ch
Feedback
💜آنلاینکده 🦋anlainkadeh

💜آنلاینکده 🦋anlainkadeh

前往频道在 Telegram

🔥لینک رمان های انلاین پرطرفدار🦋😻 رمانای ممنوعه جذاب🤤💜 تبلیغات 👇👇 @tabaneh

显示更多

📈 Telegram 频道 💜آنلاینکده 🦋anlainkadeh 的分析概览

频道 💜آنلاینکده 🦋anlainkadeh (@anlainkadeh) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 41 132 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 641,并在 伊朗 地区排名第 8 453

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 41 132 名订阅者。

根据 17 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -167,过去 24 小时变化为 -30,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 16.79%。内容发布后 24 小时内通常能获得 9.13% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 6 906 次浏览,首日通常累积 3 756 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 11
  • 主题关注点: 内容集中在 سینه, بهم, وقت, دختره, عقب 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
🔥لینک رمان های انلاین پرطرفدار🦋😻 رمانای ممنوعه جذاب🤤💜 تبلیغات 👇👇 @tabaneh

凭借高频更新(最新数据采集于 18 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。

41 132
订阅者
-3024 小时
-817
-16730
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+342
在1个频道中
六月 '26
+1 097
在4个频道中
Get PRO
五月 '26
+1 058
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+284
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+91
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+312
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+1 539
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+499
在2个频道中
Get PRO
十一月 '25
+581
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+346
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+436
在1个频道中
Get PRO
八月 '25
+757
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+1 176
在1个频道中
Get PRO
六月 '25
+1 310
在1个频道中
Get PRO
五月 '25
+780
在4个频道中
Get PRO
四月 '25
+707
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+938
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+1 129
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+1 354
在1个频道中
Get PRO
十二月 '24
+1 119
在2个频道中
Get PRO
十一月 '24
+660
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+474
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+700
在3个频道中
Get PRO
八月 '24
+1 316
在4个频道中
Get PRO
七月 '24
+1 860
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+2 232
在2个频道中
Get PRO
五月 '24
+2 469
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+2 837
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+2 996
在2个频道中
Get PRO
二月 '24
+2 330
在3个频道中
Get PRO
一月 '24
+2 246
在2个频道中
Get PRO
十二月 '23
+1 965
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+1 443
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+1 634
在4个频道中
Get PRO
九月 '23
+1 923
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+1 841
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+1 865
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+1 728
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+1 019
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+1 105
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+1 249
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+1 066
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+1 777
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+1 795
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+1 646
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+2 004
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+2 080
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+2 379
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+2 550
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+2 031
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+1 713
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+1 848
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+2 156
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+1 550
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+1 829
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+2 045
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+1 776
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+1 687
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+1 818
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+2 712
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+1 870
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+2 311
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+2 511
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+2 119
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+1 968
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+1 895
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+1 343
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+7 261
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
18 七月+11
17 七月+17
16 七月+26
15 七月+18
14 七月+17
13 七月+37
12 七月+25
11 七月+1
10 七月+13
09 七月+31
08 七月+33
07 七月+15
06 七月+21
05 七月+17
04 七月+8
03 七月+5
02 七月+41
01 七月+6
频道帖子
داداش ناتنیم که تو مستی اومد خونه، خواستم کمکش کنم بخوابه رو تختش اما دیدن کلفتش از زیر شلوارش، وسوسه‌ام کرد که شلوارش و در بیارم و از نزدیک ببینمش. وقتی شلوارش رو در اوردم و اون دیک کلفت و درازشو دیدم، نتونستم خودمو کنترل کنم. روی دیکش نشستم و سعی کردم بالا و پایین شم که در باز شد و با اومدن مامان و بابامون... https://t.me/+lDcf9mRTsToyY2I0

