ch
Feedback
با‌ حُسین باش.

با‌ حُسین باش.

前往频道在 Telegram

«در زندگی شبیه زهیر بن قین باش، دوری کن از جهان و فقط با حسین باش.» - تبلیغ و تبادل ندارم. لینک کانال در اپ بله: http://ble.ir/ba_hoseiin_bash راه ارتباطی با من: https://t.me/SendHarfBot?start=fc0660a19fec

显示更多
8 513
订阅者
+424 小时
-557
+23830
帖子存档
#اصحاب_الحسین پرده‌ی چهارم. عابس بن ابی شبیب شاکری، مجنون الحسین. #حضرت_عابس قسمت اول: از کوفه آمد. بهشتِ بین دو انگشتِ تو به عابس گفت: جنون بخواه که فردای بهتری داری. در این نوبت، سراغ عابس که از اولین مجانین امام حسین بود، می‌رویم. کسی که پیراهن از بدن درید و به سینه، عشق آقا را مدال زد. عابِس بن ابی‌شَبیب شاکِری یا عابس بن شبیب شاکری، از اصحاب امام حسین و شهیدان کربلا بود. او از مشاهیر کوفه بود و گفته‌اند در سخنوری و خطابه، توانایی بسیاری داشته و اهل تهجد و عبادت بوده است. عابس فرزند ابی‌شبیب بن شاکر بن ربیعة بن مالک بن صعب بن معاویة بن کثیر بن مالک بن جشم بن حاشدو مولای- غلام یا هم پیمان- بنی‌شاکر است. نام وی عائش و عباس بن حبیب نیز آمده است. پدرش را شبیب، حبیب، شِبْث و لیث نیز گفته‌اند. عابس بن ابی‌شبیب شاکری. از مردان قبیله‌ی بنی‌شاکر که طائفه‌ای از قبیله بنی‌همدانه، بود و مردم این طائفه، از شجاعان جنگ‌ها بودند، از این رو اعراب به آن‌ها «فِتْیانُ الصَّباح، یعنی جوان مردان صبح» لقب داده بودند. قبیله‌ی بنی‌شاکر، از جمله عابس بن ابی‌شبیب شاکری، از شیعیان علی بن ابی‌طالب به شمار می‌آمدند. آنان به خصوص اخلاص زیادی نسبت به امیرالمؤمنین داشته‌اند. عابس از خاصان امام علی و از یاران امام حسین بود. وی از اوصاف پسندیده‌ی قومش در حد کمالش بهره‌مند بود. او از رجال شیعه و از رؤسای آنها و مردی شجاع و خطیبی توانا و عابدی پرتلاش و متهجّد و از مهتران، دلاوران، سخنوران، عابدان، و شب زنده‌داران شیعه بود. نقل شده که امیرالمؤمنین در جنگ صفّین، در حق مردان با اخلاص و شجاع بنی‌شاکر فرمودند: «لو تَمّت عدتهم ألفا لعُبد الله حق عبادته؛ اگر تعداد قبیله بنی شاکر به هزار نفر می‌رسید، حقّ عبادت خدا به جا آورده می‌شد.»، عابس در جنگ صفین از ناحیه پیشانی‌اش زخمی شد که اثر و نشانه آن زخم برای همیشه بر پیشانی او ماندگار شد. عابس از جمله اصحاب و یارانی است که نام او در زیارت رجبیه امام حسین و زیارت ناحیه مقدسه غیر مشهور، مورد خطاب امام قرار گرفته است. او در این زیارات این گونه مورد سلام و تحیت امام قرار گرفته است: «السّلام علی عابس بن شبیب الشّاکری.»، شیخ عباس قمی نیز درباره او گفته است: «السلام علیک یا عابس بْنِ ابی شبیب الشاکری اشْهَدُ انَّکَ مَضیت علی مامضی علیه البدریون و المجاهدون فی سبیل الله؛ درود بر تو‌ ای عابس بن ابی شبیب شاکری، گواهی می‌دهم که تو به همان مسیری رفتی که اهل بدر و مجاهدان در راه خدا رفتند.»، مسلم بن عقیل پس از ورود به کوفه، وارد منزل مختار ثقفی گردید. شیعیان کوفه از ورود نماینده ویژه امام حسین باخبر شدند و در خانه‌ی مختار اجتماع کردند. مسلم در این اجتماع، نامه‌ی امام حسین را برای مردم قرائت کرد. عابس، نخستین کسی بود که پس از قرائت نامه‌ی امام، به پاخاست و پس از حمد و ثنای خداوند متعال خطاب به مسلم گفت: «من درباره‌ی مردم به شما خبر نمی‌دهم و نمی‌دانم نیت‌شان چیست و از جانب آنها وعده فریبنده نمی‌دهم. به خدا قسم از چیزی که درباره آن تصمیم گرفته‌ام سخن می‌گویم. هنگامی که دعوت کنید، می‌پذیرم و همراه شما با دشمنان‌تان می‌جنگم و با شمشیر از شما دفاع می‌کنم تا به پیشگاه خداوند روم و از این کار جز ثواب چیزی نمی‌خواهم.»، پس از او، حبیب بن مظاهر ایستاد و برای یاری امام حسین، اعلام آمادگی کرد و سخنان این دو نفر، زمینه را برای بیعت مردم، فراهم نمود و بیش از هیجده هزار نفر با مسلم بیعت کردند. پس از بیعت شمار زیادی از مردم کوفه با مسلم، او نامه‌ای به امام حسین نوشته و آن حضرت را به کوفه دعوت کرد؛ در نامه از امام خواسته بود که هنگامی که نامه من به دست شما رسید، فورا به سوی کوفه حرکت فرمایید. مردم خواهان آل معاویه نیستند. مسلم این نامه را توسط عابس بن ابی شبیب و قیس بن مسهر صیداوی به سوی امام ارسال داشت. عابس بن ابی شبیب به همراه غلامش شوذب جهت تحویل نامه به امام حسین در مکه حرکت نمود و در مکه خدمت امام رسیده و نامه را تحویل داد. پس از رساندن نامه، عابس با امام حسین و کاروانش همراه شد و از مکه تا کربلا امام را همراهی نمود. - ادامه دارد. - گِرد آورنده: پوریا روحنواز.

