ch
Feedback
ری رآ🍃

ری رآ🍃

前往频道在 Telegram

دفترچه ی خاطره هام..:)

显示更多
未指定国家未指定类别
339
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
فصلی بینِ تابستان و پاییز وجود دارد به اسمِ "فصلِ آرزوهایِ نرسیده" هرچقدر در تابستان دست هایت را برای رسیدنشان بلند میکنی و درنهایتِ تلاشهایِ بی شمارَت؛ بهشان نمیرسی. در پاییز تاوانِ خاطره هایش را با درد پس میدهی... @rey.raaaa

دلم میخواد یه پلاکارد بگیرم دستم که روش نوشته: من با يه نخ خيلى نازک به اين دنيا وصلم با من مدارا کنید. من غرق غم، استرس، اضطراب، احساس عقب بودن، سختى و فشار هستم. خسته‌ام و در عین حال تلاش ميكنم كه اين نخ نازک بريده نشه و سعی میکنم شرایط رو هندل کنم. #درد_مشترک @rey_raaaa

ازچشم من.. تو آدم عجیبی بودی.. مرتب..منظم.. و به قول بچه ها آن تایم.. همیشه گوشه ی چشمت به ساعت بود وحواست به برنامه های بعداز اینت.. برنامه هایی که همه میدونستیم محاله تغییر کنه.. یادداشت های کوچیک چسبیده به دیوار اتاقت همیشه به نوبت تیک می خورد و هیچوقت..هیچ جا.. ندیدم و نشنیدم چیزی رو از قلم بندازی.. چیزی رو جا بذاری.. یا فراموش کنی.. بارها امتحانت کردم..خبرنداری ..نه؟ روز وساعت بهت گفتم.. و از حفظ برام گفتی که اونروز کجا قراره باشی و چی قراره همراهت ببری.. دوشنبه.. بیست وهفتم این ماه کافه باشی وچهارخونه پوشیده باشی و طبق معمول ماگ خودت همرات باشه برای نوشیدنی.. ۴ ماه بعد یه روز قبل از تولد محسن برای دیدنش بری یزد..قطعا تیشرت زردرو همرات ببری با دوربین و یه باطری اضافه.. چون محسن آدم طولانی کردن روزهاس.. یا دم دمای عید طبق برنامه ی هرسالت قراره شهرتون باشی.. ساعت سه پنج روز مونده به سال نورو ازت پرسیدم حتی.. و گفتی احتمالا اون ساعت ناهارت رو خوردی و گوشیت رو خاموش کردی..طبقه بالای خونه کوچیک مادر بزرگ دراز کشیدی تابدون فکر کردن به جیز دیگه ای فقط کتاب بخونی .. بارها شده بود که خیلی جدی از من پرسیدی ماه بعدی چه وقتایی میتونم همراهیت کنم و من بعداز اینکه مطمئن میشدم شوخی نمیکنی از تعجب سوال تو.. و تو از تعجب بی جواب موندن یا"ببینیم چی پیش میاد تا اونموقع "های من از ته دل خندیده بودیم.. قفسه های مرتب.. کتابای چیده شده.. تقویم برنامه ریزی شده.. و مردی که به هر قیمتی سرحرفهاش میموند.. من به اینا عادت کردم.. وخب همین شد وقتی از آینده گفتی و منو بارها توش همراه دونستی.. جمع بستی.. آینده ی من..آینده ی تو نه..آیندمون گفتی.. دل بستن بهت اونقد کار احمقانه ای به نظرم نیومد.... دل بستم بهت.. باخیال راحت.. حق داشتم دیگه..نه؟ حق داشتم که باورم نمیشد یه روز بیاد که تو بند و بساطتت و جمع کنی.. راه بیفتی سمت در.. منو جا بذاری و بری و حتی یادت بره رفتنی دلی که بندت شده بود رو بهم برگردونی.. #خط_خطی_های_ری_را @rey_raaaa

