ch
Feedback
کامنتیو پلاس

کامنتیو پلاس

前往频道在 Telegram

تا ابد بی تبلیغ 🤝 یه خانواده بزرگ جمع شدیم دور هم 🌝 @ComentiveCr راجع به تولد ها بگم، پول سفارش تولد توسط خود سفارش دهنده مستقیم به حساب خیریه واریز میشه.

显示更多

📈 Telegram 频道 کامنتیو پلاس 的分析概览

频道 کامنتیو پلاس (@comentiveplus) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 16 371 名订阅者,在 幽默与娱乐 类别中位列第 3 091,并在 伊朗 地区排名第 20 781 位。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 16 371 名订阅者。

根据 22 一月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -231,过去 24 小时变化为 0,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 0%。内容发布后 24 小时内通常能获得 N/A% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 0 次浏览,首日通常累积 0 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
  • 主题关注点: 内容集中在 بهم, کس, مامان, اون, بابام 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“تا ابد بی تبلیغ 🤝 یه خانواده بزرگ جمع شدیم دور هم 🌝 @ComentiveCr راجع به تولد ها بگم، پول سفارش تولد توسط خود سفارش دهنده مستقیم به حساب خیریه واریز میشه.”

凭借高频更新(最新数据采集于 23 一月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 幽默与娱乐 类别中的关键影响点。

16 371
订阅者
无数据24 小时
-197 天
-23130 天
帖子存档
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ در سم بودن اکسم همین بس که ازدواج کرده هنوز پیام میده بهم و میگه دوست دارم و فلان بعد میگه نباید با کسی باشی 😐 شاید یه روز طلاق گرفتم 😐😐😐

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ کیر یه نفر دیگه رو ساک زده بود و معتقد بود که خیانت نکرده بعد میگه کاری نکردم تعارف نکن بیا کونمون هم بذار یه چیزی که خیلی اذیتم میکنه و حالمو بهم میزنه اینه که کم کم داره انگار عادی میشه لاشی بودن و خیانت اینو بدونید شاید اگه خودتون رو اذیت نمیکنه کثافت کاریاتون و دروغاتون زندگی بقیه رو به لجن میکشه و آتیش میزنه پس ساده از گه بودن خودتون نگذرید اگه قراره به بقیه آسیب بزنه

و اینکه لطفا اینقدر بی احترامی نکنید به شخصی که ناشناس میفرسته. طرف خودش داره اعتراف میکنه زخم بدی خورده و پشیمونه. نمک روی زخم نپاشیم 😐

سعی میکنم تکراری نذارم ولی تقریبا از هر ۱۰ ناشناس، ۳-۴ تاش به خاطر خسیس بودن بیش از حد پسره تموم شده. البته که من معتقدم هرکی هرچقدر در توانشه باید توی رابطه خرج کنه و دختر پسر نداره ولی واقعا از تعداد زیاد این مدل ناشناسا داره پشمام میریزه.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ اکس من دوسال از خودم کوچیک تر بود دخترم 🙄 بعد دوسال باهم بودیم تمام این دوسال فقط شبا و اونم توی ماشین باهم بیرون میرفتیم حتی یدونه آدامس هم ازش کادو نگرفتم حتی یبارم یادمه خودش تو ماشین نشست دلستر خورد بعد از عملیات و حتی به من تارفم نکرد 😐 و تمام زارتان زورتان هامون هم داخل همون ماشین کیری بود اما هرسری سر کدوم از اینا و رفتارای دیگش خواستم باهاش بهم بزنم بهم گفت که دوسم داره و درستش میکنه و اينا و منم قبول میکردم و به طور واقعا احمقانه‌ای دوسش دارم هنوزم 😑

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ اولین دیتی که رفتم خونش برام تو قمقه چایی آورد گفت لیوان کثیف بشه مامانم میفهمه یه بسته چیپس با یه بادم زمینی سرکه ای خریده بود برا پذیرایی که داشتم میرفتم آشغالشم داد خودم ببرم خودم ناهار سفارش دادم از گشنگی دستمالم نخریده بود گدا با لباس داستانو پاک کردیم🤦🏻‍♀

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ با هم داشتیم فیلم می‌دیدیم (من دخترم ) زیر یه پتو خابیده بودیم یهو بوی چس اومد خیلی بوی بدی داشت پتو رو دادم پایین بوش اذیت نکنه یهو برگشت چشاشو مظلوم کرد گفت چرا پتو دادی پایین گفتم همینجوری گفت مطمغنی گفتم آره ولی بوی چسش داشت خفم می‌کرد و از همون موقه برنامه های کات کردنو چیدم

