1 795
订阅者
+524 小时
+87 天
+2330 天
帖子存档
1 796
شروین حاجیپور با ترانهی «برای ...» برندهی جایزه گرمی در بخش بهترین ترانه برای دگرگونی اجتماعی در گرمی امسال شد.
از منظر تاریخی این اولین گرمی انفرادی یک ایرانی محسوب میشود.
اما نکتهی مهمتر اثبات این موضوع است که ترانه میتواند نقش بسیار مهمی در انتقال پیام و محتوای یک جنبش سیاسی و اجتماعی ایفا کند. نقشی بسیار مؤثرتر، فراگیرتر و جدیتر از نمایشهای مضحک بسیاری از مدعیان و بازیگران پرهیاهوی سیاست و اقتصاد و فرهنگ که مشخصا همیشه ژانری به نام ترانه را با بلاهتی عجیب، جدی نگرفته و نمیگیرند.
همین حالا هم با همان اندازه از بلاهت در حال تفسیر این اتفاق از منظر سیاستدانیهای بیمصرف خویشاند.
«گرمی» را هرچند نمیتوان معیار کیفی ترانههای خوب هر دوره در نظر گرفت اما از طرفی نمیشود تأثیر و تأثرش را هم نادیده بگیریم.
«برای ...» ترانهای است که فارغ از ژستهای هنرمندانه و ادیبانه و متفکرانه، انعکاسی بسیار روشن و ساده از دغدغهها و خواستههای انسانی مردم عصر خود شده است. دغدغههایی که نه فقط برای ایرانیها بلکه خواستهی عمدهی مردم جهان است.
جهانیان با همین ترانهی ساده توجهشان به وضعیت مردمی جلب شد که در گوشهای از دنیا برای آنچه میخواهند، میجنگند. «برای ...» عامل یک همذاتپنداری جهانی با یکجریان مردمی در کشوری است که خیلی از مردم جهان تا پیش از این تصوری دیگر از آن داشتند.
بعد از اهدای نوبل به «باب دیلن» به گمان من این مهمترین اتفاق برای تثبیت جایگاه مهم «ترانه» در همهی شئون فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است.
حالا دیگر دست کم تا این لحظه بسیاری از کنشهای سیاسی و اجتماعی مدعیان، بیشتر مصداق تعریف واژهی «سرگرمی» است و این خیل متوهماند که باید ثابت کنند آیا به اندازهی یک ترانهی ساده میتوانند مؤثر باشند؟
آن هم ترانهای به سادگی و صداقت «برای ...».
@LyricsNotes
1 796
اعتراف میکنم که تنبلی من باعث شده از مصاحبههایم چنین بریدههایی که سر و ته درستی ندارد در فضای مجازی پراکنده شود.
این یکی را خود جناب رادمنش برایم ارسال کردند.
@LyricsNotes
1 796
سال گذشته سفارشی برای ترانهی فیلم «عطرآلود» گرفتم و بعد از خواندن فیلمنامه و عقد قرارداد، با توجه به حضور یک تیم حرفهای و ارتباط موضوع فیلم با علایق و فعالیتهای شغلی من کار را نوشتم و توسط «همایون آرامفر» آهنگسازی و تنظیم شد. پیش از توافق نهایی اما اعتراضات اخیر آغاز شد. کل پروژه را رها کردیم. فیلم هم در جشنوارهی امسال حاضر است و قطعا ترانهی ما را در آن نخواهید شنید.
اما ترانهی «عطرآلود» حتما در فضا و شرایطی مناسب منتشر خواهد شد.
اینها را نوشتم تا ارتباط این ترانه با فیلم مذکور را توضیح داده باشم و در آینده شباهت نام و فضا و محتوای ترانه و فیلم عطرآلود، توجیحی روشن داشته باشد.