من حالم بد بود.. تمام وقتایی که لبخند میزدم .. شاید حال شمارو بهتر کنه.. و شما گفتید میخنده..پس خوبه..:) ندیدینم..نخواستین ببین شاید:) من حالم بد بود.. تمام وقتایی که سرسری و از روی انجام وظیفه تو یه پیام حالمو پرسیدین.. وحتی وقتی بعد چندین دقیقه گذشتن از پیامی که همون لحظه خونده شده بود وقتی فقط کلمه ی خوبم و یه :) به دستتون رسید.. گفتید میگه خوبم.پس خوبه.. نفهمیدید..نخواستید بفهمید شاید..:) من حالم بد بود.. وقتی با هر یه سلام چطوری ساده حرفایی که سخت بود گفتنش برام چشمامو پر اشک میکردن .. گفتید احساساتیه..دلش تنگ شده بود.. دلیلش رو ندونستید..نخواستید بدونید شاید..:) من بد بودم..وقتی داستان تلخ و شیرینی های شماروتو سکوت میشنیدم فقط برای بتونم اون مابین یه کلمه پیدا کنم..یه چیزی که دست بهش بندازین و ادامه بدین..که یادتون بیارم شما خیلی خیلی قویترازینایین.. هیج کدومتون حرفای منو نشنید..نپرسید..نخواست بدونه شاید وقتی میگردم دنبال طناب نجاتش به دستام زل زدم و مرور کردم لحظه ی غرق شدنم چقد خالی بود دستام..از دست..طناب..امید..:) منم انقد با خودم تنها موندم تنها خوب شدت رو یاد گرفتم.. تو آینه نه فقط برای مردم‌‌یاد گرفتم به روی اونم لبخند بزنم.. هفته ای یه بار وقت گذاشتم و خیلی با حوصله حال دلم رو از خودم پرسیدم.. با خودم بحث کردم.. سرزنشش نکردم..فقط تلنگر زدم تا بتونه یاد بگیره به جای کل عمر سکوتش حرف بزنه.. با کسی که نه مسخرش میکنه.. نه بعدا به روش میاره حال الانشو.. نه تنهاش میذاره.. اشکایی که هیچکس ندیده بود رو خودم پاکشون کردم.. و دستای خالیشو خودم گرفتم.. و بعد از همه ی اینا.. امروز توی همون آینه که برای دلخوشیش بروش الکی لبخند میزدم.. امروز واقعی ..از ته دل به روم خندید.‌. وااقعی..بدون تلاش.. هنوزم خسته بود.. اما تنها نه‌. زخمی بود.. اما سر پا.. به چشماش که نگاه کردم یه حس تازه توش نشسته بود.. حسی که تا به حال انقدر عمیق حسش نکرده بودم.. حسی که آرامش صداش میزنن.. #خط_خطی_های_ری_را

یه حقیقت خیلی تلخ تو دنیا ی من هست.. حقیقتی که همیشه فرار کردم ازش.. نادیده گرفتمش.. و خواستم فراموشش کنم.. حقیقتی که به شدت بهم حس دورانداختنی بودن.. اضافی بودن میده.. و این حقیقت رو دیروز به بدترین شکل ممکن تو صورتم کوبیدن..:) چطور باید باشم الان به نظرت؟ تیکه های روحمو چجوری جمع و جور کنم..بهم بچسبونم..سرپاشم دوباره؟

photo content

من چرا باید گریه کنم با این؟🥲...

