1 687
订阅者
+324 小时
+47 天
+3030 天
帖子存档
1 687
«تو ای پری کجایی؟»
خواننده: حسین قوامی
تصنیفسرا: امیرهوشنگ ابتهاج
موسیقی: همایون خرم
@LyricsNotes
1 687
«در کوچهسار شب»
خواننده: محمدرضا شجریان
شعر: امیرهوشنگ ابتهاج
آهنگ: محمدرضا لطفی
تنظیم: فریدون شهبازیان
@LyricsNotes
1 687
نوار، اعتلا و ابتذال!
این عنوان اولین مطلب جدی من در مورد موسیقی است که سال هفتاد و چهار در یک نشریه منتشر شد. آن زمان یک بچهدبیرستانی پر شر و شور بودم. کتابخانهی بزرگ مدرسه را مدیریت میکردم، کاپیتان تیم بسکتبال بودم، گروه سرود و تآتر را میچرخاندم و مثلا درس هم میخواندم! به واسطهی رفیق هممدرسهایم #امیر_شهلا که آن روزها هم مثل حالا پر از شور فرهنگی و اجتماعی بود و زودتر از من قلمش به نشریات باز شده بود روزنامهنگار هم شدم. اوایل برای طبعآزمایی، داستان دنبالهدار و گزارش ورزشی و اجتماعی مینوشتم اما خیلی زود به پیشنهاد خودم صاحب یک صفحهی ثابت طنز شدم به نام «خندهبازار». در آن صفحه به جز یادداشتهای گلآقایی، شعر و داستانهایم را هم جا میدادم و البته همزمان صفحهآرا هم بودم و مطالبی برای صفحات دیگر مینوشتم.
بعدها با نشریات مختلفی همکاری کردم. اما رویکرد جدی من به موسیقی و ترانه از دههی هشتاد با ماهنامهی #هنر_موسیقی آغاز شد که حالا چند سال است با سردبیری مجلهی #باترانه ادامه دارد. در حوزهی تصویر هم تجربهی سردبیری و اجرای تاکشوی تلویزیونی #موزیک-نوا یکی از مهمترین و مؤثرترین تجربیات من بوده است. دهها گفتوگو با اهالی موسیقی و ترانه و چندین ویژهنامه و یادنامه و پژوهش و نقد و یادداشتهای مختلف، حاصل این فعالیتهاست.
گمان میکنم با این اوصاف روز خبرنگار (که در کشور ما همان روز روزنامهنگار محسوب میشود) برای من باید روز ویژهای به حساب بیاید.
روزنامهنگاری در تمام این سالها بخش مهمی از مشغلههای جدی من بوده و هست. هرچند مدتهاست که از منظر اقتصادی اساسا باید نادیده گرفته شود، آن هم اقتصادی که در این حوزه تبدیل به یک شوخی تلخ شده است. با این حال همچنان انگیزههای بسیاری برای ادامهی این مسیر در من هست.
از همهی دوستان و همکارانی که طی نزدیک به سه دهه در کنارشان آموختم و تجربه کردم ممنونم و روزشان را تبریک میگویم.
@LyricsNotes
1 687
سالها پیش حسینیهای در محلهی ما بود که آذریزبانهای خوی هر سال تاسوعا و عاشورا در آنجا عزاداری میکردند. یک بار یکی از بچهمحلها که خدمت سربازی را در گروه موزیک گذرانده بود به آنها پیشنهاد داد که طبل و سنج بخرند و عزاداری را پرشکوهتر کنند. همین اتفاق هم افتاد و چند سالی بچهمحل ما طبال هیئت بود. بعد هم به عدهای دیگر آموزش داد و به این شکل صدای طبل و سنج عزاداری آن هیئت صاحب اصول شد. تا جایی که یادم میآید عمدهی هیئتها هم همین اصول را رعایت میکردند و به این درک رسیده بودند که طبل و سنج عزاداری نیاز به رعایت قواعدی دارد.
امروز از صبح علیالطلوع تا همین الان از حسینیهی محل انواع صداهای ناهنجار برخاسته بود و محلهای را روی سرشان گذاشته بودند. طاقتم تمام شد و سراغشان رفتم. دیدم طبل و سنجها را دادهاند دست چند کودک و نوجوان و آنها هم با ذوق و شوق و آشفته بر طبلها میکوبند و عجب اینکه مداح هیئت هم بر آن ریتم آشفته و ناکوک، با صدایی گوشخراش ملودی تکهپارهی جهانبخش پازوکی را با شعری نامفهوم فریاد میزد! اعتراض کردم که این چه رسم عزاداری است؟ چرا برای خودتان و هیئت و اصل عزاداری، لعن و نفرین میخرید؟ لااقل تمرین کنید که قابلتحملتر شود!
