814
订阅者
无数据24 小时
-87 天
+6130 天
帖子存档
814
کوچیک تر که بودم با خودم فکر میکردم
خانواده هامون چقدر سخت گیری کردن تا بزرگمون کنن ... همش حس میکردم زندگی نکردم چون شبیه هم سن و سالام نیستم ...
الان که سالهاست تنها زندگی میکنم و به انتخاب خودم تنهام و آزادانه زندگی میکنم ، فهمیدم که چه لطف بزرگی پدر و مادرامون در حقمون کردن ، اینکه هر جایی دیده نمیشیم ، با هر کسی دیده نمیشیم
برای یه شب خوش گذرونی از خط قرمزامون نمیگذریم
اینکه لذت های دنیوی به چشممون نمیان
اینکه سر سفره پدر و مادر بزرگ شدیم و حرمت نون و نمک آدمارو داریم
اینکه کسی نمیتونه تو جمعی انگشت اشارشو بگیره رومون ☺️ و همه احتراممون رو دارن ...
اینکه هر روز زندگیو اگ ۵ صبحم خوابیدیم ۷ صبح سر کارمون بودیم و برای هر هزار تومن اینی که الان داریم جون کندیم ...
راستش برای امروزمون ما خیلی زحمت کشیدیم و نمیذاریم خدشه بهش وارد شه نه با ادمها نه با خودمون ...❤️
814
دقيقا رو اون نقطه از بزرگسالی وايستادم كه هیچوقت نميخواستمش
همه چیز منطق،
به دور از احساس،
پر از مسئوليت و مراعات
814
پناه می برم به خدا
از شکست نفس و از لبخند که روحی در آن نیست و از اندوه که قلبم را بی صدا میبلعد.
814
"أَعُوذُ بِاللَّهِ
مِنْ كَسْرَةِ النَّفْسِ،
وَمِنِ ابْتِسَامَةٍ تَخْفِي الرُّوحَ فِيهَا،
وَمِنْ حُزْنٍ يَأْكُلُ القَلْبَ بِصَمْتٍ.
أعوذ بالله"
پناه می برم به خدا
از شکست نفس و از لبخند که روحی در آن نیست و از اندوه که قلبم را بی صدا میبلعد.
814
و اگر از تو پرسیدند چگونه توانستی به مسیرت ادامه دهی؟ بگو دانستم که خدا با من است و هرگز رهایم نخواهد کرد.