@LyricsNotes
1 796
«تو قابی از ستاره»
خواننده: لیلا فروهر
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
موسیقی: مجید کاظمی
@LyricsNotes
1 796
«روزای روشن»
خواننده: هایده
ترانهسرا: اردلان سرفراز
ملودی: فرید زلاند
تنظیم: آندرانیک
@LyricsNotes
1 796
Repost from Lyrics Notes
«هایده» خوانندهای منحصر به فرد در تاریخ ترانهخوانی ماست. در تمامی سالیان گذشته به گمان من هیچ خوانندهای نتوانسته است همانند او در ذائقهی اقشار و نسلهایی به غایت مختلف، متفاوت و حتی متناقض در سلیقه و معیار نفوذ کند. طنین صدا و فرم اجرای او فارغ از موسیقی و کلامی که اجرا کرده عامل اصلی این نفوذ و به تبع آن جذابیت و ماندگاری اجراهای اوست. البته که همکاری با مجموعهای از بزرگان در مقطعی طلایی از موسیقی و ترانهی این سرزمین، این نفوذ را عمیقتر کرد. اما نبوغ عجیب او در ارائهی نسخهای شخصی و غیرقابلقیاس با اجراهای دیگران شاخصهی اصلی هنر اوست.
ما چه خوشاقبالیم که بخشی از شاهکارهای ترانهسرایی و آهنگسازی تاریخمان با صدای او جاودانه شدهاند.
او که به مردهواژهها هم نفس میداد.
یادش گرامی
@LyricsNotes
1 796
«هلا»
خواننده: ابی
ترانهسرا: مینا اسدی
ملودی: اسفندیار منفردزاده
تنظیم: شهرام آذر
@LyricsNotes
1 796
در شمارهی بیستوچهارم نشریهی دنیا من هم یادداشتی دارم با عنوان «برادر! خاطرت هست؟» که نگاهی است به جریان ترانهی اعتراضی، انتقادی زنان از آغاز تا امروز.
متاسفانه این یادداشت من نسخهی نهایی نیست و یادداشت اولیه به اشتباه، منتشر شده است. از این رو کاستیهایی خصوصا در ارائهی مثالها و اشاره به رویدادها و اشخاص در آن دیده میشود. با این حال کلیت مطلب همین است که منتشر شده و امیدوارم خواندنش برای علاقهمندان مفید باشد.
بخش مربوط به «مینا اسدی» که در این یادداشت از قلم افتاده را اینجا منتشر میکنم و به زودی نسخهی نهایی یادداشت را هم تقدیم خواهم کرد:
*مینا اسدی
بسیاری از ترانهسرایان با سوابق روشنی از شاعری وارد حوزهی ترانهسرایی میشوند و مینا اسدی یکی از مصادیق برجستهی این موضوع است. مینا اسدی شاعری است متولد اوایل دههی بیست خورشیدی که پس از انتشار چند دفتر شعر در سالهای منتهی به دههی پنجاه، تجربیاتی کمتعداد در ترانهسرایی دارد. ترانههایی که شاید از منظر ادبی و هنری چندان قابل توجه نباشند. با این حال شهرت او به عنوان ترانهسرا عمدتا به واسطهی سرودن چند ترانه با مضامین اعتراضی و انقلابی است. دو ترانهی «هلا» (ابی، منفردزاده) و «آهای جوون» (داریوش، شمس) مشهورترین ترانههای او محسوب میشوند که در دهههای هفتاد و هشتاد خورشیدی اجرا شدهاند و در میان ترانههای اعتراضی و پرخاشگر فارسی نیز نمونههای مهم و موثریاند. اسدی در هر دوی این ترانهها با مرور فضای اجتماعی و سیاسی از دیدگاه خود و اعتراض به شرایط موجود، با لحنی صریح و مستقیم دعوت به طغیان میکند.
در ترانهی «هلا» ابتدا با همین ندا مخاطب را فرامیخواند و پس از توصیف شرایط، امیدوارانه میسراید:
دوباره میشود آری! به باغ گل رویاند
دوباره میشود آری! به دشت سبزه نشاند
دوباره میشود از کوچههای شاد گذشت
دوباره میشود از کودکان ترانه شنید
دوباره میشود آری اگر بپیوندیم! ...
