ch
Feedback
ده نگی قورعان😊✍️

ده نگی قورعان😊✍️

前往频道在 Telegram

هَِوَِاَِلَِحَِقَِ #کلیپ های اسلامی #پخش صوتی قرآن #عکس نوشته های قرآنی #نوشته های آموزنده #داستان های زیبا #طب سنتی اسلامی #نظرسنجی ....... دنیا خوابی است که اگر آن را باور کنی پشیمان میشوی... حضرت علی (ع)

显示更多
415
订阅者
-224 小时
-47 天
-430 天
帖子存档
میگفت:خدارادوست‌دارم... درحالیکه‌اکثراوقات‌راباشیطان‌سپری‌میکرد!!! وَمِنَ‌النَّاسِ‌مَنْ‌یعْبُدُاللَّهَ‌عَلی‌حَرْفٍ ودرمیان‌مردم‌کسانی‌هستندکه‌خداراباحرف وبه‌ظاهرمی‌پرستند[نه‌ازباطن‌وحقیقت]💔 سوره‌حج/۱۱

⚡️تلنگر⚡️ 🔻مرد ثروتمندی بود که عاشق جمع کردن جواهرات و سنگ‌های قیمتی بود. یک روز مردی به ملاقات او رفت و درخواست کرد که جواهرات را به او نشان دهد. مرد ثروتمند پذیرفت و پس از اجرای اقدامات شدید امنیتی، جواهرات را آوردند و آن دو با ولع عجیبی مشغول تماشای سنگ‌های فوق‌العاده شدند. هنگام رفتن، مرد بازدیدکننده به مرد ثروتمند گفت: «ممنون که جواهرات را با من شریک شدی.» مرد ثروتمند با تعجب گفت: «من جواهرات را به تو ندادم. آنها به من تعلق دارند.» مرد بازدیدکننده گفت: «بله البته، ما به یک اندازه از تماشای جواهرات لذت بردیم و فقط تفاوت ما در این است که زحمت و هزینه خرید و نگهداری از جواهرات با شماست.» 🍃🌸🍃 @allah12390

sticker.webp0.66 KB

✨شيخ پردل محبوب دلها❣ 💞کنترل ونظارت برتربیت اولاد 💞نشر صدقه جاریه @allah12390

💓تلاوتی آرامبخش 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 @allah12390

" حارب‌شدةالٲیام‌بادُعاء " بادعـاباروزهای‌سخت‌،بجنگ..🤲🏻🌱!! هیچ‌نااُمیدی‌دردعـاوجود‌ندارد... یادعایت‌اجابت‌می‌شود یابهترازآنچه‌دعاکردی‌نصیبت‌میگردد یاتورا،ازبـلاحفظ‌میکنـد یادرازای‌ِ‌آن‌ثواب‌وپاداش‌میگیری...🥹🤍!

دست‌کشیدن‌ازبرخی‌آدما،مانندداروست طعـمش‌شایدتلخ‌باشد... اماشفابخش‌است🌸💗🙂‍↔️.!!

خدایا‌...!! نگذارکسی‌غیرازتودرچشم‌مابزرگ‌‌شود🤍!!

