ch
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

前往频道在 Telegram
1 157
订阅者
-124 小时
-67
+1130
帖子存档
آهسته و پیوسته... ـــــــــــــــــــــــــــــ برای رسیدن به اهدافِ بزرگ، باید آن‌ها را خرد و کوچک کرد و پله‌پله، یکی‌یکی را طی کرد و به پیش رفت؛ زیرا بزرگ‌ترین قله‌ها را گام‌به‌گام فتح می‌کنند. #پیام_زندگی @Payame_Zendegi

ــــــــــــــــــــــــــــــــ اعلان نمرات و اعطای جوایز امتحان چهارونیم‌ماهۀ سال ۱۴۰۴ بخش تعلیمی مدرسه احیاءالعلوم هرات ضم
+9
ــــــــــــــــــــــــــــــــ اعلان نمرات و اعطای جوایز امتحان چهارونیم‌ماهۀ سال ۱۴۰۴ بخش تعلیمی مدرسه احیاءالعلوم هرات ضمن همایشی با حضور اساتید و متعلمین مدرسه، از متعلمین حایز مقام در امتحان چهارونیم‌ماهۀ سال تعلیمی ۱۴۰۴ تقدیر به عمل آورد. برنامه با تلاوت قاری عبدالجلیل طالب‌العلم صنف هفتم مدرسه آغاز گردید. سپس استاد مولوی احمدسعید سعیدی در جایگاه قرار گرفته و ضمن ابراز تشکر و قدردانی از پرسونل، اساتید، متعلمین و همکاران بخش تعلیمی مدرسه که در عرصۀ تعلیم و تعلم تلاش می نمایند، به بیان اعلان نمرات این امتحان پرداخت. سپس برنامه بعد از اعلان نمرات و اعطای جوایز، با تقدیم اطلاع‌نامه‌های متعلمین پایان یافت. #اعلان_نمرات_توزیع_جوایز #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

Repost from امروز...
ـــــــــــــــــــــــــــــ 📚 معرفی کتاب 📖 کتاب: و این روزها 👤 مؤلف: دکتور ادهم شرقاوی 📄 مترجم: عبدالرحمن عزام 🖨️ ناشر: انتشارات شیخ الاسلام احمد جام 📋 موضوع: روزنگار رویدادهای تاریخ 📃 نوبت چاپ: اول، تابستان ۱۴۰۴ 📑تعداد صفحات: ۵۷۵ تاریخ و روی‌دادهای نهفته در آن، کتابی است مملو از اندیشه و حکمت که بر هر برگ این کتاب قطور، درس و اندرز ارزنده‌ای نهفته است تا با نگاه و نگرش به آن، از گذشته برای حال و آینده توشه بر گیریم و در پیمودنِ مسیر بندگی، برای هر شبهه و شایبه‌ای سر فرود نیاوریم و با طی کردن فراز و فرود این راه، برای رسیدن به منتهای مسیر و مقصد مقصود، بارقه‌های امید را از دست ندهیم و صخره‌ها و سختی‌ها ما را از طی طریق باز ندارد و همواره سرفرازانه به پیش رویم. در این میان کتاب «و این روزها...» نوشتۀ نویسندۀ زیباقلمِ امروز عالم اسلام استاد دکتور ادهم شرقاوی که محتوایش پیرامون روی‌دادهای تلخ و شیرینِ برگ‌های دور و نزدیک تقویم تاریخ است که آن را خود خوانده یا دیده و شنیده‌ایم، ما را نشانه‌ای است برای بهره بردنِ بهتر از رازهای نهفته بر این برگ‌ها تا با مرور روی‌دادهای مختلفِ آن، راه را به درستی پیش رویم و کج‌راهه‌ها ما را از راه‌مان به بی‌راهه نبرد. این کتاب نامش را از قسمتی از آیۀ ۱۴۰ سورۀ مبارکۀ آل عمران وام گرفته است؛ جایی که به نبرد احد اشاره دارد و یادآورِ روی‌دادی است که پیامبر و یارانش بعد از به‌روزی و پیروزیِ نبرد بدر، طعم تلخ شکست را در آن چشیدند و رفتند تا برگی دیگر از تقویم تاریخ دعوت را رقم و ورق بزنند و اندرزهای حکیمانه‌ای برای رهروان راه خویش بر صفحات آن حک نمایند. نویسنده در این کتاب به روشی نوآورانه، روی‌داد هر روزِ تقویمِ تاریخ را می‌نویسد و سپس به تحلیل و تبصره پیرامون آن پرداخته و درس و اندرزهای ارزنده‌ای برای خواننده پیشکش می‌کند تا خود با تأمل و تفکر در آن به دقت نگریسته و روی‌دادهای آن را راه‌گشا و مشعلِ مسیرِ خویش بدارد. نویسنده در فرازی از کتاب می‌نویسد: «مهم‌ترین درسی که از تاریخ آموخته‌ام، این است که خداوند متعال به باطل فرصت می‌دهد تا اوج بگیرد؛ زیرا می‌خواهد سقوطی فجیع برای آن رقم بزند؛ اما از سویی حق و حقیقت را به آرامی رشد می‌دهد؛ چون بر آن است تا آن را ثابت و استوار نگه بدارد. داستان حضرت موسی و فرعون همیشه و در هر عصری تکرار می‌شود. همان‌کسی که روزی با غرور و افتخار می‌گفت: «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَی!» در مقابل چشمان همان کودکی در آب غرق شد که روزی در قصر وی برای جرعه‌ای شیر مادر اشک می‌ریخت...» ✍️ عبدالرحمن عزام 📖 ماهنامهٔ معرفت؛ شمارهٔ ۲۷۱ #کتابستان #معرفی_کتاب #کتاب_خوب_بخوانیم @Em_Roozam