2
فکر می کنه زنش بهش خیانت کرده و بلایی سرش میاره که...😱🩸 _میخوایی...می‌خوایی چیکارکنی؟🥵 لوکاس با انزجار جوابمو داد: _وظیفتو
فکر می کنه زنش بهش خیانت کرده و بلایی سرش میاره که...😱🩸 _میخوایی...می‌خوایی چیکارکنی؟🥵 لوکاس با انزجار جوابمو داد: _وظیفتو انجام میدی! بایه حرکت سریع، کمربندشو درآورد.وحشت زدن نگاهش کردم. _قراره جـ..ـده کوچولو بعد از چندماه، واسه اولین بار شوهرشو تمکین کنه.چه حیف که قراره زیرم جون بده!🔞 باصدایی که می‌لرزیدو آغشته به التماس بود گفتم: _لطفا لوکاس! دیوونگی نکن! با بی رحمی اولین ضربه رو به ساق پاهای لختم کوبید که جیغ زدم. ضربه بعدی رو به سـ.ـینه هام و بعدش به باسـ.ـنم زد. _خفه خون بگیر! وگرنه بدجوری ـ.ـون و ـ*ـص هـ.ـرزتو جر میدم ج*ـده.🩸 دهنم و بست و با کمربند هم دست هامو به تخت بست. به زور پاهامو از هم بازکرد و ی*ـرشو خشک خشک تو تنگ و باکرم کرد، که از درد نفسم قطع شد و یهویی با درآوردن اون وسیله عجیب....😳 https://t.me/+-VJ_LZNjBOk4NTk0 پارت220واقعی رمان🩸سرچ کن اگه نبود لفت بده🚫
3 945
3
#part15 🔞💉با استرس روی تختِ سفید مطب دراز کشیدم و بغض کرده بهش خیره شدم که اخمی کرد و به زمین چشم دوخت. دکتر بطرفم اومد و با شک گفت: - برای چی میخوای معاینه بشی!؟ اسد جدی و تند گفت: - شوهرشم میخوام ببینم باکرست یا نه!❌ دکتر پوزخندی زد و درحالی که پرده‌رو میکشید لب زد: - از الان که به همسرت اعتماد نداری وای به حاله بعد‌ها! نفس عمیقی کشیدم و چشمام رو بستم که دکتر شلوارم رو بیرون کشید و…🩸❌ شوهرش‌ به‌ زنش‌ اعتماد‌ نداره‌ برای‌ معاینه‌ میبرتش‌ کیلینیک!😱 https://t.me/+5PsUwPCF4Zo3ZjA0 رمانِ +18🙂‍↕️❤️‍🔥❗️ #عاشقانه #خانوادگی #معمایی #بزرگسال
4 017
4
صدای آه و ناله زنی که رو تخت من بود شدت گریه هامو بیشتر کرد زیر اوپن زانو زدم و پر بغض به چاقوی تو دستم خیر شدم و با اه عمیق کوروش با چشمای اشکی چاقو رو رو دستم کشیدم و بی توجه به خونی که از دستم سرازیر شده بود به صدای نحس اون دختر گوش دادم _ عزیزم من یه لحظه برم اب بخورم نزدیک شدن پایی سمت آشپزخونه بود که آب دهنمو قورت دادمو بیحال چشمامو بستم _ گندم؟ لبخند تلخی گوشه لبم نشست چرا بهت زده اسممو صدا زد؟ تو بغل گرمی فرو رفتم و صدای نگران و گرم مرد بی رحمم بغل گوشم رو نوازش کرد: _ گندمم چیکار کردی دختر؟ چشماتو باز کن گندممم فریاد آخرش خونرو لرزوند ولی چشمای من باز نشد فهمیدم پر هراس بلندم کرد و.... دختره وقتی با ذوق میاد خونه خبر حاملگیشو بدهه میبینه که....😭😭😱❌💔 #محدودیت_سنی⚠️ https://t.me/+L27Jzrk00EUyNzBk
4 022
5
_ماهتابان خانوم نمی خوای پاهاتو باز کنی واسم؟ نگاهی به تن لخت و بزرگش میکنم _تو خیلی بزرگی اگه منو بکنی پاره میشم و خونریزی میکنم دستشو لای پای خیسم میکشه _قول میدم اینقدر تحریکت کنم که بتونی تو خودت جاش بدی آدم کوچولوی خوردنی با ترس دستمو روی رون پای بزرگش میزارم _پس آروم بکن توش، من باکره‌م با شنیدن حرفم به سمتم حمله کرد و با باز کردن پاهام... یه گرگینه با هیکل گولاخش عاشق یه دختر آدم ریزه میزه و دیوونه بدنش میشه https://t.me/+DlAQmJWSXNNjOTg0
4 015
6
