِ کوروش و کسری موزهای از اسطورههای تخیّلی گِرد آورند و به هر سوراخی دست کنند، امّا از قابلِدسترسترین جای دنیا که وضعِ خودشان است غفلت میکنند: أفأمن أهل القری أن یأتیهم بأسنا بیاتاً وهم نائمون؟
حاضرند راهِ هزاران ساله را بپیمایند امّا برای بنیادیترین نیازهای ذهنشان لحظهای توقّف و تأمّل نمیورزند و فقط اباطیل و یاوههای دیگران را نشخوار میکنند. ذهنشان پُر از شلفیه و الفیه و جابلسا و جابرساست، امّا چیزی از طریقِ ترقّیّات یک تمدّن و مستعمراتِ یک ظالم نمیدانند.
چه بود زین شنیعتر بیداد؟ | لحنِ داوود و کرِ مادرزاد
💬 @Leo_Shaahovsky
مشکلی برای بیناییِ مادرم پیش آمد. متأسّفانه دیگر نمیتواند ببیند و هر دو چشمش را از دست داد.
این اتّفاق ضربهی بسیار سنگینی به من زد. 😞💔
فعلاً تا مدّتی نیستم.
⚔️ | چرا سربازی را نفی میکنم؟ |
🏆 لئو شاهوفسکی
تقریباً برای همه آشکار شده که عصرِ ما با صلح کار نمیکند و تمامِ احمقانِ عالم هم به این نتیجه رسیدهاند که قدرت تمامِ معادلات را تغییر میدهد و آنکه قدرت و نیرو ندارد، بهراحتی به دولتی باجبده و مستعمره تبدیل خواهد شد.
جهان با ایدههای کاغذی و فانتزیهای صلح و یک جهانِ سرشار از آشتی و عدالت کار نمیکند، جهان با ارعاب و وحشت و زور کار میکند و آنکه دشمنانش را دچارِ رعب نکند و قدرتِ نظامی و لشکرهایش را به کابوسِ دیگران تبدیل نکند، در نهایت سر از گولاگهای شوروی یا باجهای سنگینِ معاهدهی ورسایِ آلمان درمیآورَد.
بنابراین اصلِ جنگاوری تا ابد ادامه دارد و ملّتی که بر پایهی دلیری و خوی جنگاورانه پرورش نمییابد بازنده است، نه به این دلیل که آرزوی جنگ کنیم، بلکه به این دلیل که مکانیزمِ بیرحمانهی دنیا در نهایت ما را با جنگ رویارو خواهد کرد.
امّا آیا سایهی جنگها خودِ «سربازی» را توجیه میکند؟
قبلازهرچیزی باید بدانیم سربازی ریشه در ملّیگراییِ مُدرن دارد که سرباز به داراییِ رایگانِ حکومت تبدیل میشود تا برای بقای آن باید خودش را به کُشتن دهد. سرباز مثلِ یک پیچ برای دستگاهِ بزرگِ حکومت کار میکند و آن حکومت هر زمان بخواهد آن سرباز را قربانیِ منافعِ ملّیِ خود میکند.
سربازگیریهای اجباری و تهدیدهایی که به متخلّفین میدهند، در کشورهای شرقی به قوانینِ ثابت تبدیل شده است. در ایران، رضاشاه پهلوی و فرزندش محمّدرضا و بعد از آن حکومتِ کنونی ایران، این رسمِ جبّارانه را زنده نگه داشتند، امّا نمیدانند هرچیزی که به اجبار آلوده شود، شخصیّتِ مردانهی سربازان را نابود و جنگاوریِ را در آنها میکُشد و جایی برای جوانمردی باقی نمیگذارَد.
حکومتهای جهان، بودجهی دستمزدهای کلان برای سربازیِ داوطلبانه ندارند، ازاینرو بهقولِ روتبارد، "سربازانِ ارزانقیمت را با تجاوز به مالکیّتِ بدنشان به بردگی میگیرند". این عملی غیرِاخلاقی است که یک عدّه انسان را به اجبار به کاری واداشت، کاری که سربازان باید در تحقیرآمیزترین شرایطِ ممکن برای حکومتهایی کارِ نظامی کنند که هیچ اشتراک و وابستگیای به آنها ندارند و از هیچیک از آنان نپرسیدهاند به چنین خدمتی رضایت دارند یا نه.
سربازانِ آمریکایی در عراق و افغانستان، سربازانِ اسرائیلی در غزّه و فلسطین و سربازانِ ایرانی در سوریه و در داخل، و دیگر جاهای دنیا، به ماشینِ کشتارِ این حکومتها تبدیل شدهاند. بنابراین اصلِ عملِ سربازی تا ابد باید نفی شود و مردم از رفتن به سربازی بههرقیمتی امتناع ورزند، و مزایا و ملاحظاتی مثلِ گواهینامه و پاسپورت و هیچچیزی آنها را به ماشینِ سرکوبگرِ این حکومتها تبدیل نکند.
فاجعه به اینجا ختم نمیشود، یک سرباز باید از زندگیِ واقعیِ خود دست بِکِشد و تمامِ فرصتهای درآمدزایی و خانوادهداری و کارهای تجاری را نابود کند. سربازی بزرگترین جنایتِ روانی بر سربازان است. کسانی که واردِ سربازی میشوند با ساختارهای قدرت ادغام میشوند و یاد میگیرند سخاوت و جوانمردی جواب نمیدهد، باید بخوری تا خورده نشوی. یک جوان با این عقدهها و تحقیرها از پادگانها بیرون میآید و به جامعه وارد میشود و همینان معمولاً به دزدان و قاتلان و راهزنانِ جامعه تبدیل میشوند.
حتّی اینها با اصلِ اسلام در تضاد است. در خاطرم است در سربازی اعتراضاتِ بسیاری به سربازی گرفتم که بزرگترینِ آن تقدیسِ مافوقان بود. به این جنایت که باید برای تعظیمِ فرماندهانی که برای پول واردِ نظامیگری شدند و افکارِ باطلی داشتند بلند شد و پوتین کوبید.
در 'صحیح مسلم' آمده عدّهای جلوی پیغامبر ایستادند، امّا او شدیداً به آنان اعتراض کرد و گفت مانندِ پارسیان و رومیان نباشید که 🔖یقومون علی ملوکهم وهم قعود🔖، «درحالیکه شاهان نشستهاند در مقابلشان میایستند». وقتی او به غلو و تقدیسِ خودش اجازه نداده، چگونه باید در مقابلِ فرمانده و شاه و خلیفه و ملّا و وزیر و ژنرال یا هر موجودِ دیگری تعظیم کرد یا برایش تمثال و تصویر ساخت؟!
در سربازی، «اینجا خونهی خاله نیست» و «برو سربازی مرد بشی»، و همین شعارها رنج و تحقیر و ظلم را به مسألهای عادی تبدیل میکرد تا سربازان با وجدانِ راحت برای نظامهای طاغی از یک موجودِ آگاه و آزاد به موجودی برده و مطیع تنزّل پیدا کنند.
مُردن برای وطن و کشور حتّی در سربازیهای داوطلبانه هم همه از اباطیل است. تبلیغاتِ حکومتها همیشه با قدرتِ چکمه وارد نمیشود، بلکه مفاهیم را عوض و کُشتن در راهِ وطن را قهرمانسازی میکند. با این کار، ذهنیّتِ سربازان به تحقیر و شکنجه و کشتار را برای یک هدفِ بیهوده طبیعی جلوه میدهند، تا آنجا که سرباز دیگر نمیپرسد دشمنِ من کیست، بلکه دشمنِ او را حکومتِ او و مافوقانش تعیین میکنند، و این بدترین نوعِ بردگیِ مُدرن است.
➖ @Leo_Shaahovsky
✌️ | زن و نارضایتیهای بدن |
❤️ لئو شاهوفسکی
👤 Kh:
سلام و وقت بخیر
من از آن دسته زنانی هستم که صورتم را زیبا میدانم، بدنم را هم همینطور، اما جامعه من را زیبا نمیداند و من را مجبور به آرایش کردن میکند اگرچه هدف اصلی من فقط به دنبال طبیعی شدن است نه زیبا شدن.
من هیچوقت نخواستم مردی اندامم را ببیند، هیچوقت نخواستم که مردی زیباییهایم را ببیند، اما دوست دارم شنیده شوم حداقل به اندازه دیگر زنان.
💭 لئو شاهوفسکی:
تاجاییکه میدانم تأثیرگذارترین انسانهایی که تاکنون زیستهاند، نه زیباترین بودهاند و نه لَوَندترین! این طبیعی است که خیلی از زنان حتّی در خلوت و تنهاییِ خود آرایش میکنند، امّا اشتباهِ زنان در این است که همیشه هویّتِ آنان از زیباییِ آنان میگذرد. یک زنِ امروزی اوّل باید ثابت کند زیباست تا موردِ قبول واقع شود. او از باسنهای پُر، پستانهای آماسیده، کشالههای کِشیده، بینیِ قلمی و لبهای سرخ باید گواهیِ عبور بگیرد تا شاید اگر حرفی دارد پذیرفته شود.
هیچ اغراقی در این نیست اگر بگویم، بیشترِ مردان، زنان را با بدنِ سکسی، عطرِ مدهوشگر و حیلهی نافذِ چشمانشان میشناسند، نه موجودی که میتواند متفکّر باشد، و زنان هم جز به ندرت، فقط مطابقِ معیارهای مردانه رفتار میکنند.
مردانِ این عصر زنی میخواهند که بتوانند با زیباییِ او ژست بگیرند. در عروسیها بهتر از همه قروفرِ کمرش را تاب دهد. غلظتِ آرایشِ او باید هوش از سرِ بقیّه برباید. زنان همیشه باید بیمو باشند، صورتشان لک نزند و مبادا عطرهای سکسی نزنند که دیگر هیچ مردی به آنها نگاه هم نکند. اینطوری، از زن فقط یک موجودِ عریانِ بیفکر ساختهایم که باید تمامِ کوششِ او ستکردنِ لباس و ناخنش باشد، نه زنی که بتواند اعتراض کند، کتاب بخواند و دیگران را به فکر وادارد.
