ch
Feedback
Lyrics Notes

Lyrics Notes

前往频道在 Telegram

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

显示更多
1 689
订阅者
+124 小时
+47
+3130
帖子存档
«عاشق‌ندیده» خواننده: نوش‌آفرین ترانه‌سرا: مینا جلالی موسیقی: صادق نوجوکی @LyricsNotes

امثال این ترانه‌ها هرچند امروز مهجور مانده‌اند اما به گمان من در آینده مثال‌های روشنی برای کیفیت بالای ترانه‌ی فارسی در زمانه‌ی خلقشان خواهند بود. این دو ترانه در سال ۷۴ در آلبوم کم‌نظیر «اکسیژن» با صدای نوش‌آفرین قرار گرفتند. آلبومی که باقی آثارش هم سطح کیفی بالایی دارند. این دو سروده از بهترین آثار عمر هنری «شهیار قنبری» با ملودی/ تنظیم های همیشه درخشان «عبدی یمینی» و با اجرای بی‌نظیر نوش‌آفرین (که متاسفانه در مورد کیفیت آوازخوانی او کم‌لطفی‌های بسیاری شده و‌ می‌شود) بی‌شک در تاریخ ترانه‌ی ایران از زمره‌ی برترین‌ها خواهند بود. برای بیشتر لذت بردن از اجرای کم‌نظیر نوش‌آفرینِ آن سال‌ها، ترانه‌ی «عاشق‌ندیده» که از بهترین شش‌وهشت‌های نوجوکی است را هم از همین آلبوم بشنوید. @LyricsNotes

«اکسیژن» خواننده: نوش‌آفرین ترانه‌سرا: شهیار قنبری موسیقی: عبدی یمینی @LyricsNotes

«همیشه من» خواننده: نوش‌آفرین ترانه‌سرا: شهیار قنبری موسیقی: عبدی یمینی @LyricsNotes

تقدیر

ده سال پیش از این گفت‌وگوی تلویزیونی‌مان، یک گفت‌وگو در ماهنامه‌ی «هنر موسیقی» با «حامی» داشتم و آن‌جا از او در مورد آشنایی‌اش با سلفژ و نت‌خوانی پرسیدم و صادقانه گفت نمی‌داند. اما بعد از من خواست که آن سوال و جواب را حذف کنم. این‌جا اما حامی، یک خواننده‌ی باتجربه است. از مربی صدای خود می‌گوید و ابایی هم از این که اعلام کند هم‌چنان یک وکال‌کوچ، صدایش را تمرین می‌دهد، ندارد. البته برخی خوانندگان بزرگ نسل پیش از او هم در این مسیر حرفه‌ای‌اند و همواره یک مربی آواز را در کنار خود دارند. خواننده، ترانه‌سرا، موزیسین و هر کارورز دیگری همیشه نیاز به تمرین و مطالعه دارند. ما هیچ‌گاه بی‌نیاز از آموختن و پرورش قابلیت‌ها نیستیم. @LyricsNotes

«تصویر» خواننده: ستار ترانه‌سرا: فرهنگ قاسمی ملودی: فریبرز لاچینی تنظیم: مارسل استپانیان @LyricsNotes

«گرفتار» خواننده: فریدون فروغی ترانه‌سرا: فرهنگ قاسمی ملودی: فرهنگ قاسمی، فریدون فروغی تنظیم: محمد شمس @LyricsNotes

«غربت» خواننده: ابی ترانه‌سرا: فرهنگ قاسمی موسیقی: محمد شمس @LyricsNotes

در اجرای سومین مراسم جایزه‌‌ی افشین یدالهی که شامگاه بیست و یکم دی‌ماه نود و نه منتشر شد در بخش یک خاطره از دیروز، تندیس ویژه به پاس یک عمر فعالیت هنری به جناب «فرهنگ قاسمی» ترانه‌سرای برجسته‌ی سرزمینمان تقدیم شد. تقدیری که از زیباترین بخش‌های این مراسم و تلاشی درست در مسیر پاس‌داشت هنر پیشکسوتان عرصه‌ی ترانه است. یادآوری نام و هنر سراینده‌ی بخشی از خاطره‌انگیزترین ترانه‌های فارسی اقدام تحسین‌برانگیز دوستانمان در خانه‌ی ترانه است و خرسندم که در به سرانجام رسیدن این پاس‌داشت، نقش کوچکی ایفا کردم. عمر جناب فرهنگ قاسمی دراز و تنشان سلامت. @LyricsNotes