#پیام_ناشناس رفقا ممنون میشم برای زینب بنت براتعلی فاتحه بخونین، مادر شهید بودن.

۴ میلیون و ٧۵٠ هزار تومان مانده، سیدالشهداء دست‌گیرتون.

Repost from شَهقَة
سید مهدی حسینی یه نوحه داره که درش میگه«کاری کردی دیگه هیچکی به چشمای خسته‌ی من نمیاد»، حالا نمیدونم چون خسته شده دیگه کسی به
سید مهدی حسینی یه نوحه داره که درش میگه«کاری کردی دیگه هیچکی به چشمای خسته‌ی من نمیاد»، حالا نمیدونم چون خسته شده دیگه کسی به چشمش نمیاد یا «انا فی قلوب منکسره»؛ من در قلبهای شکسته‌ام، براش تجلی یافته و فهمیده غیر خدا رو دل بستن و داشتن؛ همانی هست که مولا فرموده: «رأس کل خطیئه»سرآغاز همه‌ی اشتباهات. کسی که حسین-علیه‌السلام- رو داره باید به این درجه برسه که بگه «دیگه هیچکس به چشمای خسته‌ی من نمیاد»، یعنی دست در دست حسین-علیه‌السلام- به خدا برسه‌. همان ترجمه‌ی «عَظُمَ الْخالِقُ فى اَنْفُسِهِمْ، فَصَغُرَ ما دُونَهُ فى اَعْيُنِهِمْ» خدا در جانشان بزرگ شده و در نتیجه دیگران در چشمشان کوچک‌اند.

۵ میلیون مانده، سیدالشهداء دست‌گیرتون.

امیرالمؤمنین یارتون.