دیدگاه ۷۴ سال پیش علامه ابوالحسن ندوی در باب حوادث امروز غزه: برای شان گفتم: یقین داشته باشید که دولت ها و ملت ها نه شما را ک
+1
دیدگاه ۷۴ سال پیش علامه ابوالحسن ندوی در باب حوادث امروز غزه: برای شان گفتم: یقین داشته باشید که دولت ها و ملت ها نه شما را کمک خواهند کرد و نه فلسطین را نجات خواهند داد، این تنها خود تان هستید که می توانید خویشتن را نجات دهید، بشرط آنکه نیت های تان صادق و اراده های تان محکم بوده و محبت فلسطین بر مشاعر و افکار و شهوات تان غلبه داشته باشد. مثال شما و دولت و ملت های دیگر به حکایت سگ و آهو می ماند. سگ به آهو گفت: من چرا نمی توانم به تو برسم با آنکه در دویدن چابک هستم؟ آهو‌ پاسخ داد: برای آنکه تو برای آقایت می دوی و من برای خودم. این دولت ها نمی توانند در پشتیبانی از فلسطین چون شما جدی باشند. خویشتن را خوب آماده سازید و این کار را به بهترین شکل آن انجام دهید تا آنکه کشور عزیز تان را نجات داده و آن را برای اسلام و‌ مسلمانان بازگردانید. خواجه بشیر احمد انصاری @jahanaislam | جهانِ اسلام

Repost from امروز...
ـــــــــــــــــــــــــــــ عبدالله فرزند امام احمد بن حنبل رحمه‌الله می‌گوید: بارها شنیدم که پدرم می‌گفت: «اللهم اغفر لأبی الهیثم، اللهم ارحم أبا الهیثم.» یعنی خداوندا، ابوالهیثم را ببخش! پروردگارا، به ابوالهیثم رحم کن. پرسیدم: ابوالهیثم کیست پدر؟ فرمودند: مردی از اعراب که رویش را ندیدم. یک شب پیش از این‌که بیرونم بیاورند و شلاقم بزنند، مرا به سلولی تنگ و تاریک بردند. مردی تکانم داد و گفت: آیا تو احمد بن حنبل هستی؟ گفتم: بله. گفت: مرا می‌شناسی؟ گفتم: خیر. گفت: من ابوالهیثم هستم؛ کسی که در پروندۀ خود دزدی، شرب خمر و راهزنی نیز دارم. در دیوان امیرالمؤمنین ثبت است که من به شکل متفرقه، هجده هزار تازیانه بر پشتم خورده‌ام. من همۀ این‌ها را در راه شیطان تحمل کردم؛ اما تو ای احمد، در راه خدا صبر کن. هنگامی که مرا بستند و پشتم را به باد تازیانه گرفتند، هر ضربه و شلاقی که به پشتم فرود می‌آمد، سخن ابوالهیثم را به یاد می‌آوردم و با خود می‌گفتم: ای احمد، در راه خدا صبر و شکیبایی پیشه کن. #امروز... #این_روزها @Em_Roozam

