چلیپا
前往频道在 Telegram
424
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+730 天
帖子存档
423
•
خوبی را در هر چیز پیدا کن!
در هر اتفاق
در هر لحظه
که آنکس که خوبی را در هر چیز می بیند
خوبی های بی شماری را به زندگی اش دعوت میکند.
صبح سه شنبه ششم آبان ماه تون به شادی
@chellippa
423
من پولدارترین آدمای شهرو دیدم، که یه ماشین خیلی معمولی داشتن!
عاشق ترین آدم هارو دیدم که یه استوری از عشقشون نمیزاشتن!
من با معرفت ترین آدم هارو دیدم که هیچ وقت دم از معرفت و رفاقت نزدن!
من خيرترین آدمهارو دیدم که هیچکسی اونها رو نمیشناخت!
چیزای واقعی نمایشی نیستن.
https://t.me/chellippa
423
چه زیباست، که با مهر، دل از کینه بشوییم
چه نیکوست که با عشق، گل از خار برآریم
بیایید، بیایید، ازین عالم تاریک
دل افروزتر از صبح، جهانی دگر آریم
👤فریدون مشیری
صبح دوشنبه پنجم آبان ماه تان بخیر ☀️
@chellippa
423
چرا نظام با امثال بابک زنجانی و شمخانیها مماشات میکند؟
از تفاوتهای تاریخی ما با اروپا از نظر ساختار و شیوه حکمرانی، یکی این بوده که برخلاف اروپا که همواره طبقه اشراف و گروههای پرنفوذ، مستقل از طبقه حاکم و تعدیل کننده قدرت آنها بودند، در ایران اما همواره طبقه حاکم، طبقه اشراف و گروههای قدرتمند حول خود را ایجاد و آنها را وابسته و تابع اوامر خود کرده و هر زمان که پادشاهان اراده میکردند، تمام قدرت، ثروت و جان آنها را ستانده و از هستی ساقط میکردند.
این قاعده اما بعد از انقلاب ۵۷ که منجر به سقوط نظام پادشاهی ۲۵۰۰ ساله و استقرار نظام جمهوری اسلامی شد، به مرور دچار تغییر شد! چرا که با اینکه تا اواسط دهه هشتاد آن رویه سابق و ایجاد نهادها و گروههای وفادار و تابع قدرت، توسط حاکمیت با شدت بیشتر دنبال شد، ولی با افتادن ایران در چرخه بحران هستهای و تحریم و انزوای ناشی از آن، کمکم این رویه حالت عکس به خود گرفت!
به گونهای که به دلیل تنگنای ایجاد شده، این گروهها و افراد کمکم از سایه و حاشیه به متن آمده و از بابت نقش و جبهه جدیدی که در جهت دور زدن تحریمها ایفا کردند، با تامین مالی حاکمیت، عملا در قامت ناجی و مهره کلیدی و تاثیرگذار برای بقای حاکمیت شدند!
در نتیجه برخلاف گذشته، حاکمیت وامدار و مدیون آنها شده و مجبور به تابعیت و همراهی با خواست و اراده آنها گشت. به گونهای که بستر برای ستاندن انواع امتیازات و بهرهگیری از رانت برای این جماعت مهیا شده و امروز کسی را یارای مخالفت و برخورد با آنها نیست.
پس بیجهت نیست که امثال بابک زنجانی، با آن سابقه تخلف و گستره فساد، امروز در قامت قهرمان و کارآفرین خود را نمود داده و جناب شمخانی با وجود این حجم از اقدامات مشروعیت زدا و هزینه زا برای نظام، همچنان بر مصدر امور، طلبکار از عالم و آدم است
https://t.me/chellippa
423
هرآنگه که شد پادشا کژّگوی
ز کژّی شود شاهْ پیکارجوی
سخن را بباید شنید از نخست
چو دانا شودْ پاسخ آید درست
چو دانندهمَردم بوَد آزوَر
همی دانش او نیاید به بَر
هرآنگه که دانا بوَد پُرشتاب
چه دانش مر او را چه در سر شراب
#شاهنامه #فردوسی
مهربانْنازنین، بیگمان:
تو بر مهترانِ جهانْ مهتری
گزینش: #جعفر_جعفرزاده
خوشنویسی: سعید خادمی
#چکامه_پارسی
@chellippa
423
کسی که مبارزه کردن نمیداند بدبختیهایش را سرنوشت مینامد.
مبارزه کن ! و شکست را نپذیر...
زندگیات همانی خواهد شد که آرزویش را داشتی
صبح شنبه سوم آبان ماه تان بخیر❤️🌻
@chellippa
423
پادشاهی دیدکه خدمتکاری بسیار شاد است ، از او علت شاد بودنش را پرسید. خدمتکار گفت: قربان همسر و فرزندی دارم و غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن و بدین سبب من راضی و شادم.
