245
订阅者
-224 小时
-47 天
-530 天
帖子存档
245
دیگه دوسش ندارم ولی اگه یه روز ساعت ۴ صبح بهم زنگ بزنه و کلیه بخواد، بدون یه ثانیه فکر کردن میرم و کلیمو میدم بهش.
245
مرگ خیلی ترسناکه. یعنی اون ادم قهر نکرده کات نکرده. مهاجرت نکرده خونش یه شهر دیگه نیست. لانگ دیستنس نیست. دیگه وجود نداره اون مرده و هرکاری هر آرزویی هم کنی برنمیگرده.
245
گويى از جنگ برگشته ام ؛ قلبى تكه تكه ، غرورى زخمى وذهنى آشوب.
كسى كه ادعا داشت دوستم دارد؛ سلاخى ام كرد.