زیبایی زیباست و خواستنِ زیبایی هم ذاتاً جرم نیست، امّا بهتنهایی توانسته تمامِ مرزها و معیارها را جابجا کند. زنی که زیباتر است و آرایشِ غلیظی دارد، حتّی ناراحتیهایش هم جدّیتر گرفته میشود، بدونِ اینکه به خود زحمتِ زیادی بابتِ اثباتِ خودش بدهد، ولی زنی که طبیعیتر بهنظر میرسد و احتمالاً صورتش چند جوش دارد یا بینیاش شاید از نظرِ ما بدفُرم است، حتّی اگر حق با او باشد باید چندین برابرِ زنِ زیباتر و آرایشکرده توضیح بدهد تا فقط کمی معمولی پذیرفته شود.
زن باید پیوسته خودش را چکشکاری کند، تیغ به بدنش بزند، لبش را شتری کند و فراموش نکند یک خال کنارِ لبش بزند. زن خودش را کافی نمیبیند برای همین مجبور میشود پیوسته در یک مسابقهی خیالی تقلّا کند زیباتر دیده شود، و این باعث میشود کاملاً از نظرِ فکری عقب بمانند.
جامعه طوری اغلبِ زنان را تربیت کرده که برایمان محصولی سرگرمکننده باشند. از آنها انتظار میرود بیتلز و بیتیاس و آهنگهای مانکن یا در حالتی نرمتر تایپِ موسیقیِ شجریانی را حفظ باشند یا ادویههای خوب به تاسکباب بمالند و قوس و شیارِ باسنشان را به رخ بِکِشند، امّا انتظار نمیرود شاخصههای تمدّنیِ ابنخلدون، بازارِ آزادِ فون میزس، شهرسازیِ مامفورد، جامعهشناسیِ دو توکوویل، معرفتشناسیِ هوسرل یا مسائلِ تاریخی را بدانند و درک کنند. ترانههای تتلو و بیلیایلیش را تا بندِ ناف بلدند، امّا دو بیت شعر از اقبال لاهوری و پروین اعتصامی نمیدانند.
البته که مردان هم فقط همین سطحِ نازل از زنان را میخواهند تا برایشان میومیو کنند، و زن هم پذیرفته بهجای آنکه شخصیّتی کیفی و رازآلود داشته باشد، به پارامترهای رقابتی تبدیل شود. اینگونه، جهالتِ مردان، زنانی که تصمیم گرفتهاند از هیاهوی زنانِ لوس دور بمانند و آگاهانه زندگی کنند نابود میکند و آنان در این رقابتِ بیرحمانه، به میکآپ و رقص و دابسمش و کرشمهی زنانِ دیگر میبازند، و اقبال، افرادی که دوست دارند جهان را آگاهانه ببینند یاری نمیدهد و لوسترینها و انگلترینها را بالا میآورَد.
زنانی که قربانی میشوند و افرادِ لایقی سمتشان نمیآید تقصیری ندارند، زیرا سیستمِ اجتماعی افرادی سفله را پرورده که زندگیِ کیفی را از دست دادهاند و به کارهایی دست میزنند که با جوهرِ مردانگی و زنانگیشان در تضاد است و آنها را بیریشه و سرگردان میکند، و اینگونه بدنِ زن همیشه پیش از صدایش داوری میشود و زن و مرد، این توهّمِ مُدرن و خودشیفتگیِ جسمانی را میپرستند.
وقتی شمای زن از من میپرسید میخواهید شنیده شوید، جامعه شما را مثلِ خمیر چنان شکل داده که اوّل باید دیده شوید. اوّل باید از صافیِ شرقی، فقیر، چاق، معنویتگرا، غیرِمُدرن، نااستاندارد، بدنِ طبیعی و زنبودن که قبل از شخصیّتِ شما ساختهاند رد شوید، چون جامعه بهغلط متضادِ اینها را معیارِ پذیرش قرار داده است، ولی در دنیای طبلهای توخالی، شما سکوتی باش که از هزار فریاد جدّیتر است.
➖ @Leo_Shaahovsky
👑 | دلائلِ مخالفتم با رضا پهلوی |
⚠️ لئو شاهوفسکی
👤 @Bullshitttt999:
درود و مهر جناب لئوی عزیز، میشه خواهش بکنم دلیل مخالفتتون با پهلوی رو شرح بدید؟ من یک نوجوان هستم اما خیلی مشتاقم که در جریان عقاید شما باشم، متشکرم.
👤 لئو شاهوفسکی:
سلام بر شما دوستِ عزیز
دلائل زیادند، ولی اصلیترین نقدهای من به رضا پهلوی اینها است:
1. رضا پهلوی با تقدیسِ باستان و بُتسازی از گذشتههای کهن و اسطورهسازی و جعلِ تاریخ و کوروشپرستی، از جهلِ مردم نسبت به تاریخ سوءاستفاده میکند.
2. رضا پهلوی آزادی را لیبرالیسمِ غربی میداند و به خطای Apeal To Authority مبتلاست و فکر میکند هرچه غرب حامیِ آن باشد، مثلِ گاوِ هندیان مقدّس است.
3. رضا پهلوی قدرتش را از تشریفاتِ مصنوعی، آیینهای مجلّل، تاج و دربار و رژه، و تحمیلِ روایتهای افسانهای میگیرد تا با ایجادِ بُتسازیِ سیاسی، مردمی که باید آگاهی کسب کنند، به تماشگرانِ عظمتِ خیالیِ یک خاندان مبدّل کند.
4. رضا پهلوی در راحتی بزرگ شده برای همین فکر میکند سیاست الکدولکبازی و گرگمبههواست. با کلیشههای فکریِ او نمیتوان یک مهدِ کودک را هم مدیریت کرد.
5. رضا پهلوی تصوّر میکند شاهان و شهریارانِ گذشته بهصرفِ ایرانیبودن دادگر بودند، درحالیکه سُمِ اسبشان از گَردوغبارِ غارتِ یک سرزمین پاک نمیشد که سرزمینِ دیگری را غارت میکردند. خسرو پرویز فقط برای ربودنِ یک شهبانو و آوردنِ او به حرمش جنگِ ذیقار را شروع کرد. فقط شاپورِ II هزاران مسیحی را در معابدشان بهقتل رساند، حالا در مقیاسِ نسلهای صدسالهی شاهنشاهی حجمِ جنایات را تصوّر کنید! ولی رضا پهلوی یک تصویرِ بیپیرایه و معصوم از این شاهانِ جبّار ارائه میدهد.
6. رضا پهلوی هرگز علیهِ طرفدارانش که او را به مقامِ الوهیّت رساندهاند و او را در قامتِ یک پادشاهِ بیخطا میبینند که تنها امتیازش این است از اسپرمِ یک شاه بیرون پریده است، در مقامِ انکار و اعتراض به این تقدّسگراییها و غلوها برنخاسته است.
7. رضا پهلوی، مانندِ حکومتِ ایران و مجاهدینِ خلق لابیگراست، بااینتفاوت که یکسری بلاگرِ عیّاش و نادان دورِ خودش جمع کرده تا مبلّغِ تطهیرِ زندانهای وحشتِ ساواک باشند. در لندن دیدهام که در تجمّعات ساندیس و ساندویچ میداد و مثلِ خمینی که وعدهی نان و آبِ مجانی میداد، با این چیزها محبوبیّت و طرفدارانی گِرد آورده است.
8. رضا پهلوی همیشه از حمله به زیرساختهای حیاتیِ مردم و ایجادِ تحریمهای فلجکننده دفاع میکند، درحالیکه اینها فقط زندگیِ مردمِ عادی از قصّاب و کودک و بیمار و نانوا و کارگر و پرستار را به نابودی کِشانده است که در هیچ نهادِ قدرتی مشارکت ندارند.
9. رضا پهلوی مُدلِ حکومتیاش به یک دولتِ مرکزگرا، دولتِ رفاه، سهمیهدهنده و اقتصادِ دستوری شباهت دارد که باید همه رعیّتِ شاه باشند تا شاه به آنان ببخشد، و به یمنِ قدومِ آریامهر، همه باید جاویدشاهگو برایش خم شوند و بر دستانش بوسه زنند.
10. رضا پهلوی به لیبرالیسم، در برخی ترمها سوسیالیسم، سکولاریسم و دموکراسی اعتقاد دارد، که مکاتبی امپریالیستی و استعمارگرایانهاند، و تابعِ یک فُرمِ پنهانِ اِیتِئیستیک و عاملِ بزرگترین خرابیهای بشر.
11. رضا پهلوی با اتّکای بردهوارانهای که به یهودیان و به شخصِ جنایتکاری چون نتانیاهو دارد، از حالا نقشِ یک انسانِ فرودستِ دستنشانده را بازی میکند که فرقی با «جاسوس»ِ اسرائیل ندارد.
12. رضا پهلوی از الان «گاردِ جاویدان» دارد. از نظرِ آنها انسان مایملکِ حکومت است و باید برای آرمانهای آنها جانفدا شود، درحالیکه فقط اولیای شیطان برای حکومتهای طاغوت میجنگند.
13. رضا پهلوی مثلِ بلبل و قناری پژواکِ نازلترین تفکّراتِ غرب است، با اینکه انسان سگ نیست که برای هرچیزی پارس و لهله کند، بلکه باید هرچیزی را محقّقانه بررسی کرد.