پادشاه موضوع را به وزیر گفت . وزیر هم گفت:قربان چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است، پادشاه پرسید گروه ۹۹ دیگر چیست؟ وزیر گفت : قربان یک کیسه برنج را با ۹۹ سکه طلا جلو خانه وی قرار دهید ، و چنین هم شد.
خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه وسکه ها بسیار شادشد و شروع به شمردن کرد ، ۹۹ سکه ؟ و بارها شمرد و تعجب کرد که چرا۱۰۰ تا نیست، همه جا را زیر و رو کرد ولی اثری از یک سکه نبود.
او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه طلای دیگر پس انداز کند ، او از صبح تا شب سخت کار میکرد،و دیگر خوشحال نبود. وزیر هم که با پادشاه او را زیر نظر داشت گفت : قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است و اعضای این گرو کسانیند که زیاد دارند اما شاد و راضی نیستند.
خوشبختی در سه جمله است:
تجربه از دیروز ،
استفاده از امروز،
امید به فردا.
ولی ما با سه جمله دیگر زندگی را تباه میکنیم:
حسرت دیروز ،
اتلاف امروز
ترس از فردا
https://t.me/chellippa
423
از سیسمونی تا جشن لاکچری
یدالله کریمی پور
پنجاه سال است حقوقبگیر دولتم؛ از یکم مهر ۱۳۵۴ تا امروز. اگر همه داراییها و آپارتمان مسکونیم را هم بر میز بگذارم، توان برپایی حتی یک جشنی لاکچری را در هتلهای لوکس نداشته ام. ولی سخت از کثرت برگذاری این گونه.جشن ها و پای کوبی ها مشعوف می شوم.
آنچه آزردهام میکند، فقر شخصی نیست، بلکه ریا و دوگانگی ساختار قدرت است.
دولتمردی که برای تهیهٔ سیسمونی نوهاش، خانواده را پنهانی به خارج میفرستد یا با دلهره جشن عروسی فرزندش را از چشم مردم پنهان میکند، نماد همین دوگانگی و ریاکاری مد نظر حاکمیت است.
چرا باید ثروتمندان کشور، از برپایی جشنهای پرشکوه و سخن گفتن از موفقیت خود شرم داشته و آنها را پنهان کنند؟
چرا جامعهای که ایلان ماسک، آرنو، آمبانی یا دانگوت را تحسین می کند و آنان را الگو می داند، نسبت به ثروتمندان ایرانی بدگمان باشد؟
۱. حاکمیتی با اقتصاد دوگانه
نظام هنوز نمیداند چه میخواهد؟ عدالتمحور است یا بازارمحور.
طرحهای نیمه کمونیستی و سیاستهای رانتی در کنار هم، اقتصاد را به موجودی بیمار بدل کردهاند: نه آزاد است، نه عادلانه.
۲. رانت به جای رقابت
در ایران، یکی از پایههای اصلی ثروت، دسترسی به رانت است؛ به منابع عمومی، مجوزها و امتیازهای خاص. در نتیجه، جامعه بهدرستی به هر ثروتی بدگمان است، چون منشأ آن را شفاف نمیبیند. اغلب نیز درست می اندیشد.
۳. ریاکاری ساختاری
حاکمیت بستر ریاکاری و دوگانگی را در مقیاس وسیع پهن کرده است.
وقتی سازوکار سالم رقابت و قانون شفاف وجود ندارد، صداقت زیان دارد و پنهانکاری سود. سرمایهدار شفاف کار مجازات میشود و رانتخوار پنهان، مصون مانده و تشویق می شود.
۴. حذف کارآفرین مستقل
حکومت از سرمایهدار مستقل میترسد، زیرا استقلال مالی به استقلال فکری میانجامد.
بهجای پشتیبانی از سرمایهداران ملی، آنان را به خروج از کشور یا پنهانکاری سوق میدهد.
۵. ثروت دشمن عدالت نیست
بزرگترین سوءتفاهم این سرزمین، تقابل مصنوعی میان ثروت و عدالت است.
ثروتِ شفاف، با مالیاتپردازی و قانونپذیری، پایهٔ توسعه است.
این فقرِ سازمانیافته و سیاستِ پوپولیستی است که عدالت را میبلعد، نه داراییِ کارآفرین.
۶. آشتی اخلاق و ثروت
ریشهٔ مسئله در ذهن ماست: ما هنوز نیاموختهایم که ثروت میتواند اخلاقی و زیبا باشد، اگر در پرتو شفافیت و قانون شکل گیرد.
زمانی که سرمایهدار از فساد بگریزد و دولت از قانونگریزی، جامعه نفسی تازه خواهد کشید.
