ch
Feedback
آگوا

آگوا

前往频道在 Telegram

@storyofagua برای گوش‌ها نموو.

显示更多
伊朗363 873未指定类别
447
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
تقویم مطالعه‌ی تیر ماه

امروز نقاشی دیشب رو کامل کردم و نتیجه خوب بود. الان تابلو رو گذاشتم بالای تخت و نگاهش میکنم و چون چشمم کمی ضعیفه محوتر و جالب‌تره. بدم نمیاد بیشتر و جدی‌تر تمرین کنم، می‌دونی یه لحظه‌هایش از ذوق داشتنِ مامانم دلم واقعا گرم میشد. خوشحال کردن کسی که دوستش داری فوق العاده‌ست. آدم‌های باکیفیت و بدون‌تعصب و رها روز و پوست و ذهنمو شفاف میکنن، لذت میبرم از داشتن دوست‌هام هرچند کم ارتباط داریم ولی همون هم باعث میشه فکر کنم که دایره‌ی کوچیک امن مناسبی دارم. وقتی ماجرای شگفت انگیزی توی زندگی رخ میده گاهی تو مجبور میشی خودت رو قلبت رو به اون اندازه بزرگ کنی و نگاه به این حادثه در گذر زمان خیلی شیرینه. بابت روزهام قدردانم گاهی خوش‌میگذره و به طور کلی آفتابه. بزرگ شدن اتفاق خوبیه، یادگیری باعث میشه از پوسته‌ی نازک و غیرامنم که فکر میکردم امنه‌ بیرون بیام و کاش پایبند باشم بهش و بتونم کیفیت روزهام رو حفظ کنم. دلم میخواد آسمون پرستاره رو ببینم.

آبی. ❄️
آبی. ❄️

روز دهم. ⛹🏻‍♀

روز نهم. 🧗🏻‍♀

به رویاهامون فکر کنیم، به بغلای گرم و محکم، پاپیون قرمز، غذاهای تازه که با عشق پخته شدن، دریای شفاف و عمیق، جادو و قصه، پیرهنای خنک و گشاد که چین دارن، به نرمیِ بوسِ آخر شب و موسیقی یواشی از پشت ابرا صداشو میشنویم. شب بخیر.

عشق و مراقبت خالصانه‌‌ای که از خواهرم میگیرم انگار همه‌ی زخم‌هامو میپوشونه و شبیه برف روحمو آروم و سفید می‌کنه.
عشق و مراقبت خالصانه‌‌ای که از خواهرم میگیرم انگار همه‌ی زخم‌هامو میپوشونه و شبیه برف روحمو آروم و سفید می‌کنه.

دیشب خواب دیدم یه پاروی خیلی خوشگل داشتم و مشغول قایق سواری بودم. دریا حسابی مواج بودو من خیلیی لذت می‌بردم، نمی‌دونم چرا نمی‌ترسیدم و همش ادامه میدادم. 🚣🏻‍♀

امروز روز خوبی بود.

Repost from Gabbro
یه نفس عمیق بکش و برگرد به برنامه.

دلم میخواد رنگ موهامو تیره کنم *-* رنگ عکس آخر وهم سبز.

مرغ کنتاکی خوردن تونیِ Green book هم خیلی خوشمزه بود.

منو یاد شیش هفت سالگیم انداخت به خاطر ترس از زنبورا نمیتونستم بازی کنم، پدرم میومد تو حیاط کنار درخت آلبالو باهام حرف میزد و چشماش می‌خندید، انگار عمق داشت. :* منم کنار باغچه لوازم مورد علاقه‌م رو خاک میکردم که بعدا پیداشون کنم یا گلای رز رو میکندم که برم باهاش رنگ درست کنم. :''

Repost from آفرودیته
روزِ نو از حیاطِ مامان🌱
روزِ نو از حیاطِ مامان🌱

کاش من دوست اون دزدا بودم. 🥲

دیشب تا نزدیکای پنج بیدار بودم درس خوندم و خانومِ لرد هم بیدار موند و کاراشو تیک میزد. :› امروز دو تا امتحان دادم و هنوز کلی امتحان مونده. الان دچار تردیدم که فیلم ببینم یا درس بخونم.

«بذار انگورا شراب شه.»
«بذار انگورا شراب شه.»

دلم اسب سواری تو دشت هموار و سبز و خنک میخواد.

_ این روزا همش دارم درس میخونم و سعی میکنم تموم بشن،ترکیب طالبی و موز و یه کم عسل یه اسموتی خوشمزه میشه، احساس میکنم همینطوری
_ این روزا همش دارم درس میخونم و سعی میکنم تموم بشن،ترکیب طالبی و موز و یه کم عسل یه اسموتی خوشمزه میشه، احساس میکنم همینطوری طی رشد و گذر روزام بخش‌های غریبه و جدید و خوبی در درونم به وجود اومده، دیروز فهمیدم از طبیعتی که حشرات و حیوانات نداشته باشه خوشم میاد، البته که دارم رو ترسم از گربه کار میکنم و تقریبا با گربه‌های کوچیک خوب شدم، اگه امتحان فردام رو خوب بدم خوشحال میشم.