کانون شعر و ادب هیوا
前往频道在 Telegram
«کانون شعروادب هیوا» «دانشگاه علومپزشکی ایران» فعال در حوزهی ادبیات با ۱۲سال سابقه 🫔پاسخگوی هیوا @kaiums_admin 🫔انتقادات و پیشنهادات؛ دبیر کانون: @donyaye_5_harfi 📱صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/hiva_iums?igsh=MWwwb2d2bzB5NjFpMA==
显示更多1 636
订阅者
-224 小时
+27 天
+630 天
帖子存档
1 636
📣 «کانون شعر و ادب هیوا» برگزار میکند:
🔹 در «مدرسهی کتابخوانی هیوا» (شصت و ششمین جلسه)، اینبار به سراغ بررسی رمان
«شازده احتجاب» اثر «هوشنگ گلشیری» میرویم.
📚 «شازده احتجاب» روایت پرکششیاست دربارهی زوال، خاطره، قدرت و انسانی که در گذشتهی خود گرفتار مانده است. گلشیری این اثر را خوشاقبالترین کتاب خود نامیده است.🔻راهبر جلسه: سید میثم میرتاجالدینی 🗓 سه شنبه ۵ آبان ⏱ ساعت ۱۵:۰۰ 🏫 دانشکدهی پزشکی (پردیس همت) 📍لینک ثبتنام: https://survey.porsline.ir/s/OcIUHI4R 🧡۱. پیشنیاز حضور در این جلسه، مطالعه و آشنایی با کتاب معرفی شده است. 🧡۲. لطفا پیش از حضور، نامنویسی کنید. 🔸 دریافت کتاب/ فایل کتاب/ عضویت در گروه خوانش؛ پاسخگوی هیوا | @kaiums_admin منتظر حضور گرمتون هستیم! ✨ #حلقهی_خوانش_کتاب #شازده_احتجاب @kaiums |کانون شعر و ادب هیوا
1 636
✨ نخستین نشست شورای مرکزی کانون شعر و ادب هیوا در سال تحصیلی جدید.
همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید، اولین جلسهی شورای مرکزی کانون شعر و ادب هیوا در تاریخ ۲۶ مهرماه برگزار شد.
در این نشست، اعضای شورا (رومینا محمدی، سروش کرکهآبادی، علیاصغر عباسی رزگله، هلنا افکاری، اسرا دانایی، فاطمه اخلاصی، آرتین نیکمنش، مطهره نعیمی پور و مهدی معیری) به هماندیشی دربارهی سیاستهای کلان کانون، تقسیم وظایف اجرایی و تدوین تقویم سالانهی برنامهها و رویدادهای پیشرو پرداختند؛ با این امید که دورهی جدید، بستری پویا و پربار برای همراهی همهی علاقهمندان به جهان ادبیات باشد.
این قاب از آغاز این مسیر بماند بهیادگار...
#کانون_شعر_و_ادب_هیوا
#شورای_مرکزی
@kaiums | کانون شعر و ادب هیوا
1 636
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریدهی عالم دوام ما
🕊 ۲۰ مهر، روز بزرگداشت خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی
حافظیه جاییست که شعر در آن زنده میشود. در هوایش قدم میزنی و خیال میکنی قرنها دلتنگی، لابهلای درختان و عطر بهارنارنجش جا مانده؛ چنانکه دلت میخواهد بنشینی گوشهای، دیوانی بگشایی و با حافظ از چیزهایی بگویی که جز زبان شعر، راهی برای گفتنشان نداری.
رسیدم در تو و دستت ز دامن برنمیدارم تویی حافظ؟ من این از بخت خود باور نمیدارم میی پیموده شیرازم که سر نشناسدم از پا سری در پایت افکندم که هرگز برنمیدارم سواد کعبه دیدم، ناقه پی کردم که من زین پیش سفر گر محترم میداشتم، دیگر نمیدارم خدایا! در دل این خاک حافظ خفته، خود ماتم که از شور و شرر برپا چرا محشر نمیدارم؟ به جام می فرو ریز آبروی زهد خشک، ای دل که دیگر آتشم پروای خشک و تر نمیدارم به زیر قبهی حافظ دعاها و اجابتهاست من این چتر سعادت را چرا بر سر نمیدارم؟ گرامی دار چون جان، شهریارا، تربت حافظ که از حافظ کسی را من گرامیتر نمیدارم ✍️︎ شهریار#بزرگداشت_حافظ #کانون_شعر_و_ادب_هیوا @kaiums | کانون شعروادب هیوا
1 636
+3
نوزدهم مهرماه، بزرگداشت محمدرضا شفیعی کدکنی؛ شاعری که با پیوند شعر، اندیشه و فرهنگ، جایگاهی ماندگار در ادبیات معاصر ایران یافته است.