فقط شانس آوردم که کتک نخوردم!
هنگام بازگشت مقهورانه و در میان هیاهوی گوشخراش دوبارهی هیئت، سرخورده از این همه کجفهمی، یاد این حکایت سعدی افتادم:
ناخوشآوازی به بانگ بلند، قرآن همیخواند. صاحبدلی بر او بگذشت. گفت: تو را مشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمت خود چندین چرا همیدهی؟ گفت: از بهر خدا میخوانم. گفت: از بهر خدا مخوان!
گر تو قرآن بر این نمط خوانی
ببری رونق مسلمانی
@LyricsNotes
1 687
محسن چاووشی این روزها یک خوانندهی تأثیرگذار در مارکت ترانه و موسیقی پاپ است و باز هم یادآوری میکنم که سطح اثرگذاری، لزوما ربطی به کیفیت آثار افراد ندارد.
یکی از ویژگیهای ترانههای اجراشده توسط چاووشی گرایش به شعر و شعرمداری بیشتر به نسبت دیگر خوانندههای پاپ در ترانههای اوست. او به درستی متوجه شده است که برای القای فخامت واقعی و ظاهری به مخاطب ترانهی فارسی باید سراغ کلامی برود که هرچه بیشتر از آن بوی شعر به مشام برسد و فاصلهای معنادار در کلام ترانهها با ساختار متعارف ترانهی فارسی ایجاد کند.
استفاده از اشعار مولانا یکی از ابزارهای او در آغاز پیش گرفتن این رویه بود. اما استفادهی چاووشی از اشعار حسین صفا نقطهی عطف ثبت این ویژگی به عنوان یکی از نشانهای فرمی ترانههای اوست.
فارغ از رویهی چاووشی باید به مواضع شاعرانی که با امثال چاووشی به شهرتی در ترانهسرایی میرسند هم توجه کنیم.
عرصهی ترانهسرایی از مشروطه تا امروز شاهد حضور شاعران برای دیده و شنیده شدن هرچه بیشتر بوده است. شاخصترین نمونهی آغاز این جریان، ملکالشعراء بهار است. او به عنوان یک شاعر بزرگ و صاحبنام در زمانهای که تصنیفسازی و ترانهسرایی از جانب شعرا امری پست و کمارزش تلقی مییشد ترانههای ماندگاری مانند «مرغ سحر»، «بهار دلکش»، «به اصفهان رو» و ... را خلق کرد.
در دورانی که ایرجمیرزای بزرگ به عارف قزوینی میگوید:
تو آهویی مکن با ما!
گرازی!
تو شاعر نیستی!
تصنیفسازی!
و به این ترتیب به روشنی موضع خود و عمدهی شعرای همدورهاش را در مقابل ترانهسرایی و قیاس آن با شاعری مشخص میکند، بهار اما با هوشمندی تمام، با درک جایگاه و اثرکذاری ترانه و ترانهسرایی، این نگاه غلط و ناآگاهانه را نادیده میگیرد.
امثال حسین صفا اما هرچند بهار دوران خود نیستند ولی متوجه این اثرگذاری و جایگاه ترانه و ترانهسرایی شدهاند. اما تفاوت مهم امثال صفا با بهار، جدا از فاصلهی کهکشانی سطح و جایگاه شاعریشان در اصرار بر «با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن» است. شاعرانی به نسبت فضای شعری دوران خود، به غایت معمولی و به همان اندازه پرمدعا که برای دیدهشدن و شهرت و کسب جایگاه به ترانه و ترانهسرایی متوسل میشوند اما در افاضهپراکنیهای گاه و بیگاهشان به شکلی متوهمانه و «خودایرجمیرزاپندارگونه» از ترانه و ترانهسرایی برائت میجویند و ترانه را حوزهای پستتر از شعر میشمارند!
کاش «یاغیتبار» های شعر و ترانهی ما بیشتر بودند!
@LyricsNotes
1 687
ظاهرا آقای کاکایی در جهت اصالت دادن به تقدم نوحه و تعزیه و خوشآمد جریان حاکم چنین افاضهای فرمودهاند وگرنه ماجرا عکس ادعای ایشان است.