14. رضا پهلوی ازدواجِ همجنسبازان را بهرسمیّت میشناسد، درحالیکه انسان از نظرِ زیستشناختی فقط نر و ماده دارد، و یکسری تایپِ جنسیّتی که بر اثرِ اختلالاتِ نادر رشد یافته، استثنا را به قاعده تبدیل نمیکند. همجنسبازی اگر حاملِ چندین ژن هم باشد، این برای هر گرایشی حتّی برای پدوفیلیا و زنای محارم هم صادق است، امّا آن را موجّه نمیکند. حتّی قاتلان هم هورمونها و ژنهای اکتیوی دارند که با مادّهی خاکستریِ مغزِ دیگر افراد متفاوت است، ولی آیا این قتل را توجیه میکند؟ بیماریهای شایعِ مقاربتی مثلِ HIV با کاندوم و رعایتِ بهداشت هم آمارِ بالایی دارد.
15. با سیبزمینی میتوان بحثِ منطقی کرد، ولی با طرفدارانِ پهلوی نه. آنها فکر میکنند چون علی کریمی خوب دریبل میزده، میتواند یک لیدرِ سیاسی شود.
16. افسارِ عقلشان را دستِ امید خلیلی و مُراد ویسی دادهاند، درحالیکه مادربزرگم از روی قُلقُلِ سماور، روندِ جهان را بهتر تحلیل میکرد.
🧼 @Leo_Shaahovsky
🎞 | 3. محکمۀ شاهوفسکی: مارکی دو ساد |
🎞 گفتوگو با کثیفترین انسانِ روی زمین
🥰 قلعهی لاکوست، پاریس، 1770 میلادی
🎁 افکارِ دو ساد را با تصرّف، از دو کتابِ «جاستین» و «120 روز در سودوم» اقتباس کردم.
⚡️ @Leo_Shaahovsky
👑 | حکومتِ ایران یا هیولای هابز؟ |
⚡️ لئو شاهوفسکی
قطعیِ اینترنت در ایران یکی از آن دلائلِ بیشماری است که چرا حکومتِ رو به زوالِ ایران به پیریِ مزمن رسیده است.
حکومتِ ایران نه فقط در این لحظه از تاریخ، بلکه در کلِّ تاریخِ حکومتیاش، از نظرِ مفهومی کاملاً به "Leviatan" نزدیک شده است که هابز آن را تمثیلی برای یک حکومتِ مطلقه و جبّار بکار میبُرد که در ازای امنیّت، آنها را به گروگان میگیرد تا مثلِ برده مطیعِ او شوند.
به هرکجا سر بزنید، قابهای آویزانشدهای از عکسِ رهبرانِ ایرانی میبینید که به سیمبولِ اطاعتِ بیچونوچرای مردم از آنها تبدیل شدهاند، طوری که مردم باید مدیونِ آنها باشند و همهجا آنها را ببینند و مبادا یادشان برود که چه کسی رهبرِ آنهاست، مثلِ مناسکِ بُتپرستانهی کمونیستها در شوروی و کُرهی شمالی.
امّا اینها از نظرِ دینی یک «حکومتِ طاغوت» است و از نظرِ هابز به یک «حکومتِ هیولایی» شباهت دارد، زیرا این حکومت همیشه انتظار دارد این باید مردم باشند خود را پای این هیولا قربانی کنند و برای او خون دهند، امّا خودش حاضر نباشد یک گام برای مردم جلو بیاید.
همهی آنچه در حکومتِ پهلوی وجود داشت، در حکومتِ کنونی بهشکلی دیگر تبدیل شده است. شهرِ نو یا همان قحبهخانههای معروفِ دورهی شاه، جای خود را به خانههای عفاف داده، با این تفاوت که شاه آنقدر بهرهای از فهم داشت که این اعمال را «فحشاء» بنامد امّا اینها آنقدر منافقند که این «زنا» را به فُرمی جعلی از دین و با نامِ «عفاف» به خوردِ دختران و زنانِ ایرانی میدهند.
در زمانِ شاه آخوندان برای شاه خم میشدند و دستِ فرح را هم میبوسیدند، ولی بعد از شاه این فُرمِ تعظیم و بُتانگاری از اشخاص، به اَشکالِ دیگر با ساختِ اسطورهها و داستانهای اغراقآمیز ظهور کرد. نهادهای حکومتیِ شاه فاسد شدند، در این حکومت هم شبکههای اندکِ قدرت ایران را به دست گرفتند و فکر میکنند خدای قادرِ مطلقاند که بتوانند سرنوشتِ نهاییِ بشر را رقم بزنند و مانندِ خمیر آنها را شکل دهند.
فرعون میگفت "أنا ربّکم الأعلی" «من پروردگارِ والای شمایم»، و یک خدای ساختگی برای خودش ساخته بود، ولی اینان دوازده خدا و افزون بر آن خدایانی دیگر از حکّام و قانونگذارانِ خود ساختهاند. مشرکانِ عرب در دریای موّاج و طوفانی به ناگاه خدا را صدا میزدند، ولی اینها در حالتِ راحتی حتّی آب هم میخورند حسین و علی را صدا میزنند. شأن و منزلت و هوسی که اینان برای احیای قبور و ضرائح دارند همین را اگر نسبت به زندگان داشتند وضعِ مردم به این فلاکت نبود.
در کتابِ "حلیة الأولیاء" آمده، خادمانِ مسجدالحرام به عُمَر پسرِ عبدالعزیز نامه نوشتند تا برای کعبه روکشِ جدیدی تهیّه کنند، ولی او در پاسخ گفت "إنّی رأیت أن أجعل ذلک فی أکباد جائعة، قإنّها أولی بذلک من البیت"، «من شایسته دیدم آن مال را در شکمهای گرسنه قرار دهم، چرا که آنان از زینتِ کعبه سزاوارترند».
براستی سیاستمدارانی که با ثروتهای رانتی و ایجادِ شبکههای فامیلی و سوءاستفاده از قدرت و از نظامِ بانکی و وامهای بیحساب میخورند، آیا اینان دردِ مردم را میفهمند و اصلاً میدانند زیرِ پوستِ شهر چه خبر است؟
حالا هم با قطعیِ اینترنت فکر میکنند امنیّت با بستنِ اطّلاعات بهدست میآید نه با اصلاحِ خودشان. انحصارِ دانش در دولت غایتِ جهلِ این حکومت است. حکومتِ ایران تصوّر میکند با این کار جلوی رسانههای دشمن را میگیرد، امّا در واقع جلوی هزاران جریانِ اطّلاعاتیِ عادی را هم میگیرد. ارتباطاتِ خانوادگی تضعیف، کارهای آنلاین تعطیل، آموزش مختل، تجارت راکد، درمان ناقص، و بخشِ زیادی از علم نابود میشود.
اگر رسانههای خارجی حاملِ دروغپراکنی و همگی مُهرههای آمریکا و اسرائیلاند [که در حقیقت هم بسیاری از آنها برده و سگِ درگاهشان هستند] تا نارضایتی ایجاد کنند، با بستنِ اینترنت این نارضایتی بهشکلِ مضاعف تشدید میشود، یعنی خودِ حکومت ضربهای شدیدتر از دشمنانِ خودشان به خودش میزند. اگر رسانههای خارجی هم دروغ میگویند، چرا این حکومت با رسانههای راستگوی خود این دسیسهها را خنثی نمیکند تا مردم ترجیح ندهند دروغ بشنوند؟!
اشتباهِ این حکومتِ جاهل این است باید خودش نظامِ ذهنی و فکریِ مردم را کور و کمسو کند چون خودش را مرجعِ نهاییِ حقیقت میداند. نابودیِ کسبوکارها در این شرایطِ بحرانی، از نگاهِ این حکومت در نهایت یک آمار است، ولی در واقعیّت اجارهی یک خانه، غذا و دارو، و تنها امید و آیندهی آنهاست.
بخشی از طرفدارانش هم که تفکّراتِ مذهبی دارند، جاهلترینِ مردم به دین هستند. تاریخ این فرض که اینان حتّی در دورترین حالتِ امکان به علی پسرِ ابیطالب شباهت دارند نقض میکند.
ولی این طاغوت هم رفتنی است همانطور که پهلویِ طاغوت ریشهاش خشکید، وتلک الأیّام نداولها بین النّاس.
🐲 @LEO_SHAAHOVSKY
💣 | ایران یا آمریکا؟ |
😝 لئو شاهوفسکی
دلم برای شما همراهانِ گرامی تنگ شده است و پابهپای نگرانیهایتان رنج کِشیدم، و میدانم این خیلی کمتر از آنست که کسی را تسلّی دهد.
باید آگاه باشید استبدادهای داخی و خارجی با برانگیزشِ احساسات میخواهند بخشی از حقائقِ بنیادین را وارونه کنند.
در خصوصِ این جنگ با کلماتی صریح و ساده، مثلِ قبل معتقدم آمریکا و اسرائیل دو حکومتِ وحشی و تبهکارند و آثارِ جنایت و استعمار و پیمانشکنیهایشان هنوز هم از سیاهترین ادوارِ تاریخ است، و در این جنگ پیروزیِ آنها که برای پروژهی اسرائیلِ بزرگتر و طبقهی اپستین تلاش میکنند، آیندهی تمامِ نسلهای بشر را برای همیشه بهخطر میاندازد، در این میان عدّهای که ناراحت میشوند آنها را احمق بنامیم، فکر میکنند این حکومتها دلسوز و ناجیِ آنهایند، ولی نمیدانند پیادهسازیِ پروژههای استعماری، مثلِ عربها و دیگر سگهای دستآموز، رسمِ بوسیدنِ باسنِ ترامپ را به روتینِ زندگیشان تبدیل خواهد کرد.
