ch
Feedback
کامنتیو پلاس

کامنتیو پلاس

前往频道在 Telegram

تا ابد بی تبلیغ 🤝 یه خانواده بزرگ جمع شدیم دور هم 🌝 @ComentiveCr راجع به تولد ها بگم، پول سفارش تولد توسط خود سفارش دهنده مستقیم به حساب خیریه واریز میشه.

显示更多

📈 Telegram 频道 کامنتیو پلاس 的分析概览

频道 کامنتیو پلاس (@comentiveplus) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 16 371 名订阅者,在 幽默与娱乐 类别中位列第 3 091,并在 伊朗 地区排名第 20 781 位。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 16 371 名订阅者。

根据 22 一月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -231,过去 24 小时变化为 0,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 0%。内容发布后 24 小时内通常能获得 N/A% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 0 次浏览,首日通常累积 0 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
  • 主题关注点: 内容集中在 بهم, کس, مامان, اون, بابام 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“تا ابد بی تبلیغ 🤝 یه خانواده بزرگ جمع شدیم دور هم 🌝 @ComentiveCr راجع به تولد ها بگم، پول سفارش تولد توسط خود سفارش دهنده مستقیم به حساب خیریه واریز میشه.”

凭借高频更新(最新数据采集于 23 一月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 幽默与娱乐 类别中的关键影响点。

16 371
订阅者
无数据24 小时
-197 天
-23130 天
帖子存档
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ اقا ما از زیر همین کامنتای کامنتیو باهم اشنا شدیم دو سال پیش، بعدش کالاف بازی میکرد منم رفتم کالاف نصب کردم یه خودی نشون بدم مثلا🦦 الان بعد دوسال باهمیم و در حال حاضر اقا ناراحته چرا بجای اینکه پیش من باشی میخوای بری چالش شرکت کنی(به خودت بیا با همین چالشا باهات اشنا شدم😂)

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ باریستا بود کارت بانکیم رو از قصد انداختم زیر میز که مثلا شبش پیام بدم که کارتم رو پیدا کنه.. پیام دادم کارتم رو پیدا نکرد و واقعا گم شده بود ولی تاثیر داشت..😂

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ پسرم، کم سن و سال بودمو خنگ کراشمم همسایه بغلیمون بود تو ساختمون بعد میرفتم کنار اتاق اون که چسبیده به دیوار یکی از اتاقامونم بود مینشستم اون سرفه میکرد منم سرفه میکردم اون حرف میزد الکی میخوندم که مثلا منم اینجام اهنگای عاشقانه باز میکردم تو گوشیم صداشو زیاد میکردم ، الان یه سالیه که ندیدمش از اون محله رفتیم (از ۱۲-۱۳ سالگی کراش بودم روش الانم ۲۳ سالمه) ولی هنوزم دوسش دارم فک کنم :)

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ من از این لوس بازیا نداشتم زیاد پاشدم رفتم بهش گفتم کیر شدم برگشتم ضربتی

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ از دخترای بدنساز تام بوی خوشش میومد الان تقریبا دو سال میشه دارم بدنسازی کار میکنم و کات دار شدم😂😂 و استایلم عوض شده ولی خب دیگه به اون حسی ندارم رو خودم کراشم😂😂😭

نه پاک نمیشه راحت باش

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ کوشا اینا رو پاک نکن من بخوابم صبح باید پاشم برم سرکار تو راه بخونم😭

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ اومدم سر کلاس کنارش بشینم که سر صحبتو باز کنم، پا شد رفت جلو تر نشست😂😂😂 یه سال از اون اتفاق میگذره و الان خودش گفت که بیام تو چالش شرکت کنم

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ آقا من همونیم که حلقه رو انداختم تو کوله و 3 ماه بعد با یکی دیگه ازدواج کرد دیدم بچه های کانال خیلی ناراحت شدن اومدم بگم من ترم آخر همون دوره کارشناسی با یه دختر فوق العاده ازدواج کردم و الان یه 3 قلو داریم و خیلی خوشبختیم اون سو تفاهم هم اونارو خوشبخت کرد هم خودمو 😂

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ تو دانشگاه همکلاسی بودیم واسش شعری نوشتم که اگه حروف اول مصرع ها رو پشت هم میذاشتی اسم و فامیلش میشد 😁 الان سه ساله تاج سرمه 😍

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ من مال دوستمو میگم یکی از دوستای مشترکو مجبور کرد که تولد بگیره و پسره رو دعوت کنه ایشونم با یه دختر دیگه اومد😑

