آیههای تاریکی
前往频道在 Telegram
455
订阅者
-124 小时
-67 天
-1730 天
帖子存档
☕️پرنده ام مرد
پرنده ام بهترین دوستم بود، هیچ وقت به هم دروغ نگفتیم؛ عشقمان دو طرفه بود. ساعتهای آخرش از این ناراحت بود که نمیتواند دوباره روی انگشتم بنشیند و من هم از ناامیدی او دل شکسته بودم.
امروز یکی از موجودات عزیز زندگیم را از دست دادم. دوستی که در آخرین لحظات زندگیش هم دوست داشت با من باشد. پرنده کوچکی که کف دستم جان داد.
هیچکس نمیداند برای قلب پر درد مرد تنهایی مثل من این فاجعه چقدر بزرگ است
🆑 @ehsas2ro
سهره محبوبم مرد
ماده سهره ام به نام فهیمه خانم که خیلی دوستش داشتم؛ از دیروز حالش خوب نبود.
از صبح روی میزم بود فقط دو سه بار توانست به انگشتم نوک بزند.
ده دقیقه پیش شروع کرد به بال زدن انگار میخواست چیزی بگوید. گرفتم توی دستم بود. دوست داشت چانه و پشت گردنش را نوازش کنم. نوکش آرام باز و بسته میشد. با احتیاط نوازشش میکردم. تا اینکه چند دقیقه بالهایش تکان خوردند و انگشتهای پایش سیخ شدند و بی حرکت ماند.
خیلی دوستم داشت و خیلی به هم وابسته بودیم. الان حالم را فقط عشق بازها درک میکنند
من پریشان تر از آنم که تو زخمم بزنی...
"باز پاییز"
"محمدمعتمدی"
ارسالی ستار
🆑 @ehsas2ro
"ای وای"
با صدای "بابک جهان بخش"
برای دختر کوچولوی خوشگل و مهربانم رها خانم
دوستت دارم کوچولو
🆑 @ehsas2ro
"سحر ببوی نسیمت به مژه جان سپرم"
"اگر امان دهد امشب، فراق تا سحرم"
"محمد رضا شجریان و صدیق تعریف"
ارسالی نسرین
🆑 @ehsas2ro
"دخترک فالبین"
وقتی 13 سالم بود عاشق یک دختر شمالی شدم، اهل املش بود، اسمش پوران
هنوز معتقدم خداوند دیگر زنی به زیبایی او خلق نخواهد کرد. هرگز حتی یک کلمه هم با او حرف نزدم اما خیلی آشکارا با نگاهم فریاد میزدم که دوستت دارم. چند صد کیلومتر راه را میکوبیدم و میرفتم که فقط 10-15 دقیقه از دور ببینمش
سالها در تب عشقش سوختم و به یک کارت پستال از او دلخوش بودم. چند سال پیش فهمیدم که او نیز ازدواج نکرده است. نمیتوانم درست یا غلط بودنش را تایید کنم.
این آهنگ را آن دوران گوش میدادم. پیراهن زرد خوشگلی پوشیده بود با دامن سیاه، هنوز هم که هنوز است با گذشت سی سال از آن روزها رنگ زرد تاثیر گذار ترین رنگ بر رویم است.
صدایم کرد گفت بیا جلو؛ داشت با سبد ماهی میگرفت. پاهایم چسبیده بود به زمین.
چند ساعت بعد دوباره صدایم کرد گفت بیا تو آلاچیق، رفتم اما فقط نگاهش میکردم. یک کلمه هم نتوانستم حرف بزنم.
ماجرای اولین عشقم حتی یک کلمه هم نداشت. فقط چند سال بعد یک کارت پستال از او به دستم رسید که درش نوشته شده بود "میدانم دوستم داری خجالتی، من هم دوستت دارم"
🆑 @ehsas2ro