_موقع ناهار خوردن همش چشمت پی خشتک منه! ظرفا رو آب کشیده و سر پایین میندازم _چی..چی داری میگی من خودم شوهر دارم؟! از پشت خشتک باد کردشو به باسنم میماله _پیش خودت فکری میکنی نمی‌فهمم همش چشمت پی این کلفته؟ داداشم از اینا نداره مگه؟ نفس سنگینی میکشم که با بیشتر مالیدن خودش بهم می‌خنده _چیه؟ ج.نده داداشم واسم خیس کرد؟ https://t.me/+v9Gp7m8bFtBmZmVk
4 405
7
-اگه بکنمت دست از سرم برمیداری؟! بغض کرده نگام کرد که لاپاشو چنگ زدم -دردت اینه که فقط این دو گرم گوشتو جر بدم؟ به دستم چنگ انداخت و با گریه لب زد -من عاشقتم تو رو می خوام آریا، سکس نمیخوام! پوزخند زدم و به نوازشم ادامه دادم که شل شد تو دستم -می خوای دوست دخترم شی؟ من خشنم، مطمئنی زیرم دووم میاری؟! -آخ آریا سوتینشو خشن کشیدم که سینه های سفید و تپلش بیرون افتادن -همچین بدم نیستی به درد یه شبم میخوری با ترس نگام کرد -اصلا نمیخوام ولم کن برم، دیگه نمیخوام تو رو خمار نگامو روی بدن لخت و سفیدش چرخوندم -دیگه دیره یگانه، زدم بالا برات!🔞 https://t.me/+qXOwnmJFfSxiZGFh
3 360
8
- خب کوچولو برای آقا معلمت خیس شدی هوم؟ دست سردش کش شلوار مدرسه ایم رو کنار زد - آقا معلم من خجالت میکشم مامانم گفته اونجام رو فقط به شوهرم نشون بدم. انگشتش رو تو نازم چرخوند: فکرکن منم شوهرتم با آقا معلم زن و شوهر بازی میکنیم هوم؟ تا انگشت سردش لای پا خیسم رفت آهی کشیدم - وای آقا چقدر حس خوبی داره. - برات بمالم؟ آره بمالم هیوا کوچولو؟ انگشتش رو که بین خیسی پام تکون داد کمرمو خم کردم و نالیدم: وای عمو لطفا تندتر! اوووف میخاره! سر انگشتش رو یه فشار ریزی داد که از لذت و درد جیغی کشیدم که با ترس دستش رو محکم روی دهنم گذاشت. https://t.me/+hAPzUMe6JxgwNGNk
4 857
9
♠️ ـ فکر کردی چون گذاشتم نزدیکم بشی... لبخند زد. ـ معنی خاصی داشت؟ نگاهش از روی چشم‌هام تکون نخورد. ـ نداشت. همه‌چیز فقط سه ک
♠️ ـ فکر کردی چون گذاشتم نزدیکم بشی... لبخند زد. ـ معنی خاصی داشت؟ نگاهش از روی چشم‌هام تکون نخورد. ـ نداشت. همه‌چیز فقط سه کلمه بود. اما همون سه کلمه... مردی رو شکست که هیچ‌کس نتونسته بود زانوهاش رو خم کنه. و درست وقتی داشتم می‌رفتم... فقط یه جمله گفت: حتی اگه همه‌ی حرفات حقیقت داشته باشه... من بازم نمی‌تونم دست از دوست داشتنت بردارم. 🖤 «تک‌پیک» ژانر: مافیایی | عاشقانه | معمایی | هیجانی | اکشن به دنیای تک‌پیک خوش آمدی... جایی که هر ورق، سرنوشت یک نفر را تغییر می‌دهد. ♠️ https://telegram.me/+k32X_OJK_OFhM2E8 ✍🏻 به قلم: ققنوس 🌹
966
10
لخت جلوی آیینه وایساده بودم و درحال تماشای هیکل سک*سیم بودم باشگاه تعطیل شده بود و کسی جز من تو رختکن نبود در حال لذت بردن از هیکلم بودم که صدای بمی رو شنیدم اووففف چه هیکلی داری تو دختر شهان کوچولو واست راست کرد🍌 که به سمتم اومد درحالی که اب از لب و لوچش آویزون بود اسپنکی به *ونم🍑 زد و سوتی کشید و گفت همین الان دلم کشیده *صتو 🍓اینجا افتتاح کنم مردی مرموز، قدرتمند و حش*ری که *ص و *ون نامزدشو تو رختکن باشگاه... https://t.me/+2i8JznkrG09hZjg0
3 789
11