امّا نباید این باعث شود حکومتِ ایران را بههرشکلی تأیید کرد، بهویژه که برخی از سیاستمدارانِ آن به یک شکلِ حماسی میمیرند و گاهی آثارِ قهرمانانه و شجاعانه در بینِ آنان یافت میشود و به نمادی از مقاومت تبدیل میشوند، و یکسری مدّاحِ چاپلوس را هم برمیگمارند تا آوازِ سوگ و نغمههای شاعرانه در فراقِ آنها سر دهند. این شکل از داوری، خطرناکترین دامی است که برای انسانها در چنان شرایطی گسترانیده میشود.
گاهی یک شخص در حافظهی عمومی به مقاومتی قهرمانانه در برابرِ یک ستمکارِ دیگر شناخته میشود، ولی هر فعلِ نیکی ذاتاً نیک است، حتّی اگر فاعلِ آن جبّار و مستبد باشد. نکته در این است که حادثهی آخرِ زندگیِ یک شخص، گذشتهی طولانیِ آن شخص را پاک نمیکند، امّا قدرتِ سیمبولسازی در مردم چنان قویست که میتواند پیچیدگیِ یک انسان را به تصویری خیالی و ساده تقلیل دهد.
بنابراین، مردم اغلب بهخاطرِ نحوهی روایتها یک تقدّسِ ذاتی قائل میشوند و پسوپیشِ اشخاص را به القابی چون «شهید» و «قهرمان» و «رحمة الله علیه» و القابِ مشابه میآرایند که هرکس شطری از فهم بهره بُرده باشد بیمایگیِ این خطابها برای آن افراد برایش آشکار میگردد.
سیاستمدارانِ ایرانی هم نهتنها قدّیس نبودند، بلکه از تفکّراتِ درست هم بهرهای نداشتند و ندارند. در برخی مواضع مثلِ مقابله با آمریکا شجاعتشان قابلِ ذکر است، امّا تطهیرِ کاملِ آنها بهخاطرِ برخی مواضعِ درست، در ساحتِ اندیشه یک جنایتِ نابخشودنی است.
«نه شیخ، نه شاه»، «زن، زندگی، آزادی»، «با ولایت تا شهادت»، «از دموکراسی بگو»، «جاوید شاه» و... هم همگی بازیهای حزبی است. هیچ تفکّرِ سلیمی با این شعارها ساخته نمیشود، چون تفکّر لایههای فراوانی دارد و هرگونه تکبُعدینگری یک شخص را فقط جاهلتر و مضحکتر میکند. اینکه واژهای مثلِ «دموکراسی» زیباست یا برای مردمی که تحتِ استبداد زندگی کردهاند نویدِ تنفّس و آزادی میدهد، آنرا درست نمیکند. استالین و خمینی هم با دموکراسی پیروز شدند!
با شعارِ «جاوید شاه» یک کلاسِ درس را هم نمیتوان اداره کرد. این شعارهای تکلایه و کلیشهای و مستبدانه برای مردمی که از سازوکارِ سیاست نمیدانند بهخوبی جواب میدهد تا دوباره به امیدِ آزادی، بنده و بردهی یک شاهنشاهِ دیگر شوند و دوباره همان سننِ تعظیم و خمشدن برای شاهان و آیینهای دستبوسی و چاکرصفتی را احیا کنند. اینها تصوّر میکنند ویدیویی با یک تمِ Slow Motion و با آمیختنِ آن به رقص و خنده و شادی از یک مقطعِ چند دقیقهای، نشانگرِ کلِّ دورهی یک خاندانِ تاریخی است! و تا آنها را با حسِّ نوستالژیکِ گذشته تطمیع کنند و همهی آنها با همین چیزها طرفدار و دارودستکی جمع میکنند و میخواهند مردم را به دورهی ساواک و رجوی و شاه و آخوند برگردانند، انگار که تاریخ آنقدر مفلس است جز همین تعداد افراد و نمادهای جهل و حقارت را نمیشناسد.
دوستان، اگر کسی فقط یک گوسفند دارد، برود در دلِ کوه علف بکارَد برایش بهتر از این است که خود را بردهی این حزبها کند. ریشهی درختی را گاز بگیرید و شرفتان حفظ شود بهتر از آن است که با سری خمیده و چاکرانه فریبِ این اربابِ متفرّق را بخورید.
در پایان به این هم اشاره کنم که در طولِ این مدّتی که اینترنتِ ایران قطع بود، چند ویدیوی بسیار مهم تهیّه کردم که ساختِ آنها با هزینههایی بالا چندین ماه زمان بُرده است. این ویدیوها شکلِ جدیدی از فعّالیّتِ چنل خواهد شد و تردیدی ندارم این سبکِ جدید را خواهید پسندید، چون شما را با بُردن به گذشتهای زنده با وقائعِ تاریخی و فکری آشنا خواهد کرد.
بهزودی بعد از وصلشدنِ اینترنتِ ایران ادامه میدهیم. پیغامهای پیوی هم اگر به کسی پاسخ ندادم لطفاً مجدّداً یادآوری کند.
⚫️ @LEO_SHAAHOVSKY
#پست_موقتی
دوستان فعلاً به دلیلِ قطعیِ سراسریِ اینترنت در ایران، مطلبی نشر نمیدهم تا اینترنتهای ایران برقرار شوند و چندین مطلبِ بسیار مهم برای نشر آماده هستند.
تمایل دارم از دوستانِ افغان که اینجا حضور دارند، در موردِ وضعیّتِ زندگیِ افغانستان بپرسم.
لطفاً هرگونه اطّلاعاتِ مفید و واقعگرایانهای که میدانید از وضعِ زندگی، کار و حقوق و مقدارِ درآمد، کاشتِ حشیش و تریاک و موادِّ مخدّر، رفتارِ مأمورانِ دولتی با مردم، شاهدبازی در میانِ برخی از افغانها که در کجا بیشتر رواج دارد، رفتارِ مردان با زنان، شیوهی تحصیل و آموزشِ زنان، سربازیِ مردان، فقر و ثروت، دسترسی به اینترنت، امکانِ خروج از کشور، فرهنگِ کلّیِ مردمِ افغان با بیگانگان و افرادی که از خارج واردِ افغانستان میشوند، مزایای حکومتی برای فقراء، رفتار با معلولان و خدماتِ عمومی، حملونقل و مواردِ مشابه، ترجیحاً کوتاه و در یک تا سه پاراگراف به اشتراک بگذارید.
حتماً به این موضوع هم بپردازید که رفتار با مخالفانِ حکومتی و سیاسی و عقیدتی چگونه است و کسی که با حکومت و عقائد و افکارِ آنان مخالفت میکند ممکن است چه عواقبی برایش داشته باشد.
اگر برخی افراد در اینجا قدیمیترند، طالبان و مأمورانِ حکومتیِ افغانستان با افرادی مثلِ من احتمالاً چه رفتاری داشته باشند؟ آیا مثلِ ایران همان اتّهاماتِ وهّابی و خوارج و تکفیری و... ممکن است به افرادی مثلِ من بزنند یا این تفاوتِ عقائد برایشان امری عادی است، چون شاید در آیندهای نزدیک سفری به افغانستان داشته باشم تا بتوانم فرهنگِ آن را نه از زبانِ غربیان و نه از زبانِ ایرانیان و دیگر ملل و نه از رسانهها بلکه از نزدیک ببینم. این سفر فعلاً قطعی نیست.
همهی دوستانی که حضور دارند پاسخ بدهید تا بشود پاسخهای مختلف را با یکدیگر مقایسه کرد.
✍️ لئو شاهوفسکی
💬 @Leo_Shaahovsky
😈 | اپستین، 120 روز در سدوم |
🏂 لئو شاهوفسکی
در ادامهی پروندهی اپستین، اینبار با مواردی برخوردم که جدّاً تهوّعآورند. و این در حالیست که خودِ ادارهی فدرالِ آمریکا گفته نزدیک به 15 ترابایت فایل با محتوای ناجور هنوز منتشر نشده است!
ایمیلی دیدم که شخصی با نامِ 'hkh kronprinsessan' به اپستین ایمیل داده و گفته "Soon people won't be able to make new humans anymore"، یعنی «مردم بهزودی دیگر قادر نخواهند بود انسانی تولید کنند». سپس در ادامه گفته «حدس میزنم یک لالالندِ بزرگ بسازیم، ما میتونیم اونا رو در یه آزمایشگاه طرّاحی کنیم، و میدونم که تو هم خیلی دوست داری در لالالند زندگی کنی».
وقتی اسمِ فرستنده را سرچ کردم، خانمی را آورد که پرنسسِ سوئد است!
در ایمیلِ دیگری، گفتوگوی بازیگر و کارگردانِ معروف 'وودی آلن' با اپستین را دیدم که در سالِ 2018 دربارهی خوردنِ "heart" [قلب] و "bones" [=استخوان] حرف زدهاند که فیبر دارد! جالب این است مصاحبهی کوتاهی از وودیآلن حدودِ هشت سال پیش دیدم که وودیآلن میگوید «دین منشأِ هر شرارتیست و من دیدگاهی شدیداً پسمستیک [=بسیار تاریک] به زندگی دارم، و زندگی تماماً مینینگلس [=بیمعنا] و نایتمیر [=کابوس] است و کسانی مثلِ نیچه و فروید و یوژین اونیل هم همیننظر را داشتهاند و فقط دو انسانِ 'دیوانه' یا 'خودفریب' خوشبختند».
در پروندهی EFTA02731489 شخصِ ثروتمندِ دیگری با نامِ 'Leon Black' که 10 میلیارد دلار روی آموزشِ بینالمللیِ خصوصی برای کودکان! سرمایهگذاری کرده بود، به دخترانِ زیادی تجاوز کرده است. یکی از قربانیان که دختری 16 ساله است میگوید لئون سالها پیش من را به خانهی شهریِ اپستین بُرده و آنجا شیئی تیز در واژنِ او فرو کرده و بهحدّی آسیبزننده بوده که از مقعد دچارِ خونریزی شده و حتّی او را به بیمارستان هم نبردند. در این پرونده آمده در طولِ سه سال توسّطِ 25 نفر موردِ تجاوزِ زوری قرار گرفته است.
