587
订阅者
+124 小时
+17 天
+130 天
帖子存档
587
بگو چهکار کنم؟
وقتی شادی به دمِ بادبادکی بنداست
و غم چون سنگی
مرا در سراشیبِ یک درّه دنبال میکند.
#غلامرضا_بروسان
587
کجایی ای اجل؟ افسانهای سر کن که در چشمم
شد از بیداریِ شبهای غم، خوابِ عدم شیرین
#طالب_آملی
587
گر بداند که چه خون می خورم از تنهایی
دل شب بر سر من مست و غزلخوان آید
چه نظر بر دل صد پاره ما خواهـــد کرد؟
لاله رویی که خراجش ز گلـــستان آید
#صائب_تبریزی
587
مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردی
به زیر پای هجرانش لگدکوب ستم کردی
قلم بر بیدلان گفتی نخواهم راند و هم راندی
جفا بر عاشقان گفتی نخواهم کرد و هم کردی
#سعدی
587
يار من باش که زيب فلک و زينت دهر
از مه روي تو و اشک چو پروين من است
تا مرا عشق تو تعليم سخن گفتن کرد
خلق را ورد زبان مدحت و تحسين من است
#حافظ
587
من کوهم و قال من صدای یار است
من نقشم و نقشبندم آن دلدار است
چون قفل که در بانگ درآمد ز کلید
میپنداری که گفت من گفتار است
#مولانا
587
کشتیهای زیادی درخواست کردهاند
که در اسکلههای چشمهایم پناه گیرند
ولی همهی آنها را رد کردم
فقط کشتیهای تو حق دارند
در آبهای اقلیمیام پناه گیرند
فقط آنها در خونام سفر کنند
بدون اجازه...