- انقدر بي خاصيت نباش يارا، خودت و تكون بده تا منم لذت ببرم❌ با هق هق خودش و بالا و پايين كرد و اشكي از چشمش سقوط كرد. - آقا من باردارم، تو رو خدا بهم رحم كن🔞 ضربه محكمي روي باس*ن لختش زدم و توي صورتش خم شدم. با ديدن من گريه كردن و به كل از ياد برد و ترسيده بهم خيره شد. - بچه توي شكم تو رو خودم كاشتم، پس بايد عادت كنه كه پدرش يه سري حقوق داره😈🔥 بيشتر به خودم فشردمش كه جيغ بلندي زد و با حس خيس شدن بدنم… https://t.me/+5PsUwPCF4Zo3ZjA0 زن حامله رو مجبور مي كنه به زور بهش سرويس بده كه كيسه آبش پاره ميشه💦🔥🔞 #صحنه‌_دار #عرب_زاده #عاشقانه
9 744
12
عاشق رئیسم شده بودم و وقتی از پشت در شنیدم که یه دختر برای تختش می خواد درنگ نکردم و بهش تن خودم و پیشنهاد دادم اولش قبول نکرد اما وقتی چند بار سد راهش شدم منو به خونش برد فکر می کردم اون یه ادم رمانتیکه که عشقبازی بلده اما نمی دونستم قراره دردناک ترین سکس و روی تختش تجربه کنم و متوجه رازای ترسناک زندگیش بشم...😱 وارد خونه مردی میشه که سادیسم داره و هرشب با کلی اسباب‌بازی جنسی عجیب و غریب شکنجه میشه https://telegram.me/+kBdGJjnyc3YzODU0
3 435
13
+ چند سال پیش یعنی؟ _سال اخر دبیرستان بودی ، یه پسر کوچولوی دلبر! +دروووووغ نگوووووو ! یعنی چهارسال پیش میشه؟ _هومممم… حالا ک
+ چند سال پیش یعنی؟ _سال اخر دبیرستان بودی ، یه پسر کوچولوی دلبر! +دروووووغ نگوووووو ! یعنی چهارسال پیش میشه؟ _هومممم… حالا که جوابتو دادم دردسر، میشه بیای بغلم؟؟ +اذیتمممم نکن! _من کی اذیتت کردم اخه؟ دلت برام نمیسوزه؟ شد چهار سال و دو ماه !نمیخوای بزاری حست کنم؟! +من که چهارسالشو نمیدونستم! _اره سرت گرم پولاد لاشی بود! +نخیرم اجازه نداری! _وریا جانم ، نکن بابا !بیا بزار یکم بغلت کنم ، ببوسمت بسه همش از دور عاشقت بودم! گناه دارم من دو سال بیشتره فقط با عکسات جق زدم با هیشکی نخوابیدم! +چقدددد بی ادبیییی برو اونور اصلا من دوسپسر بی ادب نمیخوام! _من که نمیخوام دوس پسرت باشم ! میخوام شوهرت باشم ، چشم جنگلی! خلاصه: وریا یه پسر زیبا و اروم و که سال اخر دبیرستانش درگیر یه رابطه خیلی سمی و یه ادم بسیار ردفلگ میشه، حتی کارش به اعتیاد میکشه، اما خبر نداره یکی یه جایی وسط این شهر شلوغ از دور مراقبشه! بیاین بگیم فرشته نجات! ژانر:بی ال/ درام/ انگست/ اسمات/ عاشقانه https://t.me/callmeforestbutsogreen 🌹
2 750
14
از زیر میز دستش رو داخل شلوار جین رومینا میبره و با لمس کردن بهشتش پوزخندی میزنه رومینا دستای رگدار و مردونه سورن رو حس میکنه که وارد واژنش میشه و تلمبه میزنه💦💦 از شدت شهوت لب میگزه و میلرزه _چیزی شده دخترم؟ شنیدن صدای باباش و نگاه بقیه روی میز همزمان میشه با ضربه محکمی که سورن توی *صش میزنه و .... دختره با شوهرش رفته خونه‌ی باباش حالا شوهرش زیر میز غذاخوری با انگشت جرش میده🔥🔞 https://t.me/+OgmjaqoywnhjZmQ0
3 084
15
ـ خودت بیدارش کردی، خودتم باید بخوابونیش💦 متعجب هینی کشیدم و نگاش کردم. ـ چیییی؟! با نگاه غبارآلود و مرموزش نگام کرد و دستمو تو دستای قدرتمندش گرفت و زمزمه کرد: ـ وقتشه به وظایف زنونت عمل کنی ترنج. همین دستمو به مردونگیش رسوند، از خجالت سرخ و سفید شدم و هه‌ژار خان‌زاده‌ی کرد نشین با بدجنسی لبمو به درون دهنش کشید و.. ازدواج اجباری که باعث شد دخترونگیم رو از دست بدم و زندگیم به کل عوض بشه https://t.me/+EnD47pIej3o4Nzk8
3 901
16