‍ ‍ ـــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ تلنگر بیداری! 📄 نوشتۀ برگزیدۀ سطح متوسطه مسابقۀ آزادنویسی برای غزه! ✍️ تهیه‌کننده: محمد صهیب طالب‌العلم صنف هفتم مدرسه احیاءالعلوم هرات امروز ما مشاهده می‎کنیم و می‎بینیم یهودیان و صهیونیستان غاصب و دشمنان اسلام که به سرزمین فلسطین تجاوز کرده‌اند و به هیچ یک از معیارهای دینی و قانونی پایبند نیستند، نه به زن مسلمان فلسطینی رحم می‎شود و نه به پدر پیر و نه به جوان فلسطینی رحم می‎شود و نه به آن طفل معصوم و بی گناه که مرتکب هیچ جرم نشده است و او طفل معصوم غزه و یا او جوان که چه آرزوها دارد که در جامعه خود انجام دهد مثل ما که آرزوهای داریم که انجام دهیم به ملت خود، به هیچ یک از آنها رحم نمی‎شود و تنها دلیل آن بوزینه‌صفتان برای قتل عام مسلمانان فلسطین و غزه این قاعده می‎باشد «من می‎کشم، پس هستم» یعنی فلسفه وجودی دولت غاصب اسرائیل و دلیل وجودش این است که قدرت و سلطه دارد که مردم بی‎گناه و بی‎دفاع غزه را بکشد. آه به آن طفل معصوم و آن جیغ و فریاد و آن طفل که هیچ گناهی را نکرده است که سرش را از تنش جدا می‎کنند، دل و جگر انسان می‎سوزد و می‎تپد که آن صحنه را می‎بیند و او جوانی که چه آرزوهایی دارد انجام دهد او را از بین می‎برند. و گناه آن مادر دلسوز و آن جگرگوشه‌مان چیست که او را از بین می‎برند. امروزه مسلمانان جهان مشغول به زرق و برق دنیا شده‌اند، به خاطر به دست آوردن مال و قدرت هر کاری می‎کنند، حتی برای به دست آوردن قدرت حاضراند تا زانوی بردگی به پیشگاه غرب بزنند و حلقه غلامی شان را به گوش خود کنند و در قبال قتل عام مردم فلسطین و غزه سکوت کنند و تنها کار آنها محکوم کردن این حملات می‎باشد و در حالیکه توانایی دارند بر اینکه به جهاد مسلحانه بپردازند. اما این را باید برای آن پدر پیر که شهید می‎شود در غزه  و آن مادر و طفل معصوم که مرتکب هیچ جرمی نشده است تکه‌تکه و پارچه پارچه می‎شود و آن جوانی که هزارها امید برای زندگی کردن دارد او را از بین می‎برند و سرش را از تنش جدا می‎کنند آیا حکام عرب و عجم چشم و گوش ندارند که آنها را ببیند؛ اما آنها هستند که مسلمانها را سرفراز کردند و خوشا به حال شان که جام شهادت را نوش جان کردند و رفتند. خوشا آنان که با عزت ز گیتی بساط خویش بر چیدند و رفتند ز کالاهای این آشفته بازار حقیقت را پسندیدند و رفتند از الله متعال خواهانیم که ما مسلمان‌ها را از خواب غفلت بیدار نماید و ما را به داد مردم مظلوم فلسطین و غزه برساند. #برای‌غزه #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

🔴 بنام خدای توانا ودفاع گرمظلونا در نوار غزه، بیش از 40000 نوزاد زیر یک سال وجود دارند که به دلیل محاصره خفقان‌آور وجنایت کارانه رژيم صهيونيستی در معرض خطر مرگ تدریجی هستند. درست است که اسباب بقای حیات وامرار زندگی در عالم أسباب آنجا درنهایت مراحل‌ سختی خود راتجربه میکند، ولی خداوند توانا کاری را میکند که از دایره درک عقل فراتر میباشد ، بااميد اینکه این کودکان درآغوش چالش‌های روز گار رشدکنند همهٔ پله‌ های دشواری را طی نموده‌ روز درمیدان مبارزه قدبکشند کاملا پرورش‌ يافته وبه پختگی رسيده صبر وثبات واستقامت درخون واستخوان شان جوش‌ خورده هيچ ضربهٔ پیکرایمان شان را جريحه دار کرده‌ نتواند مسیر قایدین وپدران قهرمان شان را تعقیب نموده‌ صفدران تاریخ وقهرمانان زرین نام ثبت‌ شوند( الغابر )