ترانهی «آهای جوون» اما تندوتیزتر است:
هوکن، هاکن! شورش کن، غوغا کن!
هو کن، ها کن! قیامتی بر پا کن!
...
دود شو، شرر شو! موج شو، خزر شو!
فریاد خشم مردم، جنبش پرثمر شو!
...
همین دو ترانه کافی است تا نام این ترانهسرا در فهرست بانوان ترانهسرای معترض زبان فارسی جایگاه مهمی پیدا کند. ترانههایی که احتمالا تا زمان سرایش، رادیکالترین ترانههای اعتراضی، اجتماعی و سیاسی زبان فارسیاند که توسط یک ترانهسرای زن سروده شدهاند.
با سپاس فراوان از همکاران و رفقایم در مجلهی وزین «وزن دنیا» به ویژه پوریا سوری و صابر محمدی عزیز.
@vaznedonya
@LyricsNotes
1 796
«مادر»
خواننده: محسن چاوشی
ترانهسرا: حسین صفا
ملودی: محسن چاوشی
تنظیم: بهروز صفاریان
@LyricsNotes
به مادرم بگین قفس شکسته و
پرنده پر زده
1 796
توی هر فاجعه، طنابی بود
که پی گردن جوون میگشت
سگ تو روح امیدواری ما
پی یک تیکه استخون میگشت
حمید ناصحی
@LyricsNotes
1 796
👆استوری جناب رهبر ارکستر «ماکانبند».
چنین پست و استوریهای زنجهمورهواری رُ هم چند همکار دیگهی ایشون و بندهای مشابه منتشر کردهن.
جشنوارهی موسیقی فجر نزدیکه.
واردین که؟
@LyricsNotes
1 796
«قاف»
خواننده: علیرضا طلیسچی
ترانه و ملودی: علیرضا طلیسچی
تنظیم: امیربهادر دهقان
@LyricsNotes
بارون اومد و یادم داد
تو زورت بیشتره ...
1 796
«عامهپسندی» همیشه تابعی است از «ذائقهی جمعی» و این ذائقه مدام در حال تغییر است. گاهی تعجب میکنیم که فلان ترانه در مثلا هفتاد سال پیش چرا باید این اندازه محبوب و مشهور میشده است در حالی که با عمدهی معیارهای شناختهشدهی هنری نمیتوان آن را یک «ترانهی خوب» نامید.
برای نزدیکشدن به پاسخی درست باید ببینیم که در آن زمان چه عامل یا عواملی، ذائقهی جمعی را برای پسند ترانهها شکل دادهاند. نکته در این است که ذائقهی جمعی برای اقبال به موضوع و فرم و محتوای ترانهها عمدتا همسویی چندانی با اصول هنری ندارد.
ترانهی «قاف» نمونهی روشنی است. این ترانه در شرایط معمول، فارغ از ویژگیهای فنی و هنری مثبت و منفی، مانند بسیاری از ترانههای دیگر در این سطح، محدودهای از مخاطب را جذب میکند که نمیتواند آن را واجد تعاریف یک «ترانهی فراگیر» یا «هیت» کند. اما یک اتفاق، چنین ترانهای را تبدیل به یکی از فراگیرترین ترانههای این ایام میکند: زمزمهی ترانه توسط یکی از کشتههای اعتراضات و انتشار ویدئوی آن!
بارون اومد و یادم داد
تو زورت بیشتره ...
ذائقهی جمعی، ترانه را از زبان «حمیدرضا روحی» جذب میکند نه صرفا به خاطر قابلیتهای ترانه بلکه به دلیل کاراکتر خاصی که از «حمیدرضا روحی» در ذهن دارد. یعنی در آینده اگر کسی این کشتهی راه آزادی و ارتباطش با این ترانه را نشناسد ممکن است در ارزیابی سلیقه و درک مردم این زمانه در انتخاب ترانههای محبوب به نتیجهی خوبی نرسد. ذائقهی یک نسل، یک ترانه را به دلایلی که اکثرا موجهاند تبدیل به «خاطرهی جمعی» میکند و برای نسلهای بعد گرهی ایجاد میکند به نام عامهپسندی که اگر این گره باز نشود، آن را به مفهومی مترادف با «بدسلیقگی» بدل خواهد کرد.