مردم از ایلانماسک های وطنی و حتی سرمایه گذاران خارجی نه تنها بیزار نیستند و با گشاده رویی از آنان استقبال می کنند که در همه حال حامی آنانند.
آن چه مایه تنفر شهروندان است: ریاکاری، رانت خواری، فساد، ساختار درهم و برهم و آشفته و از این گونه خباثت است.
آرزو دارم روزی در این کشور، ثروت به اندازهٔ صداقت محترم باشد
و سرمایه دار و سرمایه گذار ایراندوست و تولیدگر پاک، نه متهم، که مایهٔ افتخار ملی شناخته شود.
https://t.me/chellippa
423
درودها...
چه خوبند آدمهایی که
شبیه حرفهایشان هستند.
سلام رفیق جان؟🥰
خوبی؟خوشی؟🤩
صبح آدینه دوم آبان ماه تان قشنگ🌈
@chellippa
423
با درود...
موفقیت پایان کار نیست،
شکست هم نابودکننده نیست.
فقط یک چیز اهمیت دارد
و آن شجاعتِ ادامه دادن است.
بامداد پنجشنبه یکم آبان ماه تان بخیر وشادی، روزتون همراه با خوشبختی وآرامش
@chellippa
423
چه شد از پورسینا و سهروردیها، رسیدیم به رحیمپور ازغدیها!
✍️ حبیب رمضانخانی
در معرفی رحیم پور ازغدی، اصولگراها و هممسلکانش، او را فیلسوف و دانشمند خطاب میکنند!
فردی که از ویژگیهای بارزش، تندی کلام و استفاده از واژگان نامناسب در عتاب و نقد طرف مقابل است!
حال آنکه یکی از نتایج انباشت علم و دانش در فرد، نمود تسامح و رواداری است.
با این اوصاف، چه شد که از آن فیلسوفان و دانشمندان بزرگ ایران، به امثال رحیمپور ازغدی رسیدیم، خود نیاز به درنگ و تلنگری جدی دارد که برای درک بهتر از این تنزل جایگاه، به یک مثال و مقایسه بسنده میکنیم:
ابولحسن خرقانی، عارف بزرگ که سهروردی او را از ادامه دهندگان فلسفه ایران باستان و مکتب خسروانی میداند، در مواجهه با مخالف و غیر همفکر خود، چنین مشی و ادبیاتی دارد که دستور داد بر سر خانقاه خود این بیت نگاشته شود: «هر کس در این سرا درآید، نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که بر درگاه باریتعالی به جان ارزد، البته بر خوان ابولحسن به نان ارزد»
بعد امروز رحیم پور ازغدی را داریم که در جایگاه نظریهپرداز و اندیشمند فیلسوف! در مواجهه با مخالف و غیر همفکر خود، آنها را احمق و بیسواد خطاب میکند یا در مواجهه با دختران ایرانی که پوشش سر ندارند، این تراوش ذهنی و ادبیات را به کار میبندد «الان در خیابان هم داف میبینیم و هم ناف»
https://t.me/chellippa
423
صبح و
نور و
اُمید و
درود دوباره...
صبح دوشنبه بیست و هشتم مهر ماه تان به شادی و تندرستی
@chellippa
423
انسان گاهی با خود فکر میکند ما در این چند سال مرزهای غارت را جابجا کردیم!
هفته گذشته برملا شد از سال ۹۷ تاکنون ۹۶ میلیارد دلار از ارز صادراتی به کشور بازنگشته که معادل ثلث صادرات ایران است! و همه شنیدند که این پول دست چه کسانی است. معلوم است که اگر دست بخش خصوصی واقعی بود اعدام یا شبه اعدام شده بود
شرکتهای خاص با ارتباطات قوی از الزام به بازگشت ارز معاف بوده اند و این پول را در سرمایه گذاری های خارج، در جایی امن و دور از ریسک مصرف کرده اند
اما فاجعه واقعی این نیست!
فاجعه واقعی اینجاست که با اینکه مقامات می دانند ریشه این غارت در چند نرخی ارز است، آنرا ادامه میدهند
اگر چند نرخی ارز نبود و برادران صادرکننده به همین دلیل ارز خود را برگردانده بودند امروز نرخ دلار آزاد ۷۰ هزار تومان بود نه ۱۱۰هزار تومان. اگر چند نرخی ارز نبود عارضه ای تحت عنوان کارت اجاره ای بازرگانی وجود نداشت
۹۶ میلیارد دلاری که برنگشته معادل بودجه حل ناترازی برق، گاز، بنزین و آب کشور است
درست خواندید!
جای واژه «غارت» باید واژه ای جدید یافت!/#حامد_پاک_طینت
@chellippa