🍂 #حتمابخونید ♡♡♡♡ 🍃🌸 دوتا عاشق با هم ازدواج کردن وضع پسره زياد خوب نبود برا همين هميشه کار ميکرد تا زنش راحت زندگي کنه گاهي وقتا حتي شبا هم کار ميکرد. همه کار ميکرد.کارگري فروشندگي حمالي عملگي .سخت کار ميکرد اما حلال.هيچ وقت دست خالي نميومد خونه.وقتي ميومد دختره با جون و دل ازش استقبال ميکرد.ماساژش ميداد براش غذا ميذاشت پاهاشو پاشوره ميکرد .هميشه به عشق شوهرش خونه تميز بود و برق ميزد و با چيزايي که داشتن بهترين غذاي ممکن رو درست ميکرد.هيچ وقت دستشونو جلو کسي دراز نميکردن.ساده زندگي ميکردن اما خوشبخت بودن.تا اينکه............. يه شب که پسره براي کار دير کرده بود يه اس ام اس رو کوشي دختره اومد.کارت شارژ بود.دختره تعجب کرده بود.بعد از اون هيچ کس زنگ نزد.منتظر شد اما خبري نشد.فکر کرد اشتباهي اومده.خوابيد.صبح که بيدار شد از رو کنجکاوي کارت شارژ رو کارد کرد.شارژ شد.دختره تعجب کرده بود.فکر کرد شايد کسي براش دلسوزي کرده.خيلي با خودش کلنجار رفت.شب بعد دوباره يکي اومد.باز شارژ شد.اما نه کسي زنگ ميزد نه اس ميداد.از اون شب به بعد دختره هر شب براش شارژ ميومد.گوشيش پر بود.فکر ميکرد يکي داره اينجوري بهشون کمک ميکنه.ميخواست به شوهرش کمک کنه اما نميخواست به غرور شوهرش بربخوره.بعد از اون اين کارش بود .شبا شارژ ميکرد و روزا اونو به دوستاش و همسايه ها ميفروخت و پولشو هر چند که کم بود جمع ميکرد.يک ماه گدشت.يه شب دختره هر چي منتظر موند اس ام اس نيومد.هزارتا فکر و خيال کرد.اخرش اين تصميمو گرفت.چادر سرش کرد و رفت سر کوچه و با تلفن عمومي زنگ زد.يه پسر گوشي رو برداشت.دختره نتونست حرف بزنه.پسره گفت من اين گوشي رو پيدا کردم صاحبش هم تصادف کرده و فلان بيمارستانه.دختره قطع کرد و رفت خونه.تا صبح گريه کرد.براي مردي که بدون چشم داشت به اون کمک ميکرد.روز بعد دوباره زنگ زد.اين بار با گوشي خودش.پسره خودش برداشت.حالش بهتر شده بود.دختره کلي گريه کرد و تشکر کرد و قطع کرد.اون شب دوتا کارت شارژ اومد.دختره به رسم ادب براش اس فرستاد ممنونم داداش.اما جوابي نيومد.از اون شب هر موقع شارژ ميرسيد دختره پيام تشکر ميفرستاد.تا اينکه........ شوهر دختره اومد خونه.خيلي زود خوابش برد.دختره پيشونيشو بوسيد و رفت که لباساشو بشوره.دست تو جيبش کرد قلبش ايستاد.پاکت سيگار بود.بي اختيار اشک از چشمش جاري شد.رفت يه گوشه و شروع کرد گريه کردن.پسره شارژ فرستاد اما دختره متوجه نشد تا اس تشکر بفرسته.بعد از نيم ساعت پسره زنگ زد.نگران شده بود.دختره هم بي اختيار گريه ميکرد و شروع کرد به درددل کردن.از اون روز به بعد هر چند وقت يکبار دختره تو جيب شوهره سيگار ميديد .ديگه اروم اروم عادي شده بود براش.اما به شوهرش نميگفت.گريه ها و درددلاشو ميبرد پيش پسره.ديگه بهش نميگفت داداش.ديگه اکه اس نميداد نگران ميشد.ديگه کمتر و کمتر شوهرشو ماساژ ميداد.ديگه لباساشو خوب تميز نميشست.ديگه براش نميخنديد.به پسره ميگفت شوهرم لياقت نداره اکه داشت ترک ميکرد.اروم اروم مهر پسره تو دلش نشست.از شوهر قبلي فقط اسمي که تو شناسنامه ش بود مونده بود و اگه کاري ميکرد يا از سر اجبار بود يا از روي عادت.دختره گفت... ميخوام ببينمت.پسره هم از خداش بود.قرار گذاشتن.يه ماشين باکلاس جلوش ترمز زد.دختره تازه داشت ميفهميد اين يعني زندگي .با شوهرش فقط جوونيش حروم ميشد.شده بودن دوتا دوست صميمي.يه روز دختره بهش گفت بيا خونه شوهرم تا شب نمياد.پسره قبول کرد اما گفت اول بريم بيرون دور بزنيم.سوار شد.يه خيابون دو خيابون يه چهار راه دو چهار راه.اما پسره حرف نميزد و فقط ميگفت طاقت داشته باش يه سورپرايز برات دارم.رسيدن به يه جايي.پسره گفت اونجا رو ببين.يه مرد بود با چهره اي خسته.شيک بود اما کمرش خم شده بود.سيگار فروش بود.آره شوهره ميفروخت نميکشيد.حرف اخر پسره اين بود.برو پايين بي وفا...🖤😔🥀 حداقل بخونش وبهش فكركن! چرا ما هميشه سر نماز خوابمون مياد؟ ولی تا ساعت سه شب برای ديدن يک فيلم بيداريم؟یا تو چت واس آپ و غیره بیداریم؟ چرا هر وقت می خواهيم قرآن بخونيم خيلی خسته ايم؟ اما برای خوندن کتابهای ديگه هميشه سرحاليم؟ چرا اينکه يک پيام در مورد خدا رو رد کنيم انقدر راحته؟ ولی پيام های بيهوده رو به راحتی انتقال می ديم؟ چرا تعداد کسانی که خدا رو عبادت می کنند هر روز کمتر ميشه؟ اما تعداد فاحشه ها و پسر خوشکلا زیاد شده ؟ ولی ارتباط با خداوند انقدر سخته !!!!!!؟؟؟ در موردش فکر کنيد. اين پيام رو به دوستانتون هم بفرستيد. 99%شمااين پيام رو نميفرستيد!! خداوند فرمود:اگر من را در مقابل دوستانتان رد كنيد,,,من هم شمارادرقيامت رد خواهم كرد! اين پيام ارزش فرستادن داره. ‎‌─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌♥️🍃𖣔༅═┅─        نشر کانال صدقه جاریه‌ است🔻 📲منظومه یی [ حکایات و داستان]📚 join➦@allah12390

