2 827
订阅者
-524 小时
-127 天
-6730 天
帖子存档
2 827
روزی را میبینم که روبهرویم نشستهای، زیاد به تو دقت نخواهم کرد اما نور کمی از پنجره روی چشمانت افتاده و انها را روراست تر جلوه میدهد.
کمی خم میشوی و بلاخره با جدیت خواهی گفت که تمام این راه طولانی را منتظر من بودهای.
که میخواستی ببینی تا کجا تاب میاورم و چقدر این جنون و رنج را تحمل خواهم کرد تا بلاخره چاقوی سمی ای که توی قلبم فرو کردهای اثر کند.
کمی خم میشوی و اضافه میکنی که من باختم.
که اونقدرها که باید تحمل نکردم.
که قرار بود مرا بشناسی و شناختی.
من از انجور ادمهایی هستم که تا لحظه اخر برای عشق نمیجنگند.
میخندم، قطعا به ان حد از احمق بودنت میخندم.
نور تغییر جهت میدهد و روی چشمان من منعکس میشود.
نفسی میکشم و ان لحظه نوبت من است که حرف بزنم.
ناراحت نیستم و شاید کمی ارام صحبت کنم.
به هرحال خوشحالم که من را شناختی.
اما اینجا من برنده ترم.
چرا که فهمیدم ادم ترسوی قصه تویی.
کسی که منتظر است دیگران از عشقش دفاع کنند، کسی که خود جرعت جنگیدن و امتحان کردن ندارد.
نور همچنان اینجاست.
خوب نگاه کن، چرا که من شجاع تر و رو راست ترم.
2 827
خودم را به تو میبندم.
اما باز هم نخواهی ماند.
شاید بتوانم با جسمت کاری کنم، اما روحت را که به دنیای بی من گره زدهای چه کنم؟
2 827
کاش یک ساعت قبل از اینکه بفهمم هیچوقت دوستم نداشتی بمیرم، لطفا تا دقیقههای اخر حتی به دروغ من را دوست بدار.
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