رفقای با‌حسین‌‌‌باش؛ خانواده‌ای هستند که پدر خانواده فوت کرده و مادر و دو بچه‌ی مدرسه‌ای با هم زندگی می‌کنند. اموراتشون از طریق یارانه و دست‌فروشی مادر در بازار تهران می‌گذره که در دو ماه اخیر به دلیل تعطیلی بازار و فشار مالی، اجناسش تموم شده و سرمایه‌ای ندارند. حالا سه ماه اجاره‌شون عقب افتاده و صاحب‌خونشون هم که یک زن تنهاست و درآمدش از همین اجاره بهاست، شدیدا تحت فشارشون گذاشته و تا اوایل مرداد فقط بهشون فرصت دادن برای پرداخت و در این هوای گرم کولرشون سوخته و نیاز به موتور داره، هم‌چنین در نظر داریم تا مبلغی جهت کسب و کارشون جمع کنیم تا بتونن مخارجشون رو تأمین کنند. ۱۳ میلیون تومان اجاره عقب افتاده، ۳ میلیون هزینه موتور کولر، ۲/۵ میلیون تومان هزینه برای سرمایه کسب و کارشون نیاز هست که در مجموع ۱۸/۵۰۰ هزار تومان نیاز دارند که از این مبلغ ۱۰/۵ میلیون تومان جمع آوری شده و ۸ میلیون تومان نیاز هست تا دل این خانواده شاد بشه. مثل همیشه در این شرایط بسیار سخت، یاری‌گر باشیم و با هر توانی، دل این بچه یتیم‌هارو شاد کنیم. ۵۰۴۱۷۲۱۲۳۸۳۲۰۹۵۷ روحنواز.

٢٣ محرم، سالروز تخریب سامرا توسط مزدوران وهابی. سامرا! روضه‌ی گودال مگر خوانده کسی؟! که حرم از سرش عمّامه‌ی گنبد برداشت...
+2
٢٣ محرم، سالروز تخریب سامرا توسط مزدوران وهابی. سامرا! روضه‌ی گودال مگر خوانده کسی؟! که حرم از سرش عمّامه‌ی گنبد برداشت...

ای غم مقدس، حسین...

امام باقر علیه السلام می‌فرمایند: هر كس از پيروان ما كه نزد قبر حسين عليه السلام نيايد، ايمان و دينش ناقص است. - المزار شیخ مفید، ص۵۶.

کانالی که مثل هرسال، اطلاعات مفید برای اربعینتون بهتون می‌ده: @tarigh_470

همتون هم که اومدید میگید دعا کن به عشقم برسم و یا ذکری بگو به عشقم برسم و فلان، غول چراغ جادو خوابیده دوستان:)

*گروک: هوش مصنوعی توییتر.
*گروک: هوش مصنوعی توییتر.

