کامنتیو پلاس
前往频道在 Telegram
تا ابد بی تبلیغ 🤝 یه خانواده بزرگ جمع شدیم دور هم 🌝 @ComentiveCr راجع به تولد ها بگم، پول سفارش تولد توسط خود سفارش دهنده مستقیم به حساب خیریه واریز میشه.
显示更多📈 Telegram 频道 کامنتیو پلاس 的分析概览
频道 کامنتیو پلاس (@comentiveplus) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 16 371 名订阅者,在 幽默与娱乐 类别中位列第 3 091,并在 伊朗 地区排名第 20 781 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 16 371 名订阅者。
根据 22 一月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -231,过去 24 小时变化为 0,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 0%。内容发布后 24 小时内通常能获得 N/A% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 0 次浏览,首日通常累积 0 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 بهم, کس, مامان, اون, بابام 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“تا ابد بی تبلیغ 🤝
یه خانواده بزرگ جمع شدیم دور هم 🌝
@ComentiveCr
راجع به تولد ها بگم، پول سفارش تولد توسط خود سفارش دهنده مستقیم به حساب خیریه واریز میشه.”
凭借高频更新(最新数据采集于 23 一月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 幽默与娱乐 类别中的关键影响点。
16 371
订阅者
无数据24 小时
-197 天
-23130 天
帖子存档
16 371
نزدیک ۴ سال پیش، مامانم در اثر کرونا فوت شد و من فکر میکردم دیگه زندگی تموم شده و نمیتونم تحمل کنم و البته کلی بگایی بخاطر مرگش داشتم و تاثیراتش هنوزم هست ولی خب زندگی در جریان بود و هست.
16 371
هفته پیش با دوست پسرم تو ماشین بودیم میخواستیم فسادو شروع کنیم(هنوز کاری نکرده بودیم) ماشین نیرو انتظامی وایساد بغلمون و لو رفتیم. با کلی اصرار به ی جریمه راضی شدن و ولمون کردن🤦♀
16 371
تو یه جاده روستایی بودم با رفیقام
جاده دو لاینه بود و یه سمت کوه و سمت دیگه دره
داشتیم با رفیقمون تصویری صحبت میکردیم و من پشت فرمون بودم
حواسمون پرت صحبت شد یه لحظه دیدم رفیقم که پشت بود یه دادی زد و داشتیم شاخ به شاخ میرفتیم تو یه پرایده
سریع فرمونو برگردوندم
از کون آوردیم یعنی
مویی رد کردم طوری که آیینم مماس آینه ماشینش رد شد 😂
واقعا هنوزم یادش میوفتم وحشت میکنم بد صحنه ای بود 😑
پشت ماشین اصلا حواستون رو پرت چیزی نکنید که بگایی در کسری از ثانیه اتفاق میوفته
16 371
با دوس پسرم رفتیم پیش مشاوره
کات کردیم و جلو چشم مشاور از همه جا همدیگه رو بلاک کردیم
بعد از اون بدون ذره ای اغراق
یه ۲۴ ساعت کامل و یه نصف روز گریه کردم
و خودم هی پشمام میریخت هی که این اشک چرا تموم نمیشه چرا چشمام خشک نمیشه چرا اروم نمیشم چرا گریم قطع نمیشه
اخرش دیگه چشمم نمیدید تار تار میدیدم مث یعقوب نبی😂😂😂
سرمو گذاشتم رو بالش خوابم برد
الان حتی سالی یبارم یادم نمیفته🦦
16 371
کنکور اولم رتبم ۱۳۰هزار شد
همهههه میگفتن تمومه
برو یه کارعملی یادبگیر و فلان
یه شکست عاطفی خوردم...
اما واقعا خوندم.گریه میکردم و میخوندم و تهش رشته ای ک میخواستم قبول شدم (رتبم ۳هزار تجربی شد)
16 371
اکسم تهدیدم میکرد،به پخش کردن عکسام،به کشتنم،به پاشیدن اسید رو صورتم،به تجاوز به همهچی
فکر میکردم باید بمیرم تا تموم شه،تا دو سال بعد کات ولم نکرد.