#شفیعی_کدکنی
#کانون_شعر_و_ادب_هیوا
@kaiums | کانون شعر و ادب هیوا
1 636
+3
✨
در شصتوپنجمین جلسهی کتابخوانی هیوا،
با حضور استاد سید میثم میرتاجالدینی، رمان «جای خالی سلوچ» اثر محمود دولتآبادی با حضور علاقهمندان مورد بحث و گفتوگو قرار گرفت.
شرکتکنندگان از منظرهای مختلف به صحبت درباره تجربه خوانش اثر پرداختند و دربارهی درونمایهها، شخصیتها و لایههای گوناگون رمان به تبادل نظر پرداختند.
همراهی حاضران و تنوع دیدگاهها، این نشست را به فرصتی برای گفتوگو، تأمل و تجربهای مشترک در جهان ادبیات تبدیل کرد.
چند قاب از این دیدار بماند بهیادگار...
#حلقهی_خوانش_کتاب
#نگارخانه_هیوا
#جای_خالی_سلوچ
@kaiums | کانون شعر و ادب هیوا
1 636
📅 ۱۵ مهر؛ زادروز سهراب سپهری 🌿
سهراب سپهری، شاعری بود که جهان را با نگاهی متفاوت میدید؛ نگاهی که در آن، طبیعت تنها منظرهای برای تماشا نبود، بلکه راهی برای رسیدن به آرامش و معنای زندگی بود.
شعر او آمیزهای از سادگی و تامل است؛ واژههایی آشنا که در کنار یکدیگر، جهانی تازه میسازند. از «صدای پای آب» تا «مسافر»، شعر سهراب دعوتی است به دیدن؛ دیدنِ دوبارهی جهان چیزهایی که در شتاب زندگی از کنارشان میگذریم.
او در کنار شعر، نقاشی را نیز دنبال کرد و این دو هنر در آثارش به یکدیگر پیوند خوردند؛ چنانکه رنگ و تصویر در شعرش جاری است و شعر در نقاشیهایش حضور دارد.
من مسلمانم. قبله ام یک گل سرخ. جانمازم چشمه، مهرم نور. دشت سجاده من. من وضو با تپش پنجره ها می گیرم. در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف. سنگ از پشت نمازم پیداست: همه ذرات نمازم متبلور شده است. من نمازم را وقتی می خوانم که اذانش را باد ، گفته باد سر گلدسته سرو. من نمازم را پی “تکبیره الاحرام” علف می خوانم، پی “قد قامت” موج….سهراب سپهری در ١۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان چشم به جهان گشود و در اردیبهشت ۱۳۵۹ از جهان رفت. @kaiums |کانون شعر و ادب هیوا
1 636
📌 جلسهی کتابخوانی در کلاس شهید صفاری واقع در طبقهی دوم دانشکدهی پزشکی برگزار خواهد شد.
1 636
✨
«گاه عشق گم است؛ اما هست؛ هست، چون نیست. عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟ نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست که نیست. پیدا نیست و حس میشود. میشوراند. منقلب میکند. به رقص و شلنگ اندازی وا میدارد. میگریاند. میچزاند. میکوباند و میدواند.»
#جای_خالی_سلوچ
#محمود_دولتآبادی
#بریده
@kaiums | کانون شعر و ادب هیوا
1 636
"- هنرمندی #محمود_دولتآبادی آنجاست که -باوجود راوی بودن دانای کل- مخاطب، خود را بسیار به مرگان و مشکلات ریز و درشتش –که غالباً مالی اند- نزدیک میبیند.
گویی که خودش رنج میبرد یا مرگان مادرش است!
از طرف دیگر یک جای خالی وجود دارد که همیشه دنبال ماست. کشش ماجرا با تعلیق ایجاد میشود، اگرچه که نیستی نمیتواند هستی را پرکند؛ اما با هنر نویسنده، این نبودنِ سلوچ است که کل کتاب را پرکرده و دم به دم دنبال مرگان است،
مرگانی که هم باید با فقر و نداریاش بجنگد، هم با بچههای کلهشقش، هم با زخم زبان همسایه، هم با نگاه تیز هر سایه …"
#جای_خالی_سلوچ
#نقد
▪️مایل به جمعخوانی هستید؟
🔹پاسخگوی هیوا | @kaiums_admin
🔹 لینک ثبتنام جلسهی حضوری
1 636
« مرگان از آن قماش مردمی بود که امثال سالار و کدخدا به آنها میگفتند "بی سروپا". از جنبههایی درست هم بود. چون مرگان در همهی عمرش فرصت این را نداشته بود که سر از پا بشناسد. به سرش شانه ندیده بود و به پایش پاپوش!...»