ایمیلهای عجیبِ دیگری هم دیدم که واقعاً زننده بودند! شخصی بهنامِ 'Francis Derbey' ایمیلی با موضوعِ "Jerky" داده و نوشته جفری اپستین میخواهد دوباره غذاهای معمولی بخورَد و "he might be eating less jerky meat" «کمتر گوشتِ "Jerky" بخورَد». در ادامه گفته 6 بسته جرکی در طبقهی پایین داخلِ فریزر است! من در اینترنت گوشتِ Jerky را سرچ کردم و هر بسته حدودِ 3 پوند است که یک غذای کاملاً معمولی است، ولی در این ایمیل وانمود کرده میخواهد دیگر غذای معمولی نخورَد!
حالا برای کُدگشایی باید ایمیلِ دیگری دید که در آن شخصی با نامِ 'Steven Hanson' با همین موضوعِ جرکی برای ایپستین نوشته گوشتهای جرکیای که همراهم بود سگم خورد. باید به فرانسیس ایمیل بزنم تا بیشتر برایمان درست کند چون به 6-8 اونس (احتمالاً نیمکیلو) گوشتِ جرکی نیاز دارم تا به "Lab" [=آزمایشگاه] بفرستم! دقّت کنید در ایمیلِ قبلی از خوردنِ این گوشت بهعنوانِ غذا و بعد هم از فرستادنِ آن به آزمایشگاه حرف زدهاند. آیا با سابقهی دهشتناکِ این افراد چیزی جز «گوشتِ انسان» به ذهنِ شما خطور میکند؟
چند سال پیش فیلمِ ممنوعهی Salo را دیدم که شباهتِ زیادی به جزیرهی اپستین دارد. پازولینی این فیلم را در نقد به نظمِ نوینِ این عصر ساخت تا نشان دهد در این زمانه با بدن بهمثابهی محصول رفتار میشود نه انسانی دارای کرامت. او میگفت سیاستمداران فقط بهشکلِ نمایشی خودشان را موجّه نشان میدهند امّا در خفا قانونگذار از قانونِ خود میگریزد. این فیلم اقتباسی از کتابِ 'مارکی دو ساد' با نامِ "120 Days Of Sodom" بود.
هم فیلم و هم کتاب حکایت از 4 فردِ عیّاش و ثروتمند و خدمتکارانشان دارد که برای 120 روز به یک قلعهی دورافتاده میروند و پسران و دخترانِ کمسن را در آنجا قرنطینه میکنند. ساد از صدها انحرافِ جنسی در این کتاب یاد میکند، اعمالی مانندِ استفراغ در دهان، خوردنِ ادرار و مدفوع، زنای محارم، سکس با کودکانِ سه ساله، قطعِ انگشتان، بُریدنِ آلتِ تناسلی، زندهشکافی، درآوردنِ حدقهی چشم، حبس در سیاهچالهها، تجاوز به اجساد، سیخهای داغ بر بدنِ زنان، سوزاندنِ کودکان در مقابلِ مادرانشان، پوستکندنِ کودکان. در نهایت آنها را آنقدر شکنجه میکنند تا بمیرند، و آن قدرتمندان همزمان با این صحنهها خودارضایی میکنند.
مارکی دو ساد همیشه «فضیلت» را مسخره میکرد و در رُمانِ ژوستین (Justin) هم میگفت اگر اوّلین ابلهی را که از فضیلت حرف زد خفه میکردند جنایات از جهان پاک میشد! من عیناً جانمایهی تخریبِ فضیلت و ستایشِ سیطرهی قوی بر ضعیف را هم در آثارِ نیچه دیدهام، برای همین اخلاقِ مسیحیّت در ترحّم به دیگران را «اخلاقِ بردگان» میدانست.
⚠️ در بخشِ کامنتها، ممکن است برخی صحنهها خوشایند نباشد
➕ - پارتِ نخستِ این نوشته -
☠️ @Leo_Shaahovsky
#موقتی
پارتِ دوّم در موردِ جفری اپستین را هم تمام کردم و میخواهم منتشر کنم، امّا قبل از آن چند نکته را خدمتِ شما عزیزانی که چشمبراه بودید عرض میکنم:
قرار بود بخشی از فیلمهای واقعیِ دارکوب (بیارتباط به پروندهی اپستین) را هم در کامنتها بگذارم، ولی حقیقتاً این کار را شایسته نمیبینم و اینگونه محتواها هم به دلیلِ شدّتِ خشونت در آن اشخاص را از نظرِ روانی بهم میریزد. من اینجا نیستم که خللی در روانِ شما پدید آورم و مخصوصاً در این روزهایی که همهی ما از اتّفاقاتِ پیشآمده به آرامشِ فکری نیاز داریم ذهنتان را پریشانتر کنم، برای همین برخی چیزها مسکوت بمانَد بهتر است.
خودم با اینکه بخشهایی از زندگیام را در همین محتواها زیستهام، هر دفعه این احساسِ انزجار در من شعلهور میشود چون طبیعتِ یک انسانِ نُرمال با چنان محتواهای کریه و زنندهای همسو نیست، فقط میتوانم قاطعانه به شما بگویم جرائمِ زیرزمینیای که در دنیا اتّفاق میافتد در مقابلِ جرائمِ اپستین بسیار ناچیز است.
کسانی که من را میشناسند میدانند از دیدگاههای توطئهپندارانه بهشدّت فراری هستم، امّا آنچه میگویم یک واقعیّتِ مستند در دنیای ماست.
این هم مهم است بدانیم که مسائلِ منفی از نظرِ روانشناختی تأثیرِ عمیقتری بر ما میگذارد تا مسائلِ خوب، برای همین ترجیح میدهیم با دیدنِ یک صحنهی بد یک داوریِ کلّی بکنیم، درحالیکه خیرِ بسیاری در مردم نهفته و بسیاری از مردم از نیکیکردن لذّت میبرند و آن شادمانیای که در کارهای نیک در نفوسِ خود مییابند بسیار عظیمتر از آن نهانِ تاریکِ بشر است.
پس همینجا از آوردنِ ویدیوهای بهشدّت انزجارآور میپرهیزم، چون صحنههای بد حتّی در قالبِ روشنگری و برانگیزشِ تفکّر هم ممکن است تأثیراتِ درازمدّتی بر روانِ انسان بگذارد، ولی احتمالاً برخی از صحنههای چند فیلم را خواهم آورد که چندان تأثیراتِ مخرّبی ندارد، گرچه ممکن است چندش باشد.
در آخر من فقط تعجّبم از کسانیست که فکر میکنند در دنیایی که وحشتِ عظیمی ما را فرا گرفته راه چاره خزیدن به دامانِ حکومتهاست، و اگر ترسی آنها را بلعید مجدّداً به بُتهای توخالیشان پناه میبرند.
در واقع یک بُعدِ تاریکِ روانشناختی این موازنه را بهم زده، به این معنا که دیدنِ شکنجه و دریدن و خوردنِ یک انسان برای انسانها دردناک و مخوف است، امّا از دیدنِ هزاران و میلیونها قتلی که در تاریخ به راه افتاده شگفتی نمیکنند! همین اکنون هم حکومتها مردم را به وحشیانهترین شکل سرکوب میکنند، در غزّه کودکان هر روز بریان میشوند، در ایران جوانان کلّهی سرشان فرو پاشیده میشود، در زندانهای مخفی و محافظتشدهی آمریکا و دیگر کشورها بدترین نوعِ شکنجه به مخالفانِ سیاسی اعمال میگردد، امّا هنوز هم مردم فکر میکنند دولتها حامیِ نوعِ انسانند، درحالیکه جنایاتِ حکومتها فقط زیرِ قانون توجیه شدهاند.
توصیهی من این است هرگز از هیچ انسانی بُتسازی نکنید. نگذارید اقتدارها بر ذهنتان سلطنت کند. از عواطف و احساساتِ بیهوده پرهیز کنید و محقّقانه در امورِ مهم بکاوید نه مقلّدانه. هیچ حکومتی هم برای شما دایه نمیشود، پس فریبِ این نمایشهای احمقانهای که برای شما راه انداختهاند نخورید. بگذارید شما را بابتِ پسزدنِ این اربابِ جاهل نکوهش کنند، در عوض وجدانِ آسودهای دارید که شما آتشدانی برای دیگِ این جبّاران نشدهاید تا با هیمههای شما هیولای درونشان را سیر نگه دارند.
منتظرِ بخشِ دوّمِ پروندهی اپستین باشید.
👨💻 لئو شاهوفسکی
پارتِ دوّمِ این نوشته در همین چند روز منتشر میشود، با اقتباس و قیاس از چند فیلمِ ممنوعه (همراه با برخی صحنهها) و با اشاره به چند کتابِ مهم.
😈 | جفری اپستین، آنطور که شناختم |
#️⃣ لئو شاهوفسکی
چند هزار عکس و ویدیوی کوتاهِ مربوط به پروندهی اپستین را دیدم که تعدادی از آنها را در کامنتها میگذارم.
در آن مقدار مدارک و ایمیلهایی هم که خواندم، با انسانی نسبتاً باهوش برخورد کردم که تقریباً در تمامِ علوم میکاویده است. بهرغمِ سخاوتش، اسنادی دیدم که او به کلیساها کمک میکرده تا بتواند در آنها نفوذ و افرادشان را جذب کند.
دنیای اپستین پُر از مردان و زنانِ تحصیلکرده و قدرتمند، دانشمندان و حامیانِ روشنفکری بود که صدها دخترِ خُردسال را به جزیرهی اپستین قاچاق کردند و از آنان سوءاستفادهی جنسی میشد، امّا اپستین را دو بُتِ دنیای مُدرن، قانون و دولت مصون کرد، و با اینکه از سالِ 2008 مجرمی جنسی شناخته شده بود، توانست با تمامِ طبقاتِ فوقانیِ دولتها دیدارهای نزدیک و مجرمانه داشته باشد.