سال نودو‌سه بعد از مدت‌ها بالاخره با دکتر یداللهی یک قرار مصاحبه گذاشتم. چند سالی می‌شد که چنین تصمیمی داشتیم اما مشغله‌هایمان همیشه به تعویقش می‌انداخت. این بار اما در یک محفل دوستانه، خودش پیش‌قدم شد و گفت: «راستی بیا اون قرار مصاحبه رُ فیکس کنیم». مدتی بعد به محل کارش در میدان محسنی رفتم. محمد گل‌محمدی هم برای عکاسی آمد. اتاق کنفرانس را برای مصاحبه انتخاب کردم. محمد چند عکس روی ایوان و داخل اتاق گرفت و گفت‌وگو را شروع کردیم. قرار بود ساعت شش بعدازظهر هر دو در برج میلاد باشیم. گفت‌وگو را پس از دو ساعت، نیمه‌کاره گذاشتیم و قرار شد در اولین فرصت تمامش کنیم. از آن روز تا یک هفته پیش از پرکشیدنش هر وقت مرا می‌دید یا تلفنی صحبت می‌کردیم سراغ گفت‌وگو را می‌گرفت و می‌گفت «بیاتش کردی!». تا این که رفت. رفت و من ماندم و حسرت ناتمام ماندن کارمان. یادنامه‌اش را در شماره‌ی صدوهفتاد نشریه‌ی «هنر موسیقی» منتشر کردیم. نسخه‌ی کامل‌تر مصاحبه را هم در یکی از شماره‌های «باترانه» قرار دادم. با این حال هنوز ناگفته‌هایی از او در آن مصاحبه مانده است. عمری اگر باشد منتشر خواهم کرد. @LyricsNotes @honaremusighimag

همین که در این وانفسای کرونا و شرایط بد اقتصادی و فرهنگی، چراغ ترانه بدون رانت‌های رنگارنگ حکومتی و غیرحکومتی با چنین مراسمی روشن نگاه داشته می‌شود جای سپاس و تقدیر فراوان دارد. دست‌مریزاد می‌گویم به دست‌اندرکاران خانه‌ی ترانه و امیدوارم این چراغ سال به سال فروزان‌تر شود. @LyricsNotes

هنر یک ترانه‌سرای خوب، سروده‌ای است که در تلفیق با موسیقی و با اجرای خواننده، شنیدنی می‌شود فارغ از این که به تنهایی شنیدنی و
هنر یک ترانه‌سرای خوب، سروده‌ای است که در تلفیق با موسیقی و با اجرای خواننده، شنیدنی می‌شود فارغ از این که به تنهایی شنیدنی و خواندنی باشد یا نباشد. ترانه‌های ایرج جنتی‌عطایی چه با موسیقی و اجرا شنیدنی شده باشند یا نه، به تنهایی، شنیدنی و‌ خواندنی‌اند. از سروده‌های این سراینده‌ی بزرگ می‌شود مانند بهترین اشعار و آفریده‌های هنری به تنهایی و بی‌هیچ همراهی لذت برد و آموخت و این نقطه‌ی افتراق او و عمده‌ی ترانه‌سرایان ماست. ایرج جنتی‌عطایی در سرودن ترانه‌هایش به شکل شگفت‌انگیزی اصول و قواعد شعر و ترانه و فرم و محتوا و زیبایی‌شناسی و انسانیت و تفکر را هم‌زمان رعایت می‌کند. این هم‌زیستی کم‌یاب فخامت و رسانایی عام در عمده‌ی آثار اوست که از نظر من او را با اختلاف بر صدر مصطبه‌ی ترانه‌سرایی فارسی نشانده است. زادروز این بزرگ ترانه‌ی فارسی مبارک. @LyricsNotes