آخرین بار اردیبهشت۱۴۰۰بهم زنگ زد و من اونموقع توی یه رابطه خیلی جدی بودم،خطمو عوض کردم دوماه بعدش نامزد کردم،حتی نامزدم رو هم تهدید کرده بود،حتی نودمو براش فرستاد وقتی با اون بودم همش۱۶سالم بود اونموقعها فکر میکردم این تهدیدا و این حال بد هیچوقت تموم نمیشه و آخرش نامزدم ولم میکنه.
شهریور امسال با نامزدم عروسی کردیم و الان دیگه بالاخره روی آروم و خوش زندگی رو دارم میبینم و خوشحالم و شاکرم که خودکشیام ناموفق بود.
16 371
کلاس شیشم که بودم شب بود رفته بودم سرسره بازی و یه تیکه سرسره شکسته بود و تیز زده بود بیرون منم از بالا تالاپی افتادم روش و اون تیزی رفت وسط پاهام.. منم که از قبل شنیده بودم که دختر باید پرده داشته باشه و اینا... با 12 سال سن دنیا رو سرم خراب شده بود که وای بابام بفهمه میکشتم، تا اخر عمرم تنها میمونمو ... تا چند ماه افسرده شده بودم از ترس... 🤦♀️🤦♀️🤦♀️الان 21 سالمه پرده به تخممه و با رلم سکس دارم و به اون دوران و نااگاهیم میخندم😂
16 371
من دخترم. دانش اموز ک بودم تو نمازخونه مدرسه مچم رو در حال لز کردن با دوستم گرفتند. خبرش به مدیر رسید و بعدم فرستادنم مشاوره.. سر بسته یه چیزاییم به مامانم گفتن. اونجا فکر کردم دیگه ته دنیاعه خیلی شرایط بدی بود. تا وقتی سال تموم شد و ازون مدرسه رفتم استرس داشتم ولی خب اون روزام گذشت.
16 371
سال ۹۹ تو توچال تو دمای ۱۴- وسط کولاک گم شدیم ، همه جا سفید بود ، غلظت اکسیژن در حدی پایین بود که توهم زده بودیم.
وسط برفا یکی رو دیدم فکر کردم اینم توهمه ولی واقعا آدم بود ، راه پایین رفتنو نشونمون داد.
16 371
چهار سال یکیو دوست داشتم یه شب زنگ گفت ازدواج کردم اپنشب تا صبح گریه کردم تو خونه راه رفتم سرمو کوبیدم تو دیوار حتی رفتم خودمو بکشم که گربم پرید رو دستمو تیغ از دستم افتاد . همش تکرار میکردم من دیگه خوب نمیشمممم من دیکه خوب نمیشممم. ولی الان خوبم و خیلییی بهترمممم.و حتی خداروشکر میکنم که نیست
16 371
سلام پسرم ۲۶
بچها داشتن گل میکشیدن خیلی اتفاقی از دستشون گرفتم ۳ کام حبس🤦🏻♂
چنان گوزپیچ شدم که حس کردم دارم میمیرم
حالت تهوع، توهم شدید، استرس خیلی خیلی زیاد. ینی اختیار نداشتم انگشتم و تکون بدم
واقعن یکی از ۹ تا جونم اونجا هدر رفت
خلاصه اون بیرون مراقب کونتون باشید 😑
16 371
بابا از کنسر روده فوت کرد دکتر گفت باید چک شی اگه چیزی باشه قبل کنسر شدن برداریم نتیجه این شد کل روده بزرگم درومد و الان سر و مر گندم و حتی خیلی اطرافیان نمیدونن و از ظاهرم تشخیص نمیدن اصلا
اما اون موقع فک میکردم دنیا تموم شد
16 371
من خانواده ی به شدتتت حساس و سختگیر و مذهبی ای دارم
یه روز داداشم گوشیمو سر یه داستانی ازم گرفت رفت بیرون منم فکر کردم این رمزشو از مامانم گرفته و بازش کرده
و تو گوشیم یه سری عکس (نود نبودن صرفا تو مکان عمومی شال سرم نبود) و یه پیج مخفی از خانواده و... داشتم.
(دوست پسر یا کلا با هر نوع پسری هم در ارتباط نبودم)
فکر میکردم اونارو قطعا دیده و بیاد خونه میکشتم واسه همین خودم دست بکار شدم قرص خوردم و....
به هر صورت نجات پیدا کردم و بعدش فهمیدم داداشم اصلا نتونسته گوشیمو باز کنه
16 371
من سر یه جریانی تو درگیری به کما رفتم دستم قطع شده بود پیوند زدن دکترا بعدش گفتن دیگه این دستت قراره دکوری باشه .
همزمان هم یه عشقی داشتیم به من خیانت کرد
دقیق مهر سال پیش ..
ولی خب
دستم الان کامل کار میکنه ( نسبتا )
و فهمیدم خدا بعضی وقتا چیزایی رو میگیره تا خودت رو به خودت بیاره ...
درسته اون دخترم خیلی دوسش داشتم
ولی فهمیدم هیچ چی تو دنیا ماندگار نیست
16 371
اونجا که افتادم تو اعتیاد و شیشه... تو دو سال دوتا ماشینمو فروختم یخچال و تلوزیون خونه رو فروختم از یه زندگی خوب رسیدم به کارتن خوابی و هرلحظه منتظر مرگم بودم خدا دخترم رو بهم داد و برگشتم به زندگی❤️
16 371
شیش ماه قبل از شروع کرونا سرمایه یه عمر کار کردنم رو برای شروع کار خودم گذاشتم و کارگاه خودمو زدم. تازه داشتم شناخته میشدم و یه سفارش بزرگ گرفته بودم که کرونا شروع شد و تا مرز ورشکستگی رفتم. تا خرخره رفته بودم تو قرض و فکر میکردم کارم دیگه تمومه، بین همه این مشکلات کرونا هم گرفتم و دعا میکردم تموم کنم ولی اون روزا هم گذشت و تموم شد.
16 371
یه تایمی بود اینستا باگ داشت پستارو میخواستی واسه یکی بفرستی واسه دو سه نفر دیگم میفرستاد یه بار واسه دوست پسرم یه پست فرستادم با ابن محتوا که خیلی حال میده دوست پسرتو حشری کنی و اون کاری نتونه بکنه و بعد چند دقیقه دیدم شوهر خواهرم یه ریکشن نشون داده و فهمیدم که پست واسه اینم رفته و میخواستم بمیرم اون شب😂😂
16 371
دی ۹۸ به ام اس مبتلا شدم و چون فرآیند تشخیص طولانی شد فلج شدم، دکترم میگفت احتمال زیاد دیگه نمیتونم راه برم ولی من کاردرمانی رو از بهمن شروع کردم و اردیبهشت ۹۹ تونستم دوباره روی پاهای خودم بایستم. دی ۹۸ فکر میکردم دنیا دیگه تموم شده ولی بهم ثابت شد توی تاریکترین روزام هم نباید ناامید شم.
16 371
خونه مجردی تو یه شهر دیگه دارم
بعد دوسپسرمو آورده بودم خونمون یکی دو روز باهم بودیم
صبح که در شرف رابطه بودیم
هنو هیچی نشده بود یهو آبش اومد ریخت روم سر خورد رفت تو
مام فک کردیم رفت واقعا
تا یه مدت حس حامله بودن بهم دست داد
دیگه گفتم این بگایی
هرچی باشه دیگ این نععع برا میرم
بعد گذشت اولین وقت پریودیم یهو پریود شدم
و چقدر خوشحال بودم