'ترامپ' در سالِ 2002 اپستین را «مردِ فوقالعادهای» توصیف کرد. در یکی از ایمیلهای منتشرشده دیدم همکارش خانمِ گیسلین مکسول از شخصی بهنامِ "Little Snow White" حرف میزند که این سفیدبرفیِ کوچولو و دوستانش از بودن با اپستین خوشحالاند. عکسهایی دیدم که نشان میدهد در جتِ شخصیاش با نامِ "Lollita Express" کسانی مثلِ 'بیل کلینتون' با دخترانِ کمسنوسال روابطِ جنسی داشتهاند و حتّی ترامپ هم اوّلین رابطهی جنسیاش با 'ملانیا' در همین جت بوده است.
در ایمیلها گاهی رمزواژهها را میدیدم؛ شخصی بهنامِ 'نادیا' به جفری ایمیل داده که "Sweet Young Cocounots" [نارگیلهای جوانِ شیرین] از تایلند سفارش دادم و تازه رسیدند و آنها را برایت به فرانسه میفرستم و مجبور نیستی نوشیدنیهای پیر و پوسیده بخوری. یا در ایمیلی از iPod برای یک دندانپزشک حرف زدهاند که 10% شارژ دارد، یعنی دختری که با 10 سال سن قاچاق کردهاند.
ایمیلِ دیگری از سالِ 2017 یافتم که شخصی بهنامِ 'کالینا شولیاک' به اپستین میگوید «بُردنِ گربهها [Cats] با پروازِ تجاری به جزیره غیرِانسانیست مگر در شرایطِ اضطراری.». گاهی کُدواژهی "Pizza Party" [پیتزا-پارتی] را میدیدم و در موردِ "Little Girls Dance" [رقصِ دخترانِ خُردسال] حرف زدهاند که آن شب تا صبح خیلی به آنان خوش گذشته است. در فرایندِ جذبِ دختران از واژهی "Massage" [ماساژ] هم برای روابطِ جنسی استفاده کردهاند.
در فایلها شخصی بهنامِ 'برایان میلر' میگوید گیسلین مکسول دختری را به بهانهی مُدلینگ فریب داده (مثلِ دخترانِ ایرانی که به دبی قاچاق میشوند)، امّا در عوض او را برای سکس و شکنجه به بردگی فروختند. در ادامه میگوید شاهزاده اندرو آنقدر او را شکنجه داد تا مُرد.
در این فایلها آثارِ زیادی از «شکنجه» پیدا کردم، کسانی که پیوسته از «شکنجهدادن» زنان و دختران با ضمیرِ 'Her' حرف میزنند. در یکی از آنها آمده «میخوای حالش رو بگیرم یا "just torture her" فقط شکنجهش بدم؟». در جایی دیگر به یک بازرگانِ اماراتی میگوید "ویدیوی شکنجه رو دوست داشتم». در فایلی دیگر میگوید "first step = torture" «قدمِ اوّل شکنجهدادن» است. در جایی دیگر شخصی با نامِ 'مارتین نوواک' گفته «جاسوسِ ما بعد از اتمامِ مأموریّت دستگیر شد»، اپستین هم در پاسخ گفته: "Did you torture her?"، «اون (خانم) رو شکنجه دادی؟».
یکی از خطرناکترین اسنادی که با آن مواجه شدم، دیدگاههای "ترنزهیومنیستیکِ" اپستین بود، همان دستکاریِ ژنتیکی. با توجّه به علاقهی عمیقم به علم، مقالهی James Stewart را که در سالِ 2019 نگاشته خواندم. اپستین میخواست مزرعهای از زنان در نیومکزیکو با DNA خود پرورش دهد یا مخازنی از نوزادان ایجاد کند یا اسپرمِ برندگانِ نوبل را در آن مزرعهی ژنی بکارَد و همهی اینها را با دانشمندانِ مشهوری مثلِ استیون هاوکینگ و لارنس کراوس و استیون پینکر در میان گذاشته بود. افرادی که در مهمانیهای گرانقیمتِ او شرکت میکردند و زنانِ زیبا و لوند دورتادورِ میزِ آنان را احاطه میکرد.
اپستین معتقد بود نباید برای کاهشِ گرسنگی و مراقبتهای بهداشتی برای فقرا کاری کرد، چون خطرِ افزایشِ جمعیّت را افزایش میدهد. اپستین از "کرایونیکس" یا «انجمادِ انسان» هم حرف میزد، ولی او میخواست فقط سر و آلتِ تناسلیاش را برای انجماد اهدا کند تا در آینده بتوان آنها را احیا کرد!
هنوز هیچچیزِ جدّیای از «آدمخواری» و «آیینِ کشتارِ کودکان» ندیدهام، امّا با اوّلین روزِ شروعِ تحقیقاتِ FBI، اپستین گالنهای زیادی از اسید سولفوریک که احتمال میرود برای انحلالِ بدنِ قربانیان استفاده شود سپارش داد. در پارتِ دوّم تشابهِ پازلِ اپستین را با «کتابهای سادیستیک» و چند «فیلمِ ممنوعه» مانندِ S و M (اسمها را فعلاً فاش نمیکنم) تکمیل میکنم، و احتمالاً عکسها و ویدیوهای رازآلودِ مشابهِ این موضوع از دارکوب را با اپستین مقایسه خواهم کرد.
🕷✖️ @Leo_Shaahovsky
🔴➖ خیلی از دوستان در موردِ جفری اپستین (Jeffery Epstein) از من پرسیده بودند، و من نیاز به دسترسیِ مستقیم به اسنادِ مرتبط با او داشتم و نخواستم شتابزده حرفی در موردِ او بزنم. تعدادی از این اسناد را این مدّت توانستم مستقیماً مطالعه کنم و امشب یا فردا در موردِ او خواهم نوشت.
متأسّفانه با سیستمم نمیتوانم به دارکوب و فضای تور وارد شوم که به اسنادِ پنهانتری دسترسی داشته باشم، امّا در درازمدّت اگر نیاز باشد این کار را خواهم کرد.
در این چند روز هم همهی پیویها را که بیپاسخ ماندهاند جواب خواهم داد و از صبوریتان ممنونم.
🪐 | مردم، دشمنِ مردم! |
👑 لئو شاهوفسکی
این عکس را خانمی با نامِ ➀ 'س. ف.' برایم فرستاد با این شرح که او «حجاب» میپوشد و همراه با فرزندِ خُردسالش از جایی عبور میکردند که چند نفر به «حجاب» این خانم فحش میدهند. این کودک هم وقتی میخواهد از مادرش دفاع کند، چند نفری به او حمله میکنند و یکی از آنها با چاقو به سرِ او میزند. حالا هم در سرش لختهی خون جمع شده و قرار است برای عمل راهیِ تبریز شود. مادرِ این کودک قبلاً بهخاطرِ مخالفت با حکومتِ ایران تحتِ شکنجهی شدیدی قرار گرفته و چند مُهرهی کمرش در رفته و از ناحیهی زانو هم بهشدّت آسیب دیده است.
چند روز پیش هم خانمِ دیگری با نامِ ➁ 'ش.' برایم پیغام فرستاده بود و گفته بود پیشتر با یک حالتِ نیمهبرهنه لباس میپوشیده و حالا شکلِ پوششاش را تغییر داده است، ولی خانوادهاش بهخاطرِ اینکه «حجاب» میکند او را از خانه بیرون انداختهاند و به او گفتهاند مغزش را شستوشو دادهاند. برادرش هم گفته اگر حجاب کند او را آتش میزند چون او در میانِ فامیلهایش مایهی ننگ و بیآبروییست و دیگر هم خواهرِ او نیست، و حتّی دوستانش مدام او را مسخره میکنند.
در ادامه گفته اخیراً خانوادهاش بهزور میخواهند او را به عقدِ مردی درآورند که شغلش آمادهسازیِ سگ و خروس برای جنگ است و روی بُرد و باختِ آنها شرطبندی میکند. جدا از اینها شرابخوار هم است و دوستدخترهای فراوانی هم داشته است. این خانم نگران است که اگر به زور او را شوهر دادند چه بچّههایی از این ازدواجِ اجباری بهدنیا خواهد آمد یا چگونه به یک زندگیِ پاک و سالم که در رؤیاهایش تصوّر میکرده با وجودِ چنین مردی امیدوار باشد.
دوستان،
حکومت و مردم آیینهی همدیگرند. بخشِ زیادی از مردم بهیکدیگر ترحّمی ندارند و از حالا میخواهند بعد از رفتنِ حکومتِ کنونیِ ایران، بهشکلِ دیگری ادامهدهندهی این استبداد باشند.
➂ در لندن شخصی برایم تعریف میکرد در کارواش کار میکرده. شخصی ایرانی هم آنجا کار میکرد و هر روز از صندوق صدها پوند دزدی میکند. ➃ شخصِ دیگری هم میگفت در رستوران کار میکنم و صاحبکارم آخرِ هر ماه با من حساب میکند، در آخر 1 پوند به او بدهکار شدم و آن صاحبکار که شخصی بسیار ثروتمند بوده گفته 1 پوند (پولِ یک بیسکوئیت) بدهکار هستی و باید هرچه زودتر آنرا پرداخت کنی. ➄ یکی دیگر میگفت پیشِ یک ایرانی کار میکردم و کارم تخریبِ دیوارهای ساختمان بود ولی بعد از اینکه 15 روز با جانکندن کار کردم صاحبکارِ ایرانیام هیچ پولی به من نداد.