آه و گریه زاری، دیدم کفن نداری... #شب_جمعه #حضرت_زینب @ba_hossein_bash

#اصحاب_الحسین پرده‌ی سوم. بریر ابن خضیر همدانی، قاری امام حسین. #حضرت_بریر قسمت چهارم و آخر: شهادت. بریر در حالی که رجز می‌خواند: « انا بریر و ابی خضیر، لیس یروع الأسد عند الزئر، یعرف فینا الخیر أهل الخیر، أضربکم و لا أری من ضیر، و ذلک فعل الخیر فی بریر، من بریر، فرزند خضیرم. شیر به هنگام غرش از کسی نمی‌ترسد. اهل خیر از خیرخواهی ما آگاهند. من شما را می‌زنم و از این کار زیان نمی‌بینم. این کار آزادمردان است که از بریر سر می‌زند.»، بریر بر دشمن حمله می‌برد و در حین جنگ می‌گفت: «‌به نزدیک من آیید‌ ای کشندگان مؤمنین؛ به نزدیک من آیید‌ ای فرزندان کشته‌شدگان روز بدر؛ به نزدیک من آیید‌ ای کشندگان عترت رسول خدا.»، در حین نبرد بریر با رضی بن منقذ، بریر او را بر زمین کوبید. رضی از یاران خود کمک طلبید. کعب بن جابر بن عمرو اسدی به یاری او شتافت. عفیف بن زهیر (که خود از سپاهیان ابن سعد بود) فریاد زد: «‌این مرد بریر بن خضیر، قاری‌ای است که در مسجد کوفه می‌نشست و ما را قرآن می‌آموخت!»؛ اما کعب توجّه‌ای نکرد و با نیزه‌اش به بریر حمله کرد و او را به شهادت رساند. خواهر کعب بن جابر، قاتل بریر، در بازگشت به او گفت:« دشمنان پسر فاطمه را یاری دادی و سرور قاریان را کشتی و کاری بسیار زشت انجام دادی. به خدا سوگند که دیگر یک کلمه هم با تو سخن نخواهم گفت.»، در برخی از منابع آمده بریر به میدان رفت و جنگید و پس از به هلاکت رساندن سی نفر از دشمنان چندین نیزه خورد و به دست بجیر بن اوس ضبی به شهادت رسید. - منابع: الفتوح، الامالی، تاریخ الامم و الملوک، بحارالانوار، اعیان الشیعه، تنقیح المقال فی علم الرجال، الکامل فی التاریخ، مقتل الحسین(ع)، مقتل الحسین علیه‌السلام، مقتل الحسين، روضه الواعظین. - گِرد آورنده: پوریا روحنواز.

#اصحاب_الحسین پرده‌ی سوم. بریر ابن خضیر همدانی، قاری امام حسین. #حضرت_بریر قسمت چهارم و آخر: شهادت. بریر در حالی که رجز می‌خواند: « انا بریر و ابی خضیر، لیس یروع الأسد عند الزئر، یعرف فینا الخیر أهل الخیر، أضربکم و لا أری من ضیر، و ذلک فعل الخیر فی بریر، من بریر، فرزند خضیرم. شیر به هنگام غرش از کسی نمی‌ترسد. اهل خیر از خیرخواهی ما آگاهند. من شما را می‌زنم و از این کار زیان نمی‌بینم. این کار آزادمردان است که از بریر سر می‌زند.»، بریر بر دشمن حمله می‌برد و در حین جنگ می‌گفت: «‌به نزدیک من آیید‌ ای کشندگان مؤمنین؛ به نزدیک من آیید‌ ای فرزندان کشته‌شدگان روز بدر؛ به نزدیک من آیید‌ ای کشندگان عترت رسول خدا.»، در حین نبرد بریر با رضی بن منقذ، بریر او را بر زمین کوبید. رضی از یاران خود کمک طلبید. کعب بن جابر بن عمرو اسدی به یاری او شتافت. عفیف بن زهیر (که خود از سپاهیان ابن سعد بود) فریاد زد: «‌این مرد بریر بن خضیر، قاری‌ای است که در مسجد کوفه می‌نشست و ما را قرآن می‌آموخت!»؛ اما کعب توجّه‌ای نکرد و با نیزه‌اش به بریر حمله کرد و او را به شهادت رساند. خواهر کعب بن جابر، قاتل بریر، در بازگشت به او گفت:« دشمنان پسر فاطمه را یاری دادی و سرور قاریان را کشتی و کاری بسیار زشت انجام دادی. به خدا سوگند که دیگر یک کلمه هم با تو سخن نخواهم گفت.»، در برخی از منابع آمده بریر به میدان رفت و جنگید و پس از به هلاکت رساندن سی نفر از دشمنان چندین نیزه خورد و به دست بجیر بن اوس ضبی به شهادت رسید. - منابع: الفتوح، الامالی، تاریخ الامم و الملوک، بحارالانوار، اعیان الشیعه، تنقیح المقال فی علم الرجال، الکامل فی التاریخ، مقتل الحسین(ع)، مقتل الحسین علیه‌السلام، مقتل الحسين، روضه الواعظین. - گِرد آورنده: پوریا روحنواز.

آه و گریه زاری، دیدم کفن نداری... #حضرت_زینب @ba_hossein_bash