#جای_خالی_سلوچ
#بریده
▪️مایل به جمعخوانی هستید؟
🔹پاسخگوی هیوا | @kaiums_admin
🔹 لینک ثبتنام جلسهی حضوری
1 636
📣 «کانون شعر و ادب هیوا» برگزار میکند:
📌در شصت و پنجمین جلسه از سلسله جلسات کتابخوانی هیوا،
🔹 به بررسی رمان "جای خالی سلوچ" اثر "محمود دولت آبادی" خواهیم پرداخت.
📚 «جای خالی سلوچ» روایتِ آدمهاییست که برای ماندن و ادامهدادن میجنگند؛ روایتی از رنج، خانواده و جای خالیِ چیزی که دیگر به آسانی پر نمیشود. دولتآبادی در این رمان، زندگی روستایی را نه از دور، که از میانِ خاک و کار و تنهاییِ آدمها بازگو میکند.🔻راهبر جلسه: سید میثم میرتاجالدینی 🗓 سه شنبه ۱۴ مهر ⏱ ساعت ۱۵:۰۰ 🏫 دانشکدهی پزشکی 📍لینک ثبتنام: https://survey.porsline.ir/s/ubAnR6KA 🌿 حضور برای تمام علاقهمندان به شرط ثبتنام آزاد و رایگان است! منتظر حضور گرمتون هستیم! ✨ #کتابخوانی #حلقهی_خوانش_کتاب #جای_خالی_سلوچ @kaiums |کانون شعر و ادب هیوا
1 636
«آن خطاط سه گونه خط نوشتی:
یکی او خواندی، لا غیر
یکی را هم او خواندی هم غیر او
یکی نه او خواندی نه غیر او
"آن خط سوم منم"
که سخن گویم، نه من دانم، نه غیر من.»
[مقالات شمس تبریزی]
✍ به گواه صاحبنظران ادبیات، وجدآساترین دیوان شعر فارسی دیوانی است که به نامِ او سروده شده- صاحبِ کلامِ غریبِ "خط سوم"-، شمس تبریزی.
مولانا دیوان شمس را در یکی از پرآشوبترین زمانهای تاریخِ ما سروده، دورانی مصادف با حملهی مغول و تیرهروزی ایرانیان
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید تو یکی نهای، هزاری، تو چراغِ خود برافروزو تجربهی این عشق را مرهونِ شمس تبریزیاست؛ مردی که نه تعلقی داشت و نه متعلق میشد، مردی که آبرویش را نه از زبان مردم داشت، و دانشش را نه از وابستگی به فخرِ علمِ کتب مشهور، چنانچه همنشین گدایان و جذامیان بود و معروف است که کتب نفیس مولانا را به آب میریخته! دیدار شمس و مولانا، نه فقط پیوند عرفان خراسان و آذربایجان، که آغاز تحولی عظیم به نام عشق، در زندگی مولانا بود. مولانا در دیوانِ شمس، از شمس به مثابه شیری یاد میکند که او را از جلدِ آهویی خود بیرون کشیده؛
نی که تو شیرزادهای در تن آهوی نهان من ز حجاب آهویی یک رهه بگذرانمتو شمس میرود، بی خبر، چنانچه از او انتظار میرفت و مولانا را ناگاه به فراق خود دچار میکند... اما پس از مدتی خود به مولانا نامه مینویسد، کسی نمیداند چرا اما گمان میکنیم شمس هم دلتنگ او میشده که بالاخره تصمیم گرفت نشانش را به او بگوید که در دمشق است... مولانا با دریافت این خبر چنین میسراید؛
ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم جانداده و دلبستهی سودای دمشقیممولانا یارانش را به سوی او میفرستد تا او را برگردانند...
وگر او به وعده گوید که دمی دگر بیایم همه وعده مکر باشد بفریبد او شما را!شمس باز میگردد، مدتی آن دو خلوت گذشته را از سر میگیرند تا زمان غیبت دوم و آخرِ شمس. مولانا در وصف غیبت دوم او دلش را به طوماری شبیه میکند از اول تا آخر بر آن نوشته "تو مرو" ؛
هست طومار دل من به درازی ابد برنوشته ز سرش تا سوی پایان تو مروو شمس میرود، اینبار برای همیشه. مردی که زندگیاش سراسر راز بود، مرگ رازآلودی هم داشت. بنا بر معتبرترین روایات، او جایی در حوالی خوی به خاک سپرده شده است.
از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم یا رب چه سعادتها که زین سفرم آمد [دیوان شمس]✨به مناسبت هفتم و هشتم مهرماه؛ سالروز بزرگداشت شمس تبریزی و مولوی بلخی 🌱 @kaiums | کانون شعر و ادب هیوا
1 636
🌿...
_"گاه آدم، خود آدم، عشق است.
بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دست و قلبش عشق است.
در تو عشق میجوشد، بیآنکه ردش را بشناسی. بیآنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده. شاید نخواهی هم. شاید بخواهی و ندانی. نتوانی که بدانی."
#جای_خالی_سلوچ
اثر #محمود_دولت_آبادی
✨ "جای خالی سلوچ" اینروزها در جمع کتابخوانی #هیوا خوانده میشود؛
🔹اگر علاقهمند به همراهی در این خوانش هستید، برای ما پیام بگذارید:
📌@kaiums_admin | پاسخگوی هیوا
1 636
📆۳۰ شهریور
زادروز فریدون مشیری؛
روایتگر عشقی ساده
🖋️ مشیری از شاعرانی بود که میان سنت شعر فارسی و جریان شعر نو، راهی میانه و شخصی پیدا کرد. زبان ساده، موسیقی دلنشین و مضامین عاطفی و انسانی، شعر او را برای طیف گستردهای از مخاطبان قابلفهم و ماندگار کرد. «گناه دریا»، «ابر و کوچه»، «بهار را باور کن» و «از خاموشی» از مجموعه های شناخته شده او هستند.
فریدون مشیری پس از سال ها فعالیت ادبی، در سوم آبان ۱۳۷۹ در تهران چشم از جهان فرو بست.
من اینجا ریشه در خاکم من اینجا عاشق این خاک، اگر آلوده یا پاکم من اینجا تا نفس باقیست میمانم من از اینجا چه میخواهم، نمیدانم امید روشنایی گرچه در این تیرگیها نیست من اینجا باز در این دشت خشک تشنه میرانم من اینجا روزی آخر از دل این خاک، با دست تهی گل برمیافشانم@kaiums |کانون شعر و ادب هیوا
1 636
🌿 ۲۷ شهریور؛ روز بزرگداشت شهریار و روز شعر و ادب فارسی 📜
شهریار، از قبیلهی شاعرانی بود که شعر را نه به صنعت سخن، که به سوز دل میآراست؛
غزلش بوی خاطره داشت و کلامش، رنگ روزگار.
در شعر او، عشق گاه به هیئت یاری رفته میآمد،
گاه در چهرهی مادری، و گاه در قامت سرزمینی که کودکی خویش را در آن به یادگار نهاده بود.
شهریار، فرزند آذربایجان و شاعر دو زبان بود؛
«حیدربابایه سلام» را به زبان مادری سرود و در ادب فارسی جایگاهی بلند یافت.
دلبستگیاش به ایران و فرهنگ ایرانی در شعرش آشکار بود؛ چنانکه فارسی، برای او پیوندی دیرینه با میراث این سرزمین بود.
«مسلّم باشد ایران را در آفاق به فرهنگ و تمدن، پیشوایی همه مهر و محبت بود و تاریخ نکو دارد بدین دعوی گُوایی» — سید محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) ✒️@kaiums |کانون شعر و ادب هیوا
1 636
📅۲۰ شهریور؛ زادروز دکتر جلال خالقی مطلق
📚این مرد بزرگ ایرانشناس، زبانشناس و برجستهترین شاهنامهپژوه معاصر بود که با تصحیح انتقادی شاهنامه، خدمتی ماندگار به فرهنگ و زبان فارسی کرد.
🖋️تصحیح علمی و انتقادی شاهنامه که حاصل حدود پنجاه سال پژوهش اوست، بر پایه مقایسه کهنترین دستنویسها انجام شد و به عنوان معتبرترین نسخه شاهنامه شناخته میشود.
بیا تا جهان را به بد نسپریم به نیکی همه دست کوشش بریم نماند همی نیک و بد پایدار همان به که نیکی بود یادگار ✨@kaiums |کانون شعر و ادب هیوا
1 636
Repost from کانونهای فرهنگی دانشگاه ایران
⏳۱ روز تا پایان جشنواره بین المللی سیمرغ🕊
در این فرصت محدود،آثار هنری خود را به نمایش بگذارید و جوایز ارزنده ای را نصیب خود کنید.🎁🏃➡️
سیمرغ، باحمایت ویژه دانشگاه علوم پزشکی ایران، منتظر آثار ناب شماست.✨
🔗 لینک ثبتنام جشنواره سیمرغ:
(http://festivalf.behdasht.gov.ir)
📣جهت اطلاع از آخرین اخبار،کارگاههای آموزشی و اطلاعیهها:
( http://ble.ir/iumskanoon )
( https://t.me/iumskanoon )
🆔پاسخگوی سوالات شما:
(http://ble.ir/iums_kadmin)
کانونهای فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی ایران
📣همراه ما باشید:
@iumskanoon
#سیمرغ #دانشگاه_علوم_پزشکی_ایران