. گفت:یه چیزی بپرسم ازت؟ گفتم بپرس رفیق..:) پرسید : _نفرت انگیز ترین آدمای دنیا کیان ازنظرت؟ گفتم: _اول خودم.. وبعدهمه ی آدمای از دست دادن:) _آدمِ چی؟یعنی چی؟ _آدم از دست دادن.. یعنی اونایی که فکر میکنن همه چیز..همه کس.. همیشگیه.. باید همیشگی باشه! همه باید به صورت همیشه اخموشون لبخند بزنن.. نشون بدن چقد مهمه براشون ..واونا ..سکوت! فکر میکنن نیاز نیس بگی..نیاز نیس بخوای.. نیاز نیست خواستنتو نشون بدی.. نیاز نیس بگی دوستت دارم.. نیاز نیس بگی نرو.. نیاز نیست بگی رحم کن به دلم..:) نمیدونن هیچی همیشگی نیست.. نمیدونن آدما ریشه ندارن که یه جا ثابت بمونن.. مجسمه هم نیستن:) نمیدونن چیزی که کنارت نگهشون میداره توجهه.. اونوقت.. تنها که میشن.. ازدست که میدن.. تازه شروع میکنن دنیا رو متهم کردن.. که خیانت دیدم.. تنها شدم.. رهام کردن.. و اشک بریزن و باقی عمرشونو با خاطرات اونی که رفته..و یک دنیا ای کاش مچاله کنن..:) _تاحالا فکر نکرده بودم بهشون..ندیدم تا بحال گمونم.. _اشتباه میکنی..یکی از همونا همین حالا روبروت نشسته وسالهاست بخاطر اینکه نتونسته به موقعش بجای رفیق..عشق صدات کنه از خودش متنفره..:) #خط_خطی_های_ری_را @rey_raaaa

38162.mp37.10 MB

من به تویی که وقتی یه نفر ازت میپرسه "چرا خوب نیستی" و یه جواب واسش داری حسودیم می شه. چون من هیچ وقت نمی فهمم دقیقا چرا نارا
من به تویی که وقتی یه نفر ازت میپرسه "چرا خوب نیستی" و یه جواب واسش داری حسودیم می شه. چون من هیچ وقت نمی فهمم دقیقا چرا ناراحتم، هیچوقت نتونستم بگم من به این دلیل حالم خوب نیست، چون همیشه نگهشون داشتم، همیشه تک تک ناراحتیام رو هم جمع شدن و یه حباب غم تشکیل دادن واسه روز مبادا، روز مبادا کیه؟ روزی که اون حباب می ترکه و من به ازای هر باری که باید خودمو تخلیه می کردم و نکردم، ناراحت و عصبی می شم، به ازای هرباری که باید گریه می کردم و نکردم، گریه می کنم و بخاطر همین من تو روز مبادا هیچ وقت نمی تونم بگم من به فلان دلیل حالم خوب نیست، فقط می تونم بگم حبابم ترکیده همین. #ناشناس @rey_raaaa

گویا اینستادرست شد..😌آخیش🍃

بشینم برگاشونو تمیز کنم...فعلا میشه همینکارو کرد...🌙🙊🍃
بشینم برگاشونو تمیز کنم...فعلا میشه همینکارو کرد...🌙🙊🍃

میگن لینکه ام کار نمیکنه. اینو تستش کنین بی زحمت🤭🥴

سلام Rey هستم 😉 لینک زیر رو لمس کن و هر انتقادی که نسبت به من داری یا حرفی که تو دلت هست رو با خیال راحت بنویس و بفرست. بدون اینکه از اسمت باخبر بشم پیامت به من می‌رسه. خودتم می‌تونی امتحان کنی و از همه بخوای راحت و ناشناس بهت پیام بفرستن، حرفای خیلی جالبی می‌شنوی: 👇👇👇 https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MTI1MjI1NzE4Ng

شایدم کنار چایی خوندن پیامای شما...☕️🌙

اگر حرف داری.. نگفته هات سنگینی میکنه نمیذاره بخوابی.. حرف بزنیم امشب...اینجا 👇👇👇 https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MTI1MjI1NzE4Ng

مثل اینکه جدی جدی بایدگوشیو بذاریم کنار.. بریم سراغ چایی ☕️

گویا کامنتای تلگرامم به مشکل خورده😐

امشب از آن شب‌هاییست که باید چایی بریزیم، برویم حیاط و پتو پیچ رو به روی بنشینیم بگوییم: «وِل کن مجازی را، چاییت یخ کرد .» فقط یک اِمشب . 🍃 پ.ن:برعکس این حرفا من فعال شدم امشب حالا😅

خب ...همه گویاگیر کردیم اینجا فعلا... به شدت خوشحالم ازینکه مشکل جهانیه و قابل رفع.. یکم کم شداز ترسم برای همیشه خاموش موندن.. تو چطوری رفیق؟