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ به عنوان کسی ک فرهنگیانه و مگس نر دورش پر نمیزنه،اکیپ هم نداره با هیچ پسری هم در ارتباط نیست خیلی جدی توصیه کنید چطوری رل پیدا کنه!؟😐😂

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ اقا یه اکیپ توی دانشگاه ما بودن که کسی زیاد دورو برشون نبود و کسی هم دوست نداشت بره توی اکیپشون جز من دلیلش رو خودتون میدونید بعدش من برای جلب نظر این بنده خدا رفتم خواننده محبوبش رو پیدا کردم و همه اهنگاشو دانلود کردم یه روز وقتی تنها بود از جلوش رد شدم درحالی که داشت اهنگ مورد علاقش توی گوشیم پخش میشد خلاصه هیچی فکر کنم خوشش اومد و بعد از چند روز کاشف به عمل اومد که ایشون منو با داداش دوقلوم اشتباه گرفته و رفته با داداشم رفیق شده😂😂😭

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ دو‌تا کلاس مشترک داشتیم برگه امتحان جفتشونو سفید داد منم سفید دادم که باز باهم همکلاسی بشیم و این دفعه بدون مزاحم بتونم باهاش سر صحبتو باز کنم ولی اون از دانشگاه اخراج شده 😭😑

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ کراشم و اکس قبلیم داخل بوتیک کار میکرد، هر روز به بهانه های مختلف میرفتم بیرون و شاید 10،20 بار از جلوی در بوتیک رد میشدم وقتیم که توی خیابون و بازار بیرون از بوتیک میدیدمش پشت سرش راه میوفتادم هرجا می‌رفت منم میرفتم همون اطراف می‌گشتم انقد نگاش میکردم دیگه بهم شک‌کرده بود😂،پیج اینستاش هم از داخل پیج بوتیکشون پیدا کرده بودم و فالو داشتم یه روز خودش دایرکت ریکوئست داده بود گفت قیافت خیلی آشناست چندباری تو خیابون دیدمت چرا اونجوری بهم نگاه میکردی😂منم گفتم ازش خوشم میاد و دیگه بعد از اون رابطمون شروع شد😁

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ الان که فکر میکنم هیچ کاری نکردمممم جز اینکه سگ بودم و محلش نمیدادم حق داشت منو نخواد

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ فامیلمونه یه زمانی همش سعی میکردم خودم و اخلاقمو مثل مامانش نشون بدم (میگن پسرا دختریو دوس دارن که وایب مامانشونو بده)

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ نمیخام حتییی یادش بیوفتم تو کلاس بحث سر یه انیمه بود منم نه حتی میدونستم چی هست رفتم قاطیشون کاش نمی‌رفتم😭🤣 یکدفعه یارو کراشم گفت نظرتون راجب انیمه‌ وان پیس وای شرم بر من گفتم زود تموم شد ولی خوب کاش لال میشدم همه زدن زیر خنده منم خندیدم گفتم حتما چیز خنده داری گفتم بعد اینها فک کردن من شوخی میکنم این بنده خدا کراشمم‌ گفت چه بامزه ای فقط میخاستم ازشون دور شم برم سرچ کنم این چیه خلاصه ما رفتیم زدیم دیدیم نوشته قسمت ۱۹۹۸ منو بگو همونجا خودمم خندم گرفت از چیزی که گفتم انیمه بازا میفهمن چی میگم😭🤣

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ برای اینکه تاریخ تولدشو پیدا کنم، دیتابیس یکی از شرکت‌های اتوبوس رانی که میدونستم باهاش میره شهرشون رو بهش نفوذ کردم و به‌دست اوردم ارشد بودم، اون کارشناسی بود، برای اینکه باهاش همکلاس بشم رفتم درس کارشناسی پاس کردم بخاطرش حتی تخلف اموزشی کردم و یه ترم مشروط شدم برنامه هفتگیشونو پیدا کرده بودم جوری انتخاب واحد می‌کردم که ساعت‌های کلاس‌هامون باهم تموم بشه بتونم ببینمش میرفتم دستیاراستاد درس‌هایی میشدم که درس باهاشون داشت تا بتونم بهش درس یاد بدم دوست داشت بره تهران، از طرف دانشگاه یه اردو هماهنگ کردم که ملت رو ببریم تهران میخوام بگم، همه این کارارو به علاوه کلی کار که دیگه طولانی میشه انجام دادم ولی نشد...

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ منم رو یکی از همسایه هامون کراش زده بودم طرفم نخ میدادم کاری نمی‌کرد خودم دست به کار شدم پلاک ماشینشو برداشتم دادم تو به دوستم ک تو بیمه ماشین کار میکنه شمارشو برام درآورد 😂