𝐷𝑒𝑙𝑏𝑎𝑛
前往频道在 Telegram
📈 Telegram 频道 𝐷𝑒𝑙𝑏𝑎𝑛 的分析概览
频道 𝐷𝑒𝑙𝑏𝑎𝑛 (@deiban) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 22 429 名订阅者,在 宗教与灵性 类别中位列第 3 435,并在 伊朗 地区排名第 15 223 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 22 429 名订阅者。
根据 26 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -255,过去 24 小时变化为 -6,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 10.21%。内容发布后 24 小时内通常能获得 5.50% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 2 291 次浏览,首日通常累积 1 233 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 30。
- 主题关注点: 内容集中在 وقت, کس, دیگری, آدمی, شبت 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“دلبان به معنای ؛ نگهبانِ دل...♡”
凭借高频更新(最新数据采集于 27 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 宗教与灵性 类别中的关键影响点。
22 429
订阅者
-624 小时
-587 天
-25530 天
帖子存档
22 429
من دل به چشم و ابروی سیاهت نبستم!
دلم برای ژست های مردانه ات یا مثلا اخم ریز بین ابرو هایت هم نرفت!
من حتی به آن چال کوچک روی چانه ات هم دلخوش نکردم !
من اهل قلم بودم و تو اهل نوشتن
من عاشق خواندن بودم و تو عاشق بازی با کلمات.
از چند خط متن و دلنوشته به تو رسیدم
و بین این همه حروف غریب و آشنا گمشدم
ب قول شاعر :مرا یکبار پیدا کن میان این همه غربت ...
|م.ذ|
@DeIban
22 429
برات يكیو آرزو میکنم که بیشتر از هرکس دیگه ای به دلت میشینه و باعث میشه از ته دل بخندی. یکی که باعث شه چشاتو رو میلیاردها آدم دیگه ببندی؛
غذاتو با اشتها بخوری؛ همه چیز برات قشنگ تر باشه!
یکی که باعث پیشرفتت باشه؛ واسه رسیدن به هدفات كمكت كنه و باهم پیشرفت کنید و هرروز موفقتر باشین!
یکی که باعث شه دیوونه باشی و شادی رو زیر پوستت احساس کنی!
یکی که حاضر نباشی با هیچی تو دنیا عوضش کنی!
برات یکی رو آرزو میکنم که باعث شه واسه همیشه با زندگی آشتی کنی. :))
@DeIban
22 429
آروم باش
به دنیا اجازه نده، تو رو خشن کنه!
به درد اجازه نده، درونت تنفر ایجاد کنه!
به خستگی اجازه نده، ناامیدت کنه!
به تلخی اجازه نده، خنده های قشنگتو بدودزده!
به سختی اجازه نده، آرزوهاتو فراموش کنی!
به غم اجازه نده، حال خوبتو رها کنی!
و به آینده اجازه نده شیرینی لحظه رو ازت بگیره
@DeIban
22 429
کتاب بخونید، برید بیرون، رفت و آمد کنید، بخندید، غذا بخورید، موزیک خوب گوش بدید، ورزش کنید، دورو برتونو مرتب کنید، برقصید، آشپزی کنید، خلاصه سرتونو همیشه به یک چیزی گرم کنید. آدمیزاد اگه پر مشغله نباشه شروع میکنه به فکرکردن، شروع کنه به فکر کردن افکار زیاد و منفی میان سمتش و انقد غصه میخوره تا دیگه چیزی ازش نمونه.
@DeIban
22 429
در جوشن كبير يک عبارتی هست كه مىگوييم: "يا كَريمَ الصَّفْح"
معنای آن خيلى جالبه؛
یک وقتی یک کسی تو رو میبخشه اما یادش نمیره که فلان خطا رو کردی و همیشه یهجوری نگات میکنه که تو میفهمی هنوز یادش نرفته! یهجورایی انگار که سابقهی بدت رو مدام به یادت میاره ...!
ولی یک وقتی، یک کسی تو رو میبخشه و یکطوری فراموش میکنه انگار نه انگار که تو خطایی رو مرتکب شدی، اصلا هم به روت نمیاره؛
به این نوع بخشش میگن صَفح.
و خدای ما اینگونه است ...
@DeIban
22 429
اگر به چند سال پیش برگردم
به چشمانم نگاه میکنم
و میگویم:
هیچچیز آنقدر که نگران بودی،
نگران کننده نبود.
هیچچیز آنقدر که فکر میکردی
سخت نبود.
هیچچیز آنقدر که فکر میکردی
زیبا و دوست داشتنی نبود.
هیچچیز آنطور که تو تصور میکردی نبود،
اما همه چیز همانطور بودند که باید میبودند.
درست،
به موقع،
دقیق،
موقت
و اجتناب ناپذیر.
|پونه مقیمی|
@DeIban
22 429
انگار تو دنیای امروز حسادت هم تغییر شکل داده.
آدمها دیگه فقط بهخاطر مادیات به تو حسادت نمیکنن. گاهی آنچه حسادت اونها رو برمیانگیزه، شخصیت، اعتمادبهنفس، محبوبیت، کیفیت روابط یا حضوریه که تو توی جمعها داری.