1 687
Repost from Lyrics Notes
به مناسب فرارسیدن ایام محرم، یک بار دیگر این مطلب قدیمیام را بخوانید:
https://t.me/lyricsnotes/91
1 687
ابتدا این فرمایشات را بخوانید:
عبدالجبار کاکایی:
مداحان نباید از ترانههای پاپ تاثیر بگيرند
🔸عبدالجبار کاکایی؛ شاعر و ترانهسرای پیشکسوت موسیقی درباره نغمههای محرمی میگوید: «ما فقر نوحه سرایی داریم اما در چندین دهه پیش اتفاقا برعکس بود و بسیاری از ملودیها ریشه در تعزیهها و موسیقی آیینی ما داشتند.»
🔸او ادامه میدهد: «وقتی در موسیقی پاپ ایرانی از فرمهای موجود اقتباس میشود، یعنی در واقع نظام تولیدی موسیقی آیینی ما ضعیف است به این خاطر چون برخی آهنگساز ندارند، ملودی ساز ندارند و غالباً کارهایی که بین مردم جا میافتد کاور میکنند.»
🔸کاکایی در پایان اشاره میکند: «بسیاری از ملودیهای دهه ۲۰ و ۳۰ قدیمی ما ریشه در تعزیهها و موسیقی آیینی ما داشتند. اما متأسفانه در سالهای اخیر شعر آیینی یا نوحه آیینی از موسیقی پاپ روزگار الهام میگیرد. به گمانم جامعه مداحان کشور اگر واقعاً برای شأن هنری آثارشان ارزشی قائلاند و تولید آثار هنری برایشان اهمیت ویژه دارد، بیشتر باید روی این موضوع فکر کنند.»
حالا این پست قدیمی همین کانال را دوباره بخوانید:
1 687
«یاد چشم تو میافتم»
خواننده: محسن چاووشی
ترانهسرا: علیاکبر یاغیتبار
ملودی: محسن چاووشی
تنظیم: رضا فؤادیان
@LyricsNotes
1 687
دوستان لطف کردهاند و به مناسبت دیدار وگفتوگو با دوست عزیزم، پژوهشگر ارجمند، «علیرضا میرعلینقی» مرا به جلسهی این هفتهی «پنجشنبه صبحهای بخارا» دعوت کردهاند. در فرصتی که دارم از زندهیاد «پرویز اتابکی» خواهم گفت.
@LyricsNotes
1 687
«زندگی یعنی همین»
خواننده: داریوش
ترانهسرا: حمید ناصحی
موسیقی: همایون آرامفر
@LyricsNotes
پیانو: همایون آرامفر
گیتار: نوید زمردی
ترومپت: علیرضا میرآقا
فلوت: ارغوان منتظری
هورن: فرشاد شیخی
ترومبون: رامین براتی
ویلن:
دانیال جورابچی
امین عطایی
رائین نورانی
ویولا:
دانیال جورابچی
امین عطایی
ویلنسل: محمدحسین غریبی
درامز: امین طاهری
صدابرداری: حمیدرضا آداب
استودیو پاپ
میکس و مسترینگ: حامی حقیقی
با سپاس ویژه از ویگن داوودی، اصلان حافظی و بهروز صفاریان
انتشار: تیرماه ۱۴۰۰, آلبوم «گرگ»
@LyricsNotes
1 687
«روزبه بمانی» بیش از یک دهه است که در جایگاه مؤثرترین ترانهسرای مارکت ایرانی قرار گرفته است. بدیهی است که مؤثربودن همیشه و لزوما به معنای بهتربودن نیست، اما ماهیت ترانه میتواند اهمیت مؤثربودن را در ترانه به نسبت ژانرهای مشابه، بیشتر کند.
بمانی با ترانههایی که برای داریوش نوشت مشهور شد و با همکاری در یک آلبوم کامل با او به اوج رسید. همکاری با گوگوش هم این اوج را تثبیت کرد. بعد از آن توانست با پشتوانهی شهرت و محبوبیتی که میان طرفداران پرتعداد دو خوانندهی کاریزماتیک و محبوب پیدا کرده بود بیشتر سراغ سلایق شخصیترش در آفرینش ترانه برود و با هوشمندی، خودش هم خوانندهی ترانههایش شد.
مسیری که بمانی پس از تثبیت جایگاهش طی کرد در ابتدا رگههایی از سبکی شخصیسازیشده از «ترانهی پسانوین» داشت. سبکی از ترانهسرایی که هرچند در ادامهی جریان ترانهی نوین است اما ویژگیهایی دارد که در ترانهی نوین کمتر دیده میشود.