ـــــــــــــــــــــــــــــ 📃 همایش تقدیر از کانکوریان ۱۴۰۳ اداره مدرسه احیاءالعلوم هرات ضمن همایشی با حضور اساتید، علماء
+4
ـــــــــــــــــــــــــــــ 📃 همایش تقدیر از کانکوریان ۱۴۰۳ اداره مدرسه احیاءالعلوم هرات ضمن همایشی با حضور اساتید، علماء و متنفذین از فارغان سال ۱۴۰۳ مدرسه که بعد از گذراندن امتحان کانکور، به تحصیلات عالی راه یافته بودند، تقدیر به عمل آورد. #تقدیر_کانکوریان #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

غزه ای مهد رجال نام دار ای ز تو ارکان عزت شاندار می نزاید دهر چون ابنای تو زنده باشی ای شکوه پایدار حسبناالله جلوه‌ی آوای تو غرش یاسین و برق ذوالفقار صیحه‌ی تکبیر تو بنیان کن‌ست توبه دادی خصم اندر کارزار آنکه می نازید به میرکافای خود می کنی هرآن آسانش شکار.. ایکه محنت دیده‌ای از حد فزون باغ ایمانت دهد آخر ثمار کی خدا ضایع کند ایثار تو می نشیند نخل ایثارت به بار می رسی روزی به آرمان سترگ ای دلیر راه حق ای خوش تبار قطره قطره خون تو دریا شود سیل بنیان کن شوی ای شهسوار درس بیداری به دنیا داده ای پیش احرار جهانی ؛ نام دار.! از افق «غزه» تابید نور حق ای شما از عسقلانید نامدار بر شهید عسقلان بادا درود مصطفی خوانده نمازش شاندار تاج عزت را روا کردی به خویش خوش درخشیدی در جنگ و حوار شد مسلمان از ثبات تان بسی از قریب و از بعید و همجوار صبر تان در دهر می ماند چو مهر ای درختان سترگ سایه دار.. «بهیج»

بیست‌ویکم آگست در چنین روزی از سال ۱۹۶۹ میلادی، یهودیان مسجدالاقصی را به آتش کشیدند. روزنامه‌نگاری از گلدا مایر پرسیده بود: بدترین و بهترین روزهایی که در رژیم اسرائیل بر شما گذشته است، کدام روزها هستند؟ گفته بود:
«بدترین روز، هنگامی بود که مسجدالاقصی را به آتش کشیدیم. من با خود می‌گفتم: عرب‌ها بر ما یورش خواهند برد و ما را سر خواهند برید؛ اما فردایش، بهترین روز برایم بود؛ چون عرب‌ها هیچ کاری نکرده بودند.»
همین عار برای شخص بس است که گمان دشمن در باب وی به خطا باشد. اما با وجود این‌همه تاریکی تلخی که بر این امت گذشته است، من از کسانی هستم که به فردای روشن -حالا چه این تاریکی طولانی یا زودگذر باشد- خوشبین هستم و این یکی از قوانین و سنت‌های خداوند در جهان هستی است که باطل در بسیاری از نبردها پیروز می‌شود؛ اما در نهایت و پایان نبرد، این حق و حقیقت است که برندۀ میدان است. این اولین‌بار نیست که ما در چنین ضعفی قرار داریم، بر این امت ضعف‌های فراوانی گذشته است؛ اما هر بار امت‌مان ثابت ساخته است که ممکن است بیمار و مریض گردد؛ اما هرگز و هرگز نمی‌میرد و از تپش و تلاش باز نمی‌ایستد. هنگامی که مغول‌ها بغداد را اشغال کردند، یک فرد مغول به مرد عرب می‌گفت: همین‌جا منتظر بمان تا به خانه‌ام بروم و شمشیرم را بیاورم، مرد عرب جرأت نمی‌کرد از جایش تکان بخورد تا آن مغول می‌رفت و با شمشیرش بر می‌گشت؛ چون می‌ترسید اگر وی فرار کند، ممکن بود زن و فرزندانش مورد شکنجه و اذیت و آزار قرار بگیرند. سپس زمان اندکی گذشت و بغداد دوباره به دست خودمان قرار گرفت. اوضاع فعلی ما، درست بسان همان آوانی است که به مرد عرب گفته می‌شد منتظر بمان تا بروم و شمشیرم را برداشته و به سویت برگردم؛ اما اینک پرتوی از نور در این تاریکی ممتد دیده می‌شود و به جای انتظار قاتل و سکوت در مقابلش، صداهایی در روی جلادان می‌شنویم که از هر گوشه و کنار بلند شده است و این امید بیداری و مقابله و مقاومت می‌دهد. اخگری که پیامبرمان روشن کرد، هرگز خاموش نخواهد شد. #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh

تا هستید... ـــــــــــــــــــــــــــــ چه باشی و چه نباشی، همۀ مردم به کار خودشان مشغول‌ خواهند بود؛ راننده‌ها خواهند راند و دهقان‌ها درو خواهند کرد و برزگرها بذر خواهند پاشید و عطاران فریاد خواهند زد و آموزگاران تباشیر به تخته خواهند کشید و کارگران بیل خواهند زد و دام‌داران پشم و کرک خواهند گرفت و...؛ پس تا هستید، برای خودتان باشید و وقتی رفتید، پیش‌تر از آن، نام نیکی از خود به جای بگذارید. #پیام_زندگی @Payame_Zendegi

‍ ـــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ مقاومت، یگانه راه! 📄 نوشتۀ برگزیدۀ سطح متوسطه مسابقۀ آزادنویسی برای غزه! ✍️ نوشتۀ محمد عمر عثمانی طالب‌العلم صنف نهم مدرسه احیاءالعلوم هرات آن کودکی که از زیر آوارها مقاومت را با سنگ شروع کرد، کدام کودک؟ آن کودکی که زخم‌های آن تازه است، آن کودکی که رویای فلسطین را در قلب خود حمل می‎کند و از هر زخمی سلاح می‎سازد و از هر اشکی چشمه امید می‎سازد که روزی به نصرت و پیروزی خواهیم رسید و همیشه به یاد داشته باشید که مقاومت مردم غزه بی‎معنا نیست و فقط گلوله‌‎ای که شلیک می‎شود نیست؛ بلکه زندگی است که با شرف و کرامت زندگی می‎شود. اهل غزه، هر آنچه که انجام می‎دهد مبارزه گذرا نیست، بلکه سرنوشتی است که تا آخرین قطره خون می‎جنگد و بلکه جوانان غزه با جهاد و مبارزه بزرگترین درس عزت و آزادگی را برای همه مجاهدان مسلمان و آزادگان دنیا داد و مردم غزه خستگی و کسالت و درماندگی را نشناخت و همچنین ترس از مرگ را به خود راه نداد و همه آنها تشنۀ شهادت هستند، در حالی که مسلمانان در فلسطین با یهودیان می‎جنگند، آنانی که سرزمین فلسطین را غصب نموده و ملتش را آواره ساخته و به مقدسات هتک حرمت نمودند و مردم غزه به هر گروه و تشکیلاتی خواهند جنگید. اگر چه دشمن می‎اندیشد که این ها ضعیف‎اند؛ اما مردمی که با اراده قوی و با ایمان راسخ، ایمان دارند که این راه با خار و سختی فرش شده و در مقابل چنین سختی‌ها خود را از دست نمی‎دهند و سال‎های متوالی تلاش کردند تا سرزمین خود را از دست تجاوزکنندگان بگیرند و حتی مادری که طفل خود را به آغوش می‎گیرد او آغوش نوازش نیست او آغوش وداع و خداحافظی است. مردم غزه قصد بیرون رفتن از آن‌جا را ندارند. وقتی یکی از آنان تکه نانی پیدا می‎کند آن را با دوستان و برادران ایمانی‎اش تقسیم می‎نماید و تنها برای خود بر نمی‎دارد و همچنین جوانان فلسطین در عنفوان جوانی نمادهایی از شجاعت و قهرمانی می‎باشند و دست تک تک این جوانان بوسیدنی است. #برای‌غزه #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

گذری به گذشته... ـــــــــــــــــــــــــــــ گذری به گذشته، همیشه برای انسان دستاورد دارد؛ چه این گذشته به درستی گذشته باشد یا با نادرستی؛ زیرا درستی آن درس درستی می‌دهد و نادرستی آن درس درستی از نادرستی، و کشف راهِ دور ماندن از آن؛ پس به هر حال همیشه سری به گذشتۀ‌تان بزنید و از درستی‌ها و نادرستی‌های آن برای آیندۀ خویش درس بگیرید. #پیام_زندگی @Payame_Zendegi

تلاش... ـــــــــــــــــــــــــــــ تعیین راه و رسم زندگی و تلاش برای آن، بهتر از دست روی دست گذاشتن و برای از دست‌داده‌ها افسوس خوردن است. #پیام_زندگی @Payame_Zendegi

ـــــــــــــــــــــــــــــ 🗓️ شنبه ۲۵ اسد ۱۴۰۴ خورشیدی با ابراز سپاس از مترجم خوب شهرمان جناب استاد عبدالخالق احسان بابت
+9
ـــــــــــــــــــــــــــــ 🗓️ شنبه ۲۵ اسد ۱۴۰۴ خورشیدی با ابراز سپاس از مترجم خوب شهرمان جناب استاد عبدالخالق احسان بابت اهدای چهارده جلد کتاب مرتبط با قضیۀ قدس و فلسطین در قالب هشت عنوان به کتابخانۀ مدرسه احیاءالعلوم هرات #اهدای‌کتاب_اهدای‌دانایی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

ـــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ برای غزه می‌نویسم! 📄 نوشتۀ برگزیدۀ سطح عالی مسابقۀ آزادنویسی برای غزه! ✍️ نوشتۀ سید اسحاق سادات طالب‌العلم صنف دهم مدرسه احیاءالعلوم هرات شب شده هنوز گلوله‎های آتشین بر سرمان فرود می‎آید و با صدای هولناک و وحشت‎گر خود هرکس را به جلو خو ببیند غافلگیر می‎کند و به محض اصابت کردن، جان را به جان‌آفرین تسلیم می‎کند. چشم‎هایم را بسته‎ام نه برای خواب و استراحت، بلکه به خاطر ندیدن حقیقتی تلخ، حقیقتی به نام غزه. غزه جایی ‎است که دیگر آسمان همرنگ زمین شده، پر از خاک و دود و اشک است. جایی‎که صدای اذان با صدای گلوله‎ها و نارنجک‎ها به هم در می‎آمیزد و فریاد مادران با گریه‎های کودکان گره می‎خورد و من در گوشه‌ا‎ی آرام از این جهان بی‎عدالت فقط یک گواه خاموش بدون صوت بودم. صبح آن شب با انفجار حدود بیست متری خانه بیدار شدم. مادر دستم را گرفت که یا الله به طرف پناهگاه بدو. از اتاق بیرون شدم، برادرم بیرون دوید، مادرم قرآن را بغل کرده بود و خواهرم با چشم‎های پر از ترس و وحشت پشت من مخفی شده بود. همه‌جا ناآرام بود. بازارها به هم ریخته بودند. سر و صداها زیاد شده بود. حالتی عجیب و غریب، به تعبیر قرآن همه به فکر خود شده بودند. بیرون دویدم. لباس‎های مدرسه‎ام به تنم بود. معلم گفته بود امروز قرار است هر کس پیرامون رؤیاهای خود بنویسد. من قصد کرده بودم که بنویسم «امید دارم روزی صدای نان به جای انفجار نارنجک بشنوم.» با عجله از کوچه‎های خاکی عبور کردیم. همه‌جا پر از دود و خاک، پر از خون و فریادهای مظلومانه قرار گرفته بود. در راه به پسرکی بر خوردم که به دستش یک عروسک کوچک و پر از خاک بود. به او اشاره کرد و گفت: این تنها چیز و کسی ‎است که برایم باقی مانده است. تنم لرزید، حتی گویا عروسک هم بغض کرده باشد. داشتم می‎لرزیدم. قلبم به تپش افتاده بود و صدصد می‎لرزید؛ اما اشکم را نمی‎ریختاندم به خاطر احترام به اشک‎هایی که هر شب در سیاهی شب بی‎صدا به خاطر غزه ریخته می‎شود. کاش می‎توانستم چشم‎هایم را ببندم و این حقایق تلخ را نبینم؛ اما نه، دیگر برای انکار دیر شده، حالا نوبت این است که باید نوشت، باید فریاد زد، باید گریست. آخر کودکان گناهی ندارند؛ به جز زنده بودن. چطور ممکن است نوزادهایی که باید در این سن و سال که با عشق و محبت در آغوش پدر و مادر بزرگ شوند، صبح با گلوله‎های تند و تیز از خواب بیدار می‎شوند؟ یک‎بار هم که شده بیندیشید ای انسان‌ها! اکنون که تو در مبل خود نشسته هستی، کودکی در این گوشه‎ی جهان وسیع در حال برداشتن سنگ بالای سنگ و خشت بالای خشت است تا بتواند پیکر مادر خود را پیدا کند. درست لحظه‎ای که قهوه‎ات را قورت می‎دهی، مادری بر بالین کودک چهار پنج ساله‎ی خود ایستاده فغان و آه ناله می‎کشد. تا به کی از خواب غفلت بیرون نمی‎شوی؟ تا به کی می‎گویی به من چه؟ غزه تنها خاک نیست؛ بلکه نوار وجدان است. اگر امروز خود را به این گفته فریب دهی، فردا نوبت تو خواهد رسید و آن گاه په کسی بگوید به من چه؟ چند ساعتی گذشت، وقتی برگشتم، خانه‎ای نبود. از خانه‎ای که در آن لبخند و شادی و غم و اندوه خود را با هم تقسیم کرده بودیم، دیگر جز خشت و خاک چیزی باقی نمانده بود. لبخندها در دود و خاک گم شده بود. تنها قاب عکس پدرم که سال قبل شهید شده بود، باقی مانده بود. مادرم قاب عکس را برداشت بوسید و گفت: پا شو عزیزم، وقت بازسازی شروع شده است. در دل این تاریکی‎ها مردانی را دیدم که با دستان خالی بسان شیر غرش می‎زنند و جلو می‎روند و زنانی که با اشک، مجاهده و تلاش را در کودکان خود می‎کارند. کودکانی که به جای لالایی و آواز شیرین مادر، صدای تلخ گلوله‎های تیز را می‎شنوند ولی باز هم خنده می‎کنند. امروز با همین دست تهی و اندیشه‎ی کوچک، قلمم را گرفته و می‎نویسم. اگر چه قلمم نتواند گلوله‎ها را متوقف کند؛ اما شاید مرهمی برای مادران باشد که با دستان خود اطفال خود را به گور گذاشته‌اند. امید که یک جمله‎ام این حکام غافل را بیدار کند و به حقیقت و اصل و نسب شان یادآور شود. شاید فقط تنها یک جلمه‎ام، یک کلمه‎ام، صدای کودک بینوایی را به گوش آن‎ها برساند که به خواب عمیق فرو رفته‌اند، حتی اگر این هم نشود، باز هم می‎نویسم؛ چون نمی‎خواهم روزی برسد که تاریخ از من سوال کند: «وقتی غزه می‎سوخت تو کجا بودی؟» #برای‌غزه #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