برای بعضی افراد، تحمل این ویژگیها از دیدن ثروتِ دیگران هم سختتره.
@DeIban
22 429
دارم به ۲۷ سالگی نزدیک میشم.
تا به حال First Date نداشتم.
بدون اعضای خانواده سفر نرفتم.
چندین مهارت رو وسط یادگیری رها کردم
گواهی نامه رانندگی ندارم.
تو شهری که از بچگی توش بودم بدون گوگل مپ گم میشم.
دوچرخه سواری و شنا رو یاد نگرفتم.
دوستامو از دست دادم چون خانواده ی سخت گیری داشتم حس میکنم زندگی کنار خانواده بهم از چندین جهت آسیب میزنه ولی حتی اگه پول و آزادی لازم رو داشتم بازم نمیتونستم به این راحتی خودمو از خانواده جدا کنم
و خیلی وقتا با خودم فکر میکنم یک Failure کاملم.
جدا خانواده ی ایرانی بعضی وقتا تحت عنوان مواظبت ضربه های جبران ناپذیری رو به ما میزنه که هیچ جوره قابل جبران نیست و عواقبش تا سالها با ماست..
@DeIban
22 429
دیروز به پدرم زنگ زدم، هر روز زنگ میزنم و حالش را میپرسم.
موقع خداحافظی حرفی زد که حسابی بغضی شدم.
گفت: «بنده نوازی کردی زنگ زدی».
وقتی که گوشی را قطع کردم هق هق زدم زیر گریه که چقدر پدر خوب و مهربان است.
دیشب خواهرم به خانهام آمده بود، شب ماند، صبح بیدار شدم و دیدم حمام و دستشویی را برق انداخته.
گاز را شسته، قاشق و چنگالها و ظرفها را مرتب چیده و...
وقتی توی خیابان ماشینم خاموش شد اولین کسی که به دادم رسید برادرم بود.
و منو از نگاهها و کمک های با توقع رها کرد.
امروز عصر با مادرم حرف میزدم
برایش عکس بستنی فرستادم مادرم عاشق بستنیست گفتم بستنی را که دیدم یادت افتادم.
برایم نوشت: «من همیشه به یادتم چه با بستنی چه بی بستنی».
و من نشستهام و به کلمهی «خانواده» فکر میکنم،
که در کنار تمام نارفاقتیها،
پلیدیها و دوروییهای آدمها و روزگار،
تنها یک کلمه نیست بلکه یک دنیا آرامش و امنیت است.
قدر خانوادههاتون رو بدونید ♥️
@DeIban کیومرث مرزبان
22 429
تو دنیایی که:
یه میلیون انگار صدتومنه.
دوست اجتماعی انگار پارتنره.
روابط بدون لِیبل انگار روشن فکریه.
بهار انگار تابستونه.
دوست پسر انگار کارت بانکیه.
دوست دختر انگار ابزار جنسیه.
قهوه انگار خیلی های کلاسه.
دانشگاه انگار مدرسه اس.
طبیعت انگار ارث بابامونه.
تینیجرا انگار سی سالشونه.
دراگ انگار خیلی گنگه.
سوبر بودن انگار خیلی سطحیه.
و از همه مهمتر 51 بر 17 بخش پذیره تو بیا ما واقعی باشیم🤝
@DeIban
22 429
گاهی وقتا که دلم برای یه نفر تنگ میشه، توی دلم براش حال خوب آرزو میکنم، و فوت میکنم سمت آسمون. نمیدونم به دستش میرسه یا نه، ولی همین چند وقت پیش بود که اونی که خیلی دوستش دارم بهم گفت، یه موقعهایی وسط روز، شب یا نصفه شب، یه نسیم خنک یهویی میاد میشینه رو صورتش. دلش یهو بطرز عجیبی آروم میگیره. انگار یکی براش حال خوب آرزو کرده. اینو گفت و پررنگ خندید. منم خندیدم.
@DeIban
22 429
اینو روزی چند بار بخون:
«یکی تو بیست و سه سالگی ازدواج میکنه و اولین بچه اش ده سال بعد به دنیا میاد٬اون یکی بیست و نه سالگی ازدواج میکنه و اولین بچه اش سال بعدش به دنیا میاد.
یکی بیست و پنج سالگی فارغ التحصیل میشه ولی پنج سال بعد کار پیدا میکنه،اون یکی بیست و نه سالگی مدرکش رو میگیره و بلافاصله کار مورد علاقه اش رو پیدا میکنه.
یکی سی سالگی رئیس شرکت میشه و در چهل سالگی فوت میکنه،
اون یکی چهل و پنج سالگی رئیس شرکت میشه و تا نود سالگی عمر میکنه.
تو نه از بقیه جلوتری نه عقب تر.
تو توی زمان خودت زندگی میکنی؛
پس آروم باش،
از زندگی لذت ببر و خودت را با دیگری مقایسه نکن!»
@DeIban