یکی از مهمترینِ این ویژگیها هم کمتر شدن بسامد آرایهها و صنایع بدیعی متعارف و معمول و بیشتر شدن استفاده از مردمگرایی و ارسالالمثل در مضمونپردازی است.
بمانی و چند چهرهی شاخص دیگر در ترانهی پسانوین توانستهاند با بالابردن تراکم استفاده از عبارات رایج در زبان روزمره و پایینآوردن درصد استفاده از بدایع معمول و ابزارهای مرسوم شاعرانگی، سبکی را ارائه کنند که مخاطب سادهپسند ترانه را هرچه بیشتر مجذوب سطح اول محتوا میکند. جذابیتی که به گمان من عمدتا به بهای کمرنگشدن ادبیت ترانه اتفاق میافتد. (این بحث مفصل را در مجالی بهتر ادامه خواهم داد).
اما روزبه بمانی در نقاط عطف کارنامهاش آهنگسازهای متناسب با کلام خود را هم در کنار خود دارد. او پس از داریوش و گوگوش به ترکیب برنده دست نمیزند و با علیرضا افکاری پروژهی خوانندگیاش را پیش میبرد.
این پروژه اما با کمرنگ شدن حضور افکاری به مسیر دیگری میرود. مسیری که حالا نتیجهاش دلزدگی مخاطب از تکرارهای مفرط در همهی شئون ترانههای اوست. ملودیهای بیرمق، تنظیمهای بیاتفاق و ترانههای اسیر تکرار و اجرا در تونالیته و لحنی که دیگر جذابیتی برای مخاطب پرشور و پرتعدادش ندارد.
این برهه از کارنامهی روزبه بمانی میتواند بهانهای برای اوجگیری دوباره یا رکودی خطرناک باشد.
@LyricsNotes
1 687
«بسّه برگرد!»
خواننده: روزبه بمانی
ترانهسرا: روزبه بمانی
ملودی: مهرداد نصرتی
تنظیم: سعید زمانی
@LyricsNotes
1 687
«پستچی»
خواننده: محسن چاوشی
ترانهسرا: امید روزبه
ملودی: محسن چاوشی
تنظیم: اشکان عرب
@LyricsNotes
1 687
«موسیقی ما» یک گفتوگو با «آریا عظیمینژاد» منتشر کرده و نوشته:
« عامل شهرت صدای استاد محمدعلی کریمخانی قطعهی "آمدهام ای شاه پناهم بده" با آهنگسازی آریا عظیمینژاد بود»
عظیمینژاد هم در لوکیشن مناسب، با آب و تاب از خاطره ی این آفرینشگری میگوید!
ظاهراً دستاندرکاران این سایت سطح جدیدی از انتشار اطلاعات غلط، غیرعلمی و غیرحرفهای را کشف فرمودهاند که در دکان هیچ عطاری پیدا نمیشود.
در این که کاملا مشخص است قرار است این آهنگساز به هر طریقی مطرح شود شکی نیست. اما انتشار چنین اطلاعات دروغینی دو حالت دارد:
یا این کارورزان رسانهی حرفهای موسیقی! فرق آواز و تصنیف را نمیدانند و نمیفهمند که آواز، نیاز به آفرینش ملودیک ندارد و اجرای آن به ذوق و آگاهی و توانایی خواننده مربوط است و آهنگسازی برای آواز یک عبارت از بیخ و بن مضحک، غلط و غیر علمی است.
یا میدانند و با علم به این که مخاطب عام متوجه نمیشود، ابزار رسانهایشان را برای دروغ پردازی در جهت منافع مادی و اعتباری به کار میگیرند.
و سؤال اینجاست که موسیقی ما و آقای آهنگسازشان در زمان حیات آن زندهیاد چرا چنین افاضاتی منتشر نکردند؟!
@LyricsNotes
1 687
«نیاز»
خواننده: شهرام شبپره
ترانهسرا: همایون هوشیارنژاد
ملودی: شهرام شبپره
تنظیم: عبدی یمینی
@LyricsNotes
1 687
«دایرهی وجود»
خواننده: بیژن مرتضوی
ترانهسرا: تندیس
ملودی: بیژن مرتضوی
تنظیم: عبدی یمینی
@LyricsNotes
1 687
«کولهبار»
خواننده: شهرام صولتی
ترانهسرا: مسعود هوشمند
ملودی: سیاوش قمیشی
تنظیم: عبدی یمینی
@LyricsNotes
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