امام مسجد برای خطبه و نماز جمعه دیر کرد، بنابراین یک پولیس ترافیک به جای او در منبر ایستاد و خطبه خواند. او گفت: ای مردم! مجوز توبه خود را تمدید کنید! کمربند تقوا را ببندید! هنگام ارتکاب گناه سرعت خود را کم کنید! مطمئن شوید که نیت‌هایتان کنترل شده است! دستگاه قلب خود را پاک کنید! از نشانه‌های قرآن پیروی کنید! در راه دین قدم بردارید! زیرا یک ایستگاه بازرسی دقیق پیش روی شماست! بسیار مراقب باشید که یک تخلف به قیمت آتش جهنم تمام نشود!

انسان شجاع... ـــــــــــــــــــــــــــــ پذیرشِ تقصیر و تلاش برای جبران آن، از ویژگی‌های انسان‌های شجاع است که بزدلان هرگز توان تصور آن را هم ندارند؛ چه برسد به آن‌که خود برای آن آستین همت برزنند و قدم در راه آن گذارند. #پیام_زندگی @Payame_Zendegi

🔸 اندرزهای زندگی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ اندرزِ هشتادوششم! شرایط به هیچ‌روی دلیل درستی برای شکست نیست. افراد موفق، لزوما با شرایطی سخت‌تر از شرایط شما روبه‌رو شده‌اند؛ شرایطی که حتی تصورشان هم برایت سخت و دشوار است؛ اما آن‌ها با وجود این‌همه، کاری که تو کردی، نکردند. آن‌ها همۀ شکست‌های‌شان را خود به دوش گرفتند و آن را به دوش شرایط و محیط و ماحول نینداختند، و فراموش نکردند که این ما هستیم که ظروف و شرایط‌مان را می‌سازیم و به وجود می‌آوریم. آن‌ها می‌دانند آب هنگامی که با صخره‌ای سخت روبه‌رو می‌شود، از رفتن باز نمی‌ایستد، بلکه آن را دور می‌زند و با تغییر مسیر، به راهش ادامه می‌دهد. هم‌چنان طوفان‌ها آن‌ها را در هم نمی‌شکنند؛ اگر چه ممکن است قامت‌شان را خم کنند؛ اما این خم شدن همیشه بد نیست و چه بسا برای نجات از طوفان، نشانۀ خردمندی نیز باشد؛ گفته‌اند: «و لا تنحنی السّنبلة إلّا إذا کانت مُثقلة» یعنی خوشه هنگامی سر خم می‌کند که سنگین‌بار باشد؛ [یا به تعبیر پیر اجل سعدی شیرازی، «نهد شاخ پرمیوه سر بر زمین».] ✍️ ایمن العتوم 📖 هذه سبیلی #اندرزها @ayman_Alotoom