«بغلم کن» خواننده: توکا ترانه‌سرا: حامد ابراهیم‌پور موسیقی: آرش افشار @LyricsNotes

«گریه جواب می‌دهد» خواننده: مجید کاظمی ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطایی موسیقی: مجید کاظمی @LyricsNotes

«گریه جواب می‌دهد» @LyricsNotes
«گریه جواب می‌دهد» @LyricsNotes

«سووشون» آخرین تصنیف اجراشده با صدای همایون شجریان است. می‌شود در مورد نکات فنی این تصنیف هم مانند هر اثر دیگری مجمل و مفصل نوشت. اما این بار می‌خواهم به موضوعی که در عمده‌ی این اجراها بسیار مغفول می‌ماند بپردازم. نکته‌ای در ویدئوی این اثر هست که از نظر من پرداختن به آن اهمیت زیادی دارد. نکته‌ای که شاید از منظر خیلی از مخاطبان خاص و عام چندان مهم جلوه نکند و اتفاقاً همین مهم جلوه‌نکردن، مهم است. در همان ابتدای ویدئو، هنگام اجرای پیش‌درآمد این تصنیف، هم‌زمان با ظاهر شدن عنوان اثر (سووشون) نام همایون شجریان و تهمورس پورناظری هم به ترتیب ظاهر می‌شود. طبیعی است که پس از آن‌ها هم منتظر درج نام شاعر اثر به عنوان یکی از دو رکن اصلی خلق اثر باشیم؛ اما این اتفاق نمی‌افتد! و نکته‌ی مهم همین است! درست یا غلط، بخواهیم یا نخواهیم موسیقی ما خصوصا در فضاهای ایرانی‌اش، بسیار کلام‌محور است. این محوریت کلام هم ریشه در ادبیات غنی فارسی و رفتارهای تاریخی در مواجهه با شعر و موسیقی دارد. اقبال بیشتر شنونده‌ی فارسی‌زبان به موسیقی باکلام به نسبت اینسترومنتال‌ نیز تابع گرایش تاریخی فارسی‌زبانان به هنرهای کلامی و شعر است. از این رو رکن کلامی ترانه و تصنیف نقش اساسی در خلق یک اثر داشته و دارد. اهمیت این ماجرا را می‌توان در نقش شعر و ترانه‌ی فارسی در موسیقی ایرانی بسیار ردگیری کرد. متولیان موسیقی ایرانی از ابتدای قرنی که به پایانش رسیده‌ایم هم عموما با چنین ذائقه و دیدگاهی همیشه نام شاعر و سراینده را پاس داشته‌اند. حتی در ترانه‌ی نوین هم در همان گام‌های آغازین، جسارت امثال شهیار قنبری و ایرج جنتی‌عطایی در پاسداری از شأن و جایگاه سروده‌ها بسیار چشم‌گیر است تا جایی که نام و تصویر ترانه‌سرا را در کنار خواننده و آهنگ‌ساز بر اینسرت‌ها می‌نشاندند. فرهنگ پاسداشت شعر و ترانه اما در چند دهه‌ی اخیر دگرگون شده است. عدم درج نام پوریا سوری در عنوان‌بندی ابتدایی تصنیف سووشون، رویه‌ی خطرناکی است که بدل به فرهنگی ناروا و‌ مخرب شده است و به نوعی کم‌اهمیت نشان‌دادن شعر و شاعر به مخاطب و برجسته‌تر جلوه‌دادن عموماً غیرمنصفانه‌‌ی نقش خواننده و آهنگ‌ساز به نسبت اوست. تغییر این رویه نیاز به نگاه روشن‌تر خوانندگان و اهالی موسیقی به جایگاه شعر و ترانه دارد. نگاهی که اگر به سمت درست باشد به سود همه خواهد بود. @LyricsNotes

«سووشون» خواننده: همایون شجریان شاعر: پوریا سوری موسیقی: تهمورس پورناظری @LyricsNotes

«سووشون» خواننده: همایون شجریان شاعر: پوریا سوری موسیقی: تهمورس پورناظری @LyricsNotes

عجب! @LyricsNotes
عجب! @LyricsNotes