این کلیپ چقدر زیباست... با دیدنش دلم برای سجده های نماز تنگ شد... و دوست دارم، بیشتر و بیشتر برای خدایم سجده کنم @allah12390

🌸پنج شرط برای تاثیرذکـــر 🌸 🌸حضرت خواجه عبدالخالق غجدوانی قدس سره می‌فرمایند : 🌸 برای به وجود آمدن تأثیرات ذکر پنج شرط وجود دارد که سالک باید به آنان اهمیّت دهد ... 🌸1️⃣ طهارت و پاکی چشم و محافظت آن از دیدن نامحرم ... 2️⃣ طهارت و پاکی گوش و محافظت آن از استماع آوازهای حرام ... 🌸3️⃣ طهارت و پاکی زبان و محافظت آن از غیبت و دروغ و بهتان و سخنان بی فایده ... 4️⃣ طهارت و پاکی شکم و محافظت آن از مأکولات و مشروبات حرام و مشتبه ... 🌸5️⃣ مصاحبت و مجالست پاکان و اجتناب از مصاحبت غافلان و کاهلان و جاهلان زیرا خوی آدمی با هر که نشیند طبع وی گیرد لذا مصاحبت با اهل معرفت مهم است و احوال خود را از غیرە نهان داشتن حتّی از محارم از همین رو گفته‌اند @allah12390

▪️جزای تهمت ▪️خطیب:شیخ محمد ضیایی @allah12390

عمربن‌خطاب‌رضیﷲ‌عنه‌ازدوزخ‌بسیار می‌ترسید،درحالیکه‌مژدهٔ‌بهشت‌به‌اوداده بودند،پس‌بنگـرمـاچگونه‌ایم..🥺🖤!!؟

من‌درسرزمینی‌زندگی‌میکنـم که‌اگربگویندفرداقیامت‌است، قیمت‌قرآن‌وجانمـاز،رابالامی‌برند...💔

بزرگترین صدقه آن است که دانشی بیاموزید و به دیگری آموزش دهید بزرگترین صدقه آن است که میان دو نفر صلح ایجاد کنید بهترین صدقه نگهداری زبان از زشتی هاست بهترین صدقه زبان شفاعت برای آزادی اسیر است 🌺🌺🌺🌺🌺🌺 @allah12390

❤ خوشه ویسترین که س لای خوا ✨ ماموستا عادل عزت 👌تکایه گوی بیستی بن زور کاریگه ره 🍃🌸🍃 @allah12390

‌شب باش در پوشیدن خطای دیگران ! زمین باش در فروتنی خورشید باش در مهر و دوستی کوه باش در هنگام خشم و غضب رود باش در سخاوت و یاری به دیگران دریا باش در کنار آمدن با دیگران خودت باش همان گونه که می‌نمایی ... @allah12390

▪️کسی که دیدار خدا را دوست بدارد، خدا نیز دیدار او را دوست می‌دارد. ▪️خطیب:شیخ محمد العریفی 🌖 ╭═━⊰✨ 🌙 ✨⊱━═╮ @allah12390

🍂 حکایت: روزی پیرمرد گاو چرانی بود که دو گوساله‌ ی بازیگوش داشت. این دو گوساله چنان بازیگوش بودند که پیرمرد مجبور بود برای آنکه به مزرعه اش آسیب نزنند آنها را با طناب ببندد. روزی طناب یکی از آنها پاره شد و گوساله ی جوان پا به فرار گذاشت پیرمرد هرچه با اسب دنبال او دوید نتوانست او را بگیرد. با عصبانیت برگشت و با شلاق شروع به زدن گوساله ی دیگر کرد. مردمی که از آنجا می‌گذشتند با تعجب پرسیدن: ای احمق، آن یکی فرار کرده چرا این بدبخت را میزنی؟ پیرمرد گفت: شما نمی‌دانید... اگر این می‌توانست فرار کند از آن بدتر میشد... این حکایت ماست که کارمان شده قضاوت مردم. در صورتی که اگر جای آنها بودیم ممکن بود جرم بزرگتری مرتکب شویم. ‎‌─┅═༅𖣔‎‌‌‌‌♥️🍃𖣔༅═┅─ نشر کانال صدقه جاریه‌ است🔻 📲منظومه یی [ حکایات و داستان]📜 join➦🍂@allah12390

🕊ما شــاءالله 😍 ☘نوگل زیباوخوش صدای بوستان قرآن کریم 💚 @allah12390