222
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-230 天
帖子存档
Repost from آن؛
«من میدانم که شب مثل روز نیست؛ میدانم که همه چیز فرق میکند، موضوعهای شب را نمیتوان در روز بیان کرد، برای اینکه دیگر وجود ندارند، و شب ممکن است برای مردمانِ تنها، همین که تنهاییشان آغاز شد، وحشتناک باشد.»
- ارنست همینگوی.
| آن؛ نشسته در بهمن.
Repost from N/a
+7
من دیوید هاکنی رو از توییتر شناختم و تازه فهمیدم میتونستم نقاش موردعلاقه داشته باشم، ولی خیلی دیره. 💔
کاش کمی به خودم حسِ اطمینان داشته باشم به خودم به انتخابم و به هرآن چیزی که هستم احترام بذارم.
گول ذهنم رو نخورم و حس نکنم برای جاشدن تو این زندگی باید یه شکل دیگه باشم.
از دست ذهنم خیلی خسته ام ومدام گولش رو میخورم مدام به خودم اعتماد ندارم وحس میکنم خراب میکنم همه چی رو.
دلم برای زندگی کردن خیلی تنگ شده راستش.
مدت زیادیه همش منتظرم اتفاق های تلخ کمرنگ بشن ،جنگ تموم بشه ،تکلیف مشخص بشه و بعد زندگی کردن رو شروع کنم غافل ازاینکه تموم این روزها که داره میگذره از عمر و جوونیمونه.
و جنگ زندگیت را آشکار کرد
و جنگ دربدریهایمان را آشکار کرد
چه خارهایی در مردمکهایم روییده است
چه آتشی ریههایت را انباشتهست.
چه کردهاند
با عمرت
چه کردهاند!
چه کردهاند
با انسان سرزمینم
چه کردهاند!
امروز دقیقا ۴۰ امین روزی هست که چراغِ خونه ما خاموش شد.
میگن خاک مرده سرده دروغ میگن
هر شب که میام تو رختخواب شکلِ این اندوه تغییر کرده انگار هی بزرگ و بزرگ تر میشه و من همچنان ناباورم
آخه چجور میتونم باور کنم این اتفاق رو.
انقدر دلم برا داداشم تنگ شده که هر شب آرزو میکنم کاش امشب بیاد به خوابم کاش بیاد باهام یه دل سیر حرف بزنه.
زندگی از همیشه سخت تره برام
و این غم خیلی بزرگه.
ومن خیلی ناتوانم.
Repost from Elle
یه افسانه قدیمی هست که میگه وقتی انسان عزیزی رو از دست میده ۴۰ تا شمع تو دلش روشن میشه؛ هر روزی که میگذره یکی از اون شمعها خاموش میشه و کمی دلش تسکین پیدا میکنه، تا میرسه روز چهلم، اون شمع هرگز خاموش نمیشه، تا ابد روشن میمونه و هر وقت یاد عزیزت میفتی داغش رو احساس میکنی.
Repost from Attic
میشه ادم به خودش حسادت کنه؟ من به خودم در گذشته، تا قبل از ۱۹ دی حسودیم میشه، چقدر خوشبخت بودی و خبر نداشتی، چه آرامشی داشتی و ازش غافل بودی!