+شوهر جونم دلم پفک میخواد میشه برام بخری؟ با چشمای گرد شده گفت -همین الان ۲ تا پیتزا و کوکتل پنیری خوردی مگه جا داری باز پفک بخوری دختره ی شکمو ؟ با لبای آویزون و لحن بچگونه گفتم -من نمیخوام‌ که بچه خودت میخواد😞 لبخند خبیثی زد و خودش و جلو کشید -من قربون خودت و جوجه ی تو شکمت سرتق خانوم با کاری که کرد... آقای دکتر مون بدجوری عاشق پرستار دختر کوچولوش میشه و ...😌😱🙊 https://t.me/+DoUoDw7mrC5kNmRk
3 919
17
من اسدم، يه شير عرب❗️ علاقه و فانتزي هاي عجيب و غريبم توي سـ.كس باعث ميشه همه زن ها از من وحشت داشته باشن. اما من اون دختر و
من اسدم، يه شير عرب❗️ علاقه و فانتزي هاي عجيب و غريبم توي سـ.كس باعث ميشه همه زن ها از من وحشت داشته باشن. اما من اون دختر و با همه ترسش براي خودم مي‌خواستم! يارا، دختر لوند شيخ كه فقط نوزده سالش بود و حسابي از من مي ترسيد.🔥 اهميتي به وحشتش ندادم و تن ظريفش و به تخت خودم دوختم تا برام يه وارث به دنيا بياره. با صداي ناله هاش بالاخره همه رو خبردار كرد تا بيان و… https://t.me/+QR06z-rah_QxYmY0 اين رمان شرح رابطه ممنوعه شيخ عرب و دختري كوچولوئه🔞❌
13 448
18
دست‌هایش را از پشت دور کمر گلی حلقه کرد و طبق عادت همیشگی، بوسه‌ی کوتاهی روی شانه‌اش نشاند. — قلقلیِ من… خسته نباشی... بعد انگار تصمیم گرفته باشد اذیتش کند، شروع کرد به بوسیدن وجب به وجب صورتش. لب‌هایش روی گونه‌های گلی لغزید، بعد آرام به زیر گردنش رسید و نفس‌های گرم و عمیقی کشید. گلی با صدایی که از نفس افتاده بود گفت: — نکن… اما مهیار انگار تازه سر حال آمده بود. — مال خودمه… دوست دارم. گلی کم‌کم داشت نرم می‌شد. دست‌هایش هنوز کف‌آلود بود و نمی‌توانست حتی درست عقبش بزند. زیر لب گفت: — مهیار… بس کن. مهیار دوباره گردنش را بوسید. — چرا؟ گلی با عجله گفت: — چون الان آبرومون میره! شیرین جون و بابا داریوش توی هال نشستن. ابرویش بالا رفت و غش‌غش خندید. _یه جوری می‌گی انگار اونا ماچ و موچ نداشتن پس من چطوری به دنیا اومدم؟! نکنه لک‌لک‌ها منو آوردن. گلی تا بنا‌گوش سرخ شد و زهرماری زیر لب گفت. صدای جیغ شیرین جان از پذیرایی آمد: _ ای پسره‌ی بی آبرو! حیا و عفتت کجا رفته؟ https://t.me/+SJqbGaD7hHdkZjM0 مهیار انقدر شیطون و «وِزه» است که حتی توی خونه‌ی پدر و مادرش هم دست از کرم‌ریزی‌های منشوری برنمی‌داره! 😈🔥 آقا دامادِ داستان ما، استادِ به فنا دادنِ آبروی زنشه؛ اونم با شوخی‌هایی که گلی رو از خجالت آب می‌کنه و صدای جیغ مادرشوهر رو درمیاره!🤣 https://t.me/+SJqbGaD7hHdkZjM0
12 780
19
-چی ناراحتت کرده جوجه رنگیِ سیاوش؟❗️ بغض کرده نگاهش کردم. -انقدر دیشب خشن بودی نمیتونم درست راه برم سیاوش. با شیطنت نگاهم کرد و محکم کمرمو چسبید. -قربون دردت برم من اخه نازدار خانم. چیکار کنم وقتی انقدر دلم میخوادت اخه توله سگ؟🔞 دستش بین پاهام رفت که چشمام گرد شد. دم گوشم پچ زد -بخورم این خوشمزه‌ی تپلیتو بهتر شی خانمم؟ دختره با خطای سیستمی اسمش به عنوان همسر سیاوش کیانفر، پرنفوذترین تاجر خاورمیانه، ثبت میشه. اما سیاوش به جای طلاق خواهانِ تصاحبش میشه و جوری پابندش میکنه که..❗️❌️ #ازدواج‌اجباری♨️ #بزرگسال https://t.me/+mSiuta5NzF03MTBk
3 783
20
این قسمت: کلنگ زحمتکش و جاروی جونده.
این قسمت: کلنگ زحمتکش و جاروی جونده.
11 877