نسل ما اما میداند که این ترانه، عمدهی اهمیت، زیبایی و خاطرهانگیزیاش را در ذهن مردمان این روزگار، وامدار زیبایی، آزادیخواهی و مظلومیت «حمیدرضا روحی» است.
@LyricsNotes
1 796
Repost from Lyrics Notes
ترانهی «صبح روشن» را بر روی ملودی پژمان فروتن نوشتهام و همایون آرامفر هم آن را تنظیم کرده است.
پژمان این ملودی را بر روی شعر فروغ ساخته و به این دلیل که از شعر به شکل کامل استفاده نشده بود و به پیوستگی آن در ترانه آسیب میرسید قرار شد که من کلامی بر همان سبک و سیاق بر آن ملودی بنشانم.
از این رو فراز و فرود و بخشی از موسیقی شعر فروغ و مضامین و دایرهی واژگانی آن به سرودهی من هم راه پیدا کرده است.
فروغ فرخزاد تأثیر عمیقی بر نگاه من به شعر و هنر داشته و دارد و این ترانه کمترین ادای احترام به اوست.
تجربهی زیبایی بود که با صدای پژمان فروتن به فروغ شعر سرزمینمان تقدیم شد.
تو اومدی و با تو خشکسالِ من
به مرزهای سبزِ ترشدن رسید
رسیدی و صدای صد ترانه بود
که از گلوی زندگی به من رسید
@LyricsNotes
1 796
«صبح روشن»
خواننده: پژمان فروتن
ترانهسرا: حمید ناصحی
ملودی: پژمان فروتن
تنظیم: همایون آرامفر
با یادی از «فروغ فرخزاد»
گیتار: آرمین مرشد
پرکاشن: همایون نصیری
باس: محمدصادق فرزانه
وکال: مهگل صفدری
میکس: مهدی کریمی
@LyricsNotes
1 796
همین اجرای آخر «محمد اصفهانی» نشان میدهد که او برخلاف کیفیت اجراهای قدیمیاش، هیچ استعدادی در تشخیص ترانهی درست و شرایط مناسب انتشار اثر ندارد.
اما از هر دوی اینها تاسفبرانگیزتر بیاستعدادی مطلق او در تشخیص سمت درست تاریخ است.
@LyricsNotes
1 796
این که آرشیوداری در مملکت ما بیشتر شبیه یک بلبشو در یک بازار مکارهی قرن هفدهم باشد چیز عجیبی نیست. این نتیجهی سالها مقاومت همزمان مردم و حاکمان در پیوستن به فرهنگ مدرن و بهروز این حوزه است. البته که نقش حاکمان پررنگتر است. اصل قضیه در نپیوستن ایران به «سازمان تجارت جهانی» است. عضویت در این سازمان باعث میشود تحولات عظیم فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و در نهایت، سیاسی، در این مملکت رخ بدهد. اما چرا حاکمان مقاومت میکنند؟
دلیل مهمش «شفافیت» است و شفافیت، یک قرص سیانور زیر زبان نظامهای فاسد است. غرزدن و وای و واویلا کردنهای صاحبان حق در چندین دههی گذشته را حاکمان این سرزمین از درِ این گوششان وارد و از دروازهی گوش دیگر خارج کردهاند چون قرار نیست با شفافیت، خودزنی کنند.
از طرف دیگر بسیاری از ما مردمان هم پا گذاشتن بر حقوق دیگران، عادت روزمرهمان شده است.
پس با غرزدن و زِرنالههای کلیشهای دنبال حل مشکلات اینچنینی نباشیم. این بلبشو چارهی بسیار بزرگتری میطلبد.
@LyricsNotes