انا لله و انا الیه راجعون بالاخره انس الشریف خبرنگار مجاهد که در طول دوسال جنگ صدای رسای ملت مظلوم فلسطین بود ، به شهادت رسید . این وصیت‌نامه و آخرین پیام من است. اگر این حرف‌های من به شما رسید، بدانید که رژیم صهیونسیتی در کشتن و خاموش نمودن صدای من موفق شده است. سلام و درود خدا بر همۀ شما باد ! خدا بهتر می‌داند که تمام تلاش و توان من به‌خاطر این بود که حامی و صدای مردمم باشم از آن زمانی که در پس کوچه‌ها و محله‌های اردوگاه پناهندگان در جبالیا چشم به دنیا گشودم ،امیدم این بود که خدا عمر مرا طولانی نماید تا بتوانم با خانواده و عزیزان مان به زادگاه اصلی‌ خود، عسقلان اشغالی (مجدل) برگردیم اما اراده خدا و قضای او تعالی غالب شد . من درد را با تمام جزئیاتش زندگی کرده‌ام و بارها طعم درد و فقدان را چشیده‌ام. با وجود این، هرگز در بازتاب حقیقت آنگونه که هست، بدون تحریف و دروغ، تردید نکرده‌ام. خداوند شاهد باشد بر کسانی که خاموش ماندند و کسانی که به کشتار ما رضایت دادند، و کسانی که به چشم سر دیدند که چگونه پیکرهای خونین کودکان و زنان ما پرپر گشت اما تکان نخوردند و نه جلوی کشتار دسته جمعی را که مردم ما بیش از یک سال و نیم است در آن گرفتارند، گرفتند. فلسطین عزیز و دوست‌داشتنی، این گوهر تاج مسلمانان و قلب تپندۀ هر آزاده در این جهان ،مردم نازنین و کودکان زیبا و مظلومش ؛این نونهالان نورسته که هرگز فرصت رویاپردازی و زندگی در امنیت و آرامش به آنها داده نشد و تن‌های پاک‌شان زیر هزاران تُن بمب و موشک خونخواران تکه و پارچه شد و بقایای‌شان روی دیوارها پراکنده گردید ، را به شما می‌سپارم. به شما توصیه می‌کنم که با محدودیت‌ها خاموش نمانید و مرزها شما را عقب خود نگه ندارد ؛ پل‌هایی به سوی آزادی این کشور و مردم رنج‌دیده‌اش شوید تا خورشید کرامت و آزادی بر میهن غصب شده‌ای ما بتابد. خانواده‌ام را به شما می‌سپارم؛ نور چشمم، دختر مهربانم "شام "را به شما می‌سپارم، که هنوز بزرگ شدنش را آنطور که آرزو داشتم ندیده‌ام. فرزند عزیزم صلاح را به شما می‌سپارم، کسی که امیدوار بودم تا زمانی که تنومند شود، پشتیبان و همراه من باشد تا بارهای مرا به دوش بکشد و رسالتش را به پایان برساند. مادر عزیزم را به شما می‌سپارم، آنکه دعاهایش چراغ زندگیم بوده و مرا به این جایگاه رسانده است ، دعاهای او دژ و روشنایی راه من بوده است؛از خداوند می‌خواهم که دلش را پایدار داشته و از طرف من به او پاداش فراوان دهد. همچنان همسر عزیزم، رفیق زندگی‌ام "ام صلاح بیان "را به شما می‌سپارم ؛ جنگ ما را روزها و ماه‌های زیادی از هم جدا نمود، اما او به پیمان خود وفادار ماند، مانند تنه زیتونی خم‌نشدنی، صبور و راضی و شکیبا ؛ او در غیاب من با تمام قدرت و ایمانداری و متانت ، امانت را به دوش کشید. اگر بمیرم، بر اصول خود استوار و محکم جان داده‌ام ؛خدا را گواه می‌گیرم که به قضای او راضی هستم، به دیدار او ایمان‌دارم و یقین دارم که آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است. خدایا، مرا در زمره شهدا بپذیر، گناهان گذشته و آینده‌ام را ببخش و خونم را نوری قرار بده که راه آزادی را برای ملت و امت روشن کند ؛ اگر کوتاهی کرده‌ام، مرا ببخشید و برایم طلب آمرزش کنید چون به عهد خود وفادار ماندم، نه تغییر کردم و نه دگرگون شدم. غزه را فراموش نکنید... و مرا در دعاهای‌تان برای بخشش و عفو از یاد نبريد. انس جمال الشریف - 06/04/2025 وصیت‌نامه انس الشریف ، توصیه نموده بود که پس از شهادتش منتشر شود ...... رحمت خدا بر او باد .