ch
Feedback
Nesfea🌌

Nesfea🌌

前往频道在 Telegram
2 345
订阅者
-124 小时
-137
-2930
帖子存档
آخرین پرنده را هم رها کرده ام، اما هنوز غمگینم! چیزی در این قفسِ خالی هست، که آزاد نمی شود... @nesfeaw🖤

میگن اگه بند کفشت یهویی باز بشه یعنی یکی تو اون لحظه خیلی دلتنگت شده.. گاهی وقتا بند کفشامو شل می‌بندم تا هروقت باز شد خیال کنم که تو دلتنگمی... @nesfeaw🖤

به جای "همیشه اینجا خواهم ماند" بس بود که بنویسی "اینجا خواهم ماند" و خودت را با "همیشه" اسیر نکنی. "همیشه" هرگز وجود ندارد. به زودی می‎بینی که "همیشه" آنجا نمانده‎ای. آن وقت شاید از خودت بدت بیاید. @nesfeaw🖤

ناگهان باز دلم یاد تو افتاد شکست @nesfeaw🖤

هیچکس قرار نیست از نبودن ما بمیره،نهایتا یه ساعت دیرتر میخوابن @nesfeaw🖤

سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من سیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه من... 👤 مولانا @nesfeaw🖤
سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من سیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه من... 👤 مولانا @nesfeaw🖤

کز خیالی عاقلی مجنون شود...! مولوی @nesfeaw🖤
کز خیالی عاقلی مجنون شود...! مولوی @nesfeaw🖤

#حکایت عشق چیست؟منصور حلاج كیست؟ صبح بود . مردم را كنار زدم و او را دیدم . هزار تازیانه خورده بود و در وی اثر نكرده بود . او را روانه چوبه دار كردند . در راه درویشی خود را به او رساند و پرسید : عشق چیست ؟ لبخندی زد و گفت : امروز بینی و فردا و پس فردا . درویش نفهمید و من فهمیدم . امروز او را می كشند و فردا می سوزانند و پس فردا خاكسترش را به باد می دهند . بندی كه به او بسته بودند ، سنگین بود و او می خرامید . به زیر دار رسید . بوسه ای بر چوبه دار زد و گفت : " معراج مردان ، عشق است . " جماعتی كه مریدانش بودند ، پرسیدند : چه گویی كه ما مقرانیم و منكرانی كه بر تو سنگ می زنند ؟ گفت : از برای شما یك ثواب و ایشان را دو ثواب باشد . می دانستم كه منظورش چیست . مردمی كه بر او سنگ می زدند از قوت و صلابتشان و توحیدشان بود و یارانش از حسن ظن . حسن ظن از فروع بود و توحید از اصول . شبلی آمد . رو به او كرد و گفت : تصوف چیست ؟ گفت : كمترین مقامش این است كه می بینی . شبلی گفت : مقام اعلایش چیست ؟ گفت : تو را بدان راه نیست . شبلی سر بر زمین انداخت . هر كس سنگی برداشت و انداخت . شبلی گلی انداخت . آه از او بلند شد . در چشمانش افسوس را دیدم . مریدی از مریدانش گفت : آخر این همه سنگ انداختند ، هیچ نگفتی ، از این گل آه بر می آوری ؟ فرمود : آنها نمی داند ، معذورند . از او سختم آمد كه می دانست و نمی بایست انداخت . معتصم گفت : دستش ببرید . دستانش را بریدند . بغضم تركید . او فقط لبخندی زد . مریدی گفت : چرا می خندی ؟ فرمود : " الحمدالله كه دست ما بریدند . مرد آن باشد كه دست صفات ما را كه كلاه همت از تارك عرش می رباید ، ببرد . " امریه رسید : پاهایش را نیز ببرند . بریدند . اشكم سرازیر شد . ولی او تبسمی كرد و فرمود : " با این پای سفر خاكی می كردم ، قدمی دیگر دارم كه هم اكنون سفر دو عالم خواهم كرد . " سپس خم شد و دو دست بریده را بر رویش مالید و سرخ روی شد . گفتند : چرا چنین كردی ؟ فرمود : " نمازی كه عاشقان گذارند ، وضویش چنین باشد . " چشم هایش را در آوردند . چشمانم را بستم . فغان از مردم بلند شد . عده ای گریه می كردند و سنگ بر زمین انداختند و دیگران سنگ برداشتند و به او زدند . امر رسید : زبانش را در بیاورید . فرمود : صبر كنید كه سخنی بگویم . روی به آسمان كرد و گفت : " بدین رنجی كه از برای من بر می دارند ، محرومشان مكن . و از این دولتشان بی نصیب مگردان . الحمدالله اگر دست و پای من بریدند و اگر سر از تنم جدا می كنند ، در مشاهده جمال تو بود . " گوش و بینی او را بریدند و آخرین كلمه ای كه متكلم شد این آیه بود : " آنانكه ایمان به روز رستاخیز ندارند ، از روی استهزا تقاضای ظهور آنرا با شتاب دارند ، اما مومنان سخت ترسناكند و می دانند آنروز بر حق است . " سپس به صلیبش كشیدند . در میان سر بریدن تبسمی كرد و جان داد و من را بی مراد كرد . دیگر مریدی بودم كه مرادش را بر دار كرده بودند . او را فردایش پاره پاره كردند و فقط گردن و كمرش ماند . از تكه هایش صوت انالحق آمد . تكه تكه اش كردند و باز صوت انالحق آمد . سوزاندنش و خاكسترش در دجله ریختند . از آن هم صوت اناالحق آمد . پس از آن دیگر كسی به این مقام نایل نشد . حافظ درباره ی حلاج نوشت : گفت آن یار كز او گشت سر دار بلند جرمش این بود كه اسرار هویدا می كرد... @nesfeaw🖤

زندگی شاید ریسمانی‌ست که مردی با آن خود را از شاخه می آویزد... فروغ فرخزاد @nesfeaw🖤

من اناری را، می كنم دانه، به دل می گويم: خوب بود اين مردم، دانه های دلشان پيدا بود... @nesfeaw🖤

بعضی وقتا دوست دارم برم تو رویاهام درو از اونور قفل کنم. @nesfeaw🖤

حالا از ما که گذشت ولی شما به بچه هاتون یاد بدین که آدمای زیادی میان تو زندگیشون و میرن و قرارنیست برای هر رفتنی غصه بخورن... @nesfeaw🖤

از يه جايی به بعد ديگه هيچی برات مهم نيست، هرچی سر ناسازگاری بذاره ولش ميكنی، رد ميشی ميری. @nesfeaw🖤

‏برای کسایی ک براتون مهمن وقت بذارین تا بقیه براشون وقت نذارن :)) @nesfeaw🖤

. . ﮼هیچکسی‌سخت‌نیست؛ ﮼فقط‌باید‌همدیگه‌رو‌بلد‌باشیم... . .@nesfeaw🖤

می دونستين وقتی يه نفرو ول می كنين از خودش متنفر ميشه و با خودش ميگه: اگه من بهتر بودم نمی رفت:) @nesfeaw🖤

احساس می کنم کسی که نیست کسی که هست را از پا در می آورد @nesfeaw🖤

‏فکر نکنید تنهایی چیز خوبیه ؛ آدما وقتی با کسی حرف نمیزنن ، مریض میشن!!! @nesfeaw🖤