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ سلام دخترم یبار بعد یک سال دوستی که همش با ماشین میرفتیم دور دور و حتی اب معدنی هم نمیگرفت و طبق معمول توی ماشین بودیم بهش گفتم بیا بریم کافه حوصلم سر رفته.یهو زد رو ترمز گفت چیییی کافههه؟😳کافه واس چیییی؟😳گفتم خب بریم بشینیم حوصلم سر رفته🥺گفت ولش کن بابا این کارا چیه آخرم سر همین خسیس بازیاش و هیچی خرج نکردناش کات کردم با پسره ی اسکل😒

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ اکسم فیتیش لیسیدن مقعد داشت گاییده بود منو پسرم

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ یه بار رو کادو تولدش نوشتم: دوست دارم یخورده قد یه سوسک مرده سرت کلاه گذاشتم سوسکه هنوز نمرده باهام قهر کرد گفت تو منو دوست نداری وگرنه نمیگفتی سرم کلاه گذاشتی و سوسکه هنوز نمرده. سه چهار روز داشتم واسه سوسکی که هنوز زندس منت کشی میکردم.

از اینکه کامنتیوپلاس توی خوابتون میاد، ذوق زده میشم =))))

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ حاجی پشمام از این دژاوو همینو دیده بودم که کامنتیو چالش سمی‌ترین اکس گذاشته و منم با جملهٔ "اکس نگاییدم" تو این چالش شرکت کردم

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ سلام دوستان وقتی کات کردم بعد دوماه از طریق یکی از دوستاش متوجه شدم اکس من وقتی با من بود، با یکی نامزد کرده بود و با من از همه جا بی خبر میومد بیرون و حلقه دستش بود و میگفتم حلقه از کجاس میگف مال مادرم خدابیامرزه تازه خالم بم داده و منم دستم میکنم و... دلیل کاتمون هم این بود یه روز صب بیدار شدم دیدم نوشته داداشم فهمیده و من فعلا نیستم بعدا بهت پیام میدم بریم بیرون 😐 و دیگه ازش خبری نشد تا اینکه بعد دوماه از دوستش متوجه شدم که اره با من بوده نامزد داشته و جالبیش اینه این دروغ کثیف رو هم همچنان میخواسته ادامه بده 😐

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ کلاس آخر دانشگاهمون ساعت ۸ شب تموم شده بود. رفتیم روی چمنا نشستیم بوت هامو دراورد و شروع کرد بو کردن جوراب و پاهام. منم به شدددت معذب شده بودم چون بوی سگگگگگ میداد. بعد جورابمو دراورد شروع کرد بوسیدن و لیسیدن پاهام.منم که تا اونموقع با فوت فتیش آشنا نبودم وحشت کرده بودم و داشت حالم بهم میخورد. بعدتر برام توضیحش داد ولی اون شروع ناگهانیش خیلی حالمو خراب کرد.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ شبا همزمان با هردومون حرف میزد( دختری که باهاش یهم خیانت کرد) صمیمیتش با من کم شده بود و با اون دختره بیشتر.. اخرشم بهم گف کنار بیا دوست صمیمی دختر داشته باشم منم حسرت کونت رو نخورم.. بعد کات هم با اون دختره وارد رابطه شد:|

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ زنگ زد کلی گریه که میخوام مهاجرت کنم کات کنیم گه بیشتر وابسته نشیم منم گفتم اوکی یه هفته بعد تو ناشناسم عکسش و با یه دختر فرستاد🗿

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ما یه گپ داریم ۸ نفریم و اکس ۶ تامون یه نفره اون ۲ نفر باقی مونده هم پسرن وگرنه اکس اونام میشد

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ پی وی یه دختری رو به عنوان کسی که مزاحمش میشه بهم داده بود و من ساعت ها با دختره دعوا کردم در حالی که از مدل حرف زدن دختره و ساعت هایی که انلاین میشد کاملن مشخص بود اکانت دیگه خودشه 😐

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ وقتی کات کزدیم رفت با رفیقم اوکی شد اومد پیویم‌گقت توزوخدا با رفیقم‌رل بزن عذاب وجدان دارم

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ دخترم و با یه دختر تو رابطه بودم. بعد هفت هشت ماه اومد گفت خواستگار اومد قبول کردم و عقد کردم. اصن عالی. پروفایل الانشم مذهبی و دینیه. خب ودف... =/