من خودم هم با چشمانِ خودم اوضاعِ افتضاحِ ایرانیانِ لندن را دیدهام. اغلبِ آنها شراب مینوشند و مرتّباً به بارها و کلابها رفتوآمد دارند. ➅ با چشمانم دیدهام کسانی که شعارِ «زن، زندگی، آزادی» میدادند، با شرکای ایرانیِ زیادی ارتباطِ جنسی داشتند. ➆ زنانی که شوهرانشان ایران بودند، دور از چشمِ آنها هم در فرانسه و هم در لندن دیدهام که خیانت میکردند، آن هم زنان و مردانی که چندین بچّه داشتند. ➇ گاهی دیدهام مردانی که لندن ساکناند، با قانونِ الحاقِ خانواده همسرشان را از ایران آوردهاند، و این زنان به محضِ رسیدن به اینجا، درخواستِ طلاق دادهاند و با افرادِ دیگری رفتهاند.
با همهی اینها مردمی که آنقدر پُرادّعایند و خود را وارثِ کوروش و علی و تمدّنِ هزاران ساله میدادند، و این مردمی که خودشان به یکدیگر رحم نمیکنند، ➈ بهصورتِ هم اسید میپاشند، بهخاطرِ دزدیدنِ گوشی روی هم قمه میکِشند، مأمور در جریانِ تظاهرات حتّی به افرادی که در پیادهرو با خانواده راه میروند شلّیکِ مستقیم میکنند، برچسبهای اورجینال به اجناسِ تقلّبی میزنند، در معاملات همدیگر را فریب میدهند و مالِ باطل میخورند، آیا خودِ حکومتشان هم از جنسِ خودشان نیست؟
ابن خلدون (Ibn Khaldun) در کتابِ "المقدّمة" میگوید:
"الدّول لها أعمار طبیعیّة کما للأشخاص..." «دولتها هم مانندِ اشخاص عُمرِ طبیعی دارند و در اواخرِ عُمرشان به ضعف و پیری میگرایند و فساد در بینشان رواج مییابد. فسادِ مردم هم بهخاطرِ فسادِ پادشاهان است، و فسادِ پادشاهان بهعلّتِ فسادِ اندیشمندان است، و فسادِ اندیشمندان هم ازاینروست که به چاپلوسی و دنیادوستی روی میآورند.»🇷🇺 @Leo_Shaahovsky
🤖 | آیا الاغها عاقل میشوند؟ |
📊 - چگونه هوشِ مصنوعی مردم را احمقتر کرده است؟ -
▫️ لئو شاهوفسکی
نمیدانم کسی چنین حسّی داشته باشد یا خیر، امّا برای من یکی از کسلکنندهترین کارهای دنیا گفتوگو با کسانیست که در مکالمات در پاسخدادن از باتهای هوشِ مصنوعی استفاده میکنند. احساس میکنم این افراد خرانی هستند که به خودشان جلیقهی ضدِّگلوله بستهاند و میخواهند به میدانِ جنگ بروند و جفتک بزنند.
تقریباً تمامِ کسانی که از این باتها استفاده میکنند افرادِ بیسواد و راحتطلبی هستند که در مقابلِ یک بُتِ جدید به خاک افتادهاند و فقط دنبالِ پاسخهای فوریاند. توهّمِ این افراد بهحدّی سفت و ژرف است که فکر میکنند این باتها بهخاطرِ بیانِ احساسیشان درستترین پاسخ را به آنها میدهد. مسأله این نیست این باتها هیچ پاسخِ درستی نمیدهند، بلکه این است که مردم فقط از پرامپتهایی استفاده میکنند که افکارِ ناسنجیدهاشان را یاری دهد، یعنی ظلمات علی ظلمات.
در هیچ قرنی از تاریخ، کتابها و دستاوردهای مکتوبِ فکریِ انسان آنقدر در مغاکِ جهلِ این جماعت فرو نرفته است. اینان احساس میکنند غولِ مرحلهی آخرند، امّا به مترسکهایی مکانیکی تبدیل شدهاند که تنها مکانیسمِ دفاعیشان Copy-Paste است.
تفکّر و تحقیق سخت است، بههمیندلیل ماشینها برایشان میاندیشند، و این درحالیست که این باتها فقط دادههای شناختیِ ذهنِ بشر که میتواند گاهی درست و اغلب گمراهکننده باشد برای این افرادِ تنبل جمعآوری میکند نه ماشینی که مجهّز به «حقیقتیاب» باشد، بهعبارتی پردازندهای شناختیست که امکانِ خطا در آن بسیار بالاست. ما اگر به Google Translate واژهی 'Beautiful' بدهیم به ما «زیبا» میدهد درحالیکه هیچ درکی از زیبایی ندارد.
نکتهی تاریکِ دیگر این است که هیچکس، مطلقاً هیچکس با استفاده از این باتها در جستوجوی حقائق نخواهد رفت، فقط افکارِ خود را حتّی اگر بداند بر راهِ باطلی است با آن تقویت میکند، مثلِ سرگینِ گاو که آن را کادوپیچ و بزک و دوزک کنند، امّا آیا چیزی از ماهیّتِ کثیفِ آن را تغییر میدهد؟
وقتی میبینم خیلی از مردم حتّی بازیگران و بلاگرها و افرادِ معروف برای بیانِ احساساتِ خود از این باتها استفاده میکنند جدّاً حالتتهوّع میگیرم. آنها چیزهایی کُپی میکنند که یک باتِ بیاحساس برای آنها نوشته و فقط از نظرِ نگارشی بینقص است، امّا هیچ خلوصی ندارد.
کسی که وحشتِ زندگی را دریافته طوفانهای روحش با این پژواکهای بیروح آرام نمیگیرد. دانش را باید با جانکندن و گذر از سنگلاخها بهدست آورد و آنقدر ذهنِ خود را با کتابها گداخت که از فهمِ این دانشها پَروار شود. وگرنه استفاده از این باتهای مصنوعی مثلِ سوارشدن روی تلهکابین است، بهسوی قلّهای که هرگز صاحبِ آن نخواهند شد.
کسی هم برای درازمدّت نمیتواند خود را زیرِ هیاهوی این باتها با پاسخهای مغلطهآمیز پنهان کند و با وزوزکردن و ورّاجی به حقیقت دست یابد. حقیقتِ، مردِ خود را میطلبد و هیچ بردهای که در جهلِ مرکّب افتاده نمیتواند طعمِ حقیقیِ علم و دانش را بِچِشد. آیا رُز و لاله و زنبق و نرگس که از دلِ طبیعت برخاسته با گُلهای مصنوعیِ بدرنگ و بیبو یکسانند؟ این افراد بهلطفِ این باتها یک اگزابایت پاسخِ ناشیانه دارند ولی هرگز روح و عقلشان بالغ نشده است.
بحث این نیست که هوشِ مصنوعی نمیتواند در مواردی مفید باشد، این است که وابستگیِ مردم به آن بهویژه در ساختِ تفکّر آنها را بردهتر و متوهّمتر کرده و صدایی که از ضربانِ قلبِ یک انسانِ زنده برمیخیزد با عرعرشان اشتباه گرفتهاند. خری که هزاران کتاب بر دوشش گذاشته چیست؟ هنوز هم خر است. اینها اطّلاعات را حمّالی میکنند و زیرِ وزنِ آن به زانو درآمدهاند. تحقیق و تفکّر، زحمت میخواهد، ولی اینها مثلِ یک شترِ بارکش در یک بیایانِ برهوت خار و بوتهی ملکِ دیگران را میجوند.
از خوانندگانم میخواهم افرادی که از این باتهای هوشِ مصنوعی در مکالمات استفاده میکنند بهکلّی نادیده بگیرند، زیرا آنها با با جهلِ مرکّب و نگاهی تمسخرآمیز از ما میخواهند چیزهایی را بخوانیم که بابتِ آن تفکّر نشده و حتّی خودشان حوصلهی نوشتنِ آن را نداشتهاند! شناساییِ این بردگانِ زامبیصفت هم با توجّه به فُرمِ سخنانِ تخیّلی و کودکانه و خالی از روحشان بسیار آسان است. این افرادِ بزدل در غیابِ AI به همان موجوداتِ عریان و انگلی تبدیل میشوند که زیرِ ردای هوش استتار کردهاند.
اگر میخواهید عظمت را به افکارتان بازگردانید، این الاغِ درونتان را به مزرعه بازگردانید و با خواندنِ کتابهای باکیفیّت به چیزی تبدیل شوید که شایستهی انسان است، وگرنه حتّی الاغ هم بهخاطرِ فوائدِ زیادی که دارد برای توصیفِ این افراد زیاد است، اینان سایهی الاغی هستند که روی توهّماتشان میچرند. از اینان نباشید.
🤖 @Leo_Shaahovsky
📕 دوستانِ گرامی،
از مجموعِ نوشتههایی که در این چنل خواندهاید، لطفاً در بخشِ کامنتها بفرمایید کدام مقاله یا مقالات را بیشتر دوست داشتید یا تأثیرِ زیادی از آن گرفتهاید یا امکانِ دوبارهی بازنگری در افکارتان را فراهم کرده است (ترجیحاً با توضیحی کوتاه)، تا دوستانی که تازهوارد هستند بهواسطهی شما تصمیمِ آگاهانهتری در خواندنِ نوشتهها بگیرند.
🤩@LEO_SHAAHOVSKY🤩
🤴 | پهلوی یا آخوند: به صورتِ کدامیک اوّل تف کنم؟ |
👑 لئو شاهوفسکی
نخست باید بدانیم حکومتِ ایران هیچگاه پایگاهِ مردمی را تا آخر از دست نمیدهد، چون این حکومت افکارِ آخرالزّمانی دارد، حتّی برخی از آنان معتقدند باید آنقدر ظلم کرد تا زمینه برای ظهورِ امامزمان فراهم شود و برخلافِ شاه که دین را آنچنان ابزار و ملعبه و دکّان نکرد، این حکومت در ردای زهد و عصا و انگشتر و نعلین و پیشانیِ کبود و با تظاهر به حبِّ اهلِبیتِ کرام مردم را فریب داد، پس نباید انتظار داشت افرادی که با این افکار رشد کردهاند قرار است در مقابلِ استبدادِ اینها ایستادگی کنند، حالا آنانی که از این سفرهی حکومتی میخورند و دغدغهی نان و شکم هم ندارند، مزید بر آن.
غرب فقط یک بخشِ این داستان است، بخشِ دیگرش هم استبدادِ مذهبیای است که اینها راه انداختهاند. پیغامبر میگفت:
"إنّ من أعظم الجهاد کلمة حقّ عند سلطان جائر" «از بزرگترین جهاد سخنِ حقّی است که در مقابلِ پادشاهِ جلّاد و ستمگری گفته شود»ولی اکنون هرکسی بیشتر سلطانِ ظالم را چاپلوسی کند بیشتر به دربارِ اینها نزدیک میشود. تصوّر کنید چقدر بودجه و ثروتِ مردم خرجِ حرمها و ضرائح و گنبدهای زراندود کردهاند و بغلِ همان بارگاهها کودکان در سطلِ زباله پیِ نان میگردند. فقط در ایران نزدیک به 12 هزار امامزاده یا بهتر بگویم بُتکده وجود دارد، امّا اینها بهقولِ انوریِ شاعر: درّ و مرواریدِ طوقش اشکِ اطفالِ منست لعل و یاقوتِ ستامش خونِ ایتامِ شماست و این در حالی هم است که در تاریخ بهروشنی مکتوب شده پیغامبر محمّد، علی پسرِ ابیطالب را فرستاد همهی قبرها را با فاصلهی یک وجب با خاک یکسان کند، و جالب این است در همین دستور آمده که تمثالهای مسیح و مریم را از بین ببرد تا کیششخصیّت را براندازد ولی حالا دو بُتِ بزرگ در تمامِ اداراتِ ایرانی آویزان است! درست مانندِ دورانِ شاه و رسومِ جاهلانهی شاهنشاهی و دستبوسی و خمشدن. در تاریخ برای اسلام دشمنی سرسختتر از اینها پیدا نخواهد شد، یعنی از زمانِ فاطمیان با روضهخوانی و قبل از آن فراخوانهای عبدالله ابن سبأ یهودی با غلو در موردِ امام علی و بعدها سلسلهی صفوی با ساختِ گنبدهای طلایی، ضرباتی به اسلام وارد کردند که چنگیزخان و یهود و عابدانِ صلیب در خواب هم ندیدند. به دهها طرقِ مختلف در تاریخ آمده از گنبدسازی بر قبور نهی شده و انجامدهندگانِ آن لعن شدهاند و هرکس مانندِ دورهی جاهلی نوحه بخواند و بر سروسینه بزند از امّتِ محمّد نیست، ولی اینها هرچه ضدِّاسلام است انجام دادند. از آنطرف شاهنشاهیان و پهلویان با آن رزومهی خوفناک که یادآورِ فقر و قحطی و شکنجهگاههای ساواک است، حالا با تکیه بر دو حکومتِ دجّالِ آمریکا و اسرائیل که زادهی استعمار و غارتاند و سالها تحریماتی که گذاشتند مقاماتِ ایرانی را فربهتر کرده و فقط مردم را به قهقرای فقر کشاندند، و خودشان را کلانترِ جهان میدانند و بههرجا رفتند منابع و ثروتش را غارت کردند، همینان رؤیای آزادی و رفاه را برای مردمِ ایران میبافند، مثلِ موعظهی گرگها برای گلّهی گوسفندان. غربی که خودش مجهّز به مخرّبترین تجهیزاتِ جنگی و هستهایست، از یک کشورِ دیگر میخواهد خلعِسلاح شود و فقط حق دارد با سنگ و چوب مبارزه کند، امّا هیچ کشوری به اسرائیل که امضاکنندهی پیمانِ منعِ سلاحِ هستهای (NPT) هم نیست یا به ژاپن که هماکنون در حالِ ساختِ زرّادخانهی هستهایست هیچ تحریم و فشاری وارد نمیکند. حالا هیچی هم نشده، ما مخالفانِ رضا پهلوی را به «آخوندِ اتوکرده» صدا میزنند، همان القابِ تاکتیکی و تخیّلیِ کنونی مانندِ «وهّابی» و «ضدِّانقلاب» و «ناصبی» برای مسکوتکردنِ مخالفان. حالا این حکومت هم در دورهی نهفتهی پیریاش است و بعد از سرنگونی بعید نیست نسلهای جدیدتر بگویند 'صد رحمت به ایّامِ احتلال و استبدادِ خمینی'، زیرا کسی که دستنشاندهی حکومتهای خارجیست، مستقل نیست زیردست است، و باید تا ابد به آنها باج دهد، حالا با برانداختنِ توانِ نظامیِ آن کشور باشد یا با دادنِ خاک و غارتِ منابع یا با استعمارِ تبلیغاتی برای یک فرهنگِ ولنگار و منحط یا با سرازیرشدنِ اجنبیان برای روابطِ سکسی با نوامیسِ آن مملکت، همانطور که اکنون از کشورهایی مثلِ عراق چنین اتّفاقِ دهشتناکی با صیغهی زنانِ ایرانی میافتد. بعد از سرنگونی هم هرکس با دستدرازیِ یهودیان و آمریکاییها بر زنانِ ایرانی مخالفت کرد او را به جرمِ «یهودستیزی» به یک ساواکِ جدید میافکنند، زیرا پُشتِ آن ظاهرِ موقّری که دارند یک زبانِ سیمبولیکِ روایی هم دارند که سلاحِ اوّلشان است. سالها پیش سخنی از یک نویسندهی فرانسوی خواندم که میگفت:
«به کدامیک میخرسندی؟ آنکه به تو نان دهد و آزادیات را بگیرد یا آنکه آزادیات دهد تا نانت را ببَرد؟ به صورتِ کدامیک اوّل تف کنم؟»👑 @Leo_Shaahovsky
🚩 | لطفاً حتماً بخوانید |
⚡ لئو شاهوفسکی
دوستانِ گرانمهر
بهخاطرِ تعطیلیِ بازار و اینترنت و کسادیِ کسبوکارها در ایران بهویژه در این سه هفته، لطفاً اگر بضاعتِ کافی دارید حواستان به افرادِ نادار و معلول و بیوه و سالمند و کودکانِ بیسرپرست باشد.
برای آنکه آبروی آنها را حفظ کنید میتوانید مقداری پول بستهبندی کنید و بهعنوانِ «هدیه» به آنها بدهید.
میتوانید هر هفته چندین بار وعدههای غذایی حتّی غذاهای خانگیِ ساده برای همسایههایتان ببرید و یک ساندویچ برای افرادی که در سرما یا گرما میایستند بخرید.
میتوانید در فروشگاههای محلهتان بدهیِ افرادی که با قرض محصولی خریدهاند پرداخت کنید. لباسهایی که دیگر استفاده نمیکنید هم دور نیندازید و برای افرادِ نیازمند ببرید.
حتماً از مارکتهای کوچک که توسّطِ فروشگاههای بزرگ بلعیده شدهاند خریداری کنید. یا قرار نیست حتماً میوههای سالم را از یک میوهفروش بخرید، شما آن روز بخشی از میوههای روبهخراب را بخرید تا آن شخص در محصولش ضرر نکند، حتّی اگر شما آنها را دور میاندازید، ولی ترجیحاً از افرادِ سالمند بخرید، چون اگر زندگیِ خوبی داشتند در این سنوسال استراحت میکردند.
اگر حرفه و تخصّصی بلدید برای افرادِ تنگدست بهصورتِ رایگان تعمیراتِ ماشین یا خانه را انجام دهید. در سمساریها یا در سایتهای دستِدوّم برای یخچال و کولر و لباسشویی و دیگر ابزارهای مهم بگردید و بسته به توانتان بخرید و برای خانوادههای فقیر ببرید.
اگر خانوادهای عزادار شدند، بهجای انداختنِ زحمت و هزینههای کمرشکن و انتظارکشیدن برای خوردنِ پلو، شما همسایهها دستهجمعی برایشان غذا بپزید و اینطوری از یک عادتِ زشت هم در هنگامِ مصیبتِ کسی جلوگیری میکنید.
در این شرایطِ سخت، خیلی از افراد منزوی هستند و بهویژه به سالمندانِ منزوی سر بزنید و با هزینههای خودتان غذای کافی بخرید و حتّی یک شام میتواند روحیهی آنان را دگرگون کند.
زندگی با افرادِ معلول هم بسیار سخت است، یا کسانی که یک شخصِ آلزایمری دارند، و برای این افرادِ مریض و مراقبانشان هر کارِ زیادی انجام دهید باز هم کم است.
میتوانید مثلِ یک نامهی پستی در یک کاغذِ ساده هم از خانههای موردِنظر بخواهید اگر نیازی (مثلاً مرتبط با تخصّص و شغلتان) دارند، با شمارهی شما تماس بگیرند یا اگر بدهیِ کرایهخانه و قبضِ منزل و شارژِ اینترنت دارند برایشان پرداخت کنید.
میدانم همه شرایطِ سختی دارند، ولی در نهایت خودِ مردم باید به یکدیگر ترحّم کنند. قرار هم نیست برای انجامِ این کارها حتماً ثروتمند باشید. لطفاً هرکسی هرکاری از دستش برمیآید انجام دهد. ما بابتِ بیتفاوتی هم مسؤولیم.
🌱 @Leo_Shaahovsky
سلام
با دلتنگی، مشتاقانه در انتظارِ دیدارِ دوبارهی شما عزیزان